هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز
ساسانیان – مزدک – آتشکده هاو کشاورزی
ساسانیان از قدرتمندترین سلسله های ایرانی بودند که خود را وارث هخامنشیان معرفی می کردند آنها توانستند شیوه حکومت ملوک الطوایفی اشکانیان را از بین برده و قدرت مرکزی منظم ایجاد نمایند دارای سپاه منظم بودند و توانستند مانند اسلاف خود هخامنشیان قلمرو خود را گاه تا آن سوی سوریه و حتی کنار دریای مدیترانه توسعه دهند آنها پس از پنج و نیم قرن حکمرانی در فیروز آباد فارس توانستند حکومت ملی قدرتمندی ایجاد نمایند.
بی تردیداوج توجه به منطقه فراهان در زمان قباد پادشاه ساسانی بوده است وی در سنین جوانی به عنوان گروگان در نزد هیاطله بود و در سال 488 به تخت سلطنت جلوس کرد و در ابتدای سلطنت با مشکلات مالی رو برو شد قیام مزدکیان[1] باعث شد تا وی طرفدار مزدک و مردم گردد مزدکیان تقاضای تحولات اجتماعی عمیق به نفع طبقات محروم داشتند مزدک دارای تعالیم خاصی بود از جمله زندگی اشتراکی و معتقد به برابری به علت طرفداری از مزدک قباد از سلطنت خلع شد و مجدداً به هیاطله پناه برد و در سال 499 در رأس سپاهی به ایران بازگشت و مجدداً به قدرت رسید ولی این بار دیگر از مزدکیان دفاع نکرد.
بر اساس کتاب تاریخ قم بنا به روایت همدانی از ابی منذر هشام ابن صائب کلبی: زمانی که قتیبه پسر مسلم بر فیروز پسر کسری نوه یزدگرد پیروز شد زمانی که خراسان را فتح کرد و مسخر گردانید.
دختر فیروز شاهفرند را بزنی گرفت با او صندوقچه ای بود که قتیبه او را با صندوق پیش حجاج بن یوسف فرستاد و حجاج او را به پیش ولید عبدالملک مروان حاکم اموی فرستاد.
حجاج در صندوق را باز کرد در آن کتابی بود در ذکر خواص شهرها که قباد آنرا از دیگر شهرها جدا کرده بود و مشخص نموده بود وزن آبها و کیفیت خاکهای کشور را مشخص نموده بود و موقعیت آب و هوای نقاط مختلف ایران را یادداشت کرده بود قباد شهری جهت منزل خود بنا نهد چنین گوید: بهترین مواضع بنزهت از اقلیم قباد سیزده موضع است اول تل ماستر به قم که گویند آن پشته ایست که بر طبرش مشرفست.
که این بلندی به فاصله، چهار کیلومتر از واشقان در شمال شرقی این روستا در جنگ فناس (کوه پناه) بالای آن جایگاه است که به به نقش رستم نقوسان مشرف است با 200 متر مساحت و به ارتفاع بیش از 40 متر قلعه ایست که آثار آجری آن معلوم بوده است که برای بنای آن از ساروج استفاده شده سنگهای آن تراشیده شده است و حوضی در آن وجود دارد.
در تاریخ قم ص 91 قباد از مداین تا شهر بلخ نقطه و مکانی پاکیزتر و خوش آب تر و نسیم او لذیذتر از ترمیسن تا عقبه همدان( فراهان)، تفرش و آَشتیان نیافت و بدین موضع از برای خاصه خود عمارتی پاکیزه بنا کرد که گرداگرد او هزار کرم و باغ بود بدون تردید در زمان ساسانیان هزاران تاک و باغ انگور در فراهان موجود بوده است و طبیعتی بسیار سبز و خرم و زیبا وجود داشته است.
در تاریخ قم ص 87 نامی از بلیناس حکیم که حکمت از بطلمیوس یونانی آموخته است نام برده می شود وی به دستور قباد طلسمهایی در محدوده قلمرو او تعبیه نمود حکیم نامبرده وقتی به منطقه جبال و فراهان رسید در فراهان شوره زمینی بود که شتر با بار و اسب با سوار بدان فرو می رفت بلیناس گرد بر گرد آن دو طلسم تبیه کرد تا مردمان از آن براحت افتادند برقی گوید از عجایب قم نمکستان ایست که بفراهانست بقرب فارجان و آن مانند دریا یکی است چهار فرسخ طول آنست دو فرسخ عرض آن چون وقت خریف (پاییز) در آید مردم آن ناحیت از آن مستغنی شوند مجموع آبهای آن مواضع بدان دریا یک [دریای کوچک] روانه گردانند و همه اوقات خریف و زمستان آب در آن جمع می شود چون ایام بهار در آید و مردم دیگر باره به آب محتاج شوند آن آبها از آن موضع باز بندند و مجموع آب آن دریاچه نمک گردد و کردان [کردها] و سایر مردم آن نمک را برند و به همه بلاد جبل و غیر آن برند.(کویر میغان )
منظور کویر میقان است که در آن روزگار دریاچه ای بود که صادرات نمک در آن وجود داشته و به همه مناطق جبال و غیره برده می شده است علاوه بر آن رونق قنوات زمان ساسانیان در منطقه وجود داشته است که در فصل پاییز و زمستان دریاچه را پر آب می کرده است.
با توجه به متن فوق که به اشکال مختلف در کتابهای تاریخی باستانی آمده فراهان نمک جبال و شاید ایران بوده است که این نمک هم مزه و هم شوری داشته است.
آتشکده فردقان فعلی که همان فردجان یا مزدجان مذکور در کتب قدیم است جای بسی تأمل است ایرانیان باستان دین زردشتی داشتند و در این دین آتشکده ها دارای مقدس بوده است و سه آتشکده عمده در کشور وجود داشته که شاید قبل مادها هم دایر بوده است.
آتشکده فردجان از توابع و رستاق کوزدر به فاصله 10 کیلومتری خنجین و در حدود روستاهای کسراسف و چوگان در شمال فراهان قرار دارد. در ایران قبل از اسلام آتشکده های متعددی بوده است که در زمان قباد مزدک دستور جمع آوری آنها را به قباد داد الا سه آتشکده اولیه که یکی از آنها آتشکده فردجان بوده است. در کنار آتش های عادی و معمولی آتش های روستاها و آتوران در مرکز اصلی آتش های ورهران وجود داشت آتشکده های اصلی عبارت بودند از:
1- آتش موبدان (روحانیون زردشتی) آتور فرنبغ= آذر فرنبغ
2- آتش ارتشتاران، آرتور گشسب = آذر گشب (آذر گشئب)
3- آتش کشاورزان، آتور برزین مهر = آذر برزین مهر در دوره ساسانی
اولی در فارس
دومی در آذربایجان
سومی در خراسان
بنای آتشکده آتور فرنبغ توسط جمشید که بهترین پادشاه بود بنا شد.
آتور گشب توسط کیخسرو جنگجو
آتور برزین توسط ویشتاسب حامی و مدافع زرتشت و بنا بر برخی از اقوال زردتشت آنرا از آسمان آورده است.
