فراهان آنلاین

جهان سر بسر حکمت و عبرت است چرا بهره ما همه غفلت است

شعری از قادر طهماسبی (فرید)
شعری از قادر طهماسبی (فرید)

ستاره های بی ستاره

بچه‌هاي بي‌پناه انقلاب / اجتماع بي‌ستارگان / بچه‌هاي خوب / بچه‌هاي ناب / تيم سرفراز عاشقان / مشت‌شان تمام پْر / دست‌شان تهي! / بنگريد آي بنگريد / گردش زمانه را! / عشق نيمه‌جان من شبي گذشت / از پل هزار آبرو / يك سبد ستاره يافتم / با هزار درد جست‌وجو / آمدم به شهر زندگي / با هزار آرزو / در ميان راه از شعف / مي‌سرودم اين ترانه را!

O

چشم من به هر طرف دويد / برف ديد برف / در اجاق بي‌دريغ لب / داشتم هزار شعله حرف / آمدند بچه­ها و ساختيم / كلبه‌اي ز جنس آسمان / بي‌حکايت از زمين / بي‌شكايت از زمان / در كمال سادگي! / انفجار چند حرف / گرم كرد آشيانه را!

 


ادامه مطلب

[ سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 ] [ 22:22 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

بیو گرافی میرزا تقی خان امیر کبیر

میرزا تقی‌خان اميرکبير (1185- 1230)

زندگینامه:

ميرزا تقي‌ خان فراهانی فرزند کربلايي قربان فراهانی، ملقب به اتابک اعظم امیر نظام و امیر کبیر، از بزرگترین رجال سیاسی و بزرگترین وزرای ایران در حدود سال 1222 ه ق در هزاوه فراهان از توابع اراک (سلطان آباد پيشين) متولد شد. نام اصلی وی «محمد تقی» است که اسم «محمد» رفته رفته از اسم وی حذف گردیده و به میرزا تقی خان شهرت یافت. از ایشان مهرهای فراوان به دست ما رسیده که موارد ذیل از آن قرار می باشد. «محمد تقی بن محمد قربان» «المتوکل علی الله محمد تقی» «لااله الا الله الملک الحق المبین محمد تقی »

کربلايي قربان پدر اميرکبير در دستگاه ميرزا عيسي (ميرزا بزرگ) پدر ميرزا ابوالقاسم قائم‌‌مقام، سمت آشپزي داشت. مادر اميرکبير «فاطمه‌ سلطان» دختر استاد شاه محمد‌ بنّا از اهالي فراهان بود. ميرزا محمدتقي خان از هوش و استعداد فراوان و کم نظیری برخوردار بود که همین امر باعث متمایز شدن ایشان از بقیه افراد می­شود. وی به همین جهت از دوران نوجواني مورد توجه ميرزابزرگ و سپس قائم‌مقام فراهاني قرار گرفت و توانست به سمت منشي‌گري آن دو دست بیابد. ایشان به سرعت مورد توجه قائم‌مقام و عباس ميرزا نايب‌السلطنه قرار گرفت.

امیر در کودکی هنگامی که ناهار فرزندان قائم مقام را می‌آورد، برای باز پس بردن ظروف در حجره می‌ایستاد و آنچه معلم به ایشان می‌آموخت، فرامی‌گرفت.

دوران کودکی و جوانی میرزا تقی خان زیر نظر و تربیت قائم مقام سپری شد. او شیوه‌های منشی گری، نامه‌نگاری و صدور احکام دیوانی را از قائم مقام آموخت تا آنجا که قائم مقام، تحریر و نگارش پاره‌ای از احکام و نوشته‌ها را به میرزا تقی‌خان محول کرد.


ادامه مطلب

[ سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 ] [ 22:3 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

شعر خاطرات کودکی
ای دبستانی ترین احساس من

بازگرد این مشقها را خط بزن

شعر از :ابوالفضل وروانی فراهانی 


ادامه مطلب

[ سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 ] [ 14:1 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

فراهان سفید پوش شد / عکس از وبلاگ وروان
فراهان سفید پوش شد / عکس از وبلاگ وروان/ با سپاس


ادامه مطلب

[ سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 ] [ 13:51 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

مرجع خبری دانسفهان

زبان‌های تاتی

از ویکی‌پدیا

زبان‌های تاتی‌تبار (Tatic) از دستهٔ زبان‌های ایرانی شاخه شمال‌غربی و بازماندهٔ یکی از گویش‌های مادی هستند. گویش‌های این زبان روزگاری از قفقاز تا شمال خراسان گسترده بود ولی امروزه با ترک‌زبان و فارس‌زبان شدن بخشی از شمال‌غربی ایران تنها جزیره‌هایی از گویش‌های تاتی در منطقه به جا مانده‌است. بزرگ‌ترین این جزیره‌ها در شهر اشتهارد استان تهران و تاکستان و بوئین‌زهرا استان قزوین دیده می‌شوند. در خارج از ایران، بیشتر تات‌زبان‌ها در منطقهٔ قفقاز زندگی می‌کنند.
پیشینه این زبان و سخنوران آن

تاتی یکی از کهن‌ترین زبان‌های ایرانی است که از دیدگاه زبان شناسی، ارزش ویژه‌ای دارد. بیشترین آمار جمعیتی تات‌های ایران متعلق به شهر اشتهارد وتاکستان و بوئین‌زهرا می‌باشد. تات‌های این منطقه که به تات‌های جنوب شهرت یافته‌اند، در شهرها و روستاهای زیر زندگی می‌کنند:


  • اشتهارد و روستاها و دهستانهای اطراف آن شامل مرادتپه، صحت آباد، جعفرآباد، قزل حصار، رحمانیه، مهدی آباد، فرد آباد، مختارآباد، عبدالله آباد، کوشک آوا، مروت آوا، پلنگ آوا، اوپشته، گنگ، جارو، نکوجار، قرقرک و بوجعفر.
  • رودبار الموت، رودبار شهرستان، طالقان، شهرستان رودبار زیتون، رودبار قصران تا روستاهای دماوند (اغلب مناطق البرز جنوبی) تات زبان هستند.

زبان تاتی زبان ویژه منطقه تاکستان قزوین، بوئین زهرا و آبادی‌های پراکنده در آذربایجان شرقی و اردبیل، از زبان‌های در معرض خطر به شمار می‌آید.[۱]

به طور کلی زنجیره مناطق تات‌نشین از شهر تاکستان شروع شده و به سمت جنوب و جنوب شرقی ادامه می‌یابد و در نهایت در شهرستان بوئین زهرا به روستای تاریخی سگزآباد پایان می‌یابد.

  • در استان مرکزی (منطقه وفس) نیز روستاهای وفس، چهرقان، گورچان و فرک به زبان تاتی صحبت می‌نمایند. این روستاها به فاصله ۱۰۰ تا ۱۲۰ کیلومتری شهر اراک و در شمالی‌ترین نقطه استان مرکزی واقع شده‌اند. مناطق کوهستانی و خوش آب و هوا و شغل مردم روستاها کشاورزی، باغداری و دامداری است که به دلیل مواجه شدن با کمبود آب و عدم توجه مسئولین به نیاز مردم و نیروهای انسانی جوان، به شدت روستاها خالی از سکنه می‌شوند و در شهرهای مانند تهران، قم، اراک، کرج و... سکونت می‌نمایند.
  • روستای ابیانه

مهم‌ترین و دستنخورده‌ترین گویش تاتی ،گویش اشتهاردی است که در استان تهران قرار دارد طبق کتاب تات نشین‌های بلوک زهرا نوشته جلال آل احمد این گویش شاید خالص ترین گویش زبان تاتی باشد چون منطقه اشتهارد که در سر راه کرج به بویین زهرا در ۸۰ کیلومتری کرج و ۲۵ کیلومتری بویین زهرا قرار دارد به علت خشکی و کمی آب از دستبرد کوچ نشین‌ها در امان بوده و مردم آن همچنان زبان قدیم خود را حفظ کرده‌اند. گویش اشتهاردی حتی به‌عنوان یکی از گویش‌های زبان تاتی معرفی شده‌است كه دارای ویژگی منحصر به فرد است [۲] .
اگر جستاری صحیح انجام دهیم می‌بینیم که منطقه تات نشین‌ها به شکل ماه بوده و از اشتهارد شروع شده و به شمال ایران ختم شده ودر آنجا مردم چون از ان سر در نمی‌اوردند ان را پشت کوهی دانسته اند. البته به علت اینکه مردم با این زبان آشنا نبوده اند و  متفاوت با زبان رسمی بوده به همین دلیل که این زبان در حال نابودی می‌باشد زبانی که آن را به مادهای ایران نسبت داده ولی به قدری کلمات خارجی در آن وارده شده که حالا کم کم دارد به گویش و لهجه تبدیل می‌شود. لازم به توضیح است که هر یک از شهرهای تات نشین گویش مخصوص خود را دارند.

  • طارم علیا

در حدود ۴ روستا به نام‌های سیاه‌رود، گندم‌آباد، گوجان و نوکیان نیز به زبان تاتی صحبت می‌شود که این روستاها در طارم علیا-بعد از درام واقع شده‌اند. زبان تاتی در این روستاها خیلی کم دستخوش تغییرات گردیده و می‌شود گفت که از زبان‌های تاتی دیگر مناطق کشور غلیظ تر است.

واژه‌های تاتی

برخی از واژه‌های زبان تاتی به لهجهٔ شهر اسفرورین (از توابع شهرستان تاکستان در استان قزوین)

  • پدر: پییَه (Piya)
  • مادر: مایَه (Maya)
  • برادر: برا (Bera)
  • خواهر: خاک (Khak)
  • پسر: پور (Pour)
  • دختر: تی‌تی (Titi)
  • من: اَز (Az)
  • تو: تَه (Ta)
  • ما: آما (Ama)
  • شما: شما (Shoma)
  • او (مونث): آیَه (Aya)
  • او (مذکر): آندا (Anda)
  • مرا: چمن (Chemen)
  • تو را: اِشتَ (Eshta)
  • پریروز: اَپَری (Apari)
  • دیروز: اَزیرَ (Azira)
  • امروز: آرو (Aru)
  • فردا: سابا (Saba)
  • پس‌فردا: پسرا (Pesara)
  • خانه: کییه (Kiya)
  • حیاط: کلاگا (Kelaga)
  • باغ: رَز (Raz)
  • بیرون: بَر (Bar)
  • بالا: جُر (Jor)
  • کفش: چُستُه (Chosto)
  • قاشق: کَنچه (Kanche)
  • گربه: مرچین (Marchin)
  • سگ: اَسبَه (Asba)
  • مرغ: کرگ (Karg)
  • تخم‌مرغ: کرخا (Karkha)

 نمونه فعل‌های تاتی

رساندن baresAndon

رسیدن baresoston

افتادن bekaton

انداختن bengaton

نشستن benishton

خرد كردن - ریز كردن benjaton

بریدن berbiton

ریسیدن berishton

دیدن bidiyan

رفتن bishshiyan

اجازه دادن - امكان دادن biyaloston

آمدن biyAmiyan

آوردن biyordon

شیر خوردن از مادر (حیوانات) bochoboston

شیر دادن به بچه حیوانات bochobAndon

نگه داشتنـن ـ متوقف كردن bodAshton

خواباندن bokhosAndon

خوابیدن bokhoton

مردن bomordon

دوشیدن boodooshton

دوختن boodooton

گفتن boogooton

زیر دندان خرد كردن bookooroojoston

كشتن - ذبح كردن bookooshton

ساییده شدن boosoonoston

شكستن boshkoston

شكاندن boshkAndon

ریختن - به زمین ریختن boshAndon

با دست فشردن boshghAloston

شستن booshoordon

قطع كردن bosAndon

قطع شدن - جدا شدن bososton

ساییدن - آسیاب كردن bossovoston

جا انداختن - در جای خود قرار دادن derengaton

واژگون كردن degardandon

خاموش كردن dookooshton

خاموش شدن domordon

پاشیدن dopAton

دادن hAdAn

گرفتن hAgiton

نهادن (بر جایی نهادن) hAnAn

گذاشتن به زمین همراه با رها كردن hArengaton

گم شدن (غیر قابل پیدا شدن) hAsooton

پرتاب كردن halakAdAn

عقب افتادن peykaton

جلو افتادن pishkaton

در جلوی خود نگهداشتن pishgiton

رها كردن sarAdAn

از بین بردن - بر انداختن varengaton

برگرداندن - بازگرداندن vegardAndon

برگشتن vegardoston

لیسیدن velishton

برداشتن vigiton

برگشتن vogardoston

باد دادن خرمن - افشاندن خرمن voshAndon

با دست زیر و رو كردن voshkaloston

دریدن - پاره كردن vozarAndon

 گویش های تاتی

وفسی

این گویش در منتهی الیه حدود مرزی استان مرکزی با استان همدان، در شمال شهرستان اراک استفاده می‌شود؛ در روستای وفس و سه روستای همجوار، یعنی چهرقان در غرب و فرک و گورچان در شرق. این مناطق تقریباً در یک خط فرضی واقعند که احتمالاً حدود ۲۵۰۰۰ نفر از مهاجرین و ساکنین این روستاها به این لهجه سخن می‌گویند؛ البته در گویش این روستاها به طور جزئی تفاوتهایی مشاهده می‌شود ولی اصل و مبنای آنها یکی است. این روستاها که جمعیت ساکن فعلی آنها حدود ده هزار نفر است، به مثابه نگینی نشسته بر حلقه انگشتری هستند که حلقه آن ترک زبانان در استان مرکزی و همدان است.

لهجه وفسی که به «وُوسی» موسوم است بنا به آنچه پژوهشگران گفته‌اند، لهجه‌ای از تاتی است. ابراهیم دهگان در کتاب فقه اللغه در ضمن معرفی وفس و واقعه کشتار جمعی آن، گویش وفس را ‹‹ یکی از لهجه‌های قدیم پارسی باستان و شاخه‌ای از تاتی ›› می‌نامند.‌[دهگان، ابراهیم، فقه اللغه، ص ۲۳۵] دکتر معین در جلد چهارم فرهنگ خود تحت عنوان ‹‹ وفسی ››(Vafsi) منسوب به وفس، لهجه اهالی وفس نام می‌برند.[معین، محمد، فرهنگ] آقای افتخار زاده در کتاب گزیده‌ای بر دیوان همافر عراقی وفسی از قول نامبرده می‌نویسد: «نامبرده زبان خویش را تاتی خوانده است.» [افتخارزاده، نادر، گزیده دیوان همافر عراقی، مقدمه] و همچنین در مجله «ایران کوده» م. مغدم که درباره گویش دلیجان، آشتیان و وفس بحث کرده، لهجه وفس را تاتی خوانده است.

در فهلویات باباطاهر همدانی کلمات مشابه زیادی با گویش وفسی وجود دارد که به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:

«دیرم» (دارم) : تن محنت کشی دیرم خدایا، دل حسرت کشی دیرم خدایا «ته» (تو) : بی ته یارب به بستان گل مرویا «وینم» (ببینم) : گرم دسترس نبی آیم ته وینم «بَسُم» (بشوم، بروم) : بسم آنان بوینم که ته وینند «بوره» (بیا) : دمی بوره بوین حالم ته دلبر «سوته» (سوخته) : بوره سوته دلان با ما بنالیم «واتنی» (گفتنی) : به کس درد دل مو واتنی نه

خطری که این گویش را تهدید می‌کند، مهاجرت ساکنان این روستاها به شهر و تغییر زبان نسل نو که در شهرها زاده و بزرگ می‌شوند است.

 منابع

  • زبان شناسی - دکتر فره وشی - انتشارات دانشگاه تهران
  • جستاری در زبان تاتی، نوشته: علی محمدآقاعلیخانی
  • نوشتار: پراکندگیِ «تات»ها در تاکستان و بوئین زهرا، نوشته: عباس رحمانی
  1. خبرگزاری اجتماعی و فرهنگی میراث آریا، بازدید: اکتبر ۲۰۰۸.
  2. [www.ethnologue.com آثنولوگ]

[ دوشنبه بیست و هفتم دی 1389 ] [ 14:4 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

ورود اعراب مسلمان به منطقه قم آشتیان و تفرش

 

چگونگی ورود اعراب مسلمان به منطقه قم آشتیان و تفرش

 

درسال 21هجری سپاه سعد وقاص دو قسمت شد.یک  بخشی به فرماندهی  ابوموسی اشعری در سال 21 هجری پس از فتح نهاوند وارداصفهان و سپس وارد  مناطق کوژدر،  فراهان، شهر باستانی کرج، طبرش(تفرش) و اشتجان(آشتیان)  شد.واین  اولین سپاه ازاعراب بود که شاید  در طول هزارسال بعد از حکومت مادهاتوانست    تا مرکز ایران وارد شود طبیعتا" مردم ایران شوکه شده بودند زیرا تا آن زمان بجز اسکندرمقدونی  هیچ قدرتی نتوانسته بود وارد مرکز ایران شود . البته فتح نواحی شمال توسط ابوموسی اشعری و امیران لشکر او به همراه فتح نهاوند نبوده است بلکه توسط سعد و قاصّ صورت گرفته . فتح منطقه جبال و بخصوص فراهان و تفرش و آشتیان  به راحتی و بروجه صلح نبوده است بلکه فتح نواحی عراق عجم بجنگ و محاربت بوده است.

ابوموسی اشعری و پسر عمویش مالک ابن عامر اشعری از کوفه به ناحیه بصره واز آنجا به اهواز و اصفهان آمدند و این نا حیه را فتح کردند و سپس ابو موسی اشعری پسر عموی خود ملک ابن عامر اشعری را به نا حیه جبال3 فرستادو ملک برخی از نواحی جبال از جمله حوالی ساوه و تفرش ،آشتیان،فراهان و کوژدر را  رافتح کرد و  از معاندین و مخالفان و بخصوص دیلمیان و اکراد طبرستان  که در برابر اعراب مسلمان مقاومت کرده و گاهگاهی به منطق جبال حمله ور میشدند دفع کند مالک هر سال به این ناحیه می آمد تا با طبریان مقابله نماید .در یکی از شبیخون های  دیلمیان به روستای طخرود موفق میشونداین روستا را غارت کنند و تعدادی از اهالی را به اسارت ببرندکه مالک اشعری دیلمیان را تعقیب می کند وموفق میشود


ادامه مطلب

[ جمعه بیست و چهارم دی 1389 ] [ 22:52 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفی روستای قر مز چشمه

                                                             نوشته :محمد صادق   کرد ابادی      

                                                                                                                                    وبلاگ قرمز چشمه   فراهان      

                                                                                                                                   با سپاس از آقای کرد ابادی

روستاي قرمزچشمه در استان مركزي ، شهرستان فراهان ، فراهان سفلي ، دهستان فشك و در 292 كيلومتری جنوب‌غربي ‌‌تهران و در مختصات‌جغرافيايی 34 درجه 40 دقيقه و 31 ثانيه عرض‌شمالی و 49 درجه 44 دقيقه و 32 ثانيه طول‌شرقی از گرينوچ قرار دارد .

 

نام روستا و تاريخچه آن :

 

نام روستا‌ي قرمزچشمه بر گرفته از نام كهريز (قنات) دشت مركزي اين روستا است كه اين كهريز داراي خاكي با رنگ قرمز است و در قديم به قرمز كهريز معرف بوده و اكنون هم برخي افراد به اين نام قنات فوق را مي‌خوانند . در قديم اين دشت از اراضي روستاهاي اطراف (احتمالاً روستاي فشك) بوده است كه بعدها شايد از حدود ۶۰۰ سال قبل ۸۰۰  شمسي به بعد داراي سكنه و روستا شده است . جالب توجه اين است كه قبرستان قديم روستا كه در محل خرمن‌هاي بالاي روستا و حمام قديم وجود دارد هيچ كسي حتي آبا و اجداد ساکنین هم اين قبرستان را بياد ندارند .

 

مسير ارتباطی:

 

روستا‌ي قرمزچشمه داراي راه های ارتباطی آسفالته و خاکی متعددی است از جمله :

- راه آسفالته اصلی که روستا را به مرکز شهرستان(شهر فرمهین) و مرکز استان(اراک) وصل می کند .

- جاده خاکی شمالی که راه ارتباطی به روستای کردآباد و سپس دهستان رودبار است

- جاده خاکی غربی که به اوچور و دشت بولاغ و سپس به روستاهای ایر و ارتگل و چاغر و تلخاب و..میرود 

- جاده خاکی جنوبی که به مرکز دهستان (فشک) وصل میشود . 

- و چندین جاده خاکی مالرو که روستا را به مزارع مختلف وصل می کند .

ولی براي سفر از پایتخت (تهران) به آنجا بايستی از مسير تهران – قم كه مسافت آن از تهران تا روستای قرمزچشمه 292 كيلومتر است را طي نمود . در طول مسير ابتدا از تهران به سوي قم و سپس در دو راهي سلفچگان جاده آشتيان را انتخاب نموده و پس از گذشتن از روستاهای مزرعه‌نو ، كرديجان ،‌ هزار‌آباد ، شهر آشتيان ، گركان ، شهراب ، دارستان ، سفیدآب ، مجد‌آباد‌كهنه ، نوده ، درمنک ، ماستر ، خسروان بالا ، واشقان و سپس به روستای قرمزچشمه می رسیم . براي گشت و گذار نيز مي‌توان از مسير ساوه و يا قم - شهرتفرش و گردنه نقره كمر و يا مسير ساوه و يا قم - خلجستان - آشتيان نيز به روستا سفر نمود .  

 

روستاهای اطراف قرمزچشمه  :

 

روستاها

 

فشک - کردآباد - خسروان بالا و پائین - واشقان - درمنک - قزلجه - نقوسان - فرک - شاهواروق - ماستر - نوده - عزیزآباد - آهنگران - بورقان - گرکان - وروان - ذلف آباد-برزآباد -شتریه-تلخاب -غیاث‌آباد-اشقل-مجدآباد نو-مجدآباد کهنه-چاقر-مخلص آباد-تبرته-ایر -گازران -مشهد زلف آباد - آرزومند - ارتگل - نظام آباد - دستجان - نوده -کمرک - علی آباد -عراقیه -عباس آباد - شیرین آباد - گونه -سقرجوقک- زنگارک -دولت آباد-خلت آباد-خلت آباد-حسین آباد- حاتم آباد- جونوش -امیر آباد - آقازیارت -اسفین - کلا -جلال آباد -ولاشجرد -کودزر - و . . .

 

شرايط زبانی:

 

مردم روستاي قرمزچشمه و ديگر روستاهای دهستان فشک به زبان تركی تكلم مي‌كنند. مردم روستای قرمزچشمه به زبان فارسی با لهجه محلی خاص این روستا نيز صحبت می ‌كنند .

 

مشاغل عمومی 

 

محور اصلی تأمين معاش مردم بر پايه كشاورزی بوده و در كنار آن دامپروری نيز رواج دارد. خوش نشيني و امرار معاش از طريق انجام كارهاي ساختماني ، حمل و نقل و... در خارج از روستا نيز بعضاً وجود دارد .

 

خو‌‌يشاوندی:

افراد در اين روستا نسب از پدر مي‌برند . ازدواج‌‌ها در اين منطقه سابقآْ بيشتر نسبی بوده ولي امروزه عمدتاً غير فاميلي است و هيچ‌گونه اجبار يا ممنوعيت در ازدواج وجود ندارد. فاميلی‌های مهم روستا عبارتند از: قرمزچشمه ، قرمزچشمه ای ، یوسفی ، جمشيدي ، کریمی ، کوچکی ، امینی ، فراهانی ، کردآبادی ، صفری ، فشکی و ...

طوايف اين روستا عبارتند از : رضائي‌‌ - بخشعلي - مدعلي(محمدعلي) - هاشمي - عليمرداني ، علي نقي ، جمشيدي - كوچك بكي - و...

 

 

کشاورزی:

 

مساحت و اراضي قابل كشت روستاي قرمزچشمه :

روستاي قرمزچشمه در منطقه آب و هوائي كوهستاني سردسير و خشك كاملاً چهار فصل و در ارتفاع ۳۱۶۰ متر از سطح دريا قراردارد .

كل مساحت روستا بالغ بر ۳۰۰۰ هكتار است كه از اين مقدار حدود ۱۰۰ هكتار اراضي قابل كشت آبي و ۴۰۰ هكتار اراضي قابل كشت ديم مي‌باشد و بقيه آن حدود ۲۵۰۰ هكتار كوهستاني و مراتع غير قابل كشت است .

كل توليد غذاي سالم و ارگانيك در روستا بالغ بر ۴۵۰ تن (۳۰۰ تن محصولات زراعي و باغي و ۱۵۰ تن محصولات پروتئيني و لبني ) و توليد علوفه بالغ بر ۳۰۰۰ تن در يك سال زراعي مي‌باشد .

 

محصولات زراعي روستای قرمزچشمه :

گندم ، جو  ،‌ سيب زمينی ، پیاز ، لوبیا ، نخود ، عدس ، ماش ، شاه دانه ، يونجه ، شبدر ، سبزی جات و صیفی جات و . . . 

 

محصولات باغي مهم قرمزچشمه :

انگور ، بادام ، گردو ، سیب ، گلابی ، توت و . . . 

 

درختان غیر مثمر مهم قرمزچشمه :

بید ، صنوبر ، کبوتر و ... 

مالكيت زمين زراعی :

مالكيت زمين در روستا به‌صورت خرده مالكی است و مالکیت خصوصی و متعلق به مردم روستا است . قبل از سال ۱۳۴۲ (اصلاحات اراضي) تنها يك چهارم از كل املاك متعلق به مردم روستا بود و سه چهارم آن متعلق به ارباب بود كه رعيت براي او كار مي‌كرد و بعد از سال ۴۲ اراضي از سوي ارباب به مردم فروخته شد .

 

مزرعه‌هاي مهم قرمزچشمه :

دشت (مزرعه مركزي) ، اوچ گل ، اوچور ، دشت بولاغ  ، هاجر چائی ، آنتیکه قازان (بازرگان دره) ، هماوا ، همواره ، یل درسه .

لازم به توضيح است كه مزارع آبي هر دشت به ۳۲ قسمت يا جزء تقسيم مي‌شود كه هر قسمت يا جزء را شعير مي‌گويند و مراتع غير آبي (ديم) شش دانگ همان شعير مزارع آبي دشتها هستند و هر فردي به نسبت اراضي آبي خود مالك اراضي ديم و يا مرتع نيز هست . قبل از اصلاحات اراضي كمتر از ۱۰ شعير از املاك دشت متعلق به مردم بود و بيش از ۲۲ شعير متعلق به ارباب بود و مردم زارع ارباب بودند كه بعد از اصلاحات اراضي تمامي املاك به مردم واگزار شد .  

دشت مركزي روستا به دو قسمت دشت بالا و دشت پائين تقسيم مي‌شود (محل اتمام باغهاي انگور در جنوب دشت مرز بين دشت بالا و پائيين است) و هر يك شعير ملك آبي نصف در دشت بالا و نصف در دشت پائين است و افرادي كه اقدام به خريد املاك آبي مي‌كنند بايد به اين موضوع دقت لازم داشته باشند كه هم به نسبت دشت بالا و پائين زمين تحويل بگيرند و شش دانگها (ديم و مراتع ) نيز فراموش نشود .

چشمه سار ها : 

قرمز کهریز - کوله چشمه - یوخاره محله چشمه - آشاقه محله چشمه - قلعه محله چشمه - شاه بال - کره قیا چشمه سه - داش باغه - دیله دره - هاجر چاهه - یوخاره هاجر چاهه - یولدرسه - قارقیا چشمه سه - توخله گلین - گل چشمه - اوچور ( متشکل از سه چشمه ) - داش بلاغ چشمه سه - بازرگان دره - اوچ گل کهریز - صفرخان باغه - قراه له 

 

نوع كشت :

 

در روستای قرمزچشمه  كشت آبی و دیم ، پائيزه و بهاره كشت غالب روستا است . 

 

منابع تامین آب :

 

چشمه سارها ، قنوات ، آبریزهای سطحی ، چند رودخانه فصلی ، چند سد خاکی که آبهای سطحی در فصول بارش را ذخیره و به سفره های زیر زمینی هدایت می کند و نیز نوع آبیاری متاسفانه قرق آبی است . و هیچ گونه روش نوین آبیاری (قطره ای  ، بارانی ، هیدروپونیک و...)بکار گیری نشده است .

 

شرايط مذهبی:

 

        در روستای قرمزچشمه مردمی بسيار مذهبی و کاملا مسلمان شيعه اثني عشر ( دوازده امام) هستند .

         مسجد روستا هميشه و در تمامي روزهاي سال فعال و در سي روز ماه مبارك رمضان و سيزده روز محرم نيز بيشتر فعال است و تعذيه خواني از قديم اليام در اين روستا اجرا مي‌شده است و تعزيه خوانهاي بسيار معروفي نيز دارد ( حاج عباسعلي اميني - جعفر امینی  - مرحوم حاج عبادا.. سليمي - مرحوم حاج غلامرضا بابائي و... ) و اكثر ساكنين و افرادي كه از اين روستا كوچ كرده اند نيز در تعزيه خواني مهارت خاص دارند و در هيأت عزاداري قمر بني هاشم قرمزچشمه ايهاي مقيم مركز(تهران) نيز در سيزده روز محرم ، ۲۸ صفر و... تعزيه مي‌خوانند .

        بجز هيات عزاداري روستاي قرمزچشمه ، در تهران نيز اهالي اين روستا هياتي تحت عنوان هيات قرمزچشمه ايهاي مقيم مركز (واقع در مسعوديه ) دارند و در كنار آن نيز كانون جوانان قرمزچشمه‌ايهاي مقيم تهران در محله مسعوديه كه در سال ۸۰ توسط عده اي از جوانان تحصيل كرده تاسيس گرديد نيز فعال است .

       هيأتها و كانون فوق  ، برنامه هاي متنوعي را نيز در طول سال اجراء مي‌كند كه يكي از مهمترين برنامه هاي آن مراسمات پنجشنبه شب هر هفته با دعا و قرائت و آموزش قرآن كريم است و در اين برنامه نيز بسيار از عزيزان با اين كتاب آسماني و كلام حق آشنا و تلاوت آن را فراگرفته‌اند و چندين قاري برجسته تحويل جامعه اسلام گرديده است .

 

 

پوشاک:  

 

پوشاک محلی مردان :

سرپوش‌ها : كلاه پشمی ، كلاه نخی ، كلاه دوره دار ، كلاه نمدی

تن‌پوش‌ها : پيراهن، شلوار بندی، جلزقه (جليقه)، آلخالق( نوعي‌ كت)، قبا ( بالا پوش مردانه )

کفش ها :‌ گيوه ، ارسی(نوعی كفش چرمی )، گالش ( نوعي كفش لاستيكی )

 

پوشاک محلی زنان :

سرپوش‌ها : چارقد (نوعي روسری) ، عرقچين (نوعي كلاه ) ، پيشانی ‌بند ( نوعی چارقد )

تن‌پوش‌ها: پيراهن ، پاچين(پيراهن بلند)، شلوار ،  آلخالق(نوعي كت) جليقه

کفش ها : ارسی(نوعی كفش چرمی ) ، دمپائی ، كفش ساغری ( نوعي پاپوش چرمی، گيوه ) 

 

مسكن:

 

بافت نقاط جمعيتي روستا : بافت كلی روستای قرمزچشمه بافت مجتمع توده‌‌ای است

 

بافت فضاهاي اصلي خانه‌اي سنتي : 

اتاق مهمان ، اتاق نشيمن ، آشپزخانه ، ايوان( هال) ، مهتابی (ايوان رو به بيرون خانه ، بالكن) بالا‌خانه‌ ، تندرخان (محل پخت نان) ، كاه انبار (انبار كاه ) ، سيزان( محل نگهداري دام)، حصار (حياط) ، داوارلوق ( فضائي سرباز و محصور در حياط كه ويژه آغل تابستانی دام مي‌باشد ) ، انباري ، توالت ، دالان‌ورودی ‌منزل ، پستو 

 

کندو :

در برخي مساكن سنتي فضائي مكعب شكل كه از گل ساخته شده وجود دارد كه كاربری آن جهت‌ذخيره غلات به‌ويژه گندم مي‌باشد.

