نوستالژی دکه  /

نگاهی به تأثیرگذاری رسانه‌های مکتوب و فضای وب                                                                  

نوستالژی دکه                                  

                                

فضای وب قدرت نفوذ رسانه‌های مکتوب را ندارد                                 

                                

فاطمه صفری| دکه‌های روزنامه‌فروشی روزگاری محل کسب درآمد بود و اگر برای خرید روزنامه مورد نظر کمی دیر می‌کردیم دیگر نمی‌توانستیم روزنامه را بخوانیم. دکه‌هایی که با گذشت ساعت خالی و خالی‌تر و کمتر روزنامه‌های پرتیراژ در آنها دیده می‌شد. اما اکنون چه؟ با وجود سایت‌های خبری و فضای وب کسی از دکه‌های روزنامه‌فروشی خرید می‌کند؟ چرا این روزها کمتر کسی از دکه‌های روزنامه خرید می‌کند، مخاطبان کنونی روزنامه‌ها چه کسانی هستند؟ آیا عمر روزنامه‌های چاپی به پایان رسیده است یا هنوز که هنوز است قشر تحصیلکرده ما چون روزگار گذشته روزنامه می‌خوانند یا شده است وسیله‌ای برای محفل‌های زنانه و خاله‌زنکی یا حل جدول؟ این روزها کمتر کسی از دکه‌های روزنامه‌فروشی روزنامه می‌خرد و انگار روزنامه به ابزاری برای تبلیغات مبدل شده است. به‌راستی چه عاملی باعث این اتفاق شده است؟ فضای مجازی یا بالارفتن سطح انتظار مخاطبان؟! شاید برای همین است که عده‌ای تصور می‌کنند پیشرفت تکنولوژی صنعت روزنامه را در آستانه انقراض قرار داده و از زمان آن بی‌خبرند. با نگاهی به استفاده مردم از روزنامه‌های چاپی، شبکه‌های مجازی و سایت‌ها متوجه می‌شویم، اینترنت و تکنولوژی مدرن به‌تدریج درحال تغییر روش‌های سابق کسب اخبار و اطلاعات هستند، اما آیا تاکنون موفق عمل کرده و توانسته‌اند چون روزنامه‌های چاپی از جایگاه مستحکمی برخوردار شوند یا آن‌که سایت‌ها و فضای مجازی برای مخاطبان قابل استناد نیست؟! از سوی دیگر، در یکی، دو دهه گذشته خبرنگاران به‌راحتی به اخبار دست پیدا نمی‌کردند و به این‌صورت فضای مجازی و سایت‌های خبری وجود نداشت. به همین جهت مردم بدون روزنامه‌ها و در سطحی پایین‌تر بدون رادیو و تلویزیون قادر به کسب اخبار بین‌المللی و حتی ملی نبودند؛ روزنامه‌ها جایگاه مستحکم‌تری داشتند، اما اکنون چون گذشته شاهد این استحکام نیستیم، یکی از دلایل آن می‌تواند آمیختگی دانش و اطلاعات با انقلاب دیجیتال ازجمله ویژگی‌های عصر رسانه‌ها باشد.  البته به‌نظر می‌رسد تلفیق تکنولوژی‌های ارتباطی و رسانه کاغذی موجب شده تکنولوژی و فضای وب از رسانه‌های چاپی برای مخاطبان پیشی گرفته باشد و رسانه‌های مکتوب و سنتی را دستخوش تغییر و تحولات جدی کند، به‌طوری که آینده آنها را درحال انقراض پیش‌بینی کنیم و مخاطبان برای سهولت بیشتر در دسترسی به اطلاعات به این سمت کشانده شوند. به راستی جایگاه کنونی روزنامه‌های چاپی در کشور ما چگونه است؟ آیا روزنامه‌نگاری به سمت‌وسوی سایبری شدن درحال حرکت است؟ فضایی که از دو مقوله مهم  محدودیت زمانی و مکانی برخوردار نیست. آیا سرعت بالا در تولید و انتشار اخبار، صرفه‌جویی در وقت، هزینه و نیروی انسانی باعث پیشی‌گرفتن آن از رسانه‌های سنتی و چاپی شده است؟ آیا به راستی فضای وب یارای مقابله با روزنامه‌نگاری سنتی را دارد یاخیر؟ اما نباید از این موضوع غافل ماند که کنترل  بر رسانه‌های جدید بسیار کمتر از رسانه‌های سنتی است، به‌طوری که رعایت خطوط قرمز در این رسانه‌ها بسیار کمرنگ‌تر از رسانه‌های سنتی است. با این‌وجود، آیا در فضای وب می‌توان مرز واقعیت و شایعه را تشخیص داد؟ برای پاسخ به این سوالات با برخی از کارشناسان گفت‌وگو کرده‌ایم.