مهمترین مرکز مذهبی شاهنشاهی قبل از حمله اعراب مسلمان به ایران آتور گشسب بوده است ولی آتشکده های دیگر معلوم نیست که آیا اهمیت واقعی آنها بر دیگر آتش های ورهران برتری داشته اند یا نه صرفاً جنبه زیارتی داشته است. تقدس آتش تا حدی بوده که آتشکده ها خدمه داشته و اشخاص بزرگ اصیل و سرشناس به اداره آن گماشته می شدند.
آتشکده محور اصلی زندگی مذهبی بوده و هر آتش مورد قبول نبوده و باید آتش تصفیه می شد و اهمیت همه آتش ها یکسان نبود آتش های مختلف در زمانهای گذشته هر کدام اختصاص به وجودی داشته است.
1- برز تیسوه
2- سپنیشته
3- وازیشته
4- اور وازیشته
5- وهرفریانه
در کتاب ایران باستان اثر ماریان موله ص 76 آتش آذرگشسب که همان را آتش ارتشتاران می داند در تخت سلیمان در آذربایجان بوده که خرابه های آن هنوز پا برجاست.
درباره محل این آتشکده بنا به اسناد بویژه کتابهای پهلوی آنرا در کنار دریاچه چی چست (ارومیه) در شیز می دانند اما مورخان و جغرافی دانان اسلامی محل آنرا در شیز در تخت سلیمان کنونی می دانند که فاصله زیادی با چی چست دارد سفیدی و درخشانی این آتشکده به علت سوخت نمک که از دور سفید به نظر می رسد بوده از شگفتی های این آتشکده آن است که کانون آن از هفت صد سال قبل فروزان بوده است و خاکستر در آن وجود ندارد و شعله آن هیچگاه خاموش نمی شده است این آتشکده همیشه سوزان ظاهراً از نفت یا از گاز تغذیه می شده و خاکستری نداشته است[2].
کتابهای پهلوی نیز از این آتشکده و گنجینه شیزیکان یاد می کنند و نسخه ای از اوستا دوران هخامنشی به گنجینه آن سپرده شده بود در دوران کواد (قباد) و پسرش خسرو انوشیروان، این آتشکده خودسوز به سبب قطع جریان گاز زیرزمینی یا نفت رو به خاموشی می رود و قسمتی از آتش آن را به مزدجان فراهان می برند و قسمتی دیگر را به آتشکده کهنسال آبان کشنسپ (ما جشنسف) یا آتشکده برکه که مسعودی از آن با عنوان آب آتش یاد می کند.[3]
ابن فقیه در مختصر البلدان آتشکده آذرگشسب: در این روستا دهکده ایست به نام فردجان و در آن آتشکده ای کهن است و آن یکی از آتش هایست که مجوسیان در حق آن غلّو کرده اند. چونان آتش آذر خره و آتش جمشید و این نخستین آتش است و آتش ما جشنسف و این آتش کیخسرو است مجوسان درباره این سه آتش غلو کرده اند و سخنشان خردپذیر نبود. آذر جشنسف، آتش کیخسرو در آذربایجان بود انوشیروان آنرا به شیز آورد.
از آن آتش ها که مجوسیان درباره آن غلو کرده اند آتش آذر جشنسف فراهان است تاریخ قم ص 89 ، متد کلی گوید؛ یکی از مجوسیان که آنرا دیده بود مرا حکایت کرد که چون مزدک بر قباد پیروز شد گفت وظیفه آن است که تو همه آتش ها را باطل کنی مگر سه آتش اولین را، قباد این کار بکرده همچنین آن مجوس گفت! آتش آذرجشنسف بیرون آمد تا در آذربایجان به ما جشنسف رسید و با آن آمیخته گشت و هر گاه آنرا افروختندی آتش آذر جشنسف سرخ پیدا و ظاهر گشتی و آتش ما جشنسف سفید چون مزدک را بکشتند دیگر باره مردم آتش ها را به جاهای خود بازگردانیدند آتش آذر جشنسف را در آذربایجان نیافتند پیوسته آنرا بجستند و بر اثرش همی رفتند تا معلوم کردند که به فردجان باز آمده است[4]
[1]- مزدک؛
[2]- ایران باستان ماریا موله ترجمه ژان آموزگار پیشگفتار چاپ چهارم تهران
[3]- مروج الذهب، مسعودی ترجمه پاینده ج 1 ص 606
[4]- مختصر البلدان ترجمه مسعود انتشارات بنیاد فرهنگ ایران
چاپ کتاب در تیراژ بیش از یکصد هزار جلد ، پخش سی دی با چاپ دیجیتال به تعداد انبوه ، نصب انواع و اقسام بنرهای تبلیغی و پلاکادر نوشته های چند متری ، بروشورهای مختلف رنگی و سیاه و سفید ، انواع و اقسام هدایای تبلیغاتی و ...
همگی در کنار برنج و روغن ها و کارت های ایرانسل برخی از نامزدها خود حکایت از خرج کردی هنگفت برای قبول بار سنگین مسئولیتی حساس و مهم برای قانون گذاری صحیح ! به همراه جمعی دیگر که آنها نیز با دست خالی و بدون هزینه به این مکان تشریف فرما نگردیده اند جای بسی سوال و ابهام در اذهان عمومی باقی گذاشته است......
یا مدبر اللیل والنهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الاحوال
*********************************
زندگی صحنه زیبای هنر مندی هاست
هرکسی نغمه خود خواند واز صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
************************
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اند رشهریاری بر قرارو بر دوام
سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش
اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام
فرا رسیدن سال نو و بهار طبیعت را خدمت هموطنان عزیز بویژه همشهریان گرامی در منطقه فراهان تفرش و آشتیان تبریک و تهنیت عرض مینمایم وآرزوی سالی پر با ر و همراه با موفقیت را برای شما سر وران گرام دارم . ایام بکام و هروزتان نوروز و نوروزتان پیروز
با اظهار فروتنی و احترام مجید فراهانی
نوروز درفراهان
استقبال از نوروز: نوروز در منطقه فراهان همانند سایر مناطق کشور از مقام و اهمیت بالایی برخوردار است و فراهانی ها این آئین باستانی برا با شکوه تمام برپا می دارند. با شروع اسفند ماه، خریدهای شب عید آغاز می شود و جمعیت شهری و روستایی زیادی هر روزه در خیابانهای اصلی شهراراک تردد می کنند که باعث راهبندان و آشفتگی خیابانها و پیاده روها می شود. دستفروشان فرصت را غنیمت شمرده و بساط خود را در خیابانها می گسترانند. بازار اراک در این ماه به شدت فعال است و شیرینی، آجیل، مواد غذایی و رخت عید مهمترین کالاهایی هستند که به فروش می روند. با نزدیک شدن به شب عید بر شلوغی بازار افزوده می شود به نحوی که معمولا در چند روز آخر سال خیابانهای منتهی به بازار اراک نظیر محسنی ،ارک ، کاملا توسط دستفروشان مسدود می شوند و تردد ماشین در این مسیرها ممنوع می شود. این بازار تا چند دقیقه مانده به آغاز سال نو همچنان پابرجاست و بعد از تحویل سال نو به یکباره برچیده می شود. طبیعت فراهان به گونه ای است که در نیمه دوم اسفند و نیز سراسر فروردین بارندگی فراوانی دارد. به همین روی ممکن است گاه بارش شدید باران موجب بر هم خوردن موقتی بازار شب عید، کند شدن دید و بازدیدها و یا ناتمام ماندن تفریح سیزده بدر شود. فراهانی ها علاقه زیادی به گذراندن تعطیلات نوروزی در شهر خود دارند و معمولا سفر به دیگر مناطق را به زمان دیگری موکول می کنند.