 

ويژگي‌هاي معماري منازل سنتي روستاي قرمزچشمه :

 معماري بافت سنتی روستاي قرمزچشمه اساساً درون گرا و دارای حياط مركزی می ‌باشد .

 

مصالح بكار رفته در منازل سنتی:

خشت ، كاهگل ، تخته ، سنگ محلی ، چوب ، گچ ، پردو (شاخ و برگ درختان) و  سایر مصالح محلی .

 

قابل ذکر است که :  

در دهه اخیر منازل روستا توسط اهالی ساکن در روستا و یا در تهران با معماری شهری ساخته می شود . 

سیستم گرمایش و سرمایش منازل :

در سقف مساكن بافت سنتي دريچه‌ای به نام باجه عمل تهویه هوا را انجام مي‌دهد. سوخت فسیلی در زمستان (حیمه و یا جوب) در کرسی و در برخی منازل بخاری نفتی استفاده می شود و حمامها با آبگرمکن نفتی کار می کنند .  

 

نورگيری منازل:

نورگيری فضای داخلی خانه‌ها نيز از طريق پنجره کوچک میسر مي‌شود و روشنائی در شب برقی است . 

 

زیر طاقی:

زیر طاقی یا دالان ساباط در معماری ویژگی است كه در معماری و ساخت بافت قدیم روستای قرمزچشمه

 به كار رفته است.

 

گنجه:

فضايي كمدی شكل در ديوار اتاق‌های منازل كه جهت نگهداری وسايل مختلف كاربری داشته و دارای

دو درب چوبی دو لنگه می ‌باشد.

 

 


شعر برای بلندترین کوه روستاي قرمزچشمه (اوچور)

قرمزچشمه اوجا داغی  اوچوردشه                   اوره گمین بوزلی داغی اوچور دشه 

اچور دشه دره لره سو ورگینن                         اوچور دشه کندمیزه گوگرت گینن 

دومانلی داغ اوچور دشه        اوجالی داغ اوچور دشه 

------------------------------------------------

پنجه رستم قونشوسه سن        قره قیا قارداشه سن 

ساره قیا یولداشه سن             اوجالی داغ اوچور دشه

ساق یانینده علم باغه           سول یانینده ملک شاه دیر 

قرمزچشمه دماونده            اوجالی داغ اوچور دشه 

-------------------------------------------------

اوچور دشه بولوت لارون یاغوش اولسون       سن سویون یاضی لریمز ایچشن 

کولاک ائله       دور طرفین بولاغ ائله 

چار حده قاچ بوران ائله     قیش گلره غیرت ائله

یاضی میز گول جنت ائله   اوجالی داغ اوچور دشه 

------------------------------------------------

اوچور دشه بایرام یاخین اوت وروشن          آچ باشیوی یولا یاغوش

اوچور دشه سیل یوله سال               پیس لیگ لره سیل گوره سال 

اوچور دشه گدنلره سلام ائله        اوچور دشه قالان لره دعا ائله 

اوجالی داغ اوچور دشه         دومانلی داغ اوچور دشه 

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 12:27  توسط محمد صادق كردآبادي 

[ جمعه بیست و چهارم دی 1389 ] [ 12:27 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

تاریخچه ایل برچلو و بزچلو

مقاله ذیل به قلم آقای محمد کمیجانی پژوهشگر ارزنده میباشد

 و از وبلاگ کمیجان خبر برگرفته شده است. با سپاس از ایشان

مقدمه

مناطق شمالغربي استان مركزي و حوالي كميجان را برچلو يا بزچلو مينامند .

واژة برچلو ، بزچلو ، برچلوئي و بزچلوئي پسوند نام خانوادگي بسياري از مردم و اهالي استان مركزي يا كساني است كه از اين استان كوچ كرده اند .

 

از طرفي در منطقة كميجان بخش وسيعي از روستاها و مزارع را جزو محال برچلو يا بزچلو مي شناسند ، مشاهدة اين بي مهري به نام منطقه باعث شد تا تحقيقات مقدماتي در مورد تاريخ اين ايل بنمايم و از اين رهگذر نتايج آنرا ارائه مي كنم .

بر صاحبان خرد پوشيده نيست كه تدوين نكات تاريخي به لحاظ حساسيتي كه در بر دارد بسيار مشكل بوده و قضاوت در مورد آن كساني كه زماني در مكاني با شرايط اجتماعي محيطي سياسي ، اقتصادي و فرهنگي خاصي مي زيسته اند كار آساني نميباشد .

كوچكترين لغزش و اشتباه ميتواند محقق را از حقيقت امر دور كند و چه بسا ديگران و نسل آينده را سرگردان كند .

هدف از اين نوشتار ، ادعاي تاريخ نگاري و تحقيقات تاريخي مبتني بر اصول علمي و تحقيقي نيست ، بلكه تنها هدف من ، پرتاب نمودن سنگي بر اين بركة وسيع است تا با ايجاد موج هايي هرچندكوچك ‘ نظر بزرگان و محققاني كه در اينمورد اطلاعاتي دارند را جلب كنم و آنها را حداقل براي پاسخگويي به پرسشهاي خودم و فرزندان و همشهريانمان بحركت در آورم .

اطمينان دارم كه از اين ميان ، سوابق خوب و ارزنده اي براي علاقمندان بتاريخ اين مرز و بوم و اين ناحيه از ميهنم گردآوري خواهد شد .

بهرحال اگر هم نام اين دشت پربركت (برچلو يا بزچلو ) در كتابهاي تاريخي كمتر آمده باشد ، بسياري از آفرينندگان تاريخ در آغوش گرم اين دشت پرورش يافته و با اسبهاي تيزپاي خود گرد و خاك دامنة كوهها و دره ها را به هوا بلند كرده اند و در موارد لزوم به دفاع از هويت ، ناموس ، شرف و سربلندي سرزمين خودبرخاسته اند.

 همچنانكه در جريان مبارزات سياسي و انقلابي قبل از سال 57 جوانان و دانشجويان ما نيز حضور مؤثر داشتند و در جريان انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي نيز شهداي عزيزي را به مام ميهن مقدس تقديم نموديم .

با توجه باينكه بندة نگارنده در امر تحقيقات اجتماعي و تاريخي فاقد هرگونه تجربه و سابقه بوده ام ، انتظار ندارم كه اين مقاله بي نقص باشد ، ولي از عزيزان مطلع انتظار دارم كه هرگونه نواقصي در آن مشاهده كردند و يا هر اطلاعي از سوابق تاريخي ايل مورد بحث داشتند باطلاع اينجانب برسانند .

- در لغت نامه دهخدا ذيل واژة بزچلو چنين آورده شده است  :


ادامه مطلب

[ پنجشنبه بیست و سوم دی 1389 ] [ 13:53 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

آتشکده آذر گشسب و فردقان :

 

آتشکده آذر گشسب و  فردقان :

روستای زیبا و رویایی فردقان در 12 کیلومتری شمال  خنجین قرار داردو به فاصله کوتاهی از این روستا امامزاده امیر عبدا... قرار دارد . همسایه های این روستا در جنوب خنجین ودر غرب کسراسف و گور چان و چو گان است . این روستاهمچون نگینی در حصار کوهستان قرار دارد. جمعیت روستا در حدود 800 نفر میباشد و ارتفاع روستا از سطح در یا در حدود 1750 متر است.   

در باره تاسیس روستای فردقان در کتاب ارزشمند تاریخ قم چنین آوردهان که:مزدجان (فردجان فردقان) مردی از عجم به نام مزده آنرا بنا کرد و مزده دیه نام نهاد بعضی گویند بهرام کور بنا کرد و آنرا قلعه ریزان پشن می گویند و آن بواسطه بلندی بر ناحیت دور آخر و فراهان مشرف است }ص71 تاریخ قم {

ذر رباره قدیمی ترین آتشکدهآذر کشسب  زر تشتیان که مورد احترام و پاسداشت مردم ایران باستان بوده است و در کتابهای قدیمی از آن نام برده اند ودر کتاب تاریخ قم مفصل در باره آن صحبت شده است که جزء سه آتشکده باستانی ایران بوده است باید از آتشکده پردقان نام برد که در صفحه 141 این کتاب آن راذیل  رستاق کوزدر آورده اند .این آتشکده در ابتدا در منطقه کوزدر بوده ولی بعد ها در زمان سا سانیان آن را به چی چست ارو میه منتقل می کنند ولذی بعد از غلبه تفکرات مزدک و عنایت قباد پادشاه مصلح ساسانی و اصلا حات وی همه آتشکده ها خاموش می شوند ولی آتشکده پردقان که قبل از دوران ماد ها دایر بوده است به حیات خود ادا مه می دهد و حتی مزدک هم به خاموشی این آتشگده رضایت نمی دهد

در کتاب ایران باستان اثر ماریان موله ص 76 آتش آذرگشسب که همان را آتش ارتشتاران می داند در تخت سلیمان در آذربایجان بوده که خرابه های آن هنوز پا برجاست.

درباره محل این آتشکده بنا به اسناد بویژه کتابهای پهلوی آنرا در کنار دریاچه چی چست (ارومیه) در شیز می دانند اما مورخان و جغرافی دانان اسلامی محل آنرا در شیز در تخت سلیمان کنونی می دانند که فاصله زیادی با چی چست دارد سفیدی و درخشانی این آتشکده به علت سوخت نمک که از دور سفید به نظر می رسد بوده از شگفتی های این آتشکده آن است که کانون آن از هفت صد سال قبل فروزان بوده است و خاکستر در آن وجود ندارد و شعله آن هیچگاه خاموش نمی شده است این آتشکده همیشه سوزان ظاهراً از نفت یا از گاز تغذیه می شده و خاکستری نداشته است[1].

کتابهای پهلوی که در باره گنجینه شیز گان مطالبی نوشته اند احتمالا" یا به اسناد تاریخی و اهمیت شهرهگمتانه ( محل اجتماع مردم )یا اکبا تان و یا همدان امروزی که اولین دولت ماد در آن شکل گرفت وبه بیانی اولین دولت ملی ایرانی در آنجا تاسیس شد  اشراف نداشته اند و یا عمدا" خود را به تغافل زده اند و غلو نموده اند زیرادیرینه تاریخی  همدانقطعا" آتشکده ای با عظمت را می بایست در نزدیکی خود داشته باشد.    

کتابهای پهلوی نیز از این آتشکده و گنجینه شیزیکان یاد می کنند و نسخه ای از اوستا دوران هخامنشی به گنجینه آن سپرده شده بود در دوران کواد (قباد) و پسرش خسرو انوشیروان، این آتشکده خودسوز به سبب قطع جریان گاز زیرزمینی یا نفت رو به خاموشی می رود و قسمتی از آتش آن را به مزدجان فراهان می برند و قسمتی دیگر را به آتشکده کهنسال آبان کشنسپ (ما جشنسف) یا آتشکده برکه که مسعودی از آن با عنوان آب آتش یاد می کند.[2]

بنا به تصریح ابن فقیه در کتاب خود این آتشکده کهن و قدیمی بودهاست و جزء اولین ها یعنی قبل از رسمیت یافتن دین زر تشتی در حکومت سا سا نیان و تبلیغ این دین بصورت رسمی و حکومتی تاریخ تاسیس این آ تشکده بنا به تصریح موبدان زر تشتی در متن ذیل  در زمان کیخسرو پادشاه اشطورهای ایران بودهاست ونه در زمان قباد و انوشیروان .

ابن فقیه در مختصر البلدان درباره آتشکده آذرگشسب: در این روستا دهکده ایست به نام فردجان(فردقان) و در آن آتشکده ای کهن است و آن یکی از آتش هایست که مجوسیان در حق آن غلّو کرده اند. چونان آتش آذر خره و آتش جمشید و این نخستین آتش است و آتش ما جشنسف و این آتش کیخسرو است مجوسان درباره این سه آتش غلو کرده اند و سخنشان خردپذیر نبود. آذر جشنسف، آتش کیخسرو در آذربایجان بود انوشیروان آنرا به شیز آورد.

از آن آتش ها که مجوسیان درباره آن غلو کرده اند آتش آذر جشنسف فراهان است تاریخ قم ص 89 ، متو کلی گوید؛ یکی از مجوسیان که آنرا دیده بود مرا حکایت کرد که چون مزدک بر قباد پیروز شد گفت وظیفه آن است که تو همه آتش ها را باطل کنی مگر سه آتش اولین را، قباد این کار بکرده همچنین آن مجوس گفت! آتش آذرجشنسف بیرون آمد تا در آذربایجان به ما جشنسف رسید و با آن آمیخته گشت و هر گاه آنرا افروختندی آتش آذر جشنسف سرخ پیدا و ظاهر گشتی و آتش ما جشنسف سفید چون مزدک را بکشتند دیگر باره مردم آتش ها را به جاهای خود بازگردانیدند آتش آذر جشنسف را در آذربایجان نیافتند پیوسته آنرا بجستند و بر اثرش همی رفتند تا معلوم کردند که به فردجان(فردقان) باز آمده است[3]

درباره آذر جشنسف

پادشاهانساسانی برای این آتشکده تقدس زیادی قایل بودند به دلیل احترام و تبرک پای پیاده به زیارت این آتشکده نایل میشدند تا مورد عنایت اهورا مزدا قرار گیرند .حتی برخی از انها در پایان عمر افتخار خادمی آتشکده را داشتند و در آن خدمتگزار می شدند و هدا یای فراوانی به این آتنشکده هدیه می کردند .

نقل می کنند که به واسطه پیوستن در آتش به یک دیگر و نیرو دادن فرشته آذر به بندخت ناهید آتشکده بزرگ شاهی گشت چنانکه پادشاهان ساسانی پیاده به زیارت آن می شتافتند و پیش از رفتن به جنگ به آستان آن می شتافتند و پس از پیروزی در جنگ سهمی از غنایم جنگی به آن تقدیم می کردند و همین گنجینه بزرگ است که به هنگام شکست خسرو پرویز از رومیان به غارت رفت.[4]

تاریخ قم ص 88: چنین گوید همدانی در کتاب خود که در دیهی از دیههای قم نام آن مزدجان آتشکده کهنه و دیرینه بوده است و در این آتشکده آتش آذر جشنسف بوده است و این آتش از جمله آتشهایی بوده است که مجوس در وصف و حق آن غلوّ کرده اند مثل آتش آذر خره و آن آتش جمشید است و اولین آتشهاست و دیگر آتش ما جشنسف که آن آتش کیخسرو است..... اما آتش ما جشنسف که آن آتش کیخسرو است بموضع برزه آذر بیجان بود انوشیروان در حال آن نظر و فکر فرمود و آنرا بشیز که اولین موضعیست از مواضع آن ناحیت نقل کرد زیرا که این آتش به نزدیک ایشان بغایت عظیم و محترم بوده است و در کتاب مجوس چنین یافته ام که بر آتش آذر جشنسف فرشته موکلست و ببر که همچنین فرشته است و بکوهی از ناحیت آن که آنرا سبلان گویند همچنین ملکی است و این فرشتگان مامورند به تقویت و تمشیت صواحب جیوش پس انوشیروان گفت مرا دست نمی دهد که آتش آذر جشنسف و آتش برکه سبلان نقل کنم تا این هر سه آتش بیکجا جمع شوند فامّا من آتش آذر جشنسف با آتش برکه نقل کنم تا هر دو ملک یکدیگر را معاونت می کنند و امّا آتش زردشت آتشیست که بناحیت نیشابور بوده است و آنرا از آنجا نقل نکرده اند و از جمله اصول (اولین) آتش بوده است و آن آتش که مجوس در آن غلو کرده اند آتش آذر جشنسف است که به مزدجان[5] بوده است.)

بی تردید آتشکده مزدجان بخش کوزدر از کهنترین و با سابقه ترین آتشکده های ایران باستان بوده است که آتش آن از آن کیخسرو پادشاه باستانی ایران بوده است و از مشخصات قید شده آن دو درب بزرگ طلائی بوده است. که در زمان حجاج یوسف پس از خراب کردن آن بیرون آورده شد.و به تصریح تاریخ قم آنرا به مکه برده اند تا در کعبه نصب نایند  

علاوه بر این همانگونه که قید گردید این آتشکده ویژه نظامیان بوده است که در آن مراسم آیینی در هنگام جنگ انجام می گرفته و آتش آن بسیار بزرگ و محترم بوده است و به اعتقاد زردشتیان بر این آتش فرشته ای موکل بوده است که مأموریت داشته به تقویت و ارائه خط و مشی دوست به لشکریان و در ادامه متن تاریخ مذکور چنین آمده است «متوکلی چنین گوید که یکی از مجوس که آتش آذر جشنسف دیده بود مرا حدیث کرد و گفت که چون مزدک بر قباد غلبه کرد قباد را گفت وظیفه چنان است که تو این آتشها را باطل گردانی الاّ سه آتش را و این دیگر آتش ها را به نزدیک نقل کنی»

در این قسمت اشاره به اقبال و توده مردم در اندیشه های مزدک دارد وی زمانی که فاصله طبقات را در جامعه دید به قباد گفت باید رونق آتشکده را از بین ببری و فقط سه آتشکده باستانی (آتور فرنبغ – آتور برزین مهر و آتور گشنسب) باقی بماند و «همچنین مجوسی روایت کرد که آتش آذر جشنسف از آتشکده بیرون آمد با آتش ما جشنسف باذربیجان متصل شد و بدان آمیخته شد و چون او را بر می فرواختند آتش آذر جشنسف سرخ پیدا و ظاهر میگشت و آتش ما چشنسف سفید و این گاهی می بود که پیه را در آن می انداختند و راوی گوید چون مزدک را بکشتند دیگر باره مردم آتشها را بجای خود نقل کردند.

و آتش آذر جشنسف باذریجان نیافتند و همه اوقات تفحصّ حال می نمودند و برابر آن میرفتند تا معلوم کردند که آن به مزدجان مراجعت کرده است باز گردیده پس همه اوقات بدین قریه این آتشکده بوده است»

آتشکده فردجان (فردقان) علاوه بر تقدس جنبه راهنما داشته است تا مسافران مسیرهای مورد نظر خود را در شبها بیابند در عین حال آتش آن دقیقاً در راستای آتشکده آذر جشنسف آذربایجان بوده و هنگام افروختن آتش آن برنگ سرخ بوده و آتش آذرجشنسف به رنگ سفید و زمانی که پیه در آن می ریختند چنین بوده است نه در زمان های دیگر که احتمالاً آتش آن رنگ دیگری داشته است. علاوه بر فردجان که مهمترین آتشکده کشور بوده است 18 آتشکده در کوزدر، ساروق، ولاشجرد، تپه مشهد، ماستر، تپه بورقان و تپه شاه خانون آتش مهمترین آتشکده کشور بوده است. آتش مهرین در ناحیه خوزان (روستایی در ساوه) آتش بشتافت در نیمور بناحیت انار حدود محلات  (و نانجرد و آتش وره بناحیت وره (قسمتی از آشتیان) بوده است که بشتاسف ملک آنرا نصب کرده است.{ ص 90 تاریخ قم}

در زمان ساسانیان بی تردید اهمیت بسیار زیادی می یافت علاوه بر آتشکده بزرگ ارتشتاران بعضی از اسامی قابل تأمل است و 4 تا 5 کیلومتری غرب فردجان روستاهای کسرا صف (کسراسف) چوگان و گورچان قرار دارند و اهمیت این روستاها از این جهت است که کسرا لقب پادشاهان ساسانی و بخصوص خسرو انوشیروان پادشاه ساسانی بوده است و این اسم بی ارتباط با لقب پادشاهان ساسانی نیست علاوه بر این چوگان و گورچان به بازی چوگان و شکار گور در این منطقه اشاره دارد که از تفریحات دوره ساسانی بوده است چه ورزش چوگان یا چوگان بازی و چه شکار گورخر که در منطقه نزدیکی از فردجان فعلی قرار دارد دلیل اهمیت مذهبی، سیاسی منطقه کوزدرو و روستای فردقان  بوده است.

علاوه بر این کتاب ایران از آغاز تا اسلام ص 270 قید شده است که: پس از مرگ خسرو دوم و جلوس آخرین پادشاه سلسله یزدگرد سوم فاصله است. و در این مدت 12 پادشاه بر تخت نشستند مرگ آخرین شاه بزرگ سه مخالفت مالکان بزرگ را شکست شاهزادگان فقط ملعبه ای در دست آنها بودند و تاج بر سر میگذاشتند تا چند ماه بعد کشته شوند چون مرد کم آمد زنان را به تخت نشاندند. چنانچه دو دختر خسرو پوران و آذر میدخت به سلطنت رسیدند که احتمالاً روستای بورقان در زمان بوران یا پوران دختر خسرو دوم احداث شده است.

بی تردید اهمیت روستای پردقان بالاتر از این باید بوده باشد و نیاز به بررسی های جدی تری دارد تا افق جدیدی از تاریخ کشور و منطقه مشخص گردد . کم کاری مورخین و تحصیلکرده های منطقه در این زمینه مشهود است به نحوی که کمترین اطلا عات را ما در اینتر نت در باره حتی معرفی روستا ها داریم ولی الی ماشا ا... تحصیلکرده داریم که علا قه ای به تحقیق و بررسی منطقه خود ندارند مثلا مگر بورقان و نظام آباد و فرمهین کم تحصیلکرده ادرند ولی متاسفانه کمتر مشاهده می شود که مطلبی را تحقیق کننند و مطالبشان هم بشتر شبیه به هم است ویا بد بختانه سرقت تحقیقی دارند  . بار ها مطالب خود را در وبلاگهایی دیده ام که به نام فرد دیگری ناگذاری شده است . امید است که به یاری خدابا تلاش و جدیت بتوانیم چهره تاریخی منطقه را بدرستی ترسیم کنیم تا لایق اسلاف بزرگ خود باشم و باعث افتخار نسل های بعدی . انشا ا....

نویسنده :براهیم گودرزی فراهانی زمستان ۲۲-/۱۰/ 1389



[1]- ایران باستان ماریا موله ترجمه ژان آموزگار پیشگفتار چاپ چهارم تهران

[2]- مروج الذهب، مسعودی ترجمه پاینده ج 1 ص 606

 

[3]- مختصر البلدان ترجمه مسعود انتشارات بنیاد خرهنگ ایران

[4]- ایران ویج – بهرام خره وشی انتشارات دانشگاه تهران شهریور 1368 ص 155

[5]- بطردقان

[ پنجشنبه بیست و سوم دی 1389 ] [ 11:59 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

کرج ابو دلف

شهر آستانه در قرون گذشته نام های گوناگونی داشته است که از جمله آنها کرج ابودلف بوده است .شهر کرج ابودلف در گذشته جزیی از ناحیه پهناور بلاد جبال (عراق عجم)از اقلیم چهارم بود که در طول تاریخ نام های گوناگونی داشته است.

«دکتر کریشمن معتقد است در زمان سلوکیان در منطقه ماد بزرگ (بین همدان و ری)شهری بنام کره وجود داشته که نزدیک اراک فعلی بوده است و در دوران اسلامی به الکرح ،کرح وکرج تغییر نام یافته است.[محتاط ،سیمای اراک،13]

صاحب کتاب تاریخ قم (378ه ق)نیز اعتقاد دارد در قبل از دوره اسلامی نام شهر کرج بوهین کره بوده است[قمی،تاریخ قم،23]

مولف کتاب جفرافیای تاریخی ایران باستان از کرج با عنوان مرکز ولایت دو ایغار یاد کرده است ."در شرق نهاوند ولایت دو ایغار واقع است و مرکز آن کرج نام دارد و برای آنکه با نام دیگر کرج ها اشتباه نشود آن را کرج ابودلف گفتند که منسوب به ابودلف عجلی از سرداران اسلام است که در زمان معتمد خلیفه عباسی این ناحیه به  تیول او درآمد . محل این ناحیه در آستانه اراک بوده است"[مشکور،جغرافیای تاریخی ایران باستان،1319]

«ابن واضع یعقوبی کرج را در شمار شهر های بزرگ ایالت جبال مانند همدان ،نهاوند،قم،اصفهان،ری،دینور،حلوان،قزوین،زنجان و صیمره نام می برد"[یعقوبی ،البلدان،47-51]

یعقوبی (وفات290 ه ق)ذیل عنوان کرج می نویسد:از نهاوند تا شهر کرج دو منزل راه است و کرج همان منزل های ابودلف عیسی بن ادریس بن معقل بن شیخ بن امیر عجلی است و در دوران عجم ها شهر مشهوری نبوده و در شمار آبادیهای بزرگ روستایی از استان اصفهان به نام فائق قرار داشته است،پس عجلیان درآن فرود آمدندو دژها وقصرهاساختند وقصر های آن به ابودلف و برادران و خاندانش نسبت داده می شود و کرج میان چهارکوه واقع است  و اهل آن قومی از عجم اند مگر همانها   که از خاندان عیسی ابن ادریس عجلی بودند وکسانی که از سایر اعراب به آنها ملحق شدند"[یعقوبی،البلدان،48]

در مختصر البلدان نیز آمده است"امروز کرج خود در میان شهرها ،شهری است ،پیش از این از روستاهای اصفهان بود لیکن اکنون به تنهایی استقلال دارد و ایغارین نام گرفته است"[فرهادی،نامه کمره،22]

اصطخری (قرن چهارم ه ق)و دیگر جغرافی دانان هر یک به نوبه خود از کرج نام برده اند وآن را از بلاد جبال دانسته اند و عرض وطول آن را حتی به دو فرسخ تحدید نموده اند وآن را لشگرگاه ابودلف عجلی تلقی کرده اندو معتقدند در ایام پارسیان دهی بیش نبوده است تا آنکه عرب بر ایران مسلط گردیده است و ابودلف جّدقاسم در سفری به سوی جبل در یکی از قرا همدان موسوم به مسّ وارد شد و به گرفتن املاک و ضبط مزارع پرداختند و بر سر یکی از متعیین محل تاختند،او را خفه کردند و اموالش را بردند. وقوع این حادثه را در زمان هشام بن عبدالملک و حکومت یوسف بن ثقفی دانسته اند. پس از آن عیسی بن ادریس به قریه یاد شده آمد و در حوالی آن یعنی بوهن کره سابق مسکن گرفت و آنجا را آباد کرد و درآن قلعه ساخت و لشگرگاه خود کرد ازآن تاریخ نام بوئین کره به کرج ابودلف تغییر یافت و شهری شد وسیع و برای مدتی هم پایتخت خانواده آل عجل بوده است[دهگان،کرجنامه،2-3]

آثار تمدن پیشرفته شهر کرج مورد تاکید مورخان و جغرافی نویسان بوده است .ولادیمیر مینورسکی درباره شهر کرج می گوید"در این شهر آثاری از پادشاهان ایران وجود ندارد بلکه آثار ساختمانهای با شکوه و زیبای تاریخی مربوط به خاندان ابودلف عجلی دیده می شود که از وجود دولت عظیمی در گذشته حکایت می کند"[ابودلف خزرجی،سفرنامه ابودلف در ایران با تعلیقات و تحقیقات ولادیمیر مینورسکی،71]

شهر کرج در قرن ششم و هفتم به بعد به کرهرود تغییر نام یافته است[دهگان،کرجنامه،10]. «در ابتدای قرن 10 هجری قمری(908ه ق)شاه اسماعیل صفوی ،سلطان مراد بایندری را که از مدعیان حکومت در منطقه بوده شکست و دستور داد آستانه امامزاده سهل بن علی را به دقت تعمیر کنند و برای آن گنبد و بارگاهی بسازندو از آن تاریخ شهر کرج را آستانه نامیده اند"[محتاط،سیمای اراک،26]

 

منبع:عباسی حجت اله. شهر باستانی آستانه .تهران:انتشارات آرون .1386 .

[ پنجشنبه بیست و سوم دی 1389 ] [ 10:53 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفی روستای کسرآصف (کسراصف)

معرفی روستای کسرآصف (کسراصف)

روستای کسراسف  روستای که درفاصله کوتاهی با روستا های فردقان گورچان و چوگان قرار دارد در تاریخ قم نیز از این روستا نام برده شده است ولی اشتبا هی آنرا کسر آصف می نویسند ودر عین حال آنرا به غلط آصف کوتاه قدو یا کمی و پایینی آ صف که لغتی عربی است  معنا میکنند. در حالی که در کتاب مذکور قید کردیده است که: قباد پادشاه ساسانی همه سرزمین خود را از بلخ تا مداین بررسی کرد و فقط 13 نقطه از نظرخوش آب و هوایی یافت ولی جایی خوش آب و هوا تر و نسیم آن لذیز تر از قرمیسن تاعقبه همدان(کوزدرقدیم و فراهان فعلی) نیافت ودر این خاصه عمارتی برای خود بنا کرد که گرد بر گرد او هزار کروم (باغ به هم پیوسته انگورو) باغ بود . در جایی دیگر نیز قید شده که از تل ماستر خوش آب و هوا تر نیافت و به همین خاطر برای خود عمارتی خاصه  در آنجا بنا کرد .

کلماتی همانند چو گان گور چان و   تخت رستم  که در نزدیکی ماستر یا واشقان امروزی هستند دقیقا تداعی گر بازی همانند چوگان که در همین روستا انجام میگرفت هستند و گورچان یا گور چال به محل شکار گور خر که مورد توجه شا هان ساسانی نیز  بود اشاره دارد .

واما کسر اسف که از 6 سال قبل در جستجوی یافتن معنای آن بوده ام . کسرا لقب شا هان ساسانی است مثل کسرا انو شیروان ولی معنای  آسف را تا کنون نیافته ام نه در فرهنگ لغت ونه در گویش مردم و هنوز هم در جستجوی آنم .ولی بی تردید این روستا مورد توجه پادشا هان ساسانی بوده است.

بدون تردید روستای فردقان که مقر اصلی آتشکده آذر گشسب بوده و جزء سه آتشکده اولیه زرتشتیان و همردیف آتشکده های فارس و نیشابور بوده که احتمالادر زمان زرتشت بنا شده است که بعد ها بخاطر اهمیت ارومیه و     در یا چه چیچست به آنجا انتقال داده شد  ولی مجددا در زمان قباد اهمیت خود را بدست آورد.و بنا به دستور مزدک همه آتشکده ها خراب و خاموش شد الا سه آتشکده اولین که یکی از آنها همین آتشکده فردقان باشد .

در کسراسف هم به احتمال زیاد معبدی بنام آنا هیتا ( ناهید) موجود بوده است که در این منطقه مراسم آیینی آب انجام میگرفته است زیرا این منطقه محل تلاقی شعب مختلف قره چای بوده است. 