پیشینه

قدمت روزنامه‌نگاری

روزنامه‌نگاری در ایران تاریخچه‌ای دیرینه دارد؛ شروع این صنعت از دربار شاهان قدیم بوده‌است کلمه روزنامه در زبان فارسی  ریشه‌ای قدیمی دارد و در برخی از کتاب‌های سده‌های نخست اسلامی این واژه با شکل روزنامجه دیده می‌شود. در دوران فتحعلی‌شاه، محمدشاه و اوان پادشاهی ناصرالدین‌شاه اصطلاح «کاغذ اخبار» مورد استفاده مردم بوده‌ است ولی به مرور زمان روزنامه به معنای قدیم به کار رفته و اصطلاح «کاغذ اخبار» متروک شده ‌است. چاپ نشریات در دوران معاصر در ۱۹۰‌ سال پیش به وسیله میرزا صالح شیرازی کازرونی که خود دوره آموزش روزنامه‌نگاری را در انگلستان گذرانده بود، آغاز می‌شود. گر چه تلاش‌های وی نسل‌پروری در پی نداشت و گسستگی مطبوعاتی موجب شد كه  تجربه نخست دفن چندان طرفدار نداشته باشد. روزنامه‌های دوره اول با الگوبرداری از روزنامه‌های خارجی ایرانیزه شده شروع به فعالیت کردند. از نظر شکل، روزنامه‌های نخست به نوعی ادامه صفحه‌آرایی نسخه‌های خطی و کتاب‌های چاپ سنگی بودند تا اینکه ایرانیان فرنگ‌رفته به‌ویژه آنهایی که در عثمانی تجربه کار روزنامه‌نگاری داشتند پس از بازگشت به خدمت «دستگاه انطباعات» درآمدند و تا حدودی محتوا و شکل روزنامه‌ها را دگرگون کردند. با پایان دوره ناصری پایه روزنامه‌نگاری دولتی لق شد اما روزنامه‌نگاری خصوصی حرفه‌ای به وجود نیامد. همچنین نخستين روزنامه چاپی ایران در دوره سلطنت «محمدشاه قاجار» به وسیله «میرزا صالح شیرازی کازرونی» در تهران تأسیس شد. نخستين شماره این نشریه ماهیانه که در دوشنبه بیست‌و‌پنجم ماه محرم ۱۲۵۳ قمری (اول ماه مي ۱۸۳۷ م) منتشر شد فاقد نام بخصوصی بود و به ترجمه از واژه فرنگی Newspaper، کاغذ اخبار نامیده می‌شد. ارومیه نخستین شهرستانی است که در تاریخ روزنامه‌نگاری ایران صاحب روزنامه شد. این نشریه که دومین نشریه ایران هم به شمار می‌رود، به زبان آشوری بود و با نام زاهاریرادی باهارا در ‌سال ۱۲۶۵ هجری قمری (۱۸۴۹ میلادی) آغاز به انتشار کرد. وقایع اتفاقیه که سومین روزنامه ایران به سبک و شکل امروزی است، از‌ سال سوم پادشاهی ناصرالدین‌شاه یعنی ۱۱۹۰هجری قمری زیر نظر میرزا تقی‌خان امیر نظام آغاز به انتشار کرد.  این نشریه که به روزنامه وقایع اتفاقیه مشهور بود، به‌صورت هفتگی منتشر می‌شد. در ‌سال ۱۲۷۷ (قمری) که میرزا ابوالحسن‌خان نقاش‌باشی ملقب به صنیع‌الدوله بر انتشارات دولتی و طبع روزنامه‌نگاری نظارت داشت، روزنامه وقایع اتفاقیه پس از ۳‌سال انتشار با نام جدید «دولت علیه ایران» شروع به فعالیت کرد. روزنامه دولت علیه ایران، روزنامه‌ای مصور بود که در آن تصاویر بزرگان مملکت، درباریان و شاهزادگان با دقت زیاد به چاپ می‌رسید. خود این نشریه بعد از مدتی انتشار به روزنامه دولتی تغییر نام داد. انتشار این روزنامه تا ‌سال ۱۳۲۴ (قمری) تحت عنوان ایران ادامه داشت و بعد از مدتی وقفه در‌ سال ۱۳۲۹ (قمری) با نام روزنامه رسمی دولت ایران منتشر شد. در ‌سال ۱۲۸۳هجری قمری روزنامه دیگری به نام روزانه ملتی در تهران انتشار یافت. منظور از واژه «ملتی» نشان‌دادن تمایز آن روزنامه از روزنامه دولتی بود. نخستین نشریه روزانه (یعنی روزنامه به معنی واقعی کلمه) در ایران به نام خلاصه الحوادث در‌ سال ۱۳۱۶ (قمری) در تهران منتشر شد این روزنامه چهار صفحه‌ای بود و اخبار خبرگزاری رویترز را که به قصد هندوستان مخابره می‌شد باز می‌تاباند. روزنامه‌های وطن و طلوع نیز از دیگر روزنامه‌های مهم منتشر شده تا پیش از مشروطیت‌اند. این روزنامه در ‌سال ۱۲۹۳ انتشار یافت، نخستين روزنامه ایرانی دوزبانه (فارسی و فرانسه) تهران بوده و همچنین نخستین روزنامه‌ای بود که در تاریخ کشور توقیف شد بعد از استقرار مشروطیت چهار روزنامه به نام‌های مجلس، ندای وطن، حبل‌المتین و صبح صادق، هر روز در ایران منتشر می‌شد. در دوره مشروطیت بیداری افکار عمومی به‌سرعت و شدت اوج گرفت و روزنامه‌ها نفوذی عظیم و سهم مهمی در تجدید حیات اندیشه‌های مردم داشتند. از روزنامه‌های مهم دوره مشروطیت که تأثیر زیادی بر افکار عمومی داشتند می‌توان به صور اسرافیل و ایران نو اشاره کرد. در پی اعلام فرمان مشروطیت تعداد و تیراژ مطبوعات افزایش زیادی یافت همانطور که شمارگان روزنامه مساوات که از جراید مهم و موثر انقلاب مشروطه شمرده می‌شد به ۳هزار، روزنامه صور اسرافیل به ۵ هزار، روزنامه مجلس به تدریج از ۷‌هزار به ۱۰‌هزار و روزنامه انجمن ملی به ۵‌هزار نسخه رسید. به هنگام صدور فرمان مشروطیت تنها ۲۰روزنامه و نشریه در ایران منتشر می‌شد اما در پی اعلام این فرمان و در مدت زمان