گردگیری یا خانه تکانی معروف به گرتوئه معمولا از اوایل اسفند شروع می شود و یک هفته مانده به عید به پایان می رسد. معمولا هر خانواده یک یا دو هفته با گردگیری خانه مشغول است. در این زمان فرشها، پرده ها و لباسها را برای نظافت به فرش شویی ها و خشک شویی ها می دهند و یا آنها را در خانه می شویند. وجود فرشهای رنگارنگ آویخته از بامها، جلوه زیبایی به کوچه های روستا می دهد. گردگیری به نوعی همراه با بازیابی مواد بی مصرف است و خانواده ها به این ترتیب خانه تکانی واقعی انجام می دهند.
چهارشنبه سوری(کلاچهارشنبه): چهارشنبه سوری یکی از بخشهای آغازین جشنهای نوروزی ایرانیان است که قرنهاست جایگاه خود را در میان ایرانیان اعم از مسلمان و غیر مسلمان حفظ کرده است. هرچند بی مبالاتی و بی دقتی برخی جوانان و نوجوانان در استفاده از ترقه و مواد آتش زا، موجب تلخکامی خانواده ها و در خطر افتادن این مراسم شده، اما با دقت بیشتر و بازبینی این مراسم باستانی می توان به ماهیت حقیقی آن پی برد و با تاکید بر جنبه های مثبت آن، مانع از زوال یا دگرگونی این سنت فرهنگی شد.
چهارشنبه سوری يكی از مهمترين جشنهای دوران ايران باستان است كه در آخرين چهارشنبهی هر سال برگزار می شود. قدمت چهارشنبه سوری دست کم به دوره ساسانیان می رسد و از آن به عنوان جشن اتحاد از آن ياد میكنند، چرا كه ابعاد متعدد انسانی اين جشن كه جامعه آن روزگار را به سوی نيكبختی رهنمون میشده، جملگی به يك پيام مشترك منجر شده كه همان ارتقای روحيهی اتحاد و نوع دوستی بوده است. اين جشن با آمدن حاجی فيروز (کئوسا،غلام سیاه)كه يكی از قديمیترين شخصيتهای نمايش شادی آور بوده است آغاز می شده است. حاجی فيروز درست ۱۰ روز قبل از آمدن عيد نوروز با صورتی سياه شده و لباسی قرمز در بين مردم حاضر میشده است. سپس همه با جشنی دور هم جمع میشدند خارها و گياهان هرز زمين را كنده و زمين منطقه را آماده باروری میكردند و زبالهها را نيز صبح چهارشنبه از كوچه و خيابان جمع میكردند و شب همراه با خارها و بوتهها میسوزاندند. به همين خاطر چهارشنبه سوری افزون به جشن اتحاد چشن پاكسازی محيط زيست هم بوده است. در واقع يكی از پيامهای اين جشن اين است كه بسوزانيد و نابود كنيد خارها را، و خارهای نفستان و زشتیها و پليدیهای سال كهنه را (1).
جشن چهارشنبه سوری در فراهان همانند سایر شهرهای ایران امروزه در غروب آخرین سه شنبه سال برگزار می شود. با تاریک شدن هوا، مردم پشته هایی از چوب و خار و خاشاک در میانه هر کوچه فراهم می کنند. تعداد این پشته ها به هفت عدد می رسد. سپس آنها را آتش می زنند. ابتدا زنان و مردان مسن تر از روی بته ها می پرند و سپس جوانترها این کار را بارها و بارها انجام می دهند و معمولا تا خاموش شدن تدریجی بوته ها این کار ادامه می یابد. به هنگام پریدن از روی بته ها، رسم است بخوانند: " زردی من از تو، سرخی تو از من". معنای درست این جمله به این صورت است که زردی من برای تو باشد و سرخی تو به من برسد. زردی به معنای رخوت و سستی و بیتحركی و سرخی به معنای گلكون و باطراوت و شاداب بودن است. به این ترتیب، مردم طلب سلامتی و نشاط می کنند. لازم به ذکر است که آتش، در دین باستانی ایرانیان یا زرتشتی عنصری مقدس است و به همین روی نوعی دعا و پرستش در این مراسم نهفته است.
شخصیت حاجی فیروز در این شب با جامه قرمز خود حاضر شده و با دوده حاصل از سوختن بوته ها صورت خود را سیاه می کرده و برای جشنهای بعدی نوروزی آماده می شده است.
مراسم دیگری نیز در شب چارشنبه سوری درفراهان انجام می شود. یکی از این مراسم، بخت گشایی دختران است. به این ترتیب که دختران جوان، با پوشیدن چادر، بصورت گمنام در کوچه ها فالگوش ایستاده و بخت خود را از کلام عابران دریافت می کنند. علاوه بر این در این شب ممکن است دختر را از روی لاشه مرغ یا گوسفند بی جانی عبور دهند تا بختش باز شود. قاشق زنی و نیز کم و بیش در فراهان دیده می شود.
مراسم شال اندازی در گذشته در فراهان رایج بوده ولی امروزه بیشتر در روستاها و یا دیگر بخشهای اراک دیده می شود. در این مراسم، مردان جوان به پشت بام خانه ها رفته و شال بلند یا چادری را آویزان می کنند و منتظر می شوند. صاحب خانه معمولا آجیل یا شیرینی یا سکه ای را در آن چادر قرار می دهد. گاه صاحبخانه ناراضی ممکن است زغال افروخته ای را در این شال بگذارد که البته این حالت بسیار نادر است. اصل این مراسم برای خواستگاری بوده است و جوانان به این ترتیب به نوعی تقاضای خواستگاری می کرده اند.
خوردن آجیل و تنقلات و میوه و جمع شدن فامیل و خانواده ها نیز از دیگر برنامه های چارشنبه سوری است. در گذشته، پدر بزرگها و مادر بزرگها خاطرات خود و یا قصه ها و متلهای عامیانه را برای بقیه تعریف می کردند.
امروزه علاوه بر پریدن از روی آتش، از ترقه ها، فشفشه ها و مواد محترقه گوناگونی نیز استفاده می شود که گویا این کار قدمت چندانی ندارد و برگرفته از فرهنگ دیگر کشورهاست. به این ترتیب سر و صدای ترقه های کوچک و بزرگ تا ساعتها و حتی تا روزها در فراهان شنیده می شود و معمولا این کار تا اواخر تعطیلات عید نیز ادامه می یابد که عمدتا موجب برهم زدن آسایش همسایگان می شود. تولید سنتی و دست ترقه، موشک، فشفشه، کوزه و دیگر مواد آتش زا در درفراهن کمتر از اقبال برخوردار است .و هرساله انفجار این مواد موجب مرگ و میر و آسیبهای جدی شهروندان زیادی درکشور می شود. ضمن اینکه بلندکردن صدای ضبط صوت ماشینها نیز ماهیت و هویت اصلی چهارشنبه سوری را به خطر انداخته است و پلیس و مسئولان را در مقابل مردم قرار داده است.