خلاصه کلام آنکه ما با منطقه مهمی مواجهیم که شاه نشین بوده و مراسم های آیینی در آنها برگزار می گرد یده است نگارنده محلی را در کوههای واشقان دیده بنام کوه فناس که بنا به گفته استاد فتحعلی واشقانی در ارتفاع 40 متری بار گاهی و کوشک یا قصری بوده است که بنظر نگارنده همان عمارت قبادپادشاه ساسانی  است. ولی نیاز به تحقیقات جدی تری می باشد

نوشته شد: توسط ابراهیم گودرزی فراهانی در در وبلاگ فراهان آنلاین 


معرفی اجمالی زادگاه من، کسرآصف (کسراصف)

کسرآصف روستاییست کوهستانی در انتهای دشت پهناور فراهان با قدمت چندین هزار ساله که در دوران باستان به دلیل موقعیت استراتژیک نظامی بصورت یک قلعه نظامی بوده است که آثار قلعه در مرکز روستا وجود دارد.

موقعیت جغرافیایی کسرآصف بدین شرح است: از جنوب با روستای خنجین از شرق با روستای باستانی فردقان (پردقان)، از شمال با روستاهای وسمق و قوشه خانه و از غرب با روستای چوگان مرز مشترک دارد.

کشاورزی و دامداری شغل اصلی اهالی روستاست.

اهالی این روستا به زبان ترکی تکلم می کنند.

از جاذبه های طبیعی این روستا میتوان به کوه "گون قرمز" اشاره کرد. این کوه در زبان محلی به "کولَه داغ" معروف است که در حد فاصل مرز کسرآصف با وسمق قرار دارد. همچنین غارهای متعدد در اطراف روستا به جذابیتهای طبیعی این روستا افزوده است. مزرعه بزرگ نیم آوور در این روستا نیز دیدنی ست. همچنین به دلیل کوهپایه ای بودن آن و داشتن باغها و دشتهای سرسبز شباهت زیادی به مناظر شمالی کشور دارد.

از جاذبه های تاریخی این روستای باستانی میتوان به "مونجوخ تپه" و "قلعه باستانی در مرکز این روستا" و "بویوک دره" به معنی "دره بزرگ" بین کسرآصف و فردقان اشاره کرد که در اینجا آثار قبور گبرها که با گچ ساخته شده مشهود است ضمنا" غار مونجوخ تپه که سفالهای فراوانی در آنجا موجود است در جنوب کسرآصف میباشد و همچنین غار انجیر آقاجی که از سقف سنگی آن آب میچکد و چند اصله درخت نیز آنجا را مصفا کرده است در شمال کسر آصف قرار دارد.

"امامزاده امیرعبدالله" و "مسجد جامع روستا" نیز جاذبه های مذهبی روستا هستند.

از محصولات کشاورزی روستا میتوان به گندم، جو، نخود، لوبیا، میوه هایی مثل زردآلو ، گردو و خصوصا" انواع انگور اشاره کرد.

با تشکر ویژه از جناب آقای محمد بهرامی (فرهنگی پیشکسوت کسرآصف)

وفسی ها طبق گویش تاتی و مادی خود به روستای کسرآصف می گویند: "کَسراس" Kasrās . فکر کنم بررسی این نام با توجه به سابقه 3000 ساله گویش تاتی و مادی در ایران، بی فایده نباشد. همچنین در گویش وفسی به کمیجان، کُنزان (konzān)؛ به خنجین، خنین (xenin)، به فرمهین، پرمین (ی کشیده) (parmyn)، به میلاجرد، میلاگرد (milagerd) گفته می شود.

با تشکر از مطالب  همکاران  گرامیمان در وبلاگ خوب کسرا صف بخصوص برادر عزیزم جناب  آ قای بهروز حاجیلو

[ پنجشنبه بیست و سوم دی 1389 ] [ 6:54 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

کرج ابودلف کجاست

همیشه این دو  سوال برایم مطرح بوده است شاید برای شما هم مطرح باشد ُاگر تا حدو دی با تاریخ فراهان آشنایی داشته باشید  که آ یا شهر کرج که در تاریخ به آن اشاره شده و بوسیله ابودلف عجلی(قاسم بن عیسی) سردار هارون الرشیدتاسیس شده  همان زلف آباد است یا نه این شهر در حدود کرهرود و آستانه می باشد؟و سوال دیگر اینکه ابرشتجان که در تاریخ قم به آن اشاره می شود همان آشتیان است یا نه ؟

در مورد سوال اول نیاز بیشتری به بررسی های تاریخی و جود دارد که در ذیل مقاله به آن اشاره خواهد شد.
 لسترنج شرق شناسدر انتهای فصل 13 کتابش با نام  جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی

در باره شهر کرج مینویسد:در خاور نهاوند ،ولایت "ایغارین"،یعنی دو ایغار ، واقع است و مرکز آن کرج نام داشت و برای این که با نقاط دیگری که کرج نام دارد اشتباه نشود آن  را کرج ابو دلف می گفتند . محل صحیح این کرج درست معلوم نیست آیا این کرج در نزدیکی ساروق و منطقه فراهان  است و به عبارتی همان زلف آباد است  ویا در نزدیکی کرهرود و آستانه می باشد ؟

ابن حوقل مورخ قرن چهارم در کتاب خود چنین آورده است: این شهر از بروجرد کوچکتر است ولی با این حال شهری مهم است که در روی بلندی ساخته شده است که دو فرسنگ طول دارد دو بازار دارد یکی مقابل در وازه بزرگ مسجد جامع و دیگری در کنار دروازه مقابل که انطرف در وازه بزرگ و فضایی هم بین دو بازار جا خوش کرده است . این شهر چندین گرمابه دارد و خانه های آن  خوش ساخت است که غالبا " از خشت و گل میباشند با غات زیادی نداشته و اندک زمین اطراف شهر حاصل خیز است  بر همین اساس مشخص است که شهر کرج ابودلف در منطقه ای حدودا" کوهستانی بنا شده است زیرا اشاره می کند که اندک زمین های اطراف شهر .

یا قوت حموی  اشاره ای دارد که مطالب ابن حوقل را کا ملتر می کند  وی چنین می گوید:کرج یک اسم فارسی است و اهالی انجا ،را کره می نامند و قلعه ای موسوم به فرزین دم دروازه کرج است .

حمد ا... مستوفی آدرس این شهر گمشده را بهتر و دقیق تر ترسیم می کند :کوه راسمند در شمال شهر کرج است و مانند کوه بیستون مشخص است و همانند سنگی سیاه است که به سقف سحاب در آمده است ....و چشمه ای که به خسرو منسوب است در انجا وجود دارد و در پای آن کوه مزارع کیستو که از مشاهیر مزارع عراق است به طول شش فرسنگ و عرض سه فرسنگ در شمال این کوه است وی دور این کوه را ده فرسنگ محاسبه می کند .

یاقوت حموی وحمدا... مستوفی معتقدند که شهر ساروق در امتداد رود خانه کرج و شمال این شهر می باشد و در عین حال ساروق را از توابع همدان محسوب می کند که واقعیت هم همین است زیرا هم فراهان و هم ساروق در تاریخ وابسته به همدان یعنی قدیمترین شهر ایرانی و مادی بوده است . در تاریخ ساروق را زینتستان و محل گنجینه هاو خزاین همدان دانسته اند و فراهان را پسر همدان خوانده اند .  

در تاریخ و مشا بهت اسمی بین دلف آباد چنین استنباط میشود که ابودلف عجلی (قاسم بن عیسی) سردار هارون الرشید دَلَف آباد (ذلف آباد) فراهان را که روستایی دو طبقه بود بنا کرد که قسمتی از آن در روی زمین و قسمتی از آن در زیر زمین بوده که مردم در مواقع خطر به نقب های زیر زمینی پناه می بردند بنا کرده است. در این محل شهری ساخت که دو طبقه بود گر چه بنا به فرمایش استاد مجتبی بر ز آبادی و مقاله ارزشمند این که مقایسه ای بین شهر زیر زمینی شانکهای چین و زلف آباد که براین نظر می باشند که زلف آباد حتی بسیار قدیمی تر از این شهر چینی است و چنین  گفته می شود که همه روستاهای فراهان از راههای زیرزمینی به هم وصل بوده و در مواقع خطر به هم یاری می رساندند نظیر این حفره ها در روستاهای مشهد، فرمهین ،کودزر ،دستجان  ،تبرته ،ماسترو بورقان مشاهده شده است. و گاو خل معروفترین مثال در این باره استکه در صحبت های مردم منطقه در روستاهای کودزر دستجان هم شنیده ام و در کل فراهان هم می گویند که گاوی گم میشود و پس از ۷روز یا بیشتر از همدان سر در می آورد که پژوهشگر ارجمند  جناب آقای مرتضی فمی در کتاب تاریخ و جغرا فیای تفرش فراهان و آشتیان نیز به آن اشاره فرموده اند  . البته ساخت خُل ها یا راههای زیرزمینی بی تردید قبل از خاندان ابودلف بوده است و در ایران باستان هم رایج بوده در مطالعات میدانی و مشا هدات منطقه ای نگارنده در روستا کودزر که سر تاسر  روستا دارای نقب های  زیر زمینی است که حتی یک خانه قدیمی هم مستسنی نیست در خانه اجدادی نگارنده از این نقب ها در دهه ۴۰ ۱۳و ۵۰ 13 برای نگهداری زمستانی دام ها استفاده می شد و حتی یکبار هم در کوچه های کودزر ریزش آ وار و پیدا شده این نقب ها را دیده ام   و شنیده ها از مردم دستجان و تبرته  هم حکایت از این دارد که در این روستا ها نیز راههای زیر زمینی وجود دارد .

ابودلف از خانواده عجلی یکی از طوایف بزرگ عرب بوده و نسبت او پس از 38 پشت به آل عدنان می رسیده ادریس بن محقل بن شیخ بن عمیر العجلی اولین کسی است که از این خاندان وارد رساتیق اصفهان و سلسله جبال شده این شخص در همدان و رستاق کوزدر املاک و مزارع اشخاص را گرفت و در زمان هشام ابن عبدالملک افراد وی یکی از تجار منطقه را کشتند به همین علت ادریس را به کوفه فرستادند و در آنجا زندانی شد و پسرش عیسی روانه کرج (آستانه) شد و قلعه ای در آنجا بنا کرد و این خاندان از آن پس در رستاق فائق آمده در کنار کره (آستانه و کرهرود) ساکن شدند.

ابودلف در ابتدا برای سرکوبی بابک خرمدین به دستور خلیفه با افشین متحد شد ولی بعدها که مورد سوء ظن افشین قرار گرفت و توسط یکی از اقوام خود نجات یافت به علت بدبینی نسبت به خلیفه به سمت بابک متمایل شد و در لشکر بابک وارد گردید.

مرحوم استاد زرین کوب بروجرد ی در کتاب دو قرن سکوت اشاره فرموده :«ابودلف قاسم بن عیسی عجلی که بیشتر از یاران محمد امین (پسر هارون الرشید) بود بعدها نزد مأمون برادر امین تقرب و مکانتی یافت و از نامداران عرب محسوب می شد و به واسطه فضل و سخا و ذوق خود درباره معتصم، افشین ولایت جبل را داشت. ابودلف از جانب او در بلاد دیلم غزا می کرد در جنگ بابک با او در آذربایجان بود و دلاوری هایی در جنگ نشان  داد که او را منظور خلیفه قرار داده بود. امّا افشین پیشرفت های او را به دیده رشک نشان می داد و برای تباه کردن و برانداختن وی نقشه ها و نیرنگ ها بکار می برد».

(برای کسب اطلا عات بیشتر به تاریخ بیهقی-ماجرای بودلف و افشین - مراجعه شود)

خاندان ابودلف در ایالت جبال در حکم   مرز دار بودند و حکومت نیمه مستقلی تشکیل دادند. خاندان ابودلف در حومه فراهان و کرج (کرهه) کره که حدود آستانه فعلی باشد قصری را بنا کردند و مدتها در آن حکم رانی کرده و افراد خاندان خود را به اطراف می فرستادند.

منطقه فراهان  کوزدر دور آخر (مشک آباد) و  نهاوند جزء منطقه ایغارین بوده است ایغا ربه معنی زمین های بخشوده شده از مالیات بوده است که از جانب مأمون خلیفه عباسی به ابودلف قاسم بن عیسی عجلی حاکم اصفهان و فراهان واگذار شده بود (210 هـ) که به تصریح یا قوت حموی و معجم البلدان بوده و با متن تاریخ قم مغایرت دارد.

شهر کرج بر روی بلندی بنا شده بود و به علت فاصله یی که بین ابنیه آن وجود داشت دو فرسخ طول آن می شد، در بازار با فاصله بسیار و چندین گرمابه و قصر از این شهر نوساز که خانه های خوش ساخت و باغهای زیبا داشت شهری کوچک ولی ارزشمند بوجود آورده بود قلعه آن به وسیله عیسی بن ادریس بن معقل عجلی از دلاوران و ماجراجویان عرب که از سالها قبل در این نواحی تاخت و تاز می کرد بنا شد ولی در سالهای بعدی حکومت این نواحی به پسرش قاسم بن عیسی معروف به ابی دلف عجلی واگذار شد (حدود 210 هـ) و وی بنای ناتمام قلعه کرج را به پایان برد و به نام وی کرج ابی دلف خواهنده شده وی پس از پایان بناء به همراه تمام عشیره و موالی خویش به آنجا نقل مکان کرد و کرج را مرکز حکمرانی خویش در همه نواحی ایغا رین ساخت و در دفع راهزنان و طرد اکرادکه در این حدود از سالها قبل کاروانهایی را که  به خراسان و جبال می رفتند غارت می شدند شجاعت و جدیت بسیار به خرج داد و با سعی وی امنیت و آبادی یافت وی علاوه بر جنگجویی و سلحشوری اهل شعر و غنا هم بود در بغداد از اصحابو نزدیکان خلیفه امین فرزند ار شد هارون الرشید بود و از مقربان وی محسوب می شد. و در اختلافی که بین دو برادر امین و مأمون پدید آمد جانب امین را داشت وی در ابتداء از جانب علی بن عیسی بن ماهان سردار امین  ولایت جبال و حکومت نواحی همدان و اصفهان قم و نهاوند را یافت. [سیوطی – تاریخ الخلفاء 298

ابودلف علاوه بر اینکه فرمانده و سرداری شایسته برای خلیفه عباسی بود در عین حال شاعر و ادیبی توانا و اهل غنا و ذوق موسیقی بود وی فراهان و منطقه کرج (کرهرود) را به یک کانون شعر و ادب عربی تبدیل کرد و قطران نحوی با وی دوستی داشت و معلم و مربی فرزندان وی بود شعرای زیادی به محضر او می آمدند و از شجاعت و دلاوری های وی قصاید و اشعار می خواندند. خود وی اهل شعر بود که نمونه هایی از آن باقی است که بر صد ورق بالغ می شده است کتابهایی بنام سیاست الملوک و البزاه والمیر هم به او منسوبست [الفهرست 185] که آثاری از آنها وجود ندارد و عناوین آنها حکایت از تربیت اشرافی و تا حدی مبین تاثیر پذیری وی از  فرهنگ اشرافی ایرانی است .جد وی ادریس ابن معقل از حدود حیره به نواحی جبال آمده بود و در اطراف کرج (کرهرود) ساکن شد.

 

بعد از ابودلف (وفات 226 هـ) پسرش عبدالعزیزبن قاسم به حکومت همدان را نیز ضمیمه ایغارین کرد وی علیرغم میل باطنی خلیفه که حکومت نواحی همدان و اصفهان را به امیران و ترکان خانه زاد و وابسته به خودمی - از جمله وصیف و موسی بن بغا – واگذار کرده بود قدرت و عظمت خود را در منطقه حفظ کرد و تا حدی که وصیف ترکی وقتی حکومت جبال را از جانب خلیفه بدست آورد عبدالعزیز را به نیابت خویش انتخاب نمود. حاکم منطقه فراهان و کرهرود به همراه پسرش احمد در اصفهان مبادرت به ساختن قصرها و بناهای عالی اقدام نمودند که مدتها بعد از آنها باقی بود به حدی که وقتی مرداویج بن زیاد دیلمی اصفهان را به پایتختی انتخاب نمود باغها و قصرهای احمدبن عبدالعزیز را برای سکونت خود مهیا کرد عبدالعزیز در جنگی که با لشکر موالی بن بغا و به فرماندهی مفلح غلام خلیفه که برای تسخیر منطقه جبال در سال 253 فرستاد شکست خورد و مادرش هم در کرج به اسارت ترکان مقرب خلیفه درآمد با وجود اینکه اصفهان را از دست داد ولی حکومت کرج و فراهان را توانست برای سالها حفظ نماید.

در شعبان سال  280 هـ رافع به علت ترس از عمر و لیث از در دوستی با عمرولیث برآمد و با وی مصالحه نمود و متعر ض وی نشد خلیفه عباسی معتضد در سال 281 هـ به علت تهدید دائم علویان طبرستان و درگیریهای رافع و عمر و لیث برای رسیدگی به امور نواحی شرقی خلافت و سر و سامان دادن آن به حدود ولایت جبال سفری کوتاه انجام داد. خلیفه ری را با همدان و قزوین به پسرش علی بن معتضد به نام المکتفی بالله که بعدها خلیفه شد واگذار کرد و اصفهان ، نهاوند ، کرج کوزدر و فردجان را هم به عمربن عبدالعزیز تفویض نمود و خود با عجله به بغداد بازگشت. 

 بنا به استناد [مروج الذهب و تاریخ قم] خاندان ابودلف مثل جد خود ابودلف عجلی غالباً به تشیع معروف بوده اند در مورد ابودلف (قاسم بن عیسی) آنچه از علاقه او به اولاد علی (ع) نقل است حاکی از صدق و اخلاص به نظر می رسد گرچه خلاف این علاقه از پسرش دلف بن قاسم نقل است. به هر حال دلف بن قاسم یک استثنا می باشد ولی از سایر امراء خاندان هم تولای اهل بیت نقل شده است از جمله احمد بن عبدالعزیز که یکی از سادات موسوی علی بن الحسین رابر قسمتی از لشکر خویش فرماندهی داده بود ه که این امر مورد رضایت خلیفه نبود همچنین وی در حق ابوجعفر موسی بن محمد که از کوفه به قم و کاشان آمده بود احتمالاً وی از فرزندان امام رضا (ع) بود که مورد احترام احمدبن عبدالعزیز از خاندان عجلی قرار گرفت و به وی خلعتهای بسیار و هدایای فراوانی بدو بخشید و مقرّر کرد که هر سال یک هزار مثقال طلا با یکسراسب مسرج بدو دهند و وی را بسیار عزیز می داشت.

و با مدنظر قرار دادن تاریخ قم بنظر می رسد که شیعه مذهب بوده باشند ود و یا ارادتی به  خاندان عصمت و طهارت  داشتند. برای نمونه ابن جعفر موسی بن محمدبن علی بن موسی علیهم اسلام قصد عبدالعزیز ابن دلف کرد و عبدالعزیز او را اعزاز و اکرام نمود و خلعتها و مرکبها بخشید و وظیفه (حقوق) سالیانه معین کرد چنانچه مستغنی شد و بعد از آن احتیاج نبود که به شهرهای دیگر رود به جهت وجه معاش و بقم املاک خرید و آب و زمین پیدا کرد و متوطن شد. ابن جعفر از سادات حسینیه از سادات رضائیه و از فرزندان، امام رضا (ع) بود و اولین کسی که از سادات رضویه به قم آمد.[1]

به هر تقدیر شکی نیست که زلف آباد را قاسم ابن عیسی اجلی بنا کرده است و خود نیز مدتی در آن ساکن شده. خاندان ابو دلف مدت دو قرن در فراهان حکومت داشته اند و افرادی از این خاندان در منطقه ساکن بودند و به عمران و آبادانی هم علا قمند بودند . اما شهر کرج که مورخان اشاره زیادی به آن کرده اند که در مسیر جاده اصفهان بوده است  بدون تردید در جنوب غربی اراک فعلی و در استانه و حدود کرهرود دایر بوده است که جنوب ساروق می باشد . ولی این کرج که با شهر کرج در نزدیک تهران مشا بهت اسمی دارد



[1]- ص 216 تاریخ قم

نویسنده : ابراهیم گودرزی فراهانی زمستان ۱۳۸۹

 

[ چهارشنبه بیست و دوم دی 1389 ] [ 20:16 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

مصاحبه فراهانی در باره حفاری های زلف آباد

مصاحبه فراهانی در باره حفاری های زلف آباد

زلف اباد

عملیات مرمت بنای تاریخی کشف شده زلف آباد فراهان استان مرکزی آغاز شد مدیرکل میراث فرهنگی صنایع دستی وگردشگری استان مرکزی از آغاز عملیات استحکام بخشی و مرمت محوطه تاریخی کشف شده زلف آباد فراهان استان مرکزی خبر داد. محمد حسین فراهانی در گفت و گو با ایرنا افزود: مرحله دوم کاوش های باستان شناسی در فضایی به وسعت 800متر مربع صورت گرفته و در جریان این کاوشها بقایایی از یک میدانگاه سنگی بزرگ، یک حمام دوره ایلخانی و حدود 12فضای مسکونی کشف شده است. وی گفت: این کاوشها توسط یک تیم ده نفره متشکل از باستان شناسان ، کارشناسان مرمت ، نقشه کشی و طراحی سفالینه در دست اجرا است و اینک با ظرافت،امور مرمت و استحکام بقایای کشف شده براساس مواد اولیه سازه ها در دست انجام است. فراهانی توضیح داد: بقایای کشف شده حمام در زلف آباد فراهان یکی از نخستین نمونه های پلان کامل کاوش های دوره ایلخانی و تیموری است که در آن جزئیات مختلف شامل گرمخانه، سربینه، خزینه، تون، سیستم دفع فاضلاب و حوضچه های شستشو و مخزن آب وجود دارد. وی گفت: بنای حمام از مصالح آجر، گل آهک در بیشتر بخش ها و ساروج در سازه های آبی است که پس از شستشو و تثبیت بدنه آن و جداسازی سازه های قدیمی از جدید در دیواره های فرو ریخته ، کار مرمتی با استفاده از مصالح به کار رفته در دست انجام است. وی اضافه کرد: تاکنون 80درصد عملیات استحکام بخشی و مرمت این حمام توسط تیم باستان شناسی انجام شده است. وی گفت: کشف یک میدان بزرگ از جنس قلوه سنگ و ساروج با ارتفاع بیش از یک متر در مرکزمحوطه در جوار بنای حمام از دیگربخش های بیرون آمده از دل خاک است که کار مرمت و استحکام بخشی آن در حال پایان یافتن است. فراهانی توضیح داد: 70درصد از میدانگاه سنگی کشف شده سالم از دل خاک بیرون آمدو در چندین قسمت این بقایا ، دچار اسیب و بریدگی شده بود. وی گفت: در میان این میدانگاه به وسعت حدود 200متر مربع چاهی متصل به کانالهای رشته قنات تعبیه شده و تاکنون مظهر این قنات کشف نشده است. وی افزود: کشف این میدانگاه به عنوان یک فضای عمومی از اهمیت زیادی برخوردار است و پیش بینی می شود که برخی بناها نظیر مسجد و مدرسه و اماکن کسب در حوالی آن بوده که محوری اساسی در مرحله بعدی کاوش ها خواهد بود. وی اضافه کرد: مصالح به کار رفته در بقایای ابنیه مسکونی کشف شده عمدتا از خشت و گل است و هر این از این فضاها شامل بخش های مرکزی و محیط های کوچک اطراف می باشد. فراهانی،تعبیه تنور در گف ابنیه مسکونی برای تامین گرما و پخت و پز و تعبیه تاقچه هایی در پیکره دیواره منازل برای گذاشتن اشیا را از جمله ویژگی های منازل کشف شده عنوان کرد. وی با بیان اینکه بیش از 90درصد از ابنیه مسکونی خارج شده از دل خاک سالم بوده ،گفت: کار مرمت و استحکام ابنیه مسکونی کشف شده تازه آغاز شده و تا پنجم مهر ماه ادامه دارد. وی گفت: در اغلب سازه های بخش مسکونی در زلف آباد به دلیل سستی اندودها ، توان درگیری کاهگل با بدنه بقایای کشف شده نیست و در عملیات مرمتی استفاده از تیغه های اجر با روکش کاهگلی با رعایت فرم اولیه بنا مدنظر است. وی ،مساحت ابنیه مسکونی کشف شده را بین 10تا 28متر مربع اعلام کرد واظهار داشت: اعتبار مرحله دوم کاوش در محوطه تاریخی زلف آباد300 میلیون ریال بوده که حدود 50میلیون ریال ان به عملیات مرمتی و استحکام بخشی مربوط می شود. وی ،از کشف 10 قطعه اشیای سفالینه متعلق به دوره ایلخانی و تیموری در جریان کاوش های مرحله دوم زلف اباد فراهان خبر داد. وی ،ترسیم الگوی زیست، هویدا کردن جنبه های شناختیدر خصوص سطح زندگی، مشاغل و مبادلات تجاری، فرهنگی، اقتصادی مردم وارزیابی علمی روند ایجاد این محوطه تاریخی را از اهداف این کاوش ها عنوان کرد. محوطه زیر زمینی' زلف آباد 'در سه کیلومتری شمال شرق فرمهین در مسیر ارتباطی فرمهین- تفرش قرار دارد که عملیات تعیین حریم و گمانه زنی محوطه آن در سال 1379کامل شده است. طبق اسناد تاریخی این مرکز جمعیتی مهم در قرن ششم تا نهم هجری ، منطقه ای استراتزیک در شاهراه تجارت قم، تهران و اصفهان بوده که به روایتی در دوره دروه قاجار با وقوع زلزله ای مهیب در دل خاک مدفون شده است.

[ یکشنبه نوزدهم دی 1389 ] [ 12:17 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفی روستای عزیز آباد
عزیز آباد
روستای عزیزآباد در 7 کیلومتری جنوب شهر فرمهین و 35 کیلومتری شمال شهر اراک در امتداد جاده اراک فرمهین قرار دارد.

این جاده، روستا را به دو نیمه شرقی و غربی تقسیم کرده است. چون در جنوب و شرق روستا باغات انگور و مزارع گندم قرارا دارد چشم انداز آن زیبا به نظر میرسد.

عزیزآباد دارای سه مزرعه به نام های محمود آباد ، حسن آباد و حسین آباد است که آب آنها از طریق قنات تامین می‌شود که متاسفانه در سال‌های اخیر به علت حفر چاههای عمیق و نیمه عمیق و بی‌توجهی به نگهداری این قنات‌ها آب آنها خشک یا بسیار اندک شده است.

حسینه باب‌الحوایج روستا بزرگترین حسینه در سطح استان مرکزی می‌باشد.

جمعیت روستا 570 نفر با تعداد 125 خانوار می‌باشد.

چون روستا جداید الااحداث است معابر و خیابان‌ها طبق نقشه مهندسی می‌باشند و به راحتی ماشین‌های بزرگ می‌توانند در آن تردد کنند.

در عزیزآباد مردم علاقه‌ی زیادی به تحصیل دارند به نحوی که از سال 1356 این روستا دارای دبیرستان بوده است و هم اکنون بیش از 110 نفر از اهالی آن مدارک تحصیلی لیسانس و بالاتر را اخذ کرده‌اند و افراد اثرگذار و مفید در ‌آن پرورش یافته‌اند از جمله:

-  دکتر حسین نژاد: وکیل پایه یک دادگستری و از وکلای ارشد دیوان عالی کشور (سابق) استاد دانشگاه

 -مهندس قائم مقامی: مدیر کل راه و ترابری طراح و مجری راه‌های اصلی کشور

 - دکتر ابوالفضل فراهانی: معاون سابق دانشگاه پیام نور کشور، استاد تمام، نویسنده و مولف کتب دانشگاهی

 -دکتر عبدالرضا صباحی: استاد دانشگاه اصفهان

 سرتیپ -موسی عزیز‌آبادی: یکی از فرماندهان ارشد جنگ در دوران دفاع مقدس و فرمانده نیروی انتظامی استان‌های کردستان، گرگان و قم

 -مهندس کیانراد: بنیان‌گذار دبیرستان شهید بهشتی عزیزآباد (به همت اخوی)

-  سرهنگ قائم مقامی: رئیس شورای شهر اراک (دوره قبل)

- حسن عزیزآبادی: معاون پرورشی اداره آموزش و پرورش فراهان، مولف کتاب جغرافیای فراهان

 -میر محمد قائم مقامی: استاد دانشگاه ازاد اراک

- قاسم صارم‌پور: استاد دانشگاه پیام نور اسدآباد همدان

نوشته: امیر حسین عزیز آبادی فراهانی/

[ یکشنبه دوازدهم دی 1389 ] [ 0:24 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

بورقان
دهیار روستای بورقان , شهرستان اراک , بخش فراهان , دهستان فرمهين
نام و نام خانوادگی دهيار بدون اطلاعات
آخرين مدرك تحصيلی ویژه اعضا
تلفـن ثـابت دهيــاری بدون اطلاعات
تلفـن همــراه دهيــار ویژه اعضاء
شماره پيامك دهياری ویژه اعضاء
پسـت الكتـرونيك roosta27431@vil.ir
دهيار روستا
اعضای شورای اسلامی روستای بورقان

بدون اطلاعات

آمار رسمی جمعيت روستا بر اساس سرشماری سال 1385 , تعداد خانوار : 85
عنـــوان كــــل با ســـواد بی ســـواد
كل جمعيت 290 نفر 179 نفر 95 نفر
جمعيت مردان 149 نفر 99 نفر 42 نفر
جمعيت زنان 141 نفر 80 نفر 53 نفر
چارت مقايسه ای آمار جهت بررسی نسبت ها با جمعيت كل

آمار جمعيت

افراد باسواد

افراد بی سواد

100 %

دهیار روستای بورقان , شهرستان اراک , بخش فراهان , دهستان فرمهين
نام و نام خانوادگی دهيار بدون اطلاعات
آخرين مدرك تحصيلی ویژه اعضا
تلفـن ثـابت دهيــاری بدون اطلاعات
تلفـن همــراه دهيــار ویژه اعضاء
شماره پيامك دهياری ویژه اعضاء
پسـت الكتـرونيك roosta27431@vil.ir
دهيار روستا
اعضای شورای اسلامی روستای بورقان

بدون اطلاعات

آمار رسمی جمعيت روستا بر اساس سرشماری سال 1385 , تعداد خانوار : 85
عنـــوان كــــل با ســـواد بی ســـواد
كل جمعيت 290 نفر 179 نفر 95 نفر
جمعيت مردان 149 نفر 99 نفر 42 نفر
جمعيت زنان 141 نفر 80 نفر 53 نفر
چارت مقايسه ای آمار جهت بررسی نسبت ها با جمعيت كل

آمار جمعيت

افراد باسواد

افراد بی سواد

100 %

كـل جمعيت
51 %

نسبت مردان
49 %

نسبت زنان
62 %

جمعيت باسواد
55 %

نسبت مردان
45 %

نسبت زنان
33 %

جمعيت بیسواد
44 %

نسبت مردان
56 %

نسبت
كـل جمعيت
51 %

نسبت مردان
49 %

نسبت زنان
62 %

جمعيت باسواد
55 %

نسبت مردان
45 %

نسبت زنان
33 %

جمعيت بیسواد
44 %

نسبت مردان
56 %

نسبت

[ یکشنبه دوازدهم دی 1389 ] [ 0:15 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفی روستای بورقان

بورقان روستایی در استان مرکزی، شهرستان تفرش، بخش فراهان، دهستان فرمهین، طبق آخرین آمار دارای ۸۵ خانوار وجمعیت آن ۲۹۰ نفر (۱۴۹ نفر مرد ۱۴۱ نفر زن)

بورقان دارای پیشینه تاریخی است در لغت نامه دهخدا درباره بورقان آمده: دهی از دهستان فراهان علیا بخش فرمهین است که در شهرستان اراک واقع است. دارای ۶۸۵ تن سکنه‌است. پوران دختر کسری آن را بنا کرده‌است.

گفتنی است همچنین بورقان دارای تپه تاریخی می‌باشد که به سالهای قبل از اسلام نسبت داده می‌شود؛ این تپه بقایای مخروبه قلعه‌ای است که سالهای دور مقر زندگی حاکمان و فرمانرواهای این منطقه بوده‌است

امکانات و مکانهای مهم

بورقان دارای جاده دسترسی آسفالته و همچنین خیابانهای آسفالت، جوب بندی و نهر بندی، آب، برق، گاز، تلفن و همچنین مسجد و حسینیه تازه ساز و مدرسه ابتدایی و راهنمایی و همچنین هنرستان کار و دانش دخترانه فاطمه الزهرا که بسیار مجهز به همت خیرین مدرسه ساز آقایان عیسی شیخ الاسلامی و آقای فراهانی بنا گردیده‌است.

منبع:ویکی پدیا

[ یکشنبه دوازدهم دی 1389 ] [ 0:11 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفی _ آشنایی با روستای ساروق

سفرنامه ساروق – معرفی روستای باستانی ساروق

در تاریخ قم هیچ نامی از ساروق برده نشده است ولی در کتب دیگر از این روستا مطالبی است که به علت قدمت این روستا و جذابیت های متن بد نیست که این پیشینه روستا را در گذشته……….

سفرنامه ساروق – معرفی روستای باستانی ساروق

در تاریخ قم هیچ نامی از ساروق برده نشده است ولی در کتب دیگر از این روستا مطالبی است که به علت قدمت این روستا و جذابیت های متن بد نیست که این پیشینه روستا را در گذشته های دور بررسی کنیم.

بدین گونه دارا به ساختن همدان فرمان داد و در میان کوشکی بزرگ و مشرف که سه نما داشت بساخت و آن را ساروق نام کرد و کارکنان را در ساختن آن به شتاب واداشت بدین سان در این قصر سیصد نها نگاه برای گنجینه و دارایی دارا ساختند و آن را هشت در آهنین برپای داشتند همه دو اشکوبی و دو لختی و هر اشکوب به بلندی دوازده گز آنگاه دارا همه دارایی و گنجینه ها و خاندانش را به همدان بیاورد و پرده گیان ویژه را در همان کوشکی که ساروقش نام کرده بود جای بداد، و خواسته ها و گنجینه هایش را در آن نهانگاهها نهان بکرد و دوازده هزار تن به نگهبانی شهر بگماشت.[1] اهالی معتقدندکه ساروق سارو قمش بوده است که در ترکی به معنای نیزارهای زرد رنگ میباشدوسارو قمش یکی از الیاف ها(خامه های)قالی میباشد.

در کتاب زینت المجالس ساروق را زاهان کفته اند.البته در کتب قدیم این مکان را طهمورث ساخت نیز گفته اند.مهمترین مکان مذهبی ساروق۷۲تن میباشد و امام زاده عون کهبه همراه اقوام وخویشان در زمان خلافت امام محمد باقر (ع)به همراه ۱۱۸نفر وارد منطقه شدند ودر سال ۴۷۸ه این بزرگوارن قتل عام شدند.ساروق از گذشته های دور دارای اهمیت بوده است در زمان مادهاو هخامنشیانو قبل از اسلام برسر را جاده معروف ابریشم بوده است که از سارد تا اکباتان (همدان ) وازآنجا تا شوش وتخت جمشید ادامه داشته است و بعد ها نیز بر سر راه کاروانیان کربلا واقع شده بود در این روستا آثار چندین کاروانسرا قدیمی هنوز موجود استو روستا دارای ۴ برج قدیمی بنامهای قلعه خان وقلعه کامسرا موجود است وقله خا ن دیوار بسیار قطوری داشته استبحدی که درشکه بر روی آن می چرخیده است .

مهترین کار سترگ مردم ساروق آن است که در ۴۰۰۰سال قبل صنعت بافندگی را اختراع کردند و جهان ایران را با نام فرش ساروق میشناسد .و امروزه نیز همین فرش جنبه صادراتی دارد در زمان ناصرالدین شاه فرش سروق دروازه اروپا را فتح کرد وسپس دروازه امریکا را برای صادرات فتح نمود بحدی که دکتر فوریه طبیب دوره ناصر الدینشاه در یادداشت های خود مینویسد که :سالانه ۲۵۰۰۰۰لیره استر لینگ وارد ایران میشده است و البته رونق فرش در اراک را مدیون محمد حسن خان برادر امیرکبیر و نایب الحکومه اراک هستنیم زیرا در دوران این مرد سترگ فردوس فراهانی که اهل تبریز بود ادوارد سیسیل را تشویق به صادرات فرش ساروق میکند.و اندیشه نازک اندیش هنرمند ساروقی فراهان و ایران را در جهان سناساند و ابدی کرد درود بر این مردم افتخار آفرین.

آمار وارقام :مربوط به سال ۱۳۸۰ و حدودی میباشدو از زبان اهالی روستا است

روستا های همجوار :جیریا-قاطر آقاج -گاوجلو-جام آباد -تبرته – کرکان وفارسیجان

جمعیت:۴۵۰۰نفر زبان :فارسی – فاصله تا اراک :۴۵ک- مسجد ۶ باب – حسینیه ۱باب

درمانگاهوبیمارستان :۱باب – تلفن وآب لوله کشی و برق دارد -بانک ۲تا- آژانس ۲تا

کتابخانه:۲۰۰۰جلد – مرکزآموزش کامپوتر پرفسور معصومی

محصولات کشاورزی:گندم جوسیب زمینیر لوبیا یونجه و گوجه و بوستان کاری

دامداری:متجاوز از ۵۰۰۰دام و۲۰۰۰ گاو شیری دارد

محصولات باغی :انگور زردآلو بادام هلو-باغات۴۰۰هکتار باغ انگور

قنوات :میرآباد – مدآباد-قاسم آباد-سه چاهک و آببزرگ

زمینهای کشاورزی:۲۰۰۰هکتار دیم و۱۰۰۰هکتار آبی-تعداد موتور آب:۳۰حلقه عمیق-

خانواده های بومی :نجمی -محمدی-سلیمی-بیانی-مومنی -تربتی

نویسنده ابراهیم گودرزی فراهانی

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 23:44 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

ساروق (امامزاده 72تن)

ساروق (امامزاده 72تن)             منبع :وبلا گ جغرا فیا ساروق - با سپاس


 

1- موقعیت جغرافیایی ساروق :

بقعه متبرکه امامزادگان هفتاد ودو تن در استان مرکزی – شهرستان اراک و در روستای ساروق واقع شده است . روستای ساروق در فاصله 48 کیلومتری شهرستان اراک با ارتفاع1810 متر از سطح دریا قرار گرفته است . جمعیت ساروق 3000نفر است معروفترین محصول روستا فرش دستبافت می باشدکه روزگاری جزو معروف ترین کالاهای صادراتی ایران به شمار می رفت

 

2-تاریخچه ساروق:

ساروق دارای سابقه تاریخی بسیار طولانی است و زمانی به عنوان دارالملک فراهان و سر آمد روستاهای منطقه محسوب می شده است و یکی از مراکز پذیرایی کاروان های مهاجر به کربلای معلا در زمان قدیم بوده است بنای امامزادگان 72 تن مربوط به سده ششم هجری است که در سال 1316 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است . کتیبه هایی که در بنای امامزادگان وجود دارند مربوط به دوره های مختلف می باشد. کتیبه موجود بر روی صندوق در بقعه شرقی که شجره را بیان کرده مربوط به سده ششم هجری قمری است و یکی از نکات جالب در مورد این کتیبه به کار رفتن واژه ساروق در آن است . دو کتیبه متفاوت نیز به صورت خطاطی بر روی دیوار منقوش است . قسمتی از سوره صف که در زیر یکی از گنبدها نوشته شده از نظر سبک شناسی نقاشی مربوط به سده هفتم و هشتم هجری قمری است . در کتیبه موجود بر روی دیوار غربی بقعه این جمله نوشته شده است (( هذا قبر علی صالح بن عبدالله الا عرج بن الحسین الاصغر بن علی زین العابدین بم الحسین بن علی ابن ابی طالب صلوه الله علیهم اجمعین فی سنه خمسائه)) و البته این جمله ادامه داشته که پاک شده است . محراب های بقعه بعدا به آن الحاق شده است و نوع آجرهای به کار رفته در گنبدها مربع است که دو پوش می باشد . نکته قابل توجه در باره این گنبدها این است که بنای آنها مستطیل شکل بوده در حالیکه پایه گنبدها مربع می باشد .

 

3-شرح حال امامزاده

امامزادگان هفتاد دو تن از احفاد نوادگان امام زین العابدین (ع) و امام محمد باقر (ع) و موسی کاظم (ع) هستند . که به صورت دسته جمعی از کربلا به مقصدتوس جهت زیارت علی بن موسی الرضا (ع) عازم بودند که این حرکت را مزدوران مامون دانستند و ایشان را به شهادت رساندند بزرگ این امامزادگان پدر و پسری هستند که در کتب نامشان با بهترین القاب و توضیحا می درخشد پدر: علی صالح بن عبدالله اعرج بن حسین اصغر بن امام زین العابدین (ع) است . پسر: عبدالله الثانی بن علی صالح فوق الذکر .

در بقعه شرقی محوطه بزرگ 72 تن که با داشتن دو گنبد . 10پله در طرفین پایه های دو گنبد از دیگر بقعه ها متمایز است دو فضای چند ضلعی وجود دارد که محل ورود فضای دوم از طرف شرق و یا به عبارت دیگر بالا سر امامزادگان عبدالله ثانی و علی صالح است . این فضا که از نظر مساحت بقعه و ضخامت دیوارها و نقشه کلی حایز اهمیت است. دارای یک صندوق قدیمی چوبین با شش قبر مرتفع از زمین با پوشش مرمر و کاشی است این فضا با ایوان طاق نمای ورودی به طول 40/1 متر به فضای اول متصل می شود ودر مجموع 25 متر می باشد که در میانه صندوق منبت با طرح های هندسی و گلدانی مقبره ام سلمه به چشم می خورد که او دختر عمو و همسر علی صالح و مادر عبدالله ثانی است که امام کاظم و امام رضا علیهم السلام به آن دو همسران صالح شایسته می گفتند .

 

1/3-بقعه چهل اختران (بقعه میانی) مدفن سکینه و بانوان فاطمی:

این بقعه بین مزار شرقی ( مدفن علی صالح و همسر و فرزندش) و مزار غربی(مدفن شاهزاده حسین )قرار گرفته است فاصله بقعه چهل اختران از بقعه شاهزاده حسین حدود پنجاه متر است و با بقعه شرقی 10متر فاصله دارد در این مزار متبرکه که یک ضریح آلومینیومی بر فراز قبری که مدفون آن بی شک از مخدرات اهل بیت است دیده می شود. از عنوان چهل اختران و نوشته های پیشینیان مشخص است که جمعی از بانوان قافله ساروق در این بقعه و اطراف آن مدفون و یا از نظرها غایب گردیده اند

 

2/3- بقعه شاهزاده حسین :

مدفون این سیدی جلیل القدر و عالم از سادات آل حسین (ع) به نام ابو محمد حسین است که حدود چهار قرن پس از شهادت امامزادگان 72 تن به ساروق آمده و با استفاده از موقعیت و نفوذی که داشته است بانی ساخت بنای امامزادگان 72 تن می گردد .

 

4-جهاد و شهادت کاروان امیران نظام :

در زمان حکومت مامون کاروانی متشکل از امامزادگان علوی و فاطمی به قصد زیارت امام رضا (ع) از کربلا وارد ایران شده و پس از طی منازل مختلف به آستانه ( شهرسه سوک ) رسیدند که والی کرج ابودلف(کارکیا ) از ورود امامزادگان مطلع و دستور دستگیری آن بزرگواران را صادر نمود . امامزادگان پس از مبارزه با صفوف دشمنان و شکست آنان راهی ساروق گردیدند که در این مبارزه تعدادی به درجه رفیع شهادت نایل آمدند . لشکر کارکیا از پا ننشسته و با هماهنگی والیان حکومت ظلم و اختناق در فراهان لشکری برای سرکوب کاروان سادات ترتیب دادند و با به شهادت رساندن شاهزاده یعقوب – شاهزاده اسحاق و اسماعیل و شاهزاده محمود باعث انکسار لشکر اسلام گردیدند .

در هنگام شب سپاهیان کارکیا شبیخونی را تدارک دیده که به شهادت جمعی دیگر از سادات منجر گردید و تعدادی از امامزادگان نیز به اطراف متواری و در نقاط دیگر به شهادت رسیدند بعد از شبیخونی اموال سادات مظلوم را تصرف و به مقرهای خویش برگشتند .

یکی از بزرگان فراهان به نام محمد بن قاسم که نمی توانست شاهد به زمین ماندن پیکر امامزادگان به زیر آفتاب سوزان باشد به دفن شاهزادگان در قلعه پایین ساروق اقدام نمود و شهدای سادات را در اطراف مرقد آن بزرگواران به خاک سپرد .

منبع : سازمان اوقاف و امور خیریه استان مرکزی (بروشور امامزادگان 72 تن ساروق)

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 23:43 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

ساروق در لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا در مورد ساروق(( قصبه ای است از دهستان فراهان پایین بخش فرمهین شهرستان اراک واقع در 18 هزار گزی جنوب باختری فرمهین سر راه اراک به بزچلو- کوهستانی سردسیر – آب آن از قنات و محصول آن ارزن –بنشن- پنبه – صیفی و سیب زمینی است و 2430 تن سکنه دارد مه اغلب به زراعت و گله داری مشغولند – قالی بافی آن معروف است –راه مالرو دارد و از بزچلو اتومبیل بدان توان برد این ده یکی از قراء قدیمی ایران بوده – آثار و اماکن قدیمه بسیار دارد از جکله بنای امامزاده 72 تن که دارای 3 گنبد است که در یک زمان ساخته شده و تاریخ بنای انها سال 587 هجری قمری می باشد ))

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 23:42 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

تغییر فرهنگ کار در فراهان
تغییر فرهنگ کار در فراهان

در روزگار نچندان دور مردم فراهان در زمینه کار زبان زد بودند فرهنگ مردم تلاش بود تا بتواند زندگی خود را بگذراند اما امروزه مردم خیلی تغییر کرده اند .دکتر فوریه طبیب ناصر الدین شاه در خا طرات خود می نویسد :در اراک و فراهان 1500 کارکار گاه قالی دایر است و سالا نه 2500/000لیره استر لینگ (واحد پول انگلستان )وارد ایران میشود و اراک منطقه ای ثروتمند در کل کشور محسوب می شَود این درایت را فردوس فرا هانی و محمد حسن خان (برادر امیر کبیر )به خرج دادند .زیرا فردوس فراهانی شرکت کرایسلر را در از ترکیه به اراک آ ورد تا سر مایه گذاری کند و فرش منطقه  فراهان را به انگلستان و امریکا صادر میکند.رونق اقتصادی بوجود امدهباعث رفاه حال مردم میشود . ودر منطقه آدم تنبل و کم کار وجود نداشت. اما سیاست گذاری های غلط دولت ها و بخصوص روشهای غلط کمیته امداد حضرت امام خمینی و بر نا مه ریزان فر هنگی و اقتصادی و شورا های اسلا می روستا های منطقه در سطح منطقه و کشور تا ثیر سویی برفر هنگ کار در منطقه گذاشته است و مردم را به سمت بیکاری  سوق داده است امروزه بیش از 50 در صد روستا ییان تحت پوشش کمیته امداد اند در حالی که در سال 1365 2درصد هم تحت پوش نبودند . و حداقل در هر خانه ای در سال مذ کور 1 الی 2 دار قالی وجود داشت . مثلا  در روستای کودزر فراهان طبق آ مار گیری موسسه رویان 550 دار قالی در 300خانواده ساکن وجود داشته و تلفنی هم نبوده است . در حالی که بر اساس  آمار گیری سال 1388 در روستای مذ کوراز  250  خا نوار سا کن فقط 5 دار قالی وجود دارد ولی در عوض 600 دستگاه تلفن همراه وجود دارد و متاسفانه150 خا نوار تحت پوشش کمیته امداد .

به این دلیل فر هنگ کار در منطقه به فر هنگ بیکاری و مصرف تبدیل شده است

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 23:40 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

اسامی روستا های فراهان و کودزر-دور آخر در سال 378 هجری قمری
اسامی روستا های فراهان و کودزر-دور آخر  در سال 378 هجری قمری

در زمین گردش کنید و نظا ره گر با شید و ببینید عا قبت کسانی که قبل از شما بودند چه شد ؟(قرآ ن کریم)

این اسامی در سال ۳۷۸ هجری قمری توسط حسن ابن محمد حسن قمی از علمای عصر فخر الدوله دیلمی به زبان عربی تر جمه شده است و احتمالا بسیار قبل تر از سال ۳۷۸ دایر بوده بودند حسن ابن علی بدستور وزیر مقتدر و دانشمنددیالمه یعنی مرحوم صا حب ابن عباد به عربی تر جمه شده است و سپس در سال های ۸۰۵و ۸۰۶حسن ابن علی ابن حسن ابن عبد الملک قمی مجددا به فارسی تر جمه شده استکه در زمان خود کار سترگی بوده است  صاحب ابن عباد در منطقه زیر نفوذ خود دست به کار های عمرانی فرا وانی زده است از جمله نگارش کتاب تاریخ قم که به نظر می رسد با اشاره شا هنشاه فخر الدوله فر زند رکن الدو له  دیلمی با شد.(رضی ا... عنهم ) در این دوره رستاق فرا هان ۴۳دیه و مزرعه  و رستاق  کوزدر ۴۴ دیه ورستاق دور آخر۲۸دیه و مزرعه به قرار زیربوده است :

روستا های فراهان در قرن سوم و چهارم:43 روستا

خلد آ باد -آ سر وان ِشهر جرد ِ اسنجران ِفارسه ِخور هاباد ِویسمه ِ تیراز آباد ِ النا وزن ِ محمد آباد ِ فارسه ِالحصه ِالکار جان الداریان ِ مجان ِ منتی آ بادمن ولا شجردِِ خوزینه ِالدون ِکر کان ِحسنا باد ِ الثمن ِ کورزه ِ اشتاذوان ِورزنه بایره ِ نوذه من آ زاد مرد آباد ِ بهبود آباد َحوص آباد ِایرقویه ِ ایر کویه ِ موسی آباد ِ میقان من کورزه منقوله  ِ داوود آباد ِ الفار جان ِترو رو قند ِ جو قان ِ جو خواست ِ جو شه ِاسکن ِ الفرا هر ان ِقیذه ِ عبد الله آباد ِ مر سا باد ِ البور قان ـبشیر آ باد -ولاشجرد باسم عبدالله الخازن منقوله 

روستا های کودزر (کوزدر)در قرن سوم و چهارم :44 روستا

فشک -رمحیدان-قریه درون -مها باد -الواسقان -خسروان -او قان وروقان -ماستر -محمد آباد -دسکان -الحسینیه -رکین -الجوسوق -طو خواب (تلخاب)الدلفیه(ذلف  آباد)- تبرته -اسنجونه -اسفشوان - کمان -چشمه -سهل آباد ـالفارسحان ( فارسیجان)-سوره -وسکان -سلمه ا باد (سلم اباد)- النصف -بز جان-حورسان -مزرعها انس و انیده:المحمدیه - الفردجان ( فردقان )جینحین ( خنجین )- جا نوش( جو نوش)- ار توبه همعا ورد(عراقیه )-فرمهن

(فر مهین )-الرسفجان - دهکوزدر -جریوا ( جیر یا)- الخو مجان - سهند ـمزرعتها ربحیرو قریه اراه و ینحید .

دور آ خر ( مشک آباد- فراهان بالا )28 روستا

دستجرده -الزهر -خورزن -احمد آباد -اباش-ملک آباد شهود -ملک آباد شروان -احمد آباد ابی طا هر -سهل آباد مزرعتها جعفر آباد ابر کوش:نوک با یره علیاباد با یره -یعلی آباد بایره -سیا بشت -آ طروان-ایر کوش و علیا باد -- محمد آ باد دز نوح-ریر اوند بایره-حمزه آ باد - ابراهیم آباد -وکان -شیر وان دز نوح -انقان-الزور جان-شهود -عبد الرحمن آ باد -شانکر - قریه ورزن .

جهان سر بسر حکمت و عبرت است   چرا بهره ما همه غفلت است

         بنا های آ باد گردد خراب          ز با ران واز تابش آ فتاب (فردوسی)

بسیاری از روستا های گفته شده امروزه وجود ندارد و بسیاری از روستا های امروزی هم در آن دوران نبوده است .

روستا های به رنگ آ بی هنوز دایرند

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 23:35 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفی میلاجرد
معرفی میلاجرد
یکی از قدیمی ترین شهرهای دوران اسطوره ای ایران، شهر میلاجرد است. طبق مطالعات انجام شده تاریخچه میلاجرد به 700 سال قبل از میلاد مسیح یعنی حکومت مادها در محدوده هگمتانه بر می گردد.

دکتر پرویز اذکایی در کتاب «درگزین تا کاشان» چنین می نگارد: میلاجرد یکی از قدیمی ترین شهرهای مرکزی ایران است که یکی از سرداران ایرانی به نام میلادگرد آنرا بنانهاد. "تاریخ قم" بنای این شهر را به میلاد گرگین نسبت داده و آنگونه که بر می آید شهری بوده است بین اصفهان و همدان و ساوه که با این شهرها برابری مینموده.

صاحب فرهنگ معین می گوید: این شهر در هجوم حمله مغول در نواحی مرکزی ایران از بین رفته و بار دیگر با همت اهالی بازسازی شده، و بعد مجدداً در حمله افغان مورد تاخت و تاز آنها قرار گرفت و خراب شد و بعدها به صورت کنونی درآمد.

خرابه های آبادی قدیم و برج و بارو و علائم خندق اطراف آن هنوز باقیست. این خرابیها که بصورت تپه بلندی در سمت غربی میلاجرد هویداست به قلعه تپه معروف است. 
وقتی که شد شهر و نگینی گشت رخشان      «میلاد گردش» نام شد در عهد اشکاندر 
عهد ساسانیش « میلادگرد» خواندند              وقتی عرب آمد «گ» را بر جیم راندند

زبان مردم میلاجرد ترکی می باشد ولی قبل از حکومت اقوام ترک زبان سلجوقیان، غزنویان، خوارزمشاهیان و حمله مغولها و گسیل شدن ترکهای ماوراءالنهر و آسیای میانه به ایران، به زبان تاتی که فارسی اصیل میباشد تکلم می کردند، که هنوز تعدادی از روستاهای این منطقه مانند [وفس]، چهرقان، گورچان [و فرک] به دلیل واقع شدن در منطقه کوهستانی و دور از دسترس، این گویش را حفظ کرده اند و به این زبان صحبت می کنند.

منطقه زیارتی و سیاحتی شهر دارالمومنین میلاجرد، در جوار مرقد مطهر و منور امام زاده یحیی (ع) قرار دارد که محل آرزومندان و عاشقان اهل بیت (ع) می باشد. از دیگر آثار این شهر در قسمت شرقی شهر و در بین کوه «ساری داغ» میباشد که در اطراف چشمه ای به نام ایدلی قرار دارد و به طوری که شایع است مسکن گبرها (آتش پرستان) بوده است.

آب و هوای میلاجرد: در مجموع آب هوای این شهر و مناطق اطراف به تبعیت آب و هوای اکثر مناطق استان، معتدل مایل به سرد و نیمه خشک می باشد و دارای 280 میلی متر بارندگی در سال است.
ناهمواری یا دشت میلاجرد؟: از نظر زمین شناسی بیشتر دشت میلاجرد در دوره گواترنر بوجود آمده و از نظر ژئومورفولوژی شهر در یک دشت صاف و هموار واقع شده و به دشت میلاجرد معروف است و فقط طرف شرق میلاجرد در منطقه كوهستانی واقع می باشد که ارتفاع بلندترین قله آن زرد کوه و به اصطلاح محلی (ساری داغ) با 1949متر ارتفاع از سطح دریا میباشد ولی در کل ارتفاع این شهر از سطح دریا 1675متر است.

کشاورزی و دامداری شهر میلاجرد با موقیت جغرافیای مناسب و دشت های حاصلخیز و تولیدات فراوان کشاورزی خصوصا گندم و دامداری که شغل اکثریت اهالی را تشکیل داده، گوی سبقت را در منطقه ربوده و لقب کانادای استان مرکزی را به خود داده است.

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 23:35 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

فراهان : یاقوت حموی: ذیل واژهای فرهان الفاء بعد الراء این لغت رافرهان بالفتح ثم السکون دها؛ آخره نون ضبط کرده می گویند بعضی آنرا فراهان خوانده اند واین ناحیه را نمکزاری از رساتیق همدان می دانند ونیز می گویند در آنجا دریاچه ایست به اندازه چهار فرسخ درچهار فرسخ که فاضل رودهای آن سامان به آن دریاچه می ریزد وتبدیل به نمک می شود .


[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 23:32 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

بنای آتشکده آتور فرنبغ توسط جمشید که بهترین پادشاه بود بنا شد.

آتور گشب توسط کیخسرو جنگجو

آتور برزین توسط ویشتاسب حامی و مدافع زرتشت و بنا بر برخی از اقوال زردتشت آنرا از آسمان آورده است.

مهمترین مرکز مذهبی شاهنشاهی قبل از حمله اعراب مسلمان به ایران آتور گشسب بوده است ولی آتشکده های دیگر معلوم نیست که آیا اهمیت واقعی آنها بر دیگر آتش های ورهران برتری داشته اند یا نه صرفاً جنبه زیارتی داشته است. تقدس آتش تا حدی بوده که آتشکده ها خدمه داشته و اشخاص بزرگ اصیل و سرشناس به اداره آن گماشته می شدند.

آتشکده محور اصلی زندگی مذهبی بوده و هر آتش مورد قبول نبوده و باید آتش تصفیه می شد و اهمیت همه آتش ها یکسان نبود آتش های مختلف در زمانهای گذشته هر کدام اختصاص به وجودی داشته است.

آتشکده فردقان فعلی که همان فردجان یا مزدجان مذکور در کتب قدیم است جای بسی تأمل است ایرانیان باستان دین زردشتی داشتند و در این دین آتشکده ها دارای مقدس بوده است و سه آتشکده عمده در کشور وجود داشته که شاید قبل مادها هم دایر بوده است.


آتشکده فردجان از توابع و رستاق کوزدر به فاصله 10 کیلومتری خنجین و در حدود روستاهای کسراسف و چوگان در شمال فراهان قرار دارد. در ایران قبل از اسلام آتشکده های متعددی بوده است که در زمان قباد مزدک دستور جمع آوری آنها را به قباد داد الا سه آتشکده اولیه که یکی از آنها آتشکده فردجان بوده است. در کنار آتش های عادی و معمولی آتش های روستاها و آتوران در مرکز اصلی آتش های ورهران وجود داشت آتشکده های اصلی عبارت بودند از:

1- آتش موبدان (روحانیون زردشتی) آتور فرنبغ= آذر فرنبغ

2- آتش ارتشتاران، آرتور گشسب = آذر گشب (آذر گشئب)

3- آتش کشاورزان، آتور برزین مهر = آذر برزین مهر در دوره ساسانی

اولی در فارس از خوارزم [خاستگاه اولیه آریایی ها] آورده شده بود

دومی در آذربایجان  از کوه تخت سلیمان

سومی در خراسان

بنای آتشکده آتور فرنبغ توسط جمشید که بهترین پادشاه بود بنا شد.

آتور گشب توسط کیخسرو جنگجو

آتور برزین توسط ویشتاسب حامی و مدافع زرتشت و بنا بر برخی از اقوال زردتشت آنرا از آسمان آورده است.

مهمترین مرکز مذهبی شاهنشاهی قبل از حمله اعراب مسلمان به ایران آتور گشسب بوده است ولی آتشکده های دیگر معلوم نیست که آیا اهمیت واقعی آنها بر دیگر آتش های ورهران برتری داشته اند یا نه صرفاً جنبه زیارتی داشته است. تقدس آتش تا حدی بوده که آتشکده ها خدمه داشته و اشخاص بزرگ اصیل و سرشناس به اداره آن گماشته می شدند.

آتشکده محور اصلی زندگی مذهبی بوده و هر آتش مورد قبول نبوده و باید آتش تصفیه می شد و اهمیت همه آتش ها یکسان نبود آتش های مختلف در زمانهای گذشته هر کدام اختصاص به وجودی داشته است.

آتشکده فردقان فعلی که همان فردجان یا مزدجان مذکور در کتب قدیم است جای بسی تأمل است ایرانیان باستان دین زردشتی داشتند و در این دین آتشکده ها دارای مقدس بوده است و سه آتشکده عمده در کشور وجود داشته که شاید قبل مادها هم دایر بوده است.

آتشکده فردجان از توابع و رستاق کوزدر به فاصله 10 کیلومتری خنجین و در حدود روستاهای کسراسف و چوگان در شمال فراهان قرار دارد. در ایران قبل از اسلام آتشکده های متعددی بوده است که در زمان قباد مزدک دستور جمع آوری آنها را به قباد داد الا سه آتشکده اولیه که یکی از آنها آتشکده فردجان بوده است. در کنار آتش های عادی و معمولی آتش های روستاها و آتوران در مرکز اصلی آتش های ورهران وجود داشت آتشکده های اصلی عبارت بودند از:

1- آتش موبدان (روحانیون زردشتی) آتور فرنبغ= آذر فرنبغ

2- آتش ارتشتاران، آرتور گشسب = آذر گشب (آذر گشئب)

3- آتش کشاورزان، آتور برزین مهر = آذر برزین مهر در دوره ساسانی

اولی در فارس از خوارزم [خاستگاه اولیه آریایی ها] آورده شده بود

دومی در آذربایجان  از کوه تخت سلیمان

سومی در خراسان

بنای آتشکده آتور فرنبغ توسط جمشید که بهترین پادشاه بود بنا شد.

آتور گشب توسط کیخسرو جنگجو

آتور برزین توسط ویشتاسب حامی و مدافع زرتشت و بنا بر برخی از اقوال زردتشت آنرا از آسمان آورده است.

مهمترین مرکز مذهبی شاهنشاهی قبل از حمله اعراب مسلمان به ایران آتور گشسب بوده است ولی آتشکده های دیگر معلوم نیست که آیا اهمیت واقعی آنها بر دیگر آتش های ورهران برتری داشته اند یا نه صرفاً جنبه زیارتی داشته است. تقدس آتش تا حدی بوده که آتشکده ها خدمه داشته و اشخاص بزرگ اصیل و سرشناس به اداره آن گماشته می شدند.

آتشکده محور اصلی زندگی مذهبی بوده و هر آتش مورد قبول نبوده و باید آتش تصفیه می شد و اهمیت همه آتش ها یکسان نبود آتش های مختلف در زمانهای گذشته هر کدام اختصاص به وجودی داشته است.

ابن فقیه در مختصر البلدان درباره آتشکده آذرگشسب: در این روستا دهکده ایست به نام فردجان و در آن آتشکده ای کهن است و آن یکی از آتش هایست که مجوسیان در حق آن غلّو کرده اند. چونان آتش آذر خره و آتش جمشید و این نخستین آتش است و آتش ما جشنسف و این آتش کیخسرو است مجوسان درباره این سه آتش غلو کرده اند و سخنشان خردپذیر نبود. آذر جشنسف، آتش کیخسرو در آذربایجان بود انوشیروان آنرا به شیز آورد.