شب جمعه آخر سال: آخرین پنجشنبه سال به یاد درگذشتگان برگزار می شود و مردم فراهان ضمن دیدار از گورستانها، برای مردگان خود خیرات می دهند. با غروب هوا، تقریبا تمامی خانواده های فراهان شروع به پختن حلوا می کنند و این حلوا را سر شب بین همسایه ها پخش می کنند. مقدار حلوای نذری در این شب به حدی است که عموما کسی شام درست نمی کند و ممکن است برای چند وعده حلوای کافی داشته باشد.
سال تحویل: رسم است که همه افراد یک خانواده یا فامیل شب عید در منزل والدین یا برادر و خواهر بزرگتر جمع شوند. میزبان غذای شب عید تهیه می کند که همه ساله ثابت است و هر خانواده سعی می کند همین غذا را در شبهای عید سالهای بعد هم بپزد. با نزدیک شدن زمان تحویل سال سفره هفت سین چیده می شود و میزبان اسکناس یا سکه های نو را در لای قرآن می گذارد. اهل خانه لباسهای نو می پوشند و منتظر تحویل سال می مانند. تحویل سال با ترقه بازی و روشن کردن کوزه (نوعی نور افشانی) اعلام می شود و معمولا چند دقیقه فضای روستا با سر و صدای ترقه ها پوشیده می شود. بعد از آن، همه اعضای خانواده با هم روبوسی می کنند و سال نو را به هم تبریک می گویند. پدر یا فرد دیگری قدری قرآن می خواند و اسفند دود می کند. بعد سکه ها یا اسکناسهای نوی لای قرآن را به عنوان عیدانه به تک تک اعضای فامیل می دهد. دیگر اعضای بزرگسال خانواده هم به نوبه خود پول یا هدایایی را به دیگران می دهند. بعد از آن میهمانان با شیرینی و آجیل پذیرایی می شوند و ممکن است شروع به رقص و پایکوبی کنند.
دید و بازدید نوروزی: چند ساعت بعد از تحویل سال، دید و بازدید نوروزی با آمدن فامیل ها به خانه ریش سفید فامیل آغاز می شود. ممکن است گروهی از مردان و زنان بدون فرزندان خود این کار را به سرعت انجام دهند و بعدها مجددا با فرزندان به دیدار بزرگان فامیل بروند. معمولا صبح اولین روز سال و پیش از شروع دید و بازدیدهااگر خانواده ای کسی را در سال گذشته و بویژه در ماههای آخر سال از دست داده باشد معمولا به جای مراسمی به نام نوعید برگزار می کند و میزبانان بزرگسال به دیدار آن خانواده رفته و فاتحه می خوانند و با آنان دیدار می کنند.ویا همه خانواده ها ی عزادار در مسجد جمع میشوندو مردم هم در این مکان مقدس آنها را مورد ملاطفت قرار میدهند. رسم است در هر دیدار عید، میزبان با چای یا شربت، شیرینی های مختلف بویژه کلوچه قاوت و کپلمه و نیز میوه و آجیل از میهمانان پذیرایی کند و سپس ساعتی را با میهمانان به گفتگو بنشیند. هنگام خروج، میزبان به کودکان میهمان عیدی می دهد و جمع آوری و شمارش عیدانه، یکی از سرگرمی های کودکان در این روزهاست. هر دیداری، بعد از دو سه روز با یک بازدید همراه می شود. دید و بازدیدها در چند روز اول به خانواده و اقوام نزدیک اختصاص دارد و بعد از آن به دوستان و همکاران می رسد. از آنجا که میهمانان زیادی در نوروز به فراهان می آیند دعوت به صرف شام و ناهار به صورت کاملا فشرده در این زمان انجام می شود. مثلا ممکن است چند خانواده برای ناهار جایی میهمان باشند و شب همان گروه برای صرف شام، جای دیگری گرد آیند. به هر حال، سیزده روز عید با دید و بازدیدها و سورچرانی همراه است.
سیزده بدر: خصلت طبیعت دوستی و گردشگری فراهانیها باعث شده تا سیزده بدر از اهمیت فراوانی برای آنان برخوردار باشد. غذای سیزده بدر عموما همان غذایی است که شب عید تهیه می شود. مثلا اگر خانواده ای رسم داشته باشد که شب عید خورش قیمه بخورد روز سیزده هم همان غذا را درست می کند. به هرحال، با روشن شدن هوا، خانواده ها، سبزه ها را جمع آوری کرده و با غذا و تنقلات فراوان به دامن صحرا و طبیعت می روند و تا غروب همانجا می مانند. این روز زیبا با بازگرداندن ماهیها و سبزه ها به طبیعت گرامی داشته می شود و خانواده ها ساعات خوشی را در کنار هم می گذرانند و انواع بازیهای گروهی را انجام می دهند که از میان آنان می توان به کوشک آفتاب مهتاب اله چو و تنور اشاره کرد. کوهپایه های فراهان رویشگاه گیاهان خوراکی فراوانی است و در این روز خانواده ها سعی می کنند کنگر، ریواس، شنگ، شبدر و یا گیاهان دارویی و خوراکی بچینند. گره زدن سبزه برای گشایش بخت دختران جوان فراهان رایج است.
ماهم از خبر درگذشت ایشان با خبر شدیم واین ضایعه را به خانواده محترم ایشان تسلیت عرض میناییم ما را هم شریک غم خود بدانید.همچنین مراسم تشیعع جنازه ایشان امروز برگزار می گردد.
کد انتخاباتی:۵۶الف۱۴۶
متولد :۱۳۴۱
فوق لیسانس: مدیریت استرا تژیک
سوابق اجرایی و مدیریتی:۲۵ سال
۱-کارمند :توانیر
۲-مشاور پارلمانی :وزیر سابق نیرو مهندس بیطرف
۳-قائم مقام نیروگاه همدان
۴-معاون نیروی انسانی مشانیر
۵-عضو کمیسیون انرژی در توانیر
۶-استاد و مدرس دانشگاه
رئوس برنامه های کاندیداتوری:
۱-ایجاد اشتغال در منطقه وکل نگری (توجه به توسعه سه منطقه تفرش آشتیان و فراهان)
۲-مبارزه با تورم و فساد اداری در منطقه
۳-تامین اجتماعی ودرمانی
۴-ایجاد رونق اقتصادی و بازار کار در منطقه
۵-دفاع از خط ولایت و رهبری
۶-ایجاد شرایط تسهیلات برابر برای کلیه آحاد جامعه(جلوگیری از باند بازی و پارتی بازی در ارائه تسهیلات)
۷-حمایت از اقشار آسیب پذیر
یکی ازصنایع عمده فراهان که طرفداران آقای اخوان از آن بعنوان یک معجزه در عصر ارتباطات و اطلاعات و بروز موج سوم ( تمدن نوین ) از آن دفاع می کنند صنعت گونی بافی فراهان است.