از آن آتش ها که مجوسیان درباره آن غلو کرده اند آتش آذر جشنسف فراهان است تاریخ قم ص 89 ، متوکلی گوید؛ یکی از مجوسیان که آنرا دیده بود مرا حکایت کرد که چون مزدک بر قباد پیروز شد گفت وظیفه آن است که تو همه آتش ها را باطل کنی مگر سه آتش اولین را، قباد این کار بکرده همچنین آن مجوس گفت! آتش آذرجشنسف بیرون آمد تا در آذربایجان به ما جشنسف رسید و با آن آمیخته گشت و هر گاه آنرا افروختندی آتش آذر جشنسف سرخ پیدا و ظاهر گشتی و آتش ما جشنسف سفید چون مزدک را بکشتند دیگر باره مردم آتش ها را به جاهای خود بازگردانیدند آتش آذر جشنسف را در آذربایجان نیافتند پیوسته آنرا بجستند و بر اثرش همی رفتند تا معلوم کردند که به فردجان باز آمده است[1]

روستای فردقان (پردقان)به فاصله ۱۵کیلومتری شمال  خنجین قرار داردو کار مردم کشاورزی و دامداری است . این روستا در گذشته جزءروستاق کودزر فعلی (کوژدر -کوزدر)محسوب میگردیده است وقدیمیترین آتشکده راداشته است در زمان قباد پادشاه ساسانی و بدستور مزدک همه آتشکده ها را از بین بردند الا سه آتشکده اصیل و قدیمی که یکی از آنها در روستای فردقان قرار داشت بر اساس بررسی های ماریان  مولیان و بهرام فره وشی :پس ازخاموش شدن آذر گشسب ارومیه در منطقه چیچست این اتشکده مجدداکشف گردید .

لازم بذکر است که آتشکده فردقان خیلی قبل از چیچست ارومیه دارای اهمیت بوده است و مراسم عبادی در آن برگزار میگردید و حتی صنایع نیز در کنار آن فعال بوده است .

با اساس کتب قدیمی آتشکده  روستای فردقان در سال ۲۸۳ ه.ق توسط برون ترکی حاکم قم که تحت حمایت بنی عباس بود تخریب شد و دو درب طلایی آن را برای بصب به مکه معظمه فرستادند .

علاو براین اسامی چوگان و گورچان و کسراسف اشاره نمادینی به دوره ساسانی دارد و بدون تردید قباد دارای کوشک و قصری در حوالی ماستر و واشقان بوده است در منطقه ای که امروزه در واشقان به نام سنگ فناس نامیده می شود .

از دیگر جریانهای قابل ذکر برای این روستا زندانی شدن ابن سینابمدت ۶ ماه در آن بوده است

ابن سینا دانشمند ایرانی مدتی در دربار شمس الدوله دیلمی در همدان  به سمت وزارت رسید ولی در زمانجانشین وی مورد سوئ ظن واقع شد و بمدت ۶ماه در فردغان از رستاق کوزدر زندانی گردید امابعدها از زندان دیالمه آزاد گردید .

روستای پردقان در بین روستا های امام درویشان گورچان و چوگان ودر همسیگی کسرا سف قرا دارد و تخت رستم بخاطر اشراف به این روستا مورد تقدس زردشتیان بوده است و در عین حال به دلیل تلاقی شعب مختلف رودخانه قره چای در گذشته دارای معبد ناهید (اناهیتا )بوده است. لازم بذکر است که  قلعه های دختر و قیز قلعه سی های ترکی اشاره به تقدس آب دارند مثلا طریز ناهید در خنداب و شراه و روستای نا ی(ناو) در تفرش از روستا های باستانی اند که اشاره به اهمیت آب و آناهیتا (الهه آب )اشاره دارند .

نوشته شد توسط:ابراهیم گودرزی فراهانی بتاریخ ۱۹/۴/۸۷

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 23:30 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

تلخاب روستای تلخاب ازلحاظ تقسیمات استانی در بخش فراهان شهرستان تفرش وازلحاظ موقعیت جغرافیایی در طول 49درجه و38دقیقه و58 ثانیه وعرض 34درجه 42دقیقه و 37 ثانیه شمالی واقع شده است. بلندترین نقطه ارتفاعی کوه قوش قیه سی با ارتفاع 2239 متر از سطح دریا قرار دارد.این حوضه دارای اقلیم خشک ونیمه خشک بوده ومتوسط بارندگی سالیانه 304 میلیمترو درجه حرارت 18.4 سانتیگراد را دارا می باشد. به دلیل کوهستانی بودن وشرایط خاص اقلیمی، دارای محیطی مساعد ونسیمی لذت بخش است. غار دام دام از بزرگترین غارهای استان در این روستا واقع بوده وگسلی هم که ازوسط تلخاب گذشته به گسل تلخاب شهرت دارد. نام 10 روستا باعنوان تلخاب نیزدرفرهنگ جغرافیایی ایران به چشم می خورد. تلخاب در شمال منطقه فراهان قرار گرفته که فاصله آن تا فرمهین 30، اراک 70و تا تهران 270 کیلومتر است.احتمال قریب به یقین نام این روستا به خاطر وجود چمشه آب معدنی تلخی است که درآن جریان دارد.با 900 خانوار از بزرگترین روستاهای استان بوده وجمعیتی بالغ بر 4000 نفر را در خود جای داده است ومردم غالباًَ به زبان خلجی وترکی تکلّم می کنند. شرایط طبیعی بستر را چنان فراهم ساخته که مردمی خوش ذوق، فهیم وکوشا درعرصه های علمی ، فرهنگی ،اقتصادی و ورزشی وارد جامعه شده و خدمات شایانی را ایفا نمایند. پایبندی به اصول وعقاید مذهبی، اجرای مراسمات دینی و بالا بودن سطح فرهنگ وسواد، میهمان نوازی وخوش خلقی از ویژگی های منحصر به فرد این روستا می باشد. عالمانی چون علی اصغرجمراسی از افتخارات شاعری وعلمی روستا ومنطقه به حساب می آیند.اقای شمس الله نظری را هم می توان در زمره شاعران محلی این روستا قلمداد کرد. 25شهید ودهها مجروح وچند مفقود الاثر وخانواده ای با 4 شهید لوح زرّینی است از دلاور مردی های این روستا. مجید تلخابی قهرمان پاورلیفتینگ کشور نیز از این روستا می باشد. دربعد اقتصادی یکی ازقطب های تولیدی در زمینه های کشاورزی ودامی بوده وبزرگترین مجتمع تولید گوشت قرمز استان نیز در آن واقع است. زیبایی طبیعت ومزارع سرسبزوآوازچشمه های جوشان چشم وگوش هرنظاره گری را به تامّل وا می دارد . راه اسفالته، مرکزدرمانی، بانک کشاورزی، شرکت تعاونی، صندوق قرض الحسنه، پمپ بنزین، پست، مدرسه ابتدایی تا پیش دانشگاهی، کتابخانه، بهزیستی، سالن سرپوشیده ورزشی، سوله ،مخابرات، آب، برق، تلفن وگاز، دفتربرق و بیمه ، نانوایی، حسینیه ومسجد و... از امکانات این روستا می باشد. گویی همه شرایط طبیعی وانسانی دست به دست هم داده اند تا نام پر آوازه تلخاب در جای جای ایران شناخته شده باشد. تلخاب از روستا های قدیمی محسوب می شود که در کتاب ارزشمند تاریخ قم آنر جزء روستاق کودزر قدیم نامبرده اند.

منبع:وبلاگ تلخاب/ نوشته :حمید رضا تلخابی

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 23:25 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

خواص درماني آبگرمها
خواص درماني آبگرمها

خواص درماني آبگرمها: شناخت خواص درماني آبهاي گرم و معدني و بهره‌گيري از آنها پيشينه‌اي بسيار كهن دارد، به طوري كه زمان آغاز اين امر به درستي روشن نيست. چنين مي‌نمايد كه ساكنان مناطق پيرامون چشمه‌هاي آبگرم در نتيجة آزمونهاي مكرر به خواص اين آبها پي برده‌اند، اما ظاهراً نخستين پزشكي كه دربارة فوايد و خواص برخي آبهاي معدني رساله نوشته و استفاده از آنها را براي درمان بيماريها تجويز كرده، انتيلوس طبيب يوناني سدة 2 م بوده است (نجم‌آبادي، 32؛ پاولي، ذيل آنتيلوس).

در نوشته‌هاي جغرافيايي و تاريخي قديم به برخي چشمه‌هاي مشهور آبگرم در سرزمينهاي اسلامي و خواص درماني آنها اشاره شده است. ابن فقيه از برخي آبگرمهاي همدان مانند اروند، لوندان، دارفين، دارنبهان، آب‌آست، عبدالله آباد، آب بزين و آب سامير نام مي‌برد و از اثر درماني آنها بر روي نقرس و بادهاي مزمن سخن مي‌گويد (ص 223). ابودلف (سدة 4ق/10م) از چشمة آب گرم زراوند نام برده و آن را التيام بخش دملها و زخمهاي بدن و شكستگي استخوان خوانده است. از اين آبگرم شوره‌اي به دست مي‌آمده كه نوعي تَنكار طبيعي بوده و در ذوب و پيوند طلا و نقره و مس و برنج به كار مي‌آمده است (ص 49). زكرياي قزويني (آثار البلاد، 391) آب اين چشمه را درمان‌بخش جذام و حمدالله مستوفي (ص 284) آن را التيام‌بخش دمل و قرحه خوانده است. در تاريخ قم (ص 67) از يك چشمة آبگرم كهن در جايگاهي به نام سَلم‌‌وَر در روستاي خورهاباد فراهان سخن رفته كه آب آن برطرف كنندة برخي بيماريهاي پوستي بوده است. مقدسي از دو چشمه آبگرم مشهور، يكي به نام «حَمّه» در طبرية شام و ديگري به نام «يونس» در نزديكي «تلّ توبه» در «نينوا»ي قديم ياد مي‌كند. آب چشمة حَمّه براي درمان بيماريهاي جرب، دمل و برخي دردها، و آب چشمة يونس براي درمان پيسي سودمند شمرده مي‌شده است (ص 146، 185). طوسي در عجائب المخلوقات از چند چشمة آبگرم به نامهاي «عين المقدسه» در اسكندريه، «عين المَرضي» در جنوب غزنين و «عين الحمّه» بين خرقان و قزوين و اثر آنها در درمان پيسي و جذام و اورام سخن مي‌گويد (ص 107، 111). همچنين در 3 فرسنگي جنوب شرقي دامغان چشمه‌هايي به نام گرماب وجود داشته و درمان‌بخش جرب و قولنج شمرده مي‌شده است (مستوفي، 278). همين منبع از چشمة آبگرمي در فراوز (= ظاهراً فراوه، از آباديهاي خراسان قديم) خبر مي‌دهد كه شست‌ؤشو در آن، تب‌نو را درمان مي‌كرده است (ص 279).

گل و لاي اين گونه چشمه‌هاي آبگرم و معدني نيز براي درمان برخي بيماريها، مانند درد مفاصل، عرق النّسا (سياتيك)، نقرس، كوفتگي ماهيچه‌ها يا بيماريهاي پوستي به كار مي‌رود. چشمة «آب اندرمان» در باختر شهر ري و چشمة «شورابيل» در نزديكي اردبيل از اين قبيل‌اند. پولاك از چشمة آبگرم بزرگي دربند پي (در شهرستان بابل) با رنگ سبز مايل به زرد و خاصيت چسبندگي و بوي تند گوگرد و خواص درماني براي زخمهاي جرب و گري و درد مفاصل ياد مي‌كند. در دوراني كه وي گزارش خود را نوشته (عصر قاجار) اين چشمه مهم‌ترين مركز درماني مازندران بوده است (ص 419).
تقدس چشمه‌هاي آبگرم: چشمه‌ها از كهن‌ترين روزگاران مورد تقديس مردمان بوده و گاه نيز وسيلة تقرب به خداوند (يا خدايان) شمرده مي‌شده‌اند. در فرهنگ ايران باستان نگهباني آب رودها و چشمه‌ها و افزايش آب آنها برعهدة ناهيد (الهة آب) بوده است. حفظ احترام آب و به ويژه پاكيزه نگاهداشتن چشمه‌ها وظيفه‌اي وجداني به شمار مي‌رفت و آلوده ساختن آب و افكندن چيزهاي پلشت در چشمه‌ها گناه بود.

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 23:24 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

سفرنامه بورقان
بورقان روستایی در استان مرکزی، شهرستان تفرش، بخش فراهان، دهستان فرمهین، طبق آخرین آمار دارای ۸۵ خانوار وجمعیت آن ۲۹۰ نفر (۱۴۹ نفر مرد ۱۴۱ نفر زن)

بورقان دارای پیشینه تاریخی است در لغت نامه دهخدا درباره بورقان آمده: دهی از دهستان فراهان علیا بخش فرمهین است که در شهرستان اراک واقع است. دارای ۶۸۵ تن سکنه‌است. [۱]. پوران دختر کسری آن را بنا کرده‌است. [۲].

گفتنی است همچنین بورقان دارای تپه تاریخی می‌باشد که به سالهای قبل از اسلام نسبت داده می‌شود؛ این تپه بقایای مخروبه قلعه‌ای است که سالهای دور مقر زندگی حاکمان و فرمانرواهای این منطقه بوده‌است

امکانات و مکانهای مهم

بورقان دارای جاده دسترسی آسفالته و همچنین خیابانهای آسفالت، جوب بندی و نهر بندی، آب، برق، گاز، تلفن و همچنین مسجد و حسینیه تازه ساز و مدرسه ابتدایی و راهنمایی و همچنین هنرستان کار و دانش دخترانه فاطمه الزهرا که بسیار مجهز به همت خیرین مدرسه ساز آقایان عیسی شیخ الاسلامی و آقای فراهانی بنا گردیده‌است

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 23:21 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

گویش های تاتی (وفس)
گویش های تاتی (وفس)

این گویش در منتهی الیه حدود مرزی استان مرکزی با استان همدان، در شمال شهرستان اراک استفاده می‌شود؛ در روستای وفس و سه روستای همجوار، یعنی چهرقان در غرب و فرک و گورچان در شرق. این مناطق تقریباً در یک خط فرضی واقعند که احتمالاً حدود ۲۵۰۰۰ نفر از مهاجرین و ساکنین این روستاها به این لهجه سخن می‌گویند؛ البته در گویش این روستاها به طور جزئی تفاوتهایی مشاهده می‌شود ولی اصل و مبنای آنها یکی است. این روستاها که جمعیت ساکن فعلی آنها حدود ده هزار نفر است، به مثابه نگینی نشسته بر حلقه انگشتری هستند که حلقه آن ترک زبانان در استان مرکزی و همدان است.

لهجه وفسی که به «وُوسی» موسوم است بنا به آنچه پژوهشگران گفته‌اند، لهجه‌ای از تاتی است. ابراهیم دهگان در کتاب فقه اللغه در ضمن معرفی وفس و واقعه کشتار جمعی آن، گویش وفس را ‹‹ یکی از لهجه‌های قدیم پارسی باستان و شاخه‌ای از تاتی ›› می‌نامند.‌[دهگان، ابراهیم، فقه اللغه، ص ۲۳۵] دکتر معین در جلد چهارم فرهنگ خود تحت عنوان ‹‹ وفسی ››(Vafsi) منسوب به وفس، لهجه اهالی وفس نام می‌برند.[معین، محمد، فرهنگ] آقای افتخار زاده در کتاب گزیده‌ای بر دیوان همافر عراقی وفسی از قول نامبرده می‌نویسد: «نامبرده زبان خویش را تاتی خوانده است.» [افتخارزاده، نادر، گزیده دیوان همافر عراقی، مقدمه] و همچنین در مجله «ایران کوده» م. مغدم که درباره گویش دلیجان، آشتیان و وفس بحث کرده، لهجه وفس را تاتی خوانده است.

در فهلویات باباطاهر همدانی کلمات مشابه زیادی با گویش وفسی وجود دارد که به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:

«دیرم» (دارم) : تن محنت کشی دیرم خدایا، دل حسرت کشی دیرم خدایا «ته» (تو) : بی ته یارب به بستان گل مرویا «وینم» (ببینم) : گرم دسترس نبی آیم ته وینم «بَسُم» (بشوم، بروم) : بسم آنان بوینم که ته وینند «بوره» (بیا) : دمی بوره بوین حالم ته دلبر «سوته» (سوخته) : بوره سوته دلان با ما بنالیم «واتنی» (گفتنی) : به کس درد دل مو واتنی نه

خطری که این گویش را تهدید می‌کند، مهاجرت ساکنان این روستاها به شهر و تغییر زبان نسل نو که در شهرها زاده و بزرگ می‌شوند است.

منابع

  • زبان شناسی - دکتر فره وشی - انتشارات دانشگاه تهران
  • جستاری در زبان تاتی، نوشته: علی محمدآقاعلیخانی
  • نوشتار: پراکندگیِ «تات»ها در تاکستان و بوئین زهرا، نوشته: عباس رحمانی
  1. خبرگزاری اجتماعی و فرهنگی میراث آریا، بازدید: اکتبر ۲۰۰۸.
  2. [www.ethnologue.com آثنولوگ]

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 23:20 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

موقعیت وجغرافیای وروان

روستای زیبای وروان در ١۴ کیلومتری مرکز شهرستان فراهان (فرمهین) واقع شده است.آب و هوایی معتدل کوهستانی دارد که زمستانهای سرد و برفی آن زبانزد عام و خاص است .وروان در محاصره کوهها و تپه های بزرگ و کوچکی است که بلندترین آن که "قوزی" نام دارد و روبروی مزرعه طاقی واقع شده است . وروان بلندترین نقطه فراهان میباشد که ارتفاع آن از سطح دریا ١٩٩٩مترمیباشد .آب و هوای کوهستانی روستا مردم وروان را سخت کوش و با غیرت و آزاد اندیش بار آورده است .

  اراضی دیم وآبی روستا بسیار وسیع می باشد که وسعت زمینهای این روستا   حدود ١٢٠ کیلومتر مربع  میباشد که از(شرق به غرب )سلامگاه دستجان تا قوردلوا و(شمال به جنوب) چهار جاده امیر آباد تا عآبله اشقل گسترده شده است .

  گویش زبانی مردم این روستا ترکی (شیرازی ) میباشد  در سده های گذشته این روستا جزو حکومت هگمتانه همدان  بوده که دستگاه حاکم والی فراهان در ساروق مستقر بوده است .  پیشه مردم این روستا بیشتر کشاورزی و دامداری می باشد زنان خانه دار نیز به قالیبافی مشغول هستند...

 

منبع وبلاگ وروان و آقای مهندس وروانی فراهانی  با تشکر از زحمات ایشان

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 22:48 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

زبان‌های تاتی‌تبار

زبان‌های تاتی‌تبار

زبان‌های تاتی‌تبار (Tatic) از دسته زبان‌های ایرانی شاخه شمال‌غربی و بازمانده یکی از گویش های مادی هستند. گویش‌های این زبان روزگاری از شمال ارس تا سمنان گسترده بود ولی امروزه با ترک‌زبان و فارس‌زبان شدن بخشی از شمال‌غربی ایران تنها جزیره‌هایی از گویش های تاتی در منطقه به جا مانده است. بزرگ‌ترین این جزیره‌ها در منطقه تاکستان استان قزوین دیده می‌شوند. تاتی تاکستان یکی از کهن‌ترین زبان‌های ایرانی است که از دیدگاه زبان شناسی، ارزش ویژه‌ای دارد. بیشترین آمار جمعیتی تات‌های ایران متعلق به دو شهرستان کهن تاکستان و بوئین‌زهرا می‌‌باشد. تاکنون هیچ آمار رسمی در مورد تات‌های این دو منطقه ارائه نشده است. تات‌های این منطقه که به تات‌های جنوب شهرت یافته اند، در شهرها و روستاهای زیر زندگی می‌کنند:
رودبار الموت، رودبار شهرستان، طالقان، رودبار زیتون، رودبار قصران تا روستاهای دماوند (اغلب مناطق البرز جنوبی) تات زبان هستند.
در شهرستان تاکستان، شهر تاکستان و در بخش اسفرورین, شهر اسفرورین و روستای قرقسین، تات زبان اند.
در شهرستان بوئین زهرا، شهرهای شال, دانسفهان و روستاهای خیارج, خوزنین, خروزان, ابراهیم‌آباد و سگزآباد و … تات زبان اند.
در اطراف قزوین نیز روستاهایی نظیر رزجرد، الولک، حصار خروان و ... تات زبان اند.
تاتهای خلخال، جیرنده، کلور، طارم، عنبران، میناباد، میرزانق، کلش، سروآباد، پیله‌زیر، پیله‌رود، جید، لرد، شاهرود، تولش، عنبران علیا، لنکران و ماسالی جمهوری آذربایجان.
به طور کلی زنجیره مناطق تات‌نشین از شهر تاکستان شروع شده و به سمت جنوب و جنوب شرقی ادامه می‌‌یابد و در نهایت در شهرستان بوئین زهرا به روستای تاریخی سگزآباد پایان می‌یابد.
در استان مرکزی (شهرستان کمیجان) نیز روستاهای وفس، چهرقان، گورچان و فرک به زبان تاتی صحبت می‌‌نمایند. این روستاها به فاصله 100 تا 120 کیلومتری شهر اراک و در شمالی‌ترین نقطه استان مرکزی واقع شده اند. مناطق کوهستانی و خوش آب و هوا و شغل مردم روستاها کشاورزی، باغداری و دامداری است که به دلیل مواجه شدن با کمبود آب و عدم توجه مسئولین به نیاز مردم و نیروهای انسانی جوان، به شدت روستاها خالی از سکنه می‌‌شوند و در شهرهای مانند تهران، قم، اراک، کرج و ... سکونت می‌‌نمایند.
روستای ابیانه.
در این میان از مهم‌ترین و دستنخورده‌ترین گویش تاتی یعنی گویش اشتهاردی که در استان تهران قرار دارد نام برده نشد حال آنکه طبق کتاب تات نشین های بلوک زهرا نوشته جلال آل احمد این گویش شاید خالص ترین گویش زبان تاتی باشد چون منطقه اشتهارد که در سر راه کرج به بویین زهرا در 80 کیلومتری کرج و 25 کیلومتری بویین زهرا قرار دارد به علت خشکی و کمی آب از دستبرد کوچنشین های ترک در امان بوده و مردم آن همچنان زبان قدیم خود را حفظ کرده اند. گویش اشتهاردی حتی به‌عنوان یکی از گویش های زبان تاتی در نشانی www.ethnologue.com معرفی شده است. اگر جستاری صحیح انجام دهیم می بینیم که منطقه تات نشین ها به شکل ماه بوده و از اشتهارد شروع شده و به شمال ایران ختم شده ودر آنجا مردم چون از ان سر در نمی اوردند ان را پشت کوهی دانسته. البته به علت اینکه مردم با این زبان آشنا نبوده و شاید آن را تمسخر نیز کرده به همین دلیل که این زبان در حال نابودی می باشد زبانی که آن را به مادهای ایران نسبت داده ولی به قدری کلمات خارجی در آن وارده شده که حالا کم کم دارد به گویش و لهجه تبدیل می شود. لازم به توضیح است که هر یک از شهرهای تات نشین گویش مخصوص خود را دارند.

زبان شناسی - دکتر فره وشی - انتشارات دانشگاه تهران
جستاری در زبان تاتی ،نوشته: علی محمدآقاعلیخانی
نوشتار: پراکندگیِ «تات»‌ها در تاکستان و بوئین زهرا، نوشته: عباس رحمانی
بر گرفته از سایت ویکی پدیا

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 22:44 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معنای وروان به معنای "سرزمین کوهستانی"

معنای وروان به معنای "سرزمین کوهستانی" در بخشی از مقاله اقای دکتر ابراهیم واشقانی فراهانی آمده است.

"پهله یا پهلک،می‌باید صورت دیگری از واژۀ "وهرک" و یا "وره" به معنی کوهستان باشد که خود از واژۀ وَر(گَر اوستایی)+ پسوند نسبت ک/ه پدید آمده‌است .در اوستا نام ایالتی به صورت "وهرکان" آمده‌است که مرحوم پورداوود در ترجمۀ اوستا آن را معادل گُرگان(gorgan) دانسته،اما چنین نیست و وهرکان،همان ایالت پهلک به‌علاوۀ پسوند نسبت "ان" است  و به معنی سرزمین کوهستانی است و همان واژه‌ای است که امروزه بر جزء کوچکی از ایالت پهله یعنی بر بخش گَرکان در آشتیان نهاده شده‌است.جالب این است که در متون فارسی دری در قرون نخستین اسلام،نام طسوج "وَره"* در کنار نام‌های ساوه و طبرس و همدان آمده است و برخی بر آن شده‌اند که این وره،همان آشتیان است،اما وره بر اساس قاعدۀ تبدیل حروف هم‌ارز،می‌باید صورت دیگری از گَرگان باشد،بدین شکل که وره، همان گَرَک(گر به معنی کوه+پسوند نسبت ک/ه) است که دوباره با پسوند "ان" پیوند خورده و مبدل به گَرَگان شده‌است.اما گرکان در آن روزگار تنها نام یک روستا یا شهرک نبوده‌است،بلکه نام یک طسوج،یعنی نام ناحیه‌ای بسیار بزرگ بوده که کرسی یا مرکزش نیز به نام کل ناحیه خوانده می‌شده.اما این ناحیۀ بزگ چه بوده ؛بی‌تردید این ناحیۀ بزرگ، همان فراهان بوده،بدین صورت که کل ناحیه با دو تلفظ "وَرَهان" و "گَرَکان" خوانده می‌شده و کرسی یا مرکز آن نیز با همین نام خوانده می‌شده، چنان که امروزه نیز کرسی نواحی و شهرستان‌ها و استان‌ها به نام کل مجموعه خوانده می‌شود،مانند استان تهران و شهر تهران،شهرستان تفرش و شهر تفرش و موارد دیگر.به مرور ایام، صورت وَرَهان یا همان فراهان،برای کل ناحیه مستعمل شده و صورت گَرَکان برای کرسی آن رایج شده‌است.بر این اساس،واژه‌های فراهان و گرگان،در حقیقت یک واژه و معادل کوهستان و هم‌خانوادۀ واژۀ پهله(پهلک) اند که نام ایالت کوهستانی غرب ایران بوده‌است.در فراهان،نام‌های دیگری نیز هنوز هست که بازماندۀ واژۀ "وره" باشند، از جمله روستای "وروان" که آن نیز به احتمال زیاد می‌باید تلفظ دیگری از گَرَکان و فراهان باشد،بدین صورت که به سبب هم‌ارزی دو حرف "گ" و "و"، وروان و گرگان قابل تبدیل به یکدیگرند، یا آنکه از ترکیب وَرَک(به معنی کوهستان) و پسوند نسبت "ان" ، واژۀ "ورکان" پدید آمده‌است و در مرحلۀ بعدی،حرف "ک" به سبب هم‌ارزی به حرف "و" تبدیل شده و حاصل، واژه

"وروان" شده‌است.اما شاید این پرسش مطرح شود که فراهان،سرتاسر کوهستانی نیست و بخش‌هایی از آن دشت است،پس چگونه واژۀ فراهان به معنی کوهستان است.پاسخ این تردید آن است که دایرۀ معنایی واژه لزومی ندارد که با دایرۀ مصداقی آن کاملاً متساوی باشد و واژه‌ها می‌توانند بر اساس قاعدۀ مجاز جزء و کل، و مجاز عام و خاص،بر محدوده‌هایی بزرگتر یا کوچکتر از حوزۀ معنایی خود دلالت کنند.برای نمونه کل کشور ایران،پارس خوانده می‌شده و هنوز هم غربیان،آن را پرشیا می‌خوانند،در حالی که پارس،جزئی از ایران بوده و این،نتیجۀ مجاز جزء و کل است. یا سرزمین بزرگی که ترکستان روسیه خوانده می‌شد،در درون خود سرزمینی نیز داشت به نام تاجیکستان که مردمش فارس‌زبانند و این،ناشی از مجاز عام و خاص است و این‌گونه موارد بسیار است.

 

 


 برخی صاحب‌نظران تلاش کرده‌اند که مبدأ اشتقاق فراهان را واژۀ "فرّ" و "فرّه" به معنی شکوه قرار دهند.این وجه اشتقاق،وسوسه‌انگیز است،بویژه برای مخاطب عام که نزد خود خوشحال خواهد شد اگر تصور کند نام سرزمین وی و نیاکانش،فراهان، به معنی سرزمین شکوهمند است.اما دلایل و شواهدی از تاریخ و جغرافیا و سایر شعبه‌های دانش نیست که این اشتقاق را تأیید کند.به چه دلیل،واژۀ فراهان از ریشۀ "فرّ" مشتق شده‌است؟دلایل بسیاری هست که واژۀ فراهان از ریشۀ اوستایی "گَر" مشتق شده و این دلایل را مرور کردیم،اما هنوز کسی شاهدی و قرینه‌ای نیاورده که تأیید کنندۀ اشتقاق فراهان از ریشۀ فرّ باشد.به همان شکل که برخی تلاش کرده‌اند فراهان را مشتق از واژۀ "فرّ" قلمداد کنند، فرمهین را نیز مشتق از "فرّ" و به معنی میهنِ فرّه و شکوه دانسته‌اند،اما شاهد و قرینه‌ای بر این مدعا نیاورده‌اند.به نظر می‌رسد که ریشۀ لغوی فرمهین نیز واژۀ اوستایی "گر"به معنی کوهستان باشد و مبدأ اشتقاق آن، نام "وره" باشد که در متون کهن ذکر شده و نام‌های فراهان و گرکان و وروان نیز از آن مشتق شده‌اند.بر این اساس، ساختار فرمهین عبارت است از فر(=ور) به معنی کوهستان+مهین که صورتی دیگر از واژۀ میهن است و معنای فرمهین،چیزی نیست جزمیهن کوهستانی یا سرزمین کوهستانی.

کتابنامه


- بلعمی،تاریخ بلعمی(تکمله و ترجمه‌ی تاریخ طبری)،به‌تصحیح محمد تقی بهار، به ‌کوشش محمد پروین  گنابادی،کتابفروشی زوّار،تهران،1353ش.

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 22:42 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

سفر نامه مشهد زلف آباد
این روستا در۵ کیلو متری  شمال غربی فرمهین و ۵۵ کیلو متری اراک  قرار دارد و نامی از این روستا در تاریخ قم نیست و بنظر می رسد که از روستا های جد ید التا سیس باشد.ارتفاع از سطح دریا ۱۷۸۵متر می باشد . این روستا به همراه شاه اباد فرمهین برز آباد مجد آباد نو و کهنه و نجف آباد از روستا های هفتگانه می باشند که شورشیان زمان فتحعلیشاه در آین روستا ها ساکن شدند در آن شورش مردم فراهان با ۱۵۰۰۰ نظامی در برابر سلسله بی کفایت قا جاریه ایستادند و سالها مقاومت کردند ولی جا سو سان قا ئم مقام مقاومت دلیرانه فر ماند هان بزرگی چون سعدی و زمان خان را در هم شکستند ودر نهایت سعدی بدست سپاه یوسف خان گرجی در روستای زنجیران کشته شد . سعدی خود از فر ماندهان کریم خان و مدتی در شیراز سمت فر ماندهی داشته و از جانب محمود خان حاکم همدان حمایت می شده است و از جانب زندیه حاکم فراهان بود و اعقاب آن امروزه در روستای کودزر ساکن هستند .

 بهر صورت این روست همجوار فر مهین است و گویش  مردم آن فارسی است جمعیت ۱۶۱ نفر  تعداد با سوادان ۸۸نفر که ۵۱ نفر مرد و ۳۷ نفر زن با سواد در سال ۱۳۷۵ بود .

د ر شمال  شرق روستا تپه ای قرار دارد

همسایه ها: در جنوب گئو نوش  در شمال عراقیه در شرق فر مهین و اسلام آ باد و در غرب حسینیه قرار دارد

در صد باسوادان مرد نسبت به زنان ۵۸به ۴۲  می باشد .

آ ثار باستانی : تپه با لا و پا یین  

قنوات : قنات مشهد در  شمال ده با آبدهی ۱۲ اینچ و بید موله ۴ اینچ و عنبر چه ۲ اینچ و حسین اباد ۱ اینچ در ضمن قنات مشهد جزئ قنوات خوب می با شد که حتی خشک سالی هم تا ثیر زیادی بر روی آ ن نداشته است ولی احداث یک باب موتور آب در شمال روستا با عث تاثیر سوء برروی آن بوده است

تعداد موتور آب :-  - مسجد و حسینیه ۱ باب

زمین زراعی :آبی ۱۷۰ هکتار و دیم ۵۰۰ هکتار و با غات ۲۰ هکتار

مدرسه ابتدایی:۱ برق دارد-  تلفن عمومی و خانگی دارند .

محصولات زراعی :گندم -جو -عدس ونخود سیب زمینی شاه دانه لو بیا

محصولات باغی :انگور-  بادام- زرد الو - گردو -هلو شلیل سیب اناب و ۱۵ درخت پسته- سنجد  

تعداد دام :گاو شیری ۳۰ راس و گوسفند ۱۰۰۰ راس

مغازه بقالی ۲ باب

سد خاکی:ندارد ولی سیل بند دارد. 

خانه بهداشت عامل فروش نفت و اسیاب دارد .  

در امد  مردم :سالانه ۱۰۰۰۰۰۰تومان بیشترین و کمترین :۳۰۰۰۰۰ تومان در سال ۱۳۸۰

خا نواده های بو می :دلفی - امت علی -جبار و درخشنده .

تعداد واحد های مسکونی ۱۲۵ واحد که ۸۰ واحد ساکن و ما بقی ییلا ق و قشلاق دارند. ودر فصل تابستان جمعیت روستا افزایش می یابد

پزشکان روستا :دکتر وحید نیا - هاشمی زاده -همت پور

منبع اطلا عات :آقای امیر درخشنده

نویسنده : ابراهیم گودرزی فراهانی

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 22:38 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

وقفنامه تبرته
واقف : فتحعليشاه قاجار
شماره پلاك : 120 اصلى
مقدار و يا تعداد : 15 سهم از 16 سهم تبرته ( هفت و نيم دانگ)
نوع وقف و محل آن : قريه تبرته در بلوك فراهان سلطان آباد اراك
نيت واقف : آنچه منافع و ثمرات مزرعه باقى بماند از مصارف و اخراجات ضروريه متعلقه به قريه مزبور صرف روضه مطهره مقدسه از بابت تعمير و روشنايى و ساير امور متعارفه بشود
وضعيت كنونى :
منبع وبلاگ استانه مقدسه حضرت معصومه

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 0:28 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

دستجان نام روستایی است كه در زبان محلي دسگان گفته مي شود در شهرستان فراهان در ۷۰ کیلومتری شمال غربی شهر اراک و ۲۵ کیلومتری فرمهین که حدود ۱۵۱۲ نفر جمعیت دارد. مردم آن ترک‌زبان بوده و اکثر آنها به کشاورزی و دامداری توام می‌پردازند. دارای پیشینه تاریخی بسیار اما هیچگاه مطالعاتی در این زمینه انجام نشده‌است. نقل شده که زمانی ابن سینا را در اینجا که زمانی شهری بوده و بقایای آن نیز موجود است زندانی کرده‌اند.

در فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲ آمده‌است: دهی است جزء دهستان فراهان بالا بخش فرمهین شهرستان اراک واقع در ۱۶۰هزارگزی شمال باختری فرمهین و ۱۰هزارگزی راه مالرو عمومی. با ۶۰۷ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است و از فرمهین می‌توان اتومبیل برد.

در این روستا خاندان‌هایی از زمانهای دور زندگی می‌کرده‌اند که به ترتیب قدمت حضور عبارتند از: فرجلی، اکبرلی، عسگرلی (اصغرلی)، میرزاخانلی، میناخانلی، جوادلی، حاج عباسلی مردم این روستا علی رغم تعدد خاندان‌ها و طایفه‌ای آن و با وجود اینکه بعضی از آنها بومی این روستا نبوده و در قرون گذشته به آن مهاجرت کرده‌اند به دلیل فرهنگ، مذهب و زبان مشترک دارای پیوند بسیار خوبی هستند.

یک لالا یی محلی که در روستای دستجان و کودزر رایج بوده است"

لالا ، لالا گل دشتی       همه رفتن تو برگشتی

خداوندا تو پیرش کن       خط قرآن نصیبش کن

لالا ، لالا گلم باشی       بزرگ شی همدمم باشی

کلام الله تو پیرش کن        زیارت ها نصیبش کن

لالا ، لالا گل زردم                 نبینم داغ فرزندم

خداوندا تو ستاری              همه خوابن تو بیداری

به حق خواب و بیداری           عزیزم را نگه داری

لالا ، لالا ، گل خشاش          بابات رفته خدا همراش

بابات رفته به هل چینی             بیاره قند و دار چینی

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 0:8 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

تاریخچة فراهان







منطقه فراهان در گذشته جزء ناحيه كوهستاني پهناوري بوده است كه يونانيان آن را مديا[1] كه به معني معبر ارتباطي باشد به كار برده اند ولي جغرافي نويسان اسلامي آن را جَبَل يا ايالت جِبال يا بلاد جِبال گفته اند.[2]

فراهان در ماقبل تاريخ: فراهان از دورانهاي پيش از تاريخ و شايد قبل از مهاجرت آريايي ها به ايران داير بوده است. بعضي سفالهاي تپه هاي قديمي روستاهاي كودرز (كوزدر يا كوژدر)، مجد آبادنو فارسيجان، روستاي محسن آباد (حروران)، ماستر با احتمال قريب به يقين از روستاهاي قبل از تاريخ مي باشند و نقاشي هاي نئولتيك (حجر جديد) يا زلي كمر[3] زنگارك و نقاشي هاي اطراف كوه لره كه نمايشگاهي از نقاشي هاي حجر جديد است و بعضي از غارهاي مسكوني منطقه و غار قلعه جوق پيدايش فراهان را همزمان با دوره غارنشيني و دوره كوچ نشيني بشر مي دانند و متجاوز از 5000 سال حدس زده مي شود.

علاوه بر اين بعضي از استنادهاي تاريخ قم تأسيس بعضي از روستاها را به دوره اساطير شاهنامه و يا بعضي از شاهان ساساني ارجا مي دهند. فراهان را فراهان بن همدان بنا كرد. در ترهت القلوب حمدالله مستوفي، فراهان را طهمورث بنا كرد. فارسه را فارس بن فراهان بنا كرد و اسكن را ركن بن همدان. ابن مقفع مي گويد اين ديه را بلاش بن فيروز اشكاني بنا كرد بورقان را پوژاندختر كسري، ولا شجرد را والان بن فراهان اكبر بنا كرد. طَبرِش بنا به گزارش ابن مقفع: ضعيتهاي آن را طبرش بن همدان بنا كرد. ابرشتيجان (آشتيان) را اردوان پسر بلاش بنا كرد.

ميلاجرد را ميلاد بن جرجين (گرگين) 1-79

كمج، كي بن ميلاد اين ديه را بنام خود بنا كرد. طريز [آباد] ناهيد ابن ديه را بنام ناهيد دختر جودرز نام نهاده اند كه محل چراي گله هاي گوسفند بود.

آمره كيخسرو ملك آنرا بنا كرد خاصه خود و آتشكده او بود 1-68

روايت كرده اند كه طريز ناهيد 12 سهم بوده است. از ضعيتهاي همدان و آن كاريز كم آب بوده است پس باير شده و اين ديه از آن مردمي بوده است به نام او سلمه از اهل همدان يك چشم و همه وقت از قلت دخل و گردني خراج آن شكايت كرده است. حسن بن محمدبن عمران بن عبدالله بن سعد اشعري از او بخريد و كاريز نو بر زمين ديه ورزنه ايوب از بهر آن پديد كرد چون ايوب پسر موسي اشعري صاحب جوسوق و ميدان بروز كه صاحب ورزنه بود حسن را از كندن آن كاريز و بيرون آوردن آب آن منع كرد 1-85 (دوره اسلامي)

فرابه (برز آباد)[4] اين ديه را فرابه بنا كرد او مردمي بود از ملوك كابل ملك اعظم بر او خشم گرفت و از پيش خود براند اما با جماعتي از حواشي و مماليك و خدمتكاران خود از پيش او بيرون آمد و آمد تا بزمين قم و بدين موضع فرود آمد و اين ديه را بنا كرد و منزل ساخت و گويند آنرا فرابه بدين علت نام نكردند بلكه به سبب آن نام كردند كه آب آن بسيار بود فرابه يعني پر آبه برزآباد فرابه آنرا بنا كرد. 1-65

جرسق، (شايد ساروق) اردشير بن بابك بفرمود تا اين جرسق را ميان روقان و خانشاه بنا كردند تا منظره باشد براي كسي كه در روقان بنشيند بعد از آنكه بنا نهادند نام نهادند نجانشاه 1-70

وسكان، راوي گويد كه سبب بناي آن بود كه اردشير روي از اصفهان با پس كرد بعد از آنكه شر فناه ملك اصفهان را بكشت و اين شهر از جمله ملوك طوايف بوده است (ملوك الطوايفي) و ملوك طوايف آن كساني اند كه اسكندر بريشان مالك شد و ايشان را ملوك طوايف نام نهاد پس بسبب آنكه اسكندر بر هر يكي ناحيتي مالك بود و طوايف بحسب لغت نواحي باشد اردشير بموضع نياستر [شايد ماستر] قاسان فرود آمد و نياشر بنا كرد پس از آنجا رحلت كرد و بموضع خانشاه فرود آمد و پس از فرود آمدن به بناي آن فرموده بود و اردشير در آن حالت بركنار وادي قمرود نزول كرده بود و چون اردشير بر لشكر همدان و ري را شكست داد در خانشاه كمان و تير بفراست و تيري بينداخت بحد قريه هبرد بموضع سكسان بيفتاد و رودخانه ميانه آن و ميانه خانشاه جاري بود پس اردشير بفرمود تا در آن موضع كه تير بر زمين آمد ديهي بنا كنند و آتشكده سازند پس بحكم و فرموده او سكانرا بنا نهادند و در آن آتش برافروختند. راوي گويد اين موضع را از براي آن سكان نام نهادند كه چون اردشير ببناي آن فرمود و آنرا گفتند كه در كدام موضع بنا نهيم گفت افرا سرا كان يعني بر سر كوهي كه از آن رودخانه مي آيد و اين ديه را بنا كردند و سركان نام نهادند پس مردم به مرور ايام گفتند سكان داده، اين ديه را ريز ديه بنا كرده است صاحب قلعه كه بر كوه خوشترست و آنرا قلعه ريزان پشن مي گويند و آن بواسطه بلندي بر ناحيت دور آخر و فراهان مشرفست و راوي گويد هيچ كس بر فتح اين قلعه قادر نبود بواسطه حصانت و محكمي آن چون افراسياب بر ايرانشهر[5] غلبه كرد قصد اين قلعه نمود و ريز ديه كه صاحب قلعه بود درها را بر روي اسفنديار بست و اسفنديار نتوانست قعله را فتح كند پس از مدتي شب هنگام ريز ديه قاطري چموش را مهيا كرد و پوستهاي خشك و كهنه بر او آويختند و در بين سپاه افراسياب رها كردند چون اسبان اين صدا را شنيدند فرار كردند و ترس در لشكر افراسياب افتاد و تصور كردند كه از قلعه بر آنها شبيخون زده اند لشكريان با شمشيرهاي آخته بر همديگر تاختند و در تاريكي شب همديگر را بقتل رساندند و به اين طريق فرمانده ريز ديه از شر سپاه افراسياب خلاص يافت و اين قلعه را كه به نزديك روقان است گويند بهمن بن رستم بنا كرده است 1- 70

مزدجان (فردجان فردقان) مردي از عجم به نام مزده آنرا بنا كرد و مزده ديه نام نهاد بعضي گويند بهرام كور بنا كرد و آنرا قلعه ريزان پشن مي گويند و آن بواسطه بلندي بر ناحيت دور آخر و فراهان مشرف است 1-71

اسكن، برادر فراهان ركن بن همدان آنرا بنا كرد.

بهبوداناباد، بهبود بن همدان آنرا بنا كرد.

جوخواست، جو خواست بن خراسان آنرا بنا كرد بنام خور باز نهاده و لا نجرد، والان بن فراهان آنرا بنا كرد.

وارود زني گوسفندان را به اين بيابان مي چرانيد و كودك خرد با خود همراه داشت گرگ آن كودك را برگرفت و در بيابان نهاد و آن زن در پي گرگ مي دويد و فرياد مي زد وارودا يعني واي پسرم ص 78

رستاق صرم كه 6 ديه است و مجموع اين 6 ديه سهليه و جبليه صد فرسخ بوده است از آنجا كه خوره (خوره آباد)، بنا كننده خور بن اروند بر سه جريب زمين بدين ديه كوشكي (قصري) بنا نهاد و اساس بنياد آن از قرار زمين گرداگرد اين پشته مي گز به درازا و 40 گز به پهنا و 7 گز گوشهاي چهار گانه اين كوشك كوشكي بنا كرده است رفيع در ازاي آن 30 گز بر پشته بنا نهاده است و گويند كه وزن هر خشتي كه در اين عمارت بكار مي برده اند سي من است و برابر اين كوشك بر سر كوهي كه آنرا كوه خور گويند و آن كوه چنان بلند است كه هيچكس قادر نيست كه بر آنجا رود. جوسقي (قصري) بنا كرده است مثل مناره در ازاي آن سي گز و بر سر آن نيزه دراز نشانده است و بر سر آن دو سر آويخته است يكي منع برق و سرما مي كند و يكي منع بادها و از يك جانب اين ديه موضعت كه آنرا سلم ور گويند بر سر كوهي بلند كه آن دري بوده است اسكندر آنرا خراب كرده است و برابر اين كوه چشمه است و آب آن گرم كه هر كسي را كه بيماري و علّتي سرد باشد يا بادي در اعضاي او باشد چون خود را بشويد شفا يابد و كساني كه گز (كچل) و علتي سرد بودي بدين چشمه قصد ميكردند و بدين آب غسل مينمودند شفا مي يافتند. 1-67

و برون تركي امير قم بر اين چشمه و سال 288- 283 كاروانسرا اين بنا نهاد براي فرود بيماران و درمان آنها

مزارع خوراهاباد (فراهان سفلي): جنداب و جوروگران و اسحاقاباد (و خوراهاباد را دو كاريزست يكي را پاد گويند و يكي را مهربن.

همداني در كتاب خود آورده است كه صرم از ناحيت قم است و اهل آن ديه را مهره است دعوي مي كنند كه طلسم سرماست چون فصل ربيع (بهار) باشد و ترسند كه كشت ايشان و ميوه هاي ايشان از سرما نقصان يابد اين مهره را بيرون آرند و بر سر نيزه بندند كشتهاي ايشان بد است بمانند و هيچ نقصاني در آن واقع نشود و سرما در آن اثر نكند.

دارستان، داراي بن دارا بنا كرد و آنرا بدين نام نهاده است و گويند كه بدين ديه درختان بسيار بوده است و بدين سبب آنرا دارستان نام كرده اند گرچه نامي از اين دولت كه قاعدتاً در طسوج كوزدر بوده است در تاريخ قم قيد نشده است. 1-84

ورزنه، باني (فراهان سفلي) و مشك آباد مشخص نيست گويند كه زمين آن 100 جريب بوده است از آن صد كس و هر كسي را يكي و بسيار آب بوده است چنانچه هر جريبي آنقدر حاصل شده است كه صاحبش بدان معاش كرده است. 1- 68

درباره بناي مزدجان (فردقان) تاريخ قم – ص 62 خواجه مزده بر مزده خشم گرفت و گفت تو آنچ مشهور و معروفست بنام خود بنا كرده كه آن مدينه و ديه است و جوي آب كه بغير از خواص كسي آنرا نمي شناسد و نمي داند بنام من باز خوانده و مزده را بدين سبب بكُشت و نام مزده مملوك بر مزدجان افتاد در كتاب سيرالملوك بحجم آورده اند كه باروي شهر قم و مزدجان بهران جور بنا كرد.

تعداد زيادي از روستاهاي مذكور كه زماني بناهاي آباد بودند ولي از گزند روزگار امروزه هيچ نامي از آنها نيست شايد به صورت مخروبه يا مزرعه يا قناتي به همين نام شدت داشته باشد در تاريخ قم هيچ نامي از ساروق برده نشده است ولي در كتب ديگر از اين روستا مطالبي است كه به علت قدمت اين روستا و جذابيت هاي متن بد نيست كه اين پيشينه روستا را در گذشته هاي دور بررسي كنيم.

بدين گونه دارا به ساختن همدان فرمان داد و در ميان كوشكي بزرگ و مشرف كه سه نما داشت بساخت و آن را ساروق نام كرد و كاركنان را در ساختن آن به شتاب واداشت بدين سان در اين قمر سيصد نها نگاه براي گنجينه و دارايي دارا ساختند و آن را هشت در آهنين برپاي داشتند همه دو اشكوبي و دو لختي و هر اشكوب به بلندي دوازده گز آنگاه دارا همه دارايي و گنجينه ها و خاندانش را به همدان بياورد و پرده گيان ويژه را در همان كوشكي كه ساروقش نام كرده بود جاي بداد، و خواسته ها و گنجينه هايش را در آن نهانگاهها نهان بكرد و دوازده هزار تن به نگهباني شهر بگماشت.[6]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] - Media به معناي رسانه يا معبر ارتباطي

[2]- سيري كوتاه در تاريخ تفرش و آشتيان، مرتضي قمي ص 20، انتشارات امير كبير، سال 1361

[3]- YAZli – KAMAR

[4]- شايد به منظور برز آباد نباشد زيرا اين اسم در ساير روستاهاي قم هم بوده است.

[5]- مقصود كشور ايران است

[6]- مختصر البلان ص 37

نویسنده :ابراهیم گودرزی فراهانی

[ جمعه دهم دی 1389 ] [ 14:1 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفي روستاي کودزر
معرفي روستاي کودزر

روستاي کودزر فراهان در 18 کيلومتري شهر فرمهين و 60 کيلومتري شمال اراک قرار دارد.
دو روستاي بزرگ در مجاورت آن است : تبرته، دستجان.
مردم اين روستا مردمي با فرهنگ و ادب دوست ، مومن و معتقد مي باشند.
حرفه مردم روستا کشاورزي و دامپروري است.
روستاي مذکور داراي دو قنات و چندين چشمه وحدود بيست چاه نيمه عميق است.

مدرسه عارف
مدرسه عارف کودزر جزء سه مدرسه اول بخش فراهان مي باشد که نخبگاني ازهمين مدرسه شروع کرده و به درجات عالي علمي رسيده اند ودر حال حاضر در پيکره مردم و دولت مشغول خدمتگزاري بوده و هستند.

آثار تاريخي
کودزر داراي سه تپه آثار تمدن تاريخي مي باشد:
   1- تپه زعفرانيه و مزار شيروان
   2- تپه صاحبقرانيه يا قلعه خرابه
   3- تپه سلطانيه ضلع شمالي باغ رسول بيک
که هر سه تپه مذکور در زمان امپراطوري مغولان داراي رونق فراوان بوده اند و تپه سلطانيه در زمان قازان خان و هلا کو خان دژ نظامي نيز بوده است.

اولين تاريخ مکتوب نوشته شده در مورد ده کودزر در تاريخ قم است که يک هزار و سيصد سال قبل نوشته شده است.اين کتاب بسيار معتبر تاريخي اطلاعاتي را در مورد کودزر بيان نموده است که قسمتي از آن به صورت ذيل است:
روستاي کودزر و سه ده هم ملک آن دستجان و زنگارک و سقرجوقک در زمان کريم خان زند به طيول به زمان قلي خان افشار حاکم زلف آباد از طرف کريم خان زند بخشيده شد.
زمان قلي خان افشار و نوه نادر شاه افشار بوده که در اين مورد در کتاب دست نويس به نام اجداد من (امير حمزه گودرزي فراهاني) تا زمان نادر شاه افشار کاملاً توضيح داده شده است.
روستاي کودزر و توابع در زمان فتحعلي شاه قاجار به آقا سيد حسن قا ئم مقام فراهاني برادر ميرزا ابوالقاسم خان وزير واگذار گرديد. آقا سيد حسن تا سيسات مهمي را در کودزر در زمان خود ايجاد نمود از قبيل قلعه آقا و باغ بزرگ آقا که هنوز بقاياي ديوار آن موجود مي باشد.
بعد از شهادت قائم مقام وزير يکي از سر کردگان حکومت قاجار به نام قره يوسف خان با تعدادي سرباز به کودزر آمده و آقا سيد حسن قائم مقام را دستگير نموده و قلعه ايشان را مي سوزاند و خود آقا را به حبس برده و تبعيد به کشور عراق نموده و بقيه عمر را در کربلاي معلا در جوار بارگاه ملکوتي سيد الشهدا (ع) به سر مي برد مقبره اين سيد بزگوار در کربلا مي باشد.
در اواخر دوره قاجاريه کودزر و املاک تابعه، دستجان، زنگارک و سقرجوقک را مجدداً دولت وقت به آقاي حاج محمد پناهي آذر مي فروشد.

منبع : وبلاگ کودزر

[ جمعه دهم دی 1389 ] [ 13:44 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفی روستای کودزر
معرفی روستای کودزر

 

اگر مسیر اراک به سمت فراهان را در پیش بگیرید پس از 65کیلو متر به روستایی میرسید که روزکاری نه چندان دور دارای مدنیتی درخشان و قدمتی به اندازه تاریخ دارد در کتاب تاریخ قم این روستا را کوزدربا 44پارچه آبادی قید کرده اندولی امروز این روستا جزءآبادی های فراهان است و با نام کودزر شناخته میشود که از مرکز بخش که در گذشته جزء  مزارع اش بود21 کیلومتر فاصله دارد.

کودزر در ناحیه نیمه بیابانی با متوسط250 میلیمتر بارش قرار دارد.

کوزدر یا کوژدر همان کوز و در یا پستی و بلندی می باشد که بر عکس منطقه فراهان

که دشت میباشد  است.منطقه ای که تاریخ مبارزه مردمان صلح دوست و اسایش طلب اش با خست طبیعت و چپاول بیگانکان بخشی از حماسه مردم منطقه در مبارزه برای بقا را پاس دارند .مبارزه با اعراب و مغولان و افغانهای یاغی که هزینه های زیادی را متحمل شدندو قلعه های زیادی را به تاراج و تخریب از دست دادند ولی در برابر مهاجمان چون کوهی استوار ایستادند .در این روستای قدیمی 5 قلعه شناخته شده وجود دارد که مورد تخریب قرار گرفته است و بنا به اظهارات اهالی در زمانهای سلطه اعراب مغولان و افغانها ویران شده اند .این بنا ها به قد مت تاریخی آن اعتبار می بخشد و شاه جعده(جاده شاهی زمان هخا منشیان  ) از نز دیکی غرب این روستا عبور میکندکه در گذشته  موجب اعتبار و اهمیت روستا بوده است

روستای کودزردر شمال  همجواربا دستجان در جنوب تبرته در شرق اشقل و وروان در غرب چابار وسقر جوقک است چا بار یا چا پاریکی از 111ایستگاه یا   محل استراحت چاپار های زمان داریوش هخا منشی  بوده است که در مسیر شاه جاده قرار داشته است که اخبارنواحی قلمرو هخا منشیان و ملل تا بعه را به داریوش می رساندنداین جاده از همدان به رستاق کودزر و از اینجا به تبرته و سا روق و شراه و ملایر و شوش و تخت جمشید متصل می شده است.                                    

 یکی دیگر مکان های مهم که به نقل از  تاریخ قم جزء روستاق کوزدر قید شده است فردقان یا پر دقان است که در15کیلو متری شمال   خنجین قرار داردهمدانی در کتاب خود چنین گوید :در دیهی از دیه های قم روستایی ا ست که مزدجان(فرد جان) نام داردکه آتشکده دیرینه ای بوده است که مجوس در وصف آن غلو کرده اند .

این آتشگده جزء اولین آتشکده ها بود که حتی بدستور قباد  پادشاه ساسانی وخواست مزدک   هم خاموش نگردید و تا سال 283هجری نیز بر قرار بود ولی در این سال برون ترکی حاکم قم دستور داد انرا ویران کردند و برجو باروی آنرا خراب نمو دند و دو لنگه درطلایی  آنرا به کعبه فرستا دند تادر درب خانه خدا مورد استفاده قرار گیرد .معرفی روستای کودزر:

جمعیت 750 نفر –ارتفاع از سطح در یا :1880 متر – گویش آذری  و فارسی- زیارتگاه:پنجه علی – اقتصاد :کشاورزی و دامداری

چشمه ها  :بر زمین –دولت آباد – محمد آباد – قرق –کند  آب-جیران بلاغی

قنوات :قره کریز – آقا با با

زراعت دیم :2000 هکتارآبی 700هکتار

محصولات زراعی :گندم – جو-سیب زمینی  –عدس – نخود – لوبیا – کلزا-یونجه- شبد ر  

محصولات باغی :انگور –زرد آلو- با دام –

 

تعداد دام :کاو شیری :500 راس گوسفند :2000 راس

سد خاکی :1مورد-موتورآب :10تا –

امکانات اموزشی و بهداشتی :مدرسه ابتدایی- بیمارستان

خانواده های بومی :مرادی ها – سید ها – غلامحسینی ها – مرضایی ها –آ قربانی ها

نویسنده :ابراهیم گودرزی فراهانی

[ جمعه دهم دی 1389 ] [ 13:41 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

زبان خلجی
ترکی خلج:این لهجه از زبان ترکی که منحصر به کشور ایران می باشد توجه دانشمندان ترک شناش جهان را به خود جلب کرده است. طبق بر آوردی که در سال 2000 میلادی صورت گرفته حدود 50 هزار نفر ترک خلج در شمالشرق شهر اراک در استان مرکزی و نیز پراکندگی اندکی در برخی مناطق استان قم دارند.
ترکی خلجی شباهت بسیار به ترکی آذری دارد لیکن کلمات ترکی باستان بصورت انحصاری در این لهجه بوفور یافت می شود و در حقیقت این لهجه از ترکی را تبدیل به پلی برای محققان ترکی باستان برای نیل به ترکی مادر کرده است. طبق نظریه نوع بندی بر اساس شیوه مکتوب، ترکی به سه دوره تقسیم می شود:
1- ترکی باستان: شامل زبان گوی ترک،اویغوری وقرقیزی باستان
2-ترکی میانه دارای سه شاخه زیر:
الف- دوره تثبیت زبان ادبی ترکی اویغوری و پیرایش متون مانوی و بودائی
ب- دوره زبان ادبی ترکی چاغاتای
پ- دوره زبان ادبی ترکی اوغوزی و قبچاقی
3- ترکی نوین، شامل همه زبان های ترکی معاصر .
در حقیقت دانشمندان ترک شناس قبل از معطوف شدن به وجود لهجه ترکی خلجی در ایران ناچار بودند برای تحقیق در دوره های ترکی باستان و میانه به کتب مکتوب و سنگ نوشته ها و اسناد تاریخی استناد نمایند ولی لهجه ترکی خلجی به عنوان شاهدی زنده در مقابل دانشمندان قرار گرفت.
البته ترکی باستان یک زبان مرده همانند زبان اوستایی نیست زیرا که ترکی معاصر ادامه منطقی همان شیوه است. در حالیکه اکثر زبانهای مرده مثل اوستایی نه از زبان دیگر ریشه گرفته آند و نه در زبان دیگری اداوه یافته‌اند.

[ جمعه دهم دی 1389 ] [ 0:41 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

روستای کودزر فراهان در نوروز ۱۳۸۸
روستای کودزر فراهان در نوروز ۱۳۸۸

من در سال ۱۳۶۱الی ۱۳۶۲ در روستای کودزر معلم ابتدایی  بودم دوران بسیار خوبی بود مردم خیلی مهربان و مهمان نواز بودند. کوچه ها پربود از مردمی که در تردد بودند . در ان زمان بیمارستان کودزر تازه تاسیس شده بود. یا دش بخیر دکتر رضوی شیعه مذهب هندی که در رتبه های انسانی مقامی والا داشت  رییس بیمارستان بود .

در سال ۱۳۶۰ بیش از ۲۰۰ نفر در مدرسه راهنمایی و دبیرستان و ۱۲۰ نفر در مدرسه ابتدایی کودزر درس می خواندندکه از اهالی روستا و روستا های همجوار بودند .

امروز حتی در ایام عید هم کمتر کسی در کوچه های کودزر پیدا می شود و بنظر می رسد که تلویزیون و رسانه های جمعی ار تبا طات سنتی را دگر گون کرده اند . و مردم را به نحو دیگری مشغول و

خانه نشین  نمو ده اند . در آ ن سالها زنان به  کار قالی بافی مشغول بودند و در هر خانه ای حد اقل ۱ الی ۲ و گاهی ۳ تا دستگاه قالی بافی دایر بودحدود ۵۰۰ دار قالی مشغول بکار بود  ولی امروزه در این روستا فقط ۵ دار قالی فعال است جدای از عوامل کسادی بازار و گران بودن مواد اولیه زنان هم میل و رغبتی به بافتن فرش ندارند . زنان تحصیل کرده دون شان خود می دانند که فرش ببافند !!!!در عوض امسال متوجه شدم که آ مار افراد دارای تلفن همراه به ۵۰۰ نفر می رسد !!!! نه تنها در امد ها کا هش یافته بلکه هزینه های تلفن همراه هم به آن اضافه شده است .

خانم ها که روزگاری خود مولد بودند و فرش بافی را رونق می دادند امروزه در جلسات مختلف قران و دعای توسل و مراسم ولیمه و ... مشغولند .روزگاری مادر بزرگ ها مدیریت وهدایت عروسها و دختران خود را در فرش بافی بر عهده داشتند و به انها اجازه نمی دادند که برای کار های غیر ضروری از خانه ها خارج شوندو دار قالی را ترک کنند  ولی امروزه با هسته ای شدن خا نواده ها  این قضیه هم منتفی شده است و هر کس به مسیر خود می رود . و دیگر از در آمد زایی فرش خبری نیست .مشکلی نیست چینی ها برایمان می بافند.

بنظرم بیش از ۴۰درصد مردم روستای کودزر تحت پوشش کمیته امداد باشند . در حالی که در

 دهه ۶۰ الی ۷۰ کمتر از ۱در صد و شاید هم کسی تحت پوشش نبود .