این صنعت که چند سال قبل توسط آقای کبیری( بانک سرمایه گذار ) با چند شرکت خارجی به نسبت سهام ۵۱-۴۹ در منطقه تاسیس گردید و این امر مبنی بر اینکه تعدای از جوانان مقبول درگاه از افتتاح این صنعت از بیکاری و به قول یکی از نویسندگان وب از الافی نجات پیدا کردندرا نفی نکرده و انکار پذیر نیست.
امااین صنعت چه تحولی در منطقه ایجاد کرده است ؟ چند درصد از جوانان را جذب کرده است ؟ چند درصد از سود آن نصیب رشد و توسعه منطقه گردیده است ؟ آیا کارگران از میزان دستمزد خو دراضی هستند یانه ؟ آیا بموقع حق و حقوق آنان طبق قانون کار پرداخت می گردد ؟ آیا حقوقی که به آن عزیزان پرداخت می شود در حد و اندازه زحمت و سختی کار آنان است ؟ آیا کارگران با آن دستمزد زندگی می کنند یا اینکه زنده مانده اند ؟ در مجموع ما از زحمات جناب کبیری تقدیر و تشکر می کنیم و اما سخنی باشما خوانندگان وبلاگ : آیا زمین از فراهان و سرمایه گذاری از دولت و شرکتهای خارجی افتخاری برای اخوان محسوب می شود .
پاسخ خود را در مقاله فرشهای تصویری فرا هان در همین وبلگ بگیرید
گاهشمار، (تقويم) و مقياسها و وزنها:
كشاورزي از زمانهاي باستاني داراي تقويم سه مرحلهاي كاشت، داشت و برداشت ميباشد هر يك از ماههاي سال داراي نامهاي سنتي مخصوص به خود بودهاند كه عدهاي به دلايل مختلف منسوخ شده است. اين اسامي بر حسب شيوه اقتصاد معيشتي قديم با فصول كوچ و كشت و كار در منطقه كاملاً متناسب بوده است، اين تقويم سنتي با ماهها و فصلها و تقويم رسمي سنخيت ندارد.
نام ماههاي قديمي متناسب با شيوه كوچنشيني و كشاورزي است. مثلاً شب چر (گيجه ياتي) از اواخر بهار تا اواسط پاييز است، گورجا: فصل بارندگي، باد 54 است كه از اول فروردين تا اواخر آن است (آفتاب به حوت برو دنبال غله و قوت) ماه حوت، 60 بهار = پايان بارندگي كه آخر ارديبهشت است. سلف: آخر خرداد كه اندوخته غذايي تمام شده و هنوز محصول جديد حاصل نشده تا موقع برداشت محصول فصل درو (بيچين): از اول تيرماه تا اواسط مرداد يا اوايل شهريور
باد 50 (تموز) از 20 مرداد كه از شدت تابش آفتاب كاسته شده آبها شروع به گرم شدن ميشوند و انگورها در باغ ميرسند.
فصل كاشت كه در قديم آنرا نوروز ماه ميگفتند از 15 شهريور تا 35 روز از پاييز گذشته (پنجم آبان) كه فصل شخم زدن با گاو و كاشت محصول ميباشد.
گذشتگان زمستان را 5 قسمت ميكردند كه هر قسمت 18 روز بود (5 تا 18)
18 اول سرد، دوم اول ماه سردتر و سوم سردترين آخرين ماه زمستان و 18 چهارم نيس به زمين ميآيد و 18 پنجم عيد و بهار است.
قوس: آخر پاييز تا ميباشد و در خود ايام چون بهمنگ، ارد بيار، صد سنك هيزم جمع كن، خرمنک
قولنج = اول زمستان تا 36 زمستان + چايي دم كن آي زنك
چهار چهار = از 36 زمستان تا 44 زمستان كه گربهها شروع به خواندن ميكنند. چهار چهار يك گل از بهار
گئورحبا = چادر وين ور دين او جا دادن تور ما لاعيق گئور جا وان
ناقالدي: 40 روز از زمستان رفته (50 روز مانده به آخر زمستان)
در ناقالدي نفس گرم به زمين، اسب و حيات و زندگي در زمستان دميده ميشود. و به قول تركها: ناقالدِ، قرح (40) گيره اَلّهِ قالدي كه به معني چهل روز از زمستان رفته و 50 روز مانده كه مردم به اميد عيد شادماني ميكنند و جشن مي گيرند. زيرا تقريباً خطر سرماي زمستان كاهش يافته.
البته فصل راغشد (راغش) كه بهترين موقع كشت بهاره ميباشد.
كه البته تا 13 فروردين بستر موقع كشت ميباشد و به آن راغش (راغشد) نيز ميگويند.
35 تا 60 بهار = (كُربِه) زماني است كه اگر محصول کاشته شود ديرتر بدست ميآيد و شايد حاصل خوبي بدست نيايد.
36 بهار: فصل در آوردن موها و تاكستان از زير خاك ميباشد.
بيله: 10 خرداد كه زمان مناسبي براي بيل زدن و اسپار كردن باغهاي انگور ميباشد.
فراهان انلاین نیز به نوبه خود این سالگرد مبارک را به شما مردم فراهان تبریک میگوید.وامید واریم که این مرد بزرگ همیشه عامل وحدت ما مردم فراهان باشد . و فرزندان بومی این خطه کهن همواره راه ان بزرگوار را ادامه دهند.و مردم فراهان هم همیشه به فرزندان بومی خود افتخار کنند.
امیر کبیر درمدت چهار سال و هشت ماه صدارت خود منشاءخیرات و ثمرات بسیاری بود از جمله:
۱-بهبود وضع اقتصادی کشور
۲-ارتقاءسطح علمی ایران با تاسیس دارالفنون
۳-ازبین بردن القاب سلطنی که هزینه بر بود
۴-تعیین حقوق برای ناصرالدین شاه تا او نتواند به دلخواه پول مملکت را به هدر بدهد.
۵-تاسیس روزنامه وقایع اتفاقیه(روزنامه ایران فعلی)
۶-ارتقاءسطح بهداشت و واکسیناسیون و اجبار برای انجام آن تا کودکان ایرانی از بین نروند.
وصدها مورد دیگر که در ان مقال نمیگنجد.یادش گرامی باد.
روزگار این استکه گه عزت دهد گه خار دارد چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد 
(امیرکبیر)
اما در شرایط فعلی که وضع انتخاب از بین دو کاندید بومی مشکل است مردم باید تصمیم بگیرند که به کدام کاندید رای بدهند در شرایط فعلی مردم فراهان باید تصمیم تاریخی خود را بگیرند و فقط به یک نفر رای بدهند .
بنظر میرسد مهندس گودرزی فراهانی وضعیت بهتری دارد.
اعلام حمایت آقای قاضی(بخشدار اسبق فرمهین که به نفع مهندس گودرزی از کاندیداتوری مجلس هشتم کناره گیری کرد) و حمایت های تلویحی آقایان دکتر واشقانی و کردیجانی (اگر به من هم رای نمی دهید به یک فراهانی رای بدهید) از مهندس گودرزی وضعیت آقای مهندس گودرزی فراهانی را ارتقا بخشیده است .امشب مهندس گودرزی درمسجد غیاث آباد سخنرانی کرد به گزارش خبرنگار ما مسجد مملو از جوانان بود و مهندس گودرزی مورد استقبال پر شور جوانان و مردم غیاث اباد قرار گرفت.
من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
باز دوران انتخابات شد و کارشناسان فراهان شناس بصورت چشمگیری افزایش پیدا کردند و در هر زمینه ای اظهار فضل فرمودند که نجات بخشند و فرشته نجات ـ نجات منطقه از مشکلاتی که دارد.به واقع این کارشناسان که جز خود احدی را هم قبول ندارند . اما صد افسوس که اینان در دوره پر بار عمر خود حتی یک مطلب کوچک نیز از فراهان را مطالعه نکردند و هیچ اطلاعی از داشته ها و باورها و پتانسیل موجود در فراهان را نداشته و ندارند لیکن داعیه سروری و نجات بخشی از خیل مشکلات را دارند .
به قول لسان الغیب :<< بارالها این نو دولتان را بر خر خودشان نشان >>.
دوستان گرامی ٬قسمتهایی ازکتاب فراهان بزرگ که در چند شب گذشته در وبلاگ قرار دادیم فقط برای این بود که دست مدعیان دروغین و کارشناسان کارنشناس را برای شما مخاطبین محترم رو کنیم .
<<تا سیه روز شود آنکه در او غش باشد >>
فرش درایران قدمتی ۴۰۰۰ساله داردوبیش از هر هنری به تخیل و خلاقیت نیاز دارد.خاستگاه آن نیزدرروستاهای جیریا وساروق از رستاق کوژدر(گوژدر)باستان بوده است.براساس یادداشتهای دکتر فوریه طبیب مخصوص ناصرالدین شاه: در اراک و فراهان در دوره مذکور بیش از ۱۵۰۰دار قالی وکارگاهای متعدد موجود بوده است وسالانه۲۵۰۰۰۰لیره استر لینگ وارد کشور میشد.که رقم قابل ملاحظه ای بودواز نظر تجاری در کشورسود سرشاری محسوب میگردید. این افتخار را مدیون ۲بزرگوار بنامهای محمدحسن خان حاکم وقت اراک و فردوس فراهانی بود .این فردوس متولد تبریز ولی اصالتآ فراهانی بوده است و به دعوت محمد حسن خان برای رونق صادرات فرش در زمان ناصرالدین شاه اراک می آیدوی که فردی کاردان وفهیم بوده تحت حمایتهای محمدحسن خان بازار فرش را رونق می دهد. دورهای که فرش های بوم سرمه ای پا خورده فراهان وارد منازل اشراف انگستان میشدواشراف بریتانیا به وجود فرشهای فرسوده فراهان افتخار میکرد در مدت ۳۰ سال بسر آمد ولی بزودی فرشهای بوم قرمز (لاکی )فراهان درامریکا بازارپر رونقی یافت وتاحدود ۳۰ سال قبل نیز این بازار کم رمق موجود بودولی سودجویی واسط ها و تجار طماع وکم فکر بازار فرش را بی رونق کرد. بهر تقدیر تا ۳۰ سال قبل در فراهان بافت فرش رونق فراوانی داشت بحدی سود آور بود که مردانهم پا به پای زنان ایام بیکاری رابه بافت فرش مشغول بودند. واین هنر بزرگ را ارج می نهادند. ولی امروزه جوانان از این هنر وتاریخچه آن بی خبرند.خوشبختانه جهاد کشاورزی و کمیته امدادامام خمینی (ره) از این صنعت پشتیبانی میکنند.ما هم برای این عزیزان آرزوی توفیق الهی داریم و امید واریم تا صنعت فرش در فراهان جایگاه واقعی خود را بیابد. انشا ا...
قاليچههاي تصويري (شاپوري فراهان)- بر گرفته از کتاب فراهان بزرگ -تالیف مهندس گودرزی-این گذشته افتخار افرین فراهان است لطفا بخوانید.
آقاي پرويز شادلي معتقد است كه قاليچههاي تصويري در اواخر قرن دوازدهم هجري به دنبال تحولاتي كه در رشتههاي مختلف هنري در ايران بوجود آمد شكل گرفت و قاليبافان با به خدمت گرفتن امكانات جديد مثل تصاوير چاپي و عكس به بيان تازهاي در قاليبافي ايران نائل آمدند.[1]
اين قاليچهها كه تصويري نيمتنه يا كلي از پادشاهان، شاهاني كه گاهي بر روي اسبي يا تختي جلوس كرده يا ايستاده ديده ميشود. گويند كه پديد آورندگان و سفارش دهندگان اين فرشها خسته از صنعت و زبوي و بيمقداري شاهان قاجاري در برابر تعديّات خارجي خواستار تجديد روحيّات ايران باستان و عظمت گذشتة آن بوده به همين علّت از سبكها و نقشههاي دوران ساساني و هخامنشيان استفاده نمودهاند. اين قاليچهها كه طولانيترين زمان را به لحاظ تاريخي در بر ميگيرند از قاليچههاي هوشنگ شاهي گرفته تا شاهان هخامنشي و ساساني را شامل ميشده و البّته در بين اين شاهان به اصل و نسب و شاهان مشخصي توجّه داشتهاند كه عموماص شاهان پيروز ايراني و تاريخ ساز بودهاند. معمولاً نقشهايي چون شاهان اساطيري، تخت جمشيد، خشايار شاه، شاپور اوّل، تخت نادر، هوشنگ شاه ديده ميشود اما تصوير شاپور اوّل فرمانرواي مقتدر ساساني بحث جداگانه است كه با دسترنج هنرمندان فرهاني پيوند ميخورد. اين فرشها كه معمولاً در ساروق و روستاهاي همجوار بخصوص حوزان و مانيزان از توابع بخش ملاير بافته ميشده است. همه تحت تأثير بافندگان ساروق بوده است. امّا قاليچههاي شاپوري به دو دستة شاپورهاي ساروق و شاپورهاي فراهان تقسيم ميشود كه شاپورهاي ساروق قدمتِ ديرينه و تنوعِ فراوان دارند.
نوع پوشش و لباس اين شاپورها، مدل اروپايي كه متأسفانه اين قاليچهها با ورود به منطقة فراهان به دوره قاليهاي صادراتي بافت آنها بيرونق شد ديگر بافندگان ساروقي به طرف بافت اين نوع فرشها از 80 سال قبل تمايلي نشان ندادند. اين نوع فرشها در فراهان داراي يك طرح و نقشه ثابتي نداشته و تنوع فراواني در آنها وجود داشته است از اين فرشها براي تزيين طاقچههاي منازل استفاده ميشده است.