از دیگر معضلات  اعتیاد به مواد مخدر است که جوانان زیادی را آلوده کرده است به

 

نحوی که موتور

آ بهامحل کلونی این افراد شده است که بعضا هم جوان می باشند  ودر صد بالایی از مصرف اعتیاد مواد مخدر را به خود اختصاص می دهند .در حالی که در سال ۱۳۶۱ شاید به تعداد محدود انگشتان یک دست هم معتاد به مواد افیونی نبود .

احترام به بزرگتر ها در بین جوانان بسیار کاهش یافته است که رواج نوعی رفتار شهر نشینی در  روستا راخیر مقدم می گوید.  

به هرحال جوامع روستایی هم به تناسب جوامع شهری در حال تغییر است و متاسفانه گاهی این تغییرات در جهت تحول و پیشرفت نیست و در جهت پس رفت می باشد .  

ابراهیم  فراهانی / نوروز ۱۳۸۸

 

 

کودزر در بهار ۱۳۸۸

همان گونه که تغییرات در شهر ها مشهود است در روستا های ایران نیز همین اتفاق به مرور و گاهی به سرعت در حال اتفاق است منتها باید دید که این تغییرات در جهت مثبت است ویا منفی؟

به همین دلیل نوروز امسال طبق معمول مسافرتی به روستای مذکور داشتم و سعی کردم که از نظر اجتماعی فرهنگی و اقتصادی و در حد بضاعت و توان علمی خود روستا را بررسی و آمار و ار قامی نیز ارائه دهم تا شاید مبنای بررسی های علمی بعدی باشد .

معرفی اجمالی روستا:

روستای کودزر در ۷۰کیلومتری شمال غرب اراک و۲۲کیلومتری  شمال غرب فرمهین قرار دارد و ارتفاع آن از سطح در یا ۱۷۵۰ متر می باشد.این روستا دارای آب و هوای کوه پایه ای و با میزان بارش متوسط ۳۵۰ میلیمتر در سال و عمده محصولات آنرا گندم و جو وانواع محصولات زراعی تشکیل می دهند و محصولات باغی خیلی کم وجود دارد . با روستا های تبرته در جنوب اشغل در جنوب شرقی وروان در شمال شرقی و دستجان در شمال و سقر جوقک و چابار در شمال غربی همسایه است .جاده باستانی شاه جاده ( شاه جعده)یا راه شاهی دوران هخامنشیان در غرب خود را با اسطوره ها ی پر رمز وراز پیوند زده است این روستا در دوران های ماد ها و هخامنشیان و دوره اسلامی وتا سده۸۳۰و شاید بعد از آن مر کز بیش از ۴۵ روستاو قدیمترین آتشکده (آذز کشسب)فردقان که درسال ۲۸۳ ه بدستور برون ترکی حاکم قم  ویران شد به تایید کتاب تاریخ قم بوده و قلمروی جدای از فراهان را شامل میشده است . در این روستا امامزاده ای وجود ندارد .

آمار روستا در سال ۱۳۸۸:

تعداد جمعیت ۹۹۷نفر -زمین دیمی ۲۸۰۰هکتار وآبی ۵۰۰هکتار-

موتور اب عمیق ۱۷ مورد-.تراکتور ۳۵ دستگاه-ماشین سواری ۱۷ دستگاه -

تلویزیون ۲۵۰ دستگاه -ماهواره مشخص نشد-کامپیوتر ۶ دستگاه - تلفن همراه بیش از ۵۰۰دستگاه

در مانگاه ۱باب با ۳نفر پر سنل۱آمبولانس و۱ پزشک عمومی مقیم  با آزمایشگاهی که وسایل دارد ولی فعال نیست و پرسنل متخصص ندارد.تعداد مراحعه کننده به در مانگاه: ۳۰ - ۱۰۰نفر از روستا های همجوار و خود روستا - خانه بهداشت ۱باب .

مدارس:

ابتدایی پسرانه و دخترانه (مختلط)۱ باب - مجتمع دخترانه که دختران روستا های همجوار به صورت شبانه روزی در آن مشغول به تحصیل هستند -

میزان تولید گندم :

سال ۸۰ =۱۰۰۰۰تن .سال ۸۱=۱۱۰۰۰تن.سال ۸۲=۱۲۰۰۰تن. سال ۸۳=۱۲۰۰۰تن سال ۸۴=۱۴۰۰۰تن سال۸۵= ۱۴۰۰۰تن . سال =۸۶ =۱۳۰۰۰تن سال ۸۷ =۱۲۰۰۰تن

میزان تولید سالانه جو تقریبا"=۵۰۰تن- یونجه ۴۰۰تن

تعداد دام:

گوسفند ۱۵۰۰ راس---گاو شیری ۳۰۰راس--بز ۶۰ راس --گاو پرواری ۱۵۰ راس مزد چوپان در سال ۸۷ = ۳۵۰۰۰تومان برای هرراس گوسفند و در سال ۸۵ =۱۲۰۰۰تومان برای هر راس

تعدادبیکار ان روستا :۲۰۰نفرمرد و بیش از این تعداد زن - تحت پوشش کمیته امداد :.....

- شاغلین گونی بافی ۲۰ نفر

تعداد دار قالی ۵ دستگاه د ر سال ۸۷ و در سال پایه ۱۳۶۰ تعداد  دار قالی ۵۰۰ دستگاه

کارگاه ها :

سیلوی گندم نجاری  جوشکاری قصابی بلوک زنی  و ایستگاه جمع آوری شیر هر کدام ۱مورد . بقالی ۶مورد


ادامه مطلب

[ جمعه دهم دی 1389 ] [ 0:39 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

افراد موفق واشقانی
دوستان میخواهم تنی چند ازاعضای هیئت علمی ومدرسان دانشگاه هاو موسسات اموزش عالی را به سمع و نظر شما برسانم

1- دکتر ابراهیم واشقانی فراهانی فرزند شاعر فقید رحمت الله
2- دکتر ابراهیم واشقانی فرزند علی
3- دکتر بهمن واشقانی فرزند محمدنقی
4-دکتر ماشاالله واشقانی
5 - دکتر معصومه دادپی
6- شادروان استاد فقید محمدعلی واشقانی فرزند استاد فتحعلی واشقانی
7-استاد منصور واشقانی فرزند حسن
8-استاد مهدی واشقانی فرزند علی اکبر
9- استاد حسن نگهبان فرزند ابراهیم
10-استاد رمضانعلی واشقانی فرزند قربان
11-استاد حمید رضا واشقانی
12- استاد حمید واشقانی
13-دکتر سهیل واشقانی فرزند مهندس محمد رضا (در حال تحصیل در انگلستان)
14- استاد احمد واشقانی فرزند حسینعلی
15-استاد علیرضا واشقانی
16-استاد احمد واشقانی فرزند رمضانعلی
17- مهندس حسین واشقانی فرزند مرحوم عبدالله
18- مهندس حسین واشقانی فرزند امیدعلي
19-خانم دکتر مریم واشقانی فرزند جواد که متخصص پرتو درمانی و عضو هییت علمی دانشگاست
20- استاد سپهر واشقانی فراهانی فرزند مهندس محمد رضا
21- مهندس محمد رضا واشقانی (مدیر در وزارت راه و رییس سابق دانشکده وابسته به وزارت راه و ترابری) فرزند حاج علی اکبر

دوستان گرامی از اینکه نام پدر بعضی از اساتید را ننوشتم پوزش میطلبم از افرادی که اطلاع کامل دارند تقاضا دارم برایم ارسال نمایند تا این مطلب را ویرایش نمایم واسامی کسانی که ننوشتم برایم ارسال کنید

با تشکر ثریا فرهانی

منبع واشقان فروم

[ جمعه دهم دی 1389 ] [ 0:34 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

جهانِ هنر واشقان است و بس
جهانِ هنر واشقان است و بس

برگرفته از:
http://www.cloob.com/club/post/show/club...id/1550581

جهان‌دیده‌ای؟ واشقان را ببین
جهانِ هنر، واشقان است و بس

نفس می‌کشم، از تو پر می‌شوم
دلم از تو خالی نشد یک نفس

نبودیم بی یاد تو یک زمان
ندیدیم بی عشق تو هیچ کس

نرفتیم هرگز به گشتِ بهار

که دل از هوایت نشد پر هوس

به هر جا که رفتیم دور از شما

جهان بود با وسعتش یک قفس

هنر کم‌ترین پایۀ فضل توست
تویی در هنر برترین دسترس

به دیوان تو حرف باغ بهشت
همان حرف سیمرغ بود و مگس

از آوازه‌ات، عاشقی، یک غزل
از آفاق تو، صبحدم یک قَبَس

به هر جا که عشق است، نامِ تو هست
که شد نامت از "عاشقان" مُقتبَس

[ جمعه دهم دی 1389 ] [ 0:32 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

تحقیقی دربارۀ واژه‌های خَلَج،خَلَچان،غلجایی(قلجایی)،غور،گَرَکان و فراهان
تحقیقی دربارۀ واژه‌های خَلَج،خَلَچان،غلجایی(قلجایی)،غور،گَرَکان و فراهان
برگرفته از وبگاهِ آن روزها
http://anruzha.blogfa.com/post-45.aspx

نوشته ی دکتر ابراهیم واشقانی فراهانی

شش واژۀ خَلَج،خَلَچان،غلجایی(قلجایی)،غور،گَرَکان و فراهان از یک ریشه‌اند و تقریباً هم‌معنی‌اند. واژۀ "گَر" در زبان اوستایی به معنی کوه است.کیومرث که نخستین انسان و نخستین پادشاه در باورهای اساطیری ایرانیان است،گَرشاه خوانده می‌شد،یعنی پادشاه کوهستان و یا پادشاه کوه‌نشین. بلعمي در تاريخ بلعمي مي‌نويسد كه كيومرث بر آب و زمين و گياه پادشاه بود اما عنوان او گرشاه يعني كوه‌شاه بود(بلعمی،1/3-17).بيروني نیز در این‌باره مي‌نويسد: «لقب‌آن،كوشاه است يعني پادشاه كوه و برخي هم گفته‌اند گل‌شاه ،يعني پادشاه گل، زيرا در آن وقت هيچ كس نبود» (بيروني، 141).ایران شرقی که سرزمینی است کوهستانی و امروزه با نام افغانستان به استقلال رسیده‌است،در قرون گذشته،غور خوانده می‌شد و مردم منسوب به آن ناحیه را غلجایی(قلجایی) و غلجه‌ای و غرچه‌ای می‌خواندند.بی‌تردید این نامها مشتق از ریشۀ اوستایی "گَر" به معنی کوه است.سرزمین غرجستان نیز که در شرق ایران بوده،همین حکایت را دارد.ممکن است مبدأ اشتقاق این واژه‌ها واژۀ "گَرَک"(گر+ک) باشد به معنی منسوب به کوه،و گاف به غین و قاف مبدل شده و حرف راء در برخی از این صورتها مبدل به لام شده و در برخی نیز بی‌تغییر مانده‌است.
امروزه گروهی از ترکان را با نام خَلَج می‌شناسیم و مسکن عمدۀ آنان،برخی روستاهای فراهان و خلجستان است.بی‌تردید خلج،نام قومی از اقوام ترک نیست،بلکه صفتی است برای گروهی از ترکان که پس از ورود به ایران در نواحی کوهستانی مسکن گرفتند و بر این اساس،ترکی خلجی،یعنی ترکی کوهی.قوم خلج را در قرن هفتم هجری،بخشی از سپاه سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه در نبرد با مغولان می‌یابیم.اینان،ترکانی بودند که به سبب سکونت در کوهستانهای شرق ایران(غور،غرجه) با صفت خلج،یعنی غرجه‌ای و کوه‌نشین خوانده شدند،چنانکه پس از مهاجرت این دسته از ترکان به هند و مرکز ایران،اقوام آریایی نژاد پشتون در مساکن آنان اقامت گزیدند و افغانهای قلجایی(کوه‌نشین) نام گرفتند.
شهر تفرش امروزی که از به هم پیوستن تعدادی روستای کهنسال پدید آمده‌است،محله‌ای دارد به نام "خَلَچان" که در اصل،روستایی بوده و ساکنانش،ترک نیستند.خلچان خواندن این روستا ناشی از کوهستانی بودن محل است و خلچان،ترکیبی است از خلج به معنی کوهستانی، و الف و نون نسبت.
روستای گرکان در فراهان نیز همین حال دارد و البته گرکان امروزه به آشتیان تعلق یافته‌است. سرزمین عظیمی هست که روزگاری فراهان خوانده می‌شد و امروزه اغلب بخشهایش تجزیه شده و میان اراک و تفرش و آشتیان تقسیم شده‌است. این ناحیه چون کوهستانی بوده،در کُل،گَرَکان خوانده می‌شده و کرسی آن نیز روستای گرکان بوده است.امروزه روستای گرکان به آشتیان داده شده و کل ناحیه نیز دیر زمانی است که دچار تبدیل حروف شده و از گرکان به فراهان تغییر صورت یافته‌است.امروزه مرکز فراهان،شهر فرمهین است و به ظنّ قوی می‌توانیم در جزء نخست نام فرمهین،ریشۀ اوستایی "گَر" به معنی کوه را بازیابیم.


کتابنامه
- بلعمي،تاريخ بلعمي(تكمله و ترجمه‌ي تاريخ طبري)،به‌تصحيح محمد تقي بهار،به‌كوشش محمد پروين گنابادي،كتابفروشي زوّار،تهران،1353ش.
- بيروني،ابوريحان،آثارالباقيه،ترجمه‌ي اكبر داناسرشت،انتشارات ابن سينا، تهران،1352ش
.

[ جمعه دهم دی 1389 ] [ 0:31 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

جنبش مزدکیان و منطقه فراهان
جنبش  مزدکیان  و منطقه فراهان

مزدک از پیام آوران عدالت و برابری و از پیامبران ایران باستان است که متاسفانه در باره وی تحقیقات ملی و جهانی کمتر صورت گرفته است وی قبل از مارکس و کمونیست ها دید گا ه سوسیالستی داشته و به برابری و عدالت معتقد بوده است و نسبت به دید گاههای زردتشتی گری که به صورت رسمی مورد حمایت ساسا نیان بوده انتقاداتی داشته و در نهایت انرا رد می کند و به قباد پادشاه اصلاح طللب ساسانی دستور می دهد که تمام اتشکده ها و مراکز تبلیغی زردشتی را تعطیل نماید بجز سه اتشکده ای که قدیمی بوده است واز زمان خود زردشت دایر بوده اندکه یکی از انها اتشکده آذز گشسب فردغان جزئ منطقه کودزر فعلی در فراهان ویا    گوژ در دوره ساسانی بوده که ۴۴ پارچه روستا های فراهان امروزی را شامل می شده است . 

چنین بنظر می رسد که اوج توجه ساسانیان به منطقه کوزدر (کودزر فراهان)در عقبه همدان در زمان قباد پادشاه ساسانی بوده است قباد پادشاه ساسانی در سنین جوانی به عنوان گروگان در نزد هیاطله بود و وی در سال 488 به تخت سلطنت جلوس کرد. در ابتدای سلطنت وی با مشکلات اقتصادی فراوانی روبرو شد فقر و فلاکت مردم مزید بر علت بود، اما قیام مزدک و اقبال عمومی به وی و دیدگاههای اشتراکی او و فقر مضاعف باعث شد تا وی خواسته های اقتصادی – اجتماعی توده های محروم را با صراحت بیشتری مطرح سازد.و دست به اصلاحاتی در زمینه های اجتماعی و اقتصادی بزند که در شاهنامه فردوسی اشاره ای هرچند مختصر به انها شده است .

بر او شد هر آنکس که درویش بود

                                       وگر نانش از کوشش خویش بود

وی دستگاه دولت را پاسدار ابقای شد و مظاهر اصلی آن را نا برابری اجتماعی داشته است بر اساس شاهنامه در برابر قباد اعلام نمود.

اگر دادگر باشی ای شهریار

                           در انبار گندم نیاید بکار

و قباد انبارهای گندم را بر روی مردم باز کرد همراهی وی با جنبش مزدکیان باعث خلع وی از سلطنت و زندانی شدن وی گردید او با فرار از زندان دوباره به هیاطله پناهند و در صدد بدست آوردن تاج و تخت شد اما قبل از به قدرت رسیدن وی فرزندش خسرو اول (انوشیروان) تدارک آرام کردن مزدکیان را بر عهده گرفت وی با 80 هزار نیرو توانست 000/20 طرفدار مزدک را در یک روز قتل عام کند.

در ص 89 تاریخ قم، متو کلی گوید: یکی از مجرسیان که آنرا دیده بود مرا حکایت کرد که چون مزدک بر قباد پیروز شد گفت وظیفه آن است که تو همه آتش ها را باطل کنی مگر سه آتش اولین را، قباد این کار بکرد.

بنظر می رسد آتشکده آذرگشب فردقان که در تواریخ باستانی از آن با نامهای فردجان یا مزدجان در کتب قدیم به آن  اشاره  است قبل از مادها نیز دایر بوده است در آن زمان منطقه فراهان و کودزر و دور آخر (مشک آباد)سه منطقه مهم در محدوده فراهان و اراک امروزی بوده است ولی اهمیت آتشکد ه آذر گشسب  و عدم تخریب آن در زمان قباد و بدستور مزدک به این علت باشد که احتمالاً این آتشکده در نزدیک قصر قباد و تحت نظر وی بوده است و علاوه بر آن جزء آتش های اولین بنا به تصریح تاریخ قم بوده است.

ابن فقیه در مختصر البلدان درباره آتشکده آذر گشب: در این روستا دهکده ایست به نام فردجان و در آن آتشکده ای کهن است و آن یکی از آتش هائیست که مجوسیان در حق آن غلو کرده اند چونان آتش آذر خره و آتش جمشید و این نخستین آتش است و ماجشنسف آتش کیخسرو است. مجوسیان درباره این سه آتش غلو کرده اند و سخنانشان خرد پذیر نبود.

در کتاب ایران باستان اثر ماریا موله ص 76 به آتشکده آذرگشب اشاره شده و آن را آتش ارتشتاران می داند و محل اصلی آن را شیر در تخت سلیمان کنونی یا چی چست در کنار دریاچه ارومیه مشخص می نماید و به سفیدی و درخشانی این آتش اشاره می کند و علت سفیدی و درخشندگی آن نیز سوخت نمکی یا پیه بوده است که استفاده می شده وی می گوید که این آتشکده 700 سال فروزان بوده است و خاکستر در آن وجود نداشته و شعله های آن هیچگاه خاموش نمی شده است و احتمال دیگر اینکه این آتش همیشه سوزان ظاهراً از نفت یا گاز تغذیه می شده و خاکستری نداشته است در کتابهای پهلوی نیز از این آتشکده و گنجینه شیزیگان یاد می کنند و نسخه ای از اوست در دوران هخامنشی به گنجینه آن سپرده شده بود در دوران کواد (قباد) و پسرش خسرو انوشیروان، این آتشکده خودسوز به سبب قطع جریان گاز زیرزمینی یا نفت رو به خاموشی می رود و قسمتی از آتش آن را به مزدجان فراهان می برند و قسمتی دیگر را به آتشکده کهنسال آبان گشنسپ (ما جشنسف) یا آتشکده برکه که مسعودی از آن با عنوان آب آتش یاد می کند (مروج الذهب مسعودی ترجمه پاینده ج 1 ص 616)

تاریخ قم ص 89 متد کلی گوید: یکی از مجوسیان که آنرا دیده بود مرا حکایت کرد که چون مزدک بر قباد پیروز شد گفت وظیفه آن است که تو همه آتش ها را باطل کنی مگر سه آتش اولین را قباد این کار را بکرد همچنین آن مجوس گفت: آتش آذر جشنسف بیرون آمد تا در آذربایجان به ما جشنسف رسید و با آن آمیخته گشت و هر گاه آنرا افروختندی آتش آذرجشنسف سرخ پیدا و ظاهر گشت و آتش ماجشنسف سفید چون مزدک را بکشتند دیگر باره مردم آتش ها را به جاهای خود باز گردانیدند آتش آذر جشنسف را در آذربایجان نیافتند پیوسته آنرا بجستند و بر اثرش همی رفتند تا معلوم کردند که به فردجان باز آمده است.

نوشته :ابراهیم گودرزی فراهانی اسفند ۱۳۸۸

[ جمعه دهم دی 1389 ] [ 0:29 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفی روستا و اتشکده فردقان از رستاق کوزدر باستانی

معرفی روستا و اتشکده فردقان از رستاق کوزدر باستانی

آتشکده فردقان فعلی که همان فردجان یا مزدجان مذکور در کتب قدیم است جای بسی تأمل است ایرانیان باستان دین زردشتی داشتند و در این دین آتشکده ها دارای مقدس بوده است و سه آتشکده عمده در کشور وجود داشته که شاید قبل مادها هم دایر بوده است.

آتشکده فردجان از توابع و رستاق کوزدر به فاصله 10 کیلومتری خنجین و در حدود روستاهای کسراسف و چوگان در شمال فراهان قرار دارد. در ایران قبل از اسلام آتشکده های متعددی بوده است که در زمان قباد مزدک دستور جمع آوری آنها را به قباد داد الا سه آتشکده اولیه که یکی از آنها آتشکده فردجان بوده است. در کنار آتش های عادی و معمولی آتش های روستاها و آتوران در مرکز اصلی آتش های ورهران وجود داشت آتشکده های اصلی عبارت بودند از:

1- آتش موبدان (روحانیون زردشتی) آتور فرنبغ= آذر فرنبغ

2- آتش ارتشتاران، آرتور گشسب = آذر گشب (آذر گشئب)

3- آتش کشاورزان، آتور برزین مهر = آذر برزین مهر در دوره ساسانی

اولی در فارس از خوارزم [خاستگاه اولیه آریایی ها] آورده شده بود

دومی در آذربایجان  از کوه تخت سلیمان

سومی در خراسان

بنای آتشکده آتور فرنبغ توسط جمشید که بهترین پادشاه بود بنا شد.

آتور گشب توسط کیخسرو جنگجو

آتور برزین توسط ویشتاسب حامی و مدافع زرتشت و بنا بر برخی از اقوال زردتشت آنرا از آسمان آورده است.

مهمترین مرکز مذهبی شاهنشاهی قبل از حمله اعراب مسلمان به ایران آتور گشسب بوده است ولی آتشکده های دیگر معلوم نیست که آیا اهمیت واقعی آنها بر دیگر آتش های ورهران برتری داشته اند یا نه صرفاً جنبه زیارتی داشته است. تقدس آتش تا حدی بوده که آتشکده ها خدمه داشته و اشخاص بزرگ اصیل و سرشناس به اداره آن گماشته می شدند.

آتشکده محور اصلی زندگی مذهبی بوده و هر آتش مورد قبول نبوده و باید آتش تصفیه می شد و اهمیت همه آتش ها یکسان نبود آتش های مختلف در زمانهای گذشته هر کدام اختصاص به وجودی داشته است.

آتشکده فردقان فعلی که همان فردجان یا مزدجان مذکور در کتب قدیم است جای بسی تأمل است ایرانیان باستان دین زردشتی داشتند و در این دین آتشکده ها دارای مقدس بوده است و سه آتشکده عمده در کشور وجود داشته که شاید قبل مادها هم دایر بوده است.

آتشکده فردجان از توابع و رستاق کوزدر به فاصله 10 کیلومتری خنجین و در حدود روستاهای کسراسف و چوگان در شمال فراهان قرار دارد. در ایران قبل از اسلام آتشکده های متعددی بوده است که در زمان قباد مزدک دستور جمع آوری آنها را به قباد داد الا سه آتشکده اولیه که یکی از آنها آتشکده فردجان بوده است. در کنار آتش های عادی و معمولی آتش های روستاها و آتوران در مرکز اصلی آتش های ورهران وجود داشت آتشکده های اصلی عبارت بودند از:

1- آتش موبدان (روحانیون زردشتی) آتور فرنبغ= آذر فرنبغ

2- آتش ارتشتاران، آرتور گشسب = آذر گشب (آذر گشئب)

3- آتش کشاورزان، آتور برزین مهر = آذر برزین مهر در دوره ساسانی

اولی در فارس از خوارزم [خاستگاه اولیه آریایی ها] آورده شده بود

دومی در آذربایجان  از کوه تخت سلیمان

سومی در خراسان

بنای آتشکده آتور فرنبغ توسط جمشید که بهترین پادشاه بود بنا شد.

آتور گشب توسط کیخسرو جنگجو

آتور برزین توسط ویشتاسب حامی و مدافع زرتشت و بنا بر برخی از اقوال زردتشت آنرا از آسمان آورده است.

مهمترین مرکز مذهبی شاهنشاهی قبل از حمله اعراب مسلمان به ایران آتور گشسب بوده است ولی آتشکده های دیگر معلوم نیست که آیا اهمیت واقعی آنها بر دیگر آتش های ورهران برتری داشته اند یا نه صرفاً جنبه زیارتی داشته است. تقدس آتش تا حدی بوده که آتشکده ها خدمه داشته و اشخاص بزرگ اصیل و سرشناس به اداره آن گماشته می شدند.

آتشکده محور اصلی زندگی مذهبی بوده و هر آتش مورد قبول نبوده و باید آتش تصفیه می شد و اهمیت همه آتش ها یکسان نبود آتش های مختلف در زمانهای گذشته هر کدام اختصاص به وجودی داشته است.

آتشکده فردقان فعلی که همان فردجان یا مزدجان مذکور در کتب قدیم است جای بسی تأمل است ایرانیان باستان دین زردشتی داشتند و در این دین آتشکده ها دارای مقدس بوده است و سه آتشکده عمده در کشور وجود داشته که شاید قبل مادها هم دایر بوده است.

آتشکده فردجان از توابع و رستاق کوزدر به فاصله 10 کیلومتری خنجین و در حدود روستاهای کسراسف و چوگان در شمال فراهان قرار دارد. در ایران قبل از اسلام آتشکده های متعددی بوده است که در زمان قباد مزدک دستور جمع آوری آنها را به قباد داد الا سه آتشکده اولیه که یکی از آنها آتشکده فردجان بوده است. در کنار آتش های عادی و معمولی آتش های روستاها و آتوران در مرکز اصلی آتش های ورهران وجود داشت آتشکده های اصلی عبارت بودند از:

1- آتش موبدان (روحانیون زردشتی) آتور فرنبغ= آذر فرنبغ

2- آتش ارتشتاران، آرتور گشسب = آذر گشب (آذر گشئب)

3- آتش کشاورزان، آتور برزین مهر = آذر برزین مهر در دوره ساسانی

اولی در فارس از خوارزم [خاستگاه اولیه آریایی ها] آورده شده بود

دومی در آذربایجان  از کوه تخت سلیمان

سومی در خراسان

بنای آتشکده آتور فرنبغ توسط جمشید که بهترین پادشاه بود بنا شد.

آتور گشب توسط کیخسرو جنگجو

آتور برزین توسط ویشتاسب حامی و مدافع زرتشت و بنا بر برخی از اقوال زردتشت آنرا از آسمان آورده است.

مهمترین مرکز مذهبی شاهنشاهی قبل از حمله اعراب مسلمان به ایران آتور گشسب بوده است ولی آتشکده های دیگر معلوم نیست که آیا اهمیت واقعی آنها بر دیگر آتش های ورهران برتری داشته اند یا نه صرفاً جنبه زیارتی داشته است. تقدس آتش تا حدی بوده که آتشکده ها خدمه داشته و اشخاص بزرگ اصیل و سرشناس به اداره آن گماشته می شدند.

آتشکده محور اصلی زندگی مذهبی بوده و هر آتش مورد قبول نبوده و باید آتش تصفیه می شد و اهمیت همه آتش ها یکسان نبود آتش های مختلف در زمانهای گذشته هر کدام اختصاص به وجودی داشته است.

ابن فقیه در مختصر البلدان درباره آتشکده آذرگشسب: در این روستا دهکده ایست به نام فردجان و در آن آتشکده ای کهن است و آن یکی از آتش هایست که مجوسیان در حق آن غلّو کرده اند. چونان آتش آذر خره و آتش جمشید و این نخستین آتش است و آتش ما جشنسف و این آتش کیخسرو است مجوسان درباره این سه آتش غلو کرده اند و سخنشان خردپذیر نبود. آذر جشنسف، آتش کیخسرو در آذربایجان بود انوشیروان آنرا به شیز آورد.

از آن آتش ها که مجوسیان درباره آن غلو کرده اند آتش آذر جشنسف فراهان است تاریخ قم ص 89 ، متوکلی گوید؛ یکی از مجوسیان که آنرا دیده بود مرا حکایت کرد که چون مزدک بر قباد پیروز شد گفت وظیفه آن است که تو همه آتش ها را باطل کنی مگر سه آتش اولین را، قباد این کار بکرده همچنین آن مجوس گفت! آتش آذرجشنسف بیرون آمد تا در آذربایجان به ما جشنسف رسید و با آن آمیخته گشت و هر گاه آنرا افروختندی آتش آذر جشنسف سرخ پیدا و ظاهر گشتی و آتش ما جشنسف سفید چون مزدک را بکشتند دیگر باره مردم آتش ها را به جاهای خود بازگردانیدند آتش آذر جشنسف را در آذربایجان نیافتند پیوسته آنرا بجستند و بر اثرش همی رفتند تا معلوم کردند که به فردجان باز آمده است[1]

روستای فردقان (پردقان)به فاصله ۱۵کیلومتری شمال  خنجین قرار داردو کار مردم کشاورزی و دامداری است . این روستا در گذشته جزءروستاق کودزر فعلی (کوژدر -کوزدر)محسوب میگردیده است وقدیمیترین آتشکده راداشته است در زمان قباد پادشاه ساسانی و بدستور مزدک همه آتشکده ها را از بین بردند الا سه آتشکده اصیل و قدیمی که یکی از آنها در روستای فردقان قرار داشت بر اساس بررسی های ماریان  مولیان و بهرام فره وشی :پس ازخاموش شدن آذر گشسب ارومیه در منطقه چیچست این اتشکده مجدداکشف گردید .

لازم بذکر است که آتشکده فردقان خیلی قبل از چیچست ارومیه دارای اهمیت بوده است و مراسم عبادی در آن برگزار میگردید و حتی صنایع نیز در کنار آن فعال بوده است .

با اساس کتب قدیمی آتشکده  روستای فردقان در سال ۲۸۳ ه.ق توسط برون ترکی حاکم قم که تحت حمایت بنی عباس بود تخریب شد و دو درب طلایی آن را برای بصب به مکه معظمه فرستادند .

علاو براین اسامی چوگان و گورچان و کسراسف اشاره نمادینی به دوره ساسانی دارد و بدون تردید قباد دارای کوشک و قصری در حوالی ماستر و واشقان بوده است در منطقه ای که امروزه در واشقان به نام سنگ فناس نامیده می شود .

از دیگر جریانهای قابل ذکر برای این روستا زندانی شدن ابن سینابمدت ۶ ماه در آن بوده است

ابن سینا دانشمند ایرانی مدتی در دربار شمس الدوله دیلمی در همدان  به سمت وزارت رسید ولی در زمانجانشین وی مورد سوئ ظن واقع شد و بمدت ۶ماه در فردغان از رستاق کوزدر زندانی گردید امابعدها از زندان دیالمه آزاد گردید .

روستای پردقان در بین روستا های امام درویشان گورچان و چوگان ودر همسیگی کسرا سف قرا دارد و تخت رستم بخاطر اشراف به این روستا مورد تقدس زردشتیان بوده است و در عین حال به دلیل تلاقی شعب مختلف رودخانه قره چای در گذشته دارای معبد ناهید (اناهیتا )بوده است. لازم بذکر است که  قلعه های دختر و قیز قلعه سی های ترکی اشاره به تقدس آب دارند مثلا طریز ناهید در خنداب و شراه و روستای نا ی(ناو) در تفرش از روستا های باستانی اند که اشاره به اهمیت آب و آناهیتا (الهه آب )اشاره دارند .