فرشهاي شاپوري فراهان بيشتر در روستاهاي شرق ساروق تهيه ميشدند و بافت فرشهاي ساروق تا مدت مديري سيماي اقتصادي شهر اراك و كشور ايران را متحول كردند. بطوري كه پس از مدت كوتاهي كه از پايهگذاري شهر اراك گذشت حدود 30 شركت خارجي در اين شهر داير شد كه مهمترين آنها شعبات شركت زيكلر بود كه مركز آن در شهر منچستر انگلستان قرار داشت و در آن زمان ظل السلطان اداره گمرك را جهت تسهيل امر صادرات فرش داير كرد. دگرگوني در حدي بود كه براساس كتاب استاد محتاط در سيماي شهر اراك و نوشته ظل السلطان ساليانه حدود 200 هزار ليره (پاوند)اند به خاطر صادرات فرش وارد اين شهر ميشده است.
مرحوم محمدحسن خان امير نظام (برادر اميركبير) كه عامل احياي اراك و ايجاد رونق اقتصادي در اين شهر شده بود و ساختار اقتصادي شهر به طبع آن روستاهاي اراك را متحول نمود. به حدي كه در اوايل قرن 14 هجري قمري در شهر اراك حدود 50 شركت خارجي فعاليت داشتند كه باعث ارز آوري به منطقه و كشور بودند. دكتر فوريه در سال 1309 ـ 1310 ه.ق (72 ـ 1271 ه.ش) به همراه ناصرالدين شاه از اراك ديدار كرد. دكتر فرانسوي سلطان آباد را شهري معرفي ميكند كه قبلاً اهميت نظامي داشته (در زمان فتحعليشاه) ولي در زمان ناصرالدين شاه مركز تجارت قالي بوده و اهميت ديگري نداشته است. در اين زمان نايب الحكومه عراق ميرزا حسن خان برادر اميركبير بوده است.
كمپاني زيكلر كه در سال 1299 ه.ق معادل 1261 ه.ش شعبه خود را در شهر سلطانآباد و حوالي خيابان محسني فعلي ايجاد كرد. با تأسيس اين شركت نقطه عطفي در اقتصاد منطقه مستقيماً با سرمايهداري جهاني پيوند خورد.
موفقيت چشمگير اين شركت موجب شد كه تعدادي كمپانيهاي روس، امريكايي، اروپايي و بويژه انگليسي در اين شهر شعباتي داير نمايند. پس از گذشت سه دهه حدود 50 شركت خارجي در سلطانآباد به تجارت قالي و برخي فرآوردههاي كشاورزي مبادرت ورزيدند. در طي اين دوره تعداد دار قالي از 40 در سال ُِ به حدود 3000در سال 1310 به 5000 در سال 1344 ه.ق رسيد و كمپانی زيكلر مهمترين سهم در اين توسعه داشت. لردكر وزون تعداد دار قالي كمپاني زيكلر را در اواخر قرن 19 م حدود 2500 دار قالي ذكر كرده است.
امّا با پايان گرفتن جنگ جهاني اول، تقاضاي بازار آمريكا براي مدت كوتاهي مجدداً حركتي در توليد قالي منطقه عراق بويژه، قالي بافت ساروق پديد آورد و اقتصاد شهر سلطان آباد نيز رونقي گرفت. ليكن عمر اين دوره كوتاه بود زيرا بروز بحران تحريم كه از سال 1919 كشورهاي درگير جنگ و خصوصاً امريكا را در بر گرفت با عث تعطيلي تجارت خارجي سلطانآباد شد و شركتهاي امريكايي نيز ورشكست شدند و شهر را ترك كردند.
بين سالهاي 1933 ـ 1937 م (1312 ـ 1316ه.ش) پس از سپري شدن بحران اشباع در آمريكا تقاضاي مجدد بازار اين كشور رونقي مجدد به توليد قالي تجاري عراق داد. امّا در اين مرحله سلطه تجار و سرمايهداران ايراني و بويژه تجار محلي بر بازار سلطانآباد فرصت فعاليت به شركتها و دفاتر تجاري خارجي نداد و از آن پس كمپانيهاي خارجي هرگز به صورت گذشته امكان حضور در سلطانآباد را نيافتند. به دليل بياطلاعي تجار محلي و سودجوئي و اتخاذ روشهاي نادرست در تهيه و صدور فروش باعث ركود و بيرونقي و عدم رقابت در منطقه گرديد و ديگر آن درآمدهاي سرشار عايد نشد.
امروزه به علت وقبضبه بازار فرش ايران توسط كشورهاي پاكستان، چين، تركيه گراني مواد اوليه تغيير سليقهها دختران هزينههاي ديگر بازار فرش در فراهان كساد شده است. با اين وضع بيشتر افرادي كه قبلاً از قاليبافي كسب درآمد مينمودند و به تقويت بنيه اقتصادي خانوارهاي در كنار زراعت و دامداري كمك ميكردند امروزه ديگر رغبتي به اين كار ندارند و به نظر ميرسد كه خانوادهها اهميت چندان به درآمد فرش نميدهند.
قاليبافي عمدهترين صنعتدستي فراهان در طول 200 سال گذشته بوده است. امّا علاوه بر اين گليمبافي، گلدوزي، بافت جوراب، دستكش، و كلاه پشمي نيز در منطقه مرسوم است كه داراي اهميت كمتري است و در سالهاي اخير از رونق آنها كاسته شده است.
یکی ازصنایع عمده فراهان که طرفداران آقای اخوان از آن بعنوان یک معجزه در عصر ارتباطات و اطلاعات و بروز موج سوم ( تمدن نوین ) از آن دفاع می کنند صنعت گونی بافی فراهان است.
این صنعت که چند سال قبل توسط آقای کبیری( بانک سرمایه گذار ) با چند شرکت خارجی به نسبت سهام ۵۱-۴۹ در منطقه تاسیس گردید و این امر مبنی بر اینکه تعدای از جوانان مقبول درگاه از افتتاح این صنعت از بیکاری و به قول یکی از نویسندگان وب از الافی نجات پیدا کردندرا نفی نکرده و انکار پذیر نیست.
امااین صنعت چه تحولی در منطقه ایجاد کرده است ؟ چند درصد از جوانان را جذب کرده است ؟ چند درصد از سود آن نصیب رشد و توسعه منطقه گردیده است ؟ آیا کارگران از میزان دستمزد خو دراضی هستند یانه ؟ آیا بموقع حق و حقوق آنان طبق قانون کار پرداخت می گردد ؟ آیا حقوقی که به آن عزیزان پرداخت می شود در حد و اندازه زحمت و سختی کار آنان است ؟ آیا کارگران با آن دستمزد زندگی می کنند یا اینکه زنده مانده اند ؟ در مجموع ما از زحمات جناب کبیری تقدیر و تشکر می کنیم و اما سخنی باشما خوانندگان وبلاگ : آیا زمین از فراهان و سرمایه گذاری از دولت و شرکتهای خارجی افتخاری برای اخوان محسوب می شود .
«چشمههاي فراهان»- برگرفته از کتاب فراهان بزرگ تالیف مهندس گودرزی
در فراهان چشمههای زلال و سرد متعدّدي يافت ميشد كه در حاشية روستاها و دشت پراكنده بودند كه براي آبياري مزارع، باغها، آب آشاميدني اهالي مورد بهرهبرداري قرار ميگرفت. تقريباً در همة روستاها به فاصلههاي دور يا نزديك به اين چشمهها بر ميخوريم كه شماري از اين چشمهها متأسفانه در خشكسالي و در فصل تابستان، خشك و بيآب شدند. حفر چاههاي عميق صدمات زيادي به اين چشمهها و حتّي قنوات زده است. براساس آخرين برآورد در روستاهاي بخش فراهان حدود 30 چشمه گزارش شده است.
چشمة گُرد آب در روستاهاي غياث آباد، قزل چشمه، چشمة دام بدام و چشمه شور در تلخاب چشمة پيغمبري برفك، محمدآباد، منصورآباد، خداداد، عليآباد در بورقان.
چشمههاي دولت آباد، علي بولاغي، كور بولاغ، بر زمين، جيران بولاغي، محمّد آباد در كودزر.
چشمههاي شتريّه، مزلقانك و ريزآب، زنگارك و چَلَبي، و چشمههاي آق بولاق، قمشيلو، غارا بولاق در آقازيات.
چشمههاي آلالة بزرگ و آلالة كوچك در مخلصآباد. چشمههاي خان زاد، ارمغان، جبن دره، قِندِر قلعه، ابر داش بولاغ، اوچورت، اوچو آقاجي، قرمز چشمه كه همگي براي اهالي بومي يادآور خاطرات شيرين بوده است اكثراً خشك شده و از بين رفتهاند.
«حوزه آبخيزداري و سدها»
سدّسازي پس از پيروزي انقلاب در بعضي از روستاهاي فراهان باب شد كه به علت بيتوجهي اهالي و مسئولين تعداد وسيعي از آنها تخريب شد و از بين رفت ولي در سال 1380، اقدامات جدّيتري در جهت احداث سدها در بخش فراهان توسط وزارت جهاد و خدمات كشاورزي به عمل آمد. بعضي از سدها مثل سد ماستر در بعضي از فصول براي پرورش ماهي از آنها استفاده ميشود.
بزرگترين سد منطقه سد چاقر است با دو هكتار سطح درياچه در اين سد خزه جلبك و گياهان آبزي براي تغذيه ماهيها و آبزيان وجود دارد كه ميتواند باعث رشد و نمو ماهيها و آبزيان گردد.
همچنين سد ماستر كه حتي در خشكساليها هم آب دارد زيرا بده و دبي رود زياد است و به علت عمق زياد داراي تبخير كمتر.
حوزه آبخيزداري به مجموعه عملياتي كه موجب جلوگيري از فرسايش آبي خاك ميشود اطلاق ميگردد كه شامل مراحل تراسبندي ـ بند خاكي و ايجاد پوشش گياهي ميشود يكي از فوايد سدها و بندها افزايش آبهاي زيرزميني است.
ولي بايد بيشتر به بافت بومي روستاها توجه شود. به نظر ميرسد در روستاها توجه به قنوات احداث، لايروبي و نگهداري از آنها مهمتر از سدسازي باشد زيرا در كشور ما ريزشهاي جوي كم و ميزان تبخير بالاست و بخش عظيم آبهاي ناشي از بارندگي طي فرايند تبخير، بخار شده و از دسترس خارج ميشود كه به آن تبخير واقعي گويند.
علاوه بر تبخير واقعي بايد به تبخير بالقوه هم توجه كرد يعني مقدار آبي كه اگر در دسترس باشد به وسيله خورشيد تبخير ميگردد مثلاً در ايران متوسط ميزان بارندگي سالانه 255 ميليمتر است كه ميانگين سالانه تبخير واقعي 180 ميليمتر ولي ميانگين سالانه تبخير بالقوه حدود 900 ميليمتر است كه از 3 برابر بارندگي در ايران هم بيشتر است.
اين مسئله نشان مي دهد كه تابش خورشيد مي”واند در يك محل و طي يكسال بارندگي سه سال را به راحتي تبخير نمايد.
اسامي سدهاي فراهان
|
نام سد |
سطح درياچه |
ميزان بده |
رود يا رودهاي تغذيه كننده |
|
1ـ چاقر |
2 هكتار |
بستگي به شدت وحدت بارندگي دارد |
فصلي |
|
2ـ مخلص آباد |
4 هكتار |
بستگي به شدت وحدت بارندگي دارد |
فصلي |
|
3ـ ماستر |
3 هكتار |
بستگي به شدت وحدت بارندگي دارد |
فصلي |
|
4ـ درمنك |
3 هكتار |
بستگي به شدت وحدت بارندگي دارد |
فصلي |
|
5ـ واشقان |
5/2 هكتار |
بستگي به شدت وحدت بارندگي دارد |
فصلي |
|
6ـ اير |
5/2 هكتار |
بستگي به شدت وحدت بارندگي دارد |
فصلي |
|
7ـ هماوا |
5/2 هكتار |
بستگي به شدت وحدت بارندگي دارد |
فصلي |
|
8ـ زنگارك |
2 هكتار |
بستگي به شدت وحدت بارندگي دارد |
فصلي |
|
9ـ دستجان |
2 هكتار |
بستگي به شدت وحدت بارندگي دارد |
فصلي |
|
10ـ كودزر |
2 هكتار |
بستگي به شدت وحدت بارندگي دارد |
فصلي |
|
11ـ آقا زيارت |
1 هكتار |
بستگي به شدت وحدت بارندگي دارد |
فصلي |
|
12ـ تلخاب |
3/2 هكتار |
بستگي به شدت وحدت بارندگي دارد |
فصلي |
|
13ـ آرزومند |
2 هكتار |
بستگي به شدت وحدت بارندگي دارد |
فصلي |
|
14ـ قرمزچشمه |
2 هكتار |
بستگي به شدت وحدت بارندگي دارد |
فصلي |
بجز 2 مورد بقيه سدها خشك و يا بسيار كم آب هستند
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد آنچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد . گوهری کز صدف کون ومکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد. منطقه فراهان روزگاری باعث فخر مردم ایران بودوامروز نیز به دلیل امکانات فراوان و منطقه حاصلخیز میتواند حرفهایی برای گفتن داشته باشدولی چرا این اتفاق نیفتاده است؟!!!!زیرا تعدادی بیسواد و لومپن سرنوشت منطقه را در اختیار دارند . کسانی که بغیر ازمنافع خود به چیز دیگری فکر نمیکنند. بانکهای منطقه باید در اختیار آنها باشندو وامهای کلان بگیرندتا اقتصاد منطقه را در اختیار خود بگیرند.و فقط به منافع خود فکر کنند نه منافع همه .با زد وبند منطقه را به فساد بکشند. چرا بزرگان فراهان مثل صفایی فراهانی مرحوم دکتر بورقانی حاج غلامرضا مشهدی و استاد بهزاد فراهانی و.....هر بار دعوت میشوند پاسخ رد می دهند؟چرا خانواده گودرزی فراهانی علیرغم کم اعتنایی ها باز هم بار ها در منطقه ودر انتخابات شرکت میکنند و باز هم سنگر را خالی نمیکنند ؟چرا استاد بهزاد فرا هانی و استاد واشقانی که افتخار منطقه هستند باید از ما رنجیده خاطر باشند؟!!!!! حق دارند زیرا در منطقه ما کارهای بزرگ را به افراد کوچک واگذار کرده ایم وعملا کاری به کار تصمیم گیران منطقه نداریم!!!!!