نوشته شد توسط:ابراهیم گودرزی فراهانی بتاریخ ۱۹/۴/۸۷

[ جمعه دهم دی 1389 ] [ 0:25 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

تاریخچه و موقعیت جغرافیایی فراهان
موقعيت جغرافيايي ساروق :

بقعه متبرکه امامزادگان هفتاد ودو تن در استان مرکزي – شهرستان اراک و در روستاي ساروق واقع شده است . روستاي ساروق در فاصله 48 کيلومتري شهرستان اراک با ارتفاع1810 متر از سطح دريا قرار گرفته است . جمعيت ساروق 3000نفر است معروفترين محصول روستا فرش دستبافت مي باشدکه روزگاري جزو معروف ترين کالاهاي صادراتي ايران به شمار مي رفت


 


2-تاريخچه ساروق:


ساروق داراي سابقه تاريخي بسيار طولاني است و زماني به عنوان دارالملک فراهان و سر آمد روستاهاي منطقه محسوب مي شده است و يکي از مراکز پذيرايي کاروان هاي مهاجر به کربلاي معلا در زمان قديم بوده است بناي امامزادگان 72 تن مربوط به سده ششم هجري است که در سال 1316 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است . کتيبه هايي که در بناي امامزادگان وجود دارند مربوط به دوره هاي مختلف مي باشد. کتيبه موجود بر روي صندوق در بقعه شرقي که شجره را بيان کرده مربوط به سده ششم هجري قمري است و يکي از نکات جالب در مورد اين کتيبه به کار رفتن واژه ساروق در آن است . دو کتيبه متفاوت نيز به صورت خطاطي بر روي ديوار منقوش است . قسمتي از سوره صف که در زير يکي از گنبدها نوشته شده از نظر سبک شناسي نقاشي مربوط به سده هفتم و هشتم هجري قمري است . در کتيبه موجود بر روي ديوار غربي بقعه اين جمله نوشته شده است (( هذا قبر علي صالح بن عبدالله الا عرج بن الحسين الاصغر بن علي زين العابدين بم الحسين بن علي ابن ابي طالب صلوه الله عليهم اجمعين في سنه خمسائه)) و البته اين جمله ادامه داشته که پاک شده است . محراب هاي بقعه بعدا به آن الحاق شده است و نوع آجرهاي به کار رفته در گنبدها مربع است که دو پوش مي باشد . نکته قابل توجه در باره اين گنبدها اين است که بناي آنها مستطيل شکل بوده در حاليکه پايه گنبدها مربع مي باشد .

[ جمعه دهم دی 1389 ] [ 0:21 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفی روستای فردقان
معرفی روستای فردقان

آتشکده فردقان فعلی که همان فردجان یا مزدجان مذکور در کتب قدیم است جای بسی تأمل است ایرانیان باستان دین زردشتی داشتند و در این دین آتشکده ها دارای مقدس بوده است و سه آتشکده عمده در کشور وجود داشته که شاید قبل مادها هم دایر بوده است.

آتشکده فردجان از توابع و رستاق کوزدر به فاصله 10 کیلومتری خنجین و در حدود روستاهای کسراسف و چوگان در شمال فراهان قرار دارد. در ایران قبل از اسلام آتشکده های متعددی بوده است که در زمان قباد مزدک دستور جمع آوری آنها را به قباد داد الا سه آتشکده اولیه که یکی از آنها آتشکده فردجان بوده است. در کنار آتش های عادی و معمولی آتش های روستاها و آتوران در مرکز اصلی آتش های ورهران وجود داشت آتشکده های اصلی عبارت بودند از:

1- آتش موبدان (روحانیون زردشتی) آتور فرنبغ= آذر فرنبغ

2- آتش ارتشتاران، آرتور گشسب = آذر گشب (آذر گشئب)

3- آتش کشاورزان، آتور برزین مهر = آذر برزین مهر در دوره ساسانی

اولی در فارس از خوارزم [خاستگاه اولیه آریایی ها] آورده شده بود

دومی در آذربایجان  از کوه تخت سلیمان

سومی در خراسان

بنای آتشکده آتور فرنبغ توسط جمشید که بهترین پادشاه بود بنا شد.

آتور گشب توسط کیخسرو جنگجو

آتور برزین توسط ویشتاسب حامی و مدافع زرتشت و بنا بر برخی از اقوال زردتشت آنرا از آسمان آورده است.

مهمترین مرکز مذهبی شاهنشاهی قبل از حمله اعراب مسلمان به ایران آتور گشسب بوده است ولی آتشکده های دیگر معلوم نیست که آیا اهمیت واقعی آنها بر دیگر آتش های ورهران برتری داشته اند یا نه صرفاً جنبه زیارتی داشته است. تقدس آتش تا حدی بوده که آتشکده ها خدمه داشته و اشخاص بزرگ اصیل و سرشناس به اداره آن گماشته می شدند.

آتشکده محور اصلی زندگی مذهبی بوده و هر آتش مورد قبول نبوده و باید آتش تصفیه می شد و اهمیت همه آتش ها یکسان نبود آتش های مختلف در زمانهای گذشته هر کدام اختصاص به وجودی داشته است.

آتشکده فردقان فعلی که همان فردجان یا مزدجان مذکور در کتب قدیم است جای بسی تأمل است ایرانیان باستان دین زردشتی داشتند و در این دین آتشکده ها دارای مقدس بوده است و سه آتشکده عمده در کشور وجود داشته که شاید قبل مادها هم دایر بوده است.

آتشکده فردجان از توابع و رستاق کوزدر به فاصله 10 کیلومتری خنجین و در حدود روستاهای کسراسف و چوگان در شمال فراهان قرار دارد. در ایران قبل از اسلام آتشکده های متعددی بوده است که در زمان قباد مزدک دستور جمع آوری آنها را به قباد داد الا سه آتشکده اولیه که یکی از آنها آتشکده فردجان بوده است. در کنار آتش های عادی و معمولی آتش های روستاها و آتوران در مرکز اصلی آتش های ورهران وجود داشت آتشکده های اصلی عبارت بودند از:

1- آتش موبدان (روحانیون زردشتی) آتور فرنبغ= آذر فرنبغ

2- آتش ارتشتاران، آرتور گشسب = آذر گشب (آذر گشئب)

3- آتش کشاورزان، آتور برزین مهر = آذر برزین مهر در دوره ساسانی

اولی در فارس از خوارزم [خاستگاه اولیه آریایی ها] آورده شده بود

دومی در آذربایجان  از کوه تخت سلیمان

سومی در خراسان

بنای آتشکده آتور فرنبغ توسط جمشید که بهترین پادشاه بود بنا شد.

آتور گشب توسط کیخسرو جنگجو

آتور برزین توسط ویشتاسب حامی و مدافع زرتشت و بنا بر برخی از اقوال زردتشت آنرا از آسمان آورده است.

مهمترین مرکز مذهبی شاهنشاهی قبل از حمله اعراب مسلمان به ایران آتور گشسب بوده است ولی آتشکده های دیگر معلوم نیست که آیا اهمیت واقعی آنها بر دیگر آتش های ورهران برتری داشته اند یا نه صرفاً جنبه زیارتی داشته است. تقدس آتش تا حدی بوده که آتشکده ها خدمه داشته و اشخاص بزرگ اصیل و سرشناس به اداره آن گماشته می شدند.

آتشکده محور اصلی زندگی مذهبی بوده و هر آتش مورد قبول نبوده و باید آتش تصفیه می شد و اهمیت همه آتش ها یکسان نبود آتش های مختلف در زمانهای گذشته هر کدام اختصاص به وجودی داشته است.

آتشکده فردقان فعلی که همان فردجان یا مزدجان مذکور در کتب قدیم است جای بسی تأمل است ایرانیان باستان دین زردشتی داشتند و در این دین آتشکده ها دارای مقدس بوده است و سه آتشکده عمده در کشور وجود داشته که شاید قبل مادها هم دایر بوده است.

آتشکده فردجان از توابع و رستاق کوزدر به فاصله 10 کیلومتری خنجین و در حدود روستاهای کسراسف و چوگان در شمال فراهان قرار دارد. در ایران قبل از اسلام آتشکده های متعددی بوده است که در زمان قباد مزدک دستور جمع آوری آنها را به قباد داد الا سه آتشکده اولیه که یکی از آنها آتشکده فردجان بوده است. در کنار آتش های عادی و معمولی آتش های روستاها و آتوران در مرکز اصلی آتش های ورهران وجود داشت آتشکده های اصلی عبارت بودند از:

1- آتش موبدان (روحانیون زردشتی) آتور فرنبغ= آذر فرنبغ

2- آتش ارتشتاران، آرتور گشسب = آذر گشب (آذر گشئب)

3- آتش کشاورزان، آتور برزین مهر = آذر برزین مهر در دوره ساسانی

اولی در فارس از خوارزم [خاستگاه اولیه آریایی ها] آورده شده بود

دومی در آذربایجان  از کوه تخت سلیمان

سومی در خراسان

بنای آتشکده آتور فرنبغ توسط جمشید که بهترین پادشاه بود بنا شد.

آتور گشب توسط کیخسرو جنگجو

آتور برزین توسط ویشتاسب حامی و مدافع زرتشت و بنا بر برخی از اقوال زردتشت آنرا از آسمان آورده است.

مهمترین مرکز مذهبی شاهنشاهی قبل از حمله اعراب مسلمان به ایران آتور گشسب بوده است ولی آتشکده های دیگر معلوم نیست که آیا اهمیت واقعی آنها بر دیگر آتش های ورهران برتری داشته اند یا نه صرفاً جنبه زیارتی داشته است. تقدس آتش تا حدی بوده که آتشکده ها خدمه داشته و اشخاص بزرگ اصیل و سرشناس به اداره آن گماشته می شدند.

آتشکده محور اصلی زندگی مذهبی بوده و هر آتش مورد قبول نبوده و باید آتش تصفیه می شد و اهمیت همه آتش ها یکسان نبود آتش های مختلف در زمانهای گذشته هر کدام اختصاص به وجودی داشته است.

ابن فقیه در مختصر البلدان درباره آتشکده آذرگشسب: در این روستا دهکده ایست به نام فردجان و در آن آتشکده ای کهن است و آن یکی از آتش هایست که مجوسیان در حق آن غلّو کرده اند. چونان آتش آذر خره و آتش جمشید و این نخستین آتش است و آتش ما جشنسف و این آتش کیخسرو است مجوسان درباره این سه آتش غلو کرده اند و سخنشان خردپذیر نبود. آذر جشنسف، آتش کیخسرو در آذربایجان بود انوشیروان آنرا به شیز آورد.

از آن آتش ها که مجوسیان درباره آن غلو کرده اند آتش آذر جشنسف فراهان است تاریخ قم ص 89 ، متوکلی گوید؛ یکی از مجوسیان که آنرا دیده بود مرا حکایت کرد که چون مزدک بر قباد پیروز شد گفت وظیفه آن است که تو همه آتش ها را باطل کنی مگر سه آتش اولین را، قباد این کار بکرده همچنین آن مجوس گفت! آتش آذرجشنسف بیرون آمد تا در آذربایجان به ما جشنسف رسید و با آن آمیخته گشت و هر گاه آنرا افروختندی آتش آذر جشنسف سرخ پیدا و ظاهر گشتی و آتش ما جشنسف سفید چون مزدک را بکشتند دیگر باره مردم آتش ها را به جاهای خود بازگردانیدند آتش آذر جشنسف را در آذربایجان نیافتند پیوسته آنرا بجستند و بر اثرش همی رفتند تا معلوم کردند که به فردجان باز آمده است[1]

روستای فردقان (پردقان)به فاصله ۱۵کیلومتری شمال  خنجین قرار داردو کار مردم کشاورزی و دامداری است . این روستا در گذشته جزءروستاق کودزر فعلی (کوژدر -کوزدر)محسوب میگردیده است وقدیمیترین آتشکده راداشته است در زمان قباد پادشاه ساسانی و بدستور مزدک همه آتشکده ها را از بین بردند الا سه آتشکده اصیل و قدیمی که یکی از آنها در روستای فردقان قرار داشت بر اساس بررسی های ماریان  مولیان و بهرام فره وشی :پس ازخاموش شدن آذر گشسب ارومیه در منطقه چیچست این اتشکده مجدداکشف گردید .

لازم بذکر است که آتشکده فردقان خیلی قبل از چیچست ارومیه دارای اهمیت بوده است و مراسم عبادی در آن برگزار میگردید و حتی صنایع نیز در کنار آن فعال بوده است .

با اساس کتب قدیمی آتشکده  روستای فردقان در سال ۲۸۳ ه.ق توسط برون ترکی حاکم قم که تحت حمایت بنی عباس بود تخریب شد و دو درب طلایی آن را برای بصب به مکه معظمه فرستادند .

علاو براین اسامی چوگان و گورچان و کسراسف اشاره نمادینی به دوره ساسانی دارد و بدون تردید قباد دارای کوشک و قصری در حوالی ماستر و واشقان بوده است در منطقه ای که امروزه در واشقان به نام سنگ فناس نامیده می شود .

از دیگر جریانهای قابل ذکر برای این روستا زندانی شدن ابن سینابمدت ۶ ماه در آن بوده است

ابن سینا دانشمند ایرانی مدتی در دربار شمس الدوله دیلمی در همدان  به سمت وزارت رسید ولی در زمانجانشین وی مورد سوئ ظن واقع شد و بمدت ۶ماه در فردغان از رستاق کوزدر زندانی گردید امابعدها از زندان دیالمه آزاد گردید .

روستای پردقان در بین روستا های امام درویشان گورچان و چوگان ودر همسیگی کسرا سف قرا دارد و تخت رستم بخاطر اشراف به این روستا مورد تقدس زردشتیان بوده است و در عین حال به دلیل تلاقی شعب مختلف رودخانه قره چای در گذشته دارای معبد ناهید (اناهیتا )بوده است. لازم بذکر است که  قلعه های دختر و قیز قلعه سی های ترکی اشاره به تقدس آب دارند مثلا طریز ناهید در خنداب و شراه و روستای نا ی(ناو) در تفرش از روستا های باستانی اند که اشاره به اهمیت آب و آناهیتا (الهه آب )اشاره دارند .

نوشته شد توسط:ابراهیم گودرزی فراهانی بتاریخ ۱۹/۴/۸۷

[ چهارشنبه هشتم دی 1389 ] [ 23:17 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

جغرافياي طبيعي فراهان

جغرافياي طبيعي فراهان

امروزه فرمهين كه مركز بخش فراهان است به فاصله 45 كيلومتر از اراك واقع است ولي فراهان قديم از حدودوفس و شراه در شمال و شمال غرب تفرش در شمال شرقي و آشتيان و خلجستان در شرق و رودبار در شمال و در غرب تا حدود 60 كليومتري سلفچگان ورشته کوههای هفتاد قله  امتداد داشته است. مشتمل بر 360 پارچه آبادي و مزرعه را شامل مي‌شده به لحاظ موقعيت جغرافيايي درo34 درجه و 29 دقيقه عرض شمالي o49 درجه و 42 دقيقه طول شرقي قرار دارد.

اين منطقه شامل سه قسمت قابل تفكيك مي‌باشد 1ـ دشت كاملاً صاف (فراهان فعلي) 2ـ پستي و بلندي (كوژودر) بسيار كم ولي قابل تشخيص و قسمتي بسيار كوچك كه منطقه‌اي كوهستاني است. وسعت اين منطقه در گذشته بسيار زياد بوده است. ولي به مرور ايام تكه‌تكه شده است. 3-دور آخر یا مشک آباد

فراهان هم اكنون جزء استان مركزي شهرستان تفرش در تقسيمات كشوري گنجانده شده است.

بخش فراهان شامل يك شهر به نام فرميس دودهستان بنام‌هاي فراهان و فشك است كه دهستان فراهان وفشك هر دو تابع بخشداري فرمهين هستند.

دشت فراهان داراي شيبي بسيار كم از شمال مغرب به سمت جنوب شرقي مي‌باشد كه از آبرفتهاي پاي كوه درست شده است.

دهستان فشك با 14 روستا و فراهان با 41 روستا

دهستان كوهپناه با 9 روستا و مركزيت شهراب در دشت فراهان قرار دارند.

اين دشت كه از آبرفت‌هاي پاي كوه درست شده در شمال آن چند كوه كه ارتفاع مشاهده مي‌شود كه قدمتي ديرينه دارد.

رشته‌ كوههاي منفرد داخلي كه محل اتصال دو رشته اصلي است از اطراف فراهان را در بر گرفته‌اند.

[ چهارشنبه هشتم دی 1389 ] [ 23:12 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

تلخاب

حوضه ابخيز تلخاب با مساحتي برابر 92/54هکتار از لحاظ تقسيمات استاني در بخش فراهان شهرستان تفرش (دهستان فشک)واز لحاظ موقعيت جغرافيايي بين طول هاي 56/33/49تا39/40/49ودر عرض هاي جغرافيايي 39/45/34تا16/40/34واقع گرديده است واز طرف شمال با روستاي ارزومند،از طرف غرب با روستاي ضيااباد،از طرف شرق با چاقر واز طرف جنوب با روستاي کاظم اباد همسايه است همچنين از طرف شمال غرب با روستاي رکين ،از طرف جنوب غرب با روستاي شيرين اباد وعباس اباد،شمال شرقي با کلاواز طرف جنوب شرق با روستاي فشک همسايه است .



از نظر هواشناسي حوضه داراي متوسط بارندگي 304ميليمتر ،درجه حرارت متوسط56/11سانتيگراد،حجم بارندگي کل حوضه تلخاب9/15ميليون متر مکعب ،ميانگين درجه حرارت حد اکثر 4/18سانتي گراد وميانگين حد اقل ساليانه 34/5


سانتي گراد است . منطقه از لحاظ اقليم داراي اقليم نيمه خشک ،متوسط رطوبت ساليانه 2/52در صد،تعداد روز هاي يخبندان114 روز ،تعداد روز هاي ابري ساليانه


61/32روز،متوسط ساعات افتابي ساليانه 9/2981ساعت ،تبخير وتعرق واقعي309


ميلي متر ،تبخير وتعرق ?تانسيل ساليانه961ميليمتر مي باشد.با توجه به اين ارقام واطلاعات مي توان توجه داشت که اين منطقه براي احداث سد مناسب مي باشد چون


هم از لحاظ پوشش گياهي –ژئومورفولوژي ورواناب سطحي داراي محيطي بالا


مي باشد واز نظر اب وهوايي حوضه تلخاب وبخصوص بخش فراهان به دليل همجواري با کوير ميقان اراک سبب شده است که زمستان هاي سرد خشک وتابستان هايي تا حدودي گرم داشته باشد. 

بلند ترين نقطه ارتفاعي  کوه قوش قيه سي درشمال منطقه با ارتفاع 2239متر از سطح ابهاي ازاد و پست ترين نقطه حوضه که در محل خروجي زير حوضه aمي باشد داراي ارتفاع 3/1837متر از سطح دريا است .


 

تلخاب در شمال منطقه فراهان قرار گرفته است که فاصله ان از طريق جاده اسفالته تا فرمهين 30کيلو متر وتا شهر اراک 65 کيلومتر وتا تهران 270کيلو متر است وبزرگترين روستاي فراهان مي باشد ودر مجموع 183/0از کل مساحت استان را شامل میشود(منبع وبلاگ جغرافیای تلخاب)

تلخاب از روستا های قدیمی محسوب می شود که در کتاب ارزشمند تاریخ قم آنر جزء روستاق کوزدر قدیم  نامبرده اند .و با نام توخواب قید کرده انددر سطح کشور حدود ۱۰ روستا با نام تلخاب موجود است که

تلخاب تبریز یکی از آنهاست .

زبان مردم تلخاب خلجی میباشد و خلج ها از ایل های قدیمی کشورند و خاستگاه این ایل بر اساس سوابق تاریخی در کشور افغانستان بوده است و گفته می شودخاستگاه انان  از منچوری چین است   .البته گفته می شود که این ایل در برابر مغولان صف آرایی کرد و در برابر آنها ایستادگی نمود ودر زمان سلطان محمد خوارزمشاه بین او و بزرگان قوم خلج اختلاف می افتد و در نهایت خلجها لشگر سلطان محمد را ترک میکنند 

 زبان خلجی و ترکی هر دو دارای یک خاستگاه اند و هردوریشه مغولی دارند ویا از زبان غزها منشعب شده اند. هر کلمه که در زبان ترکی با "ت شروع شود در زبان خلجی با " د " شروع می شود مثلا" در ترکی دگرمان =تگرمان = آسیابمی باشد . در روستا های زیادی در فراهان و آشتیان و قم به این زبان تکلم میکنندمثل واشقان در منک نوده و ماستر و خلجستان  .  زبان خلجی در عین حال با زبانهای هند و اروپایی مثل انگلیسی  قرابت دارد مثلا"کلور همان سرد کننده یاکولر است ویا برک به معنی بریده شدن شیر خوراکی است و یا کلمات تا تاو آتا  به معنی پدر و    اوت یا هوت به معنای گرما در هردو زبان مشترکند.در این زبان مثل ترکی وانگلیسی صفت قبل از موصوف قرار میگیرد .مثلا" قارا تن یا پیراهن سیاه که دقیقا" برعکس زبان فارسی است .

 از لحاظ دستور زبان به ۶ صیغه منتهی میگردد. مثلا" صرف فعل دیدن در زبان خلجی بدین صورت است :

کردیم =دیدم-کردی-کرده - کردیگ -کردلر -کررلر

کرایم=میبینم

کرمیشم=دیده ام

کرررم =میبینم 

کر میشتم = دیده بودم 

گرمیشتک = دیده بودیم 

مردم خوب روستای همخون و خونگرم تلخاب باعث افتخار مردم فراهان اند .زیرا از لحاظ اقتصادی فعال و همراه و همدل با مردم منطقه اند .این روستا بزرگترین روستای کشور در زمینه تولید گوشت قرمز است و در کشور دارای رتبه اول از این لحاظ می باشد. 

این روستا در عین حال پر جمعیت ترین روستای منطقه فراهان است وبا ۶۵۵خانوار و جمعیتی حدود ۳۰۳۶نفر در سال ۱۳۸۰ بزرگترین روستای فراهان  محسوب میشود .

 از لخاظ امکانات رفاهی و بهداشتی و آموزشی نسنت به سایر روستا های منطقه وضعیت مطلوبی دارد.

نوشته شد :توسط ابراهیم گودرزی فراهانی

[ چهارشنبه هشتم دی 1389 ] [ 23:11 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

سفرنامه فرمهین
پرمن که در گویش محلی مردم بکار میرودنام نوعی گیاه خوراکی است که مردم خوزستان آنرا  با نام خلفه میشناسند درضمن این گیاه جنبه چاشنی دارد و مورد استفاده غذایی مردم خوزستان است.

احتمالا" روستای فرمهین محل رویش این گیاه بوده است که به سایر نقاط ایران صادر میگردیدهلازم بذکر است که در زمانهای گذشته صدها گیاه داروئی از منطقه فراهان به سایر نقاط ایران صادر میشده است.

در تاریخ قم که مستند ترین کتاب در باره منطقه فراهان است از فرمهین با نام مزرعه ای از مزارع رستاق کوزدر(روستای کودزر فعلی که در زمان قدیم ۴۴پارچه آبادی را شامل میشده است)نام برده شده است.

با تخریب ذلف آباددر زمان فتحعلیشاه و پایان غائله شورشیان فراهان به فرماندهی سعدی ،شهر اراک در حدودسال ۱۲۱۰ توسط یوسف خان گرجی پایه گزاری میگرددفراهان در ابتدای قاجاریه منفور میشودبه حدی که حتی به بزرگان آ ن همانند قائم مقام و امیرکبیر با شک وبد گمانی می نگریستند..

ولی درزمان پهلوی روستای فرمهین مورد به خاطر موقعیت ارتباطی مورد توجه خاص قرار گرفت ودر سال ۱۳۱۷ صاحب بخشداری میگرددو اولین بخشدار احتمالا"عباسقلی خان خسروانی بودو در مانگاه فرمهین هم در سال ۱۳۳۵با امکانات کم دایر میگردد. ولی بعد ها دارای ۲۰ تخت خواب می شود.. و در سال ۱۳۲۵ مرحوم ابوالقاسم سحاب اولین مدرسه را در فرمهین دایر میکند و به اتفاق آقای محمد سلطانی اولین رئیس و  معلم فرمهین کار آموزش را سامان میدهد.ودر سال ۱۳۶۰ دارای برق منطقه ای میگردد.

وضعیت دامداری وکشاورزی با۷۵۰ هکتار دیم و۲۵۰ هکتار آبی در حال اضمحلال میباشدو تنها در آمد مردم بومی از محصولات باغی مثل زرد آلو و بادام سیبو آلبالو  میباشد. میزان در آمد کشاورزاندهک پایین روستادر سال ۱۳۸۰ بین ۳۰-۴۰ هزار تومان بود و در آمد کارمندان دولت در این سال ۱۰۰هزار تومان بودالبته در آمد کسبه خیابانهای اصلی بسیار بالاتر از مبالغ فوق میباشد..بیشتر مردم ساکن در روستا مهاجر هستند  . اهالی بومی فرمهین اکثرا" مهاجرت کرده اند و بیشتر در آمدشان را در شهرهای بزرگ سرمایه گزاری میکنند. با تاسیس دانشکاه آزاد فرهنگ بومی مردم فرمهین مضمحل شده است و تاثیر فرهنگ غیر بومی افزایش یافته است.

مساحت مسکونی:۱۱۲هکتار -مساحت ناحیه صنعتی:۱۳۱۷۲متر مربع-فضای آموزشی۲۵۷۳۲متر مربع

جمعیت در سال۱۳۷۵

 معادل ۲۳۲۳نفرو تراکم نسبی جمعیت۷۴/۲۰نفر در هکتار

قنوات فرمهین :سفید آب-سرخ آبـ -شریف آباد  -فرمهینک-بید مولا-ذلفآباد (مشترک با مجدآباد)

خانواده های اصیل فرمهین :مومنی(ذلف آبادی)-تقی زاده-رحیمی-معظمی-عسگری 

شخصیتهای بنام و پر نفوذ :کلب حسین و علی آقا بگ(مرحومین)

[ چهارشنبه هشتم دی 1389 ] [ 23:7 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

سفرنامه ساروق - معرفی روستای باستانی ساروق
سفرنامه ساروق - معرفی روستای باستانی ساروق

در تاریخ قم هیچ نامی از ساروق برده نشده است ولی در کتب دیگر از این روستا مطالبی است که به علت قدمت این روستا و جذابیت های متن بد نیست که این پیشینه روستا را در گذشته های دور بررسی کنیم.

بدین گونه دارا به ساختن همدان فرمان داد و در میان کوشکی بزرگ و مشرف که سه نما داشت بساخت و آن را ساروق نام کرد و کارکنان را در ساختن آن به شتاب واداشت بدین سان در این قصر سیصد نها نگاه برای گنجینه و دارایی دارا ساختند و آن را هشت در آهنین برپای داشتند همه دو اشکوبی و دو لختی و هر اشکوب به بلندی دوازده گز آنگاه دارا همه دارایی و گنجینه ها و خاندانش را به همدان بیاورد و پرده گیان ویژه را در همان کوشکی که ساروقش نام کرده بود جای بداد، و خواسته ها و گنجینه هایش را در آن نهانگاهها نهان بکرد و دوازده هزار تن به نگهبانی شهر بگماشت.[1] اهالی معتقدندکه ساروق سارو قمش بوده است که در ترکی به معنای نیزارهای  زرد رنگ میباشدوسارو قمش یکی از الیاف ها(خامه های)قالی میباشد.

در کتاب زینت المجالس ساروق را زاهان کفته اند.البته در کتب قدیم این مکان را طهمورث ساخت نیز گفته اند.مهمترین مکان مذهبی ساروق۷۲تن میباشد و امام زاده عون کهبه همراه اقوام وخویشان در زمان خلافت امام محمد باقر (ع)به همراه ۱۱۸نفر وارد منطقه شدند ودر سال ۴۷۸ه این بزرگوارن قتل عام شدند.ساروق از گذشته های دور دارای اهمیت بوده است در زمان مادهاو هخامنشیانو قبل از اسلام برسر را جاده معروف ابریشم بوده است که از سارد تا اکباتان (همدان ) وازآنجا تا شوش وتخت جمشید ادامه داشته است و بعد ها نیز بر سر راه کاروانیان کربلا واقع شده بود در این روستا آثار چندین کاروانسرا  قدیمی هنوز موجود استو روستا دارای ۴ برج قدیمی بنامهای قلعه خان وقلعه کامسرا موجود است وقله خا ن دیوار بسیار قطوری داشته استبحدی که درشکه بر روی آن می چرخیده است .

مهترین کار سترگ مردم ساروق آن است که در ۴۰۰۰سال قبل صنعت بافندگی را اختراع کردند و جهان ایران را با نام فرش ساروق میشناسد .و امروزه نیز همین فرش جنبه صادراتی دارد در زمان ناصرالدین شاه فرش سروق دروازه اروپا را فتح کرد وسپس دروازه امریکا را برای صادرات فتح نمود بحدی که دکتر فوریه طبیب دوره ناصر الدینشاه در یادداشت های خود مینویسد که :سالانه ۲۵۰۰۰۰لیره استر لینگ وارد ایران میشده است و البته رونق فرش در اراک را مدیون محمد حسن خان برادر امیرکبیر و نایب الحکومه اراک هستنیم زیرا در دوران این مرد سترگ فردوس فراهانی که اهل تبریز بود ادوارد سیسیل را تشویق به صادرات فرش ساروق میکند.و اندیشه نازک اندیش هنرمند ساروقی فراهان و ایران را در جهان سناساند و ابدی کرد  درود بر این مردم افتخار آفرین.

آمار وارقام :مربوط به سال ۱۳۸۰ و حدودی میباشدو از زبان اهالی روستا است

روستا های همجوار :جیریا-قاطر آقاج -گاوجلو-جام آباد -تبرته - کرکان وفارسیجان

 

جمعیت:۴۵۰۰نفر    زبان :فارسی  -  فاصله تا اراک :۴۵ک- مسجد ۶ باب   -    حسینیه ۱باب

درمانگاهوبیمارستان :۱باب   - تلفن وآب لوله کشی و برق دارد -بانک ۲تا- آژانس ۲تا

کتابخانه:۲۰۰۰جلد - مرکزآموزش کامپوتر پرفسور معصومی

محصولات کشاورزی:گندم جوسیب زمینیر  لوبیا یونجه و گوجه و بوستان کاری

دامداری:متجاوز از ۵۰۰۰دام و۲۰۰۰ گاو شیری دارد

محصولات باغی :انگور زردآلو بادام هلو-باغات۴۰۰هکتار باغ انگور

قنوات :میرآباد - مدآباد-قاسم آباد-سه چاهک و آببزرگ

زمینهای کشاورزی:۲۰۰۰هکتار دیم و۱۰۰۰هکتار آبی-تعداد موتور آب:۳۰حلقه عمیق-

خانواده های بومی :نجمی -محمدی-سلیمی-بیانی-مومنی -تربتی

 

نوشته:ابراهیم گودرزی فراهانی
 



[1]- مختصر البلان ص 37

[ چهارشنبه هشتم دی 1389 ] [ 23:4 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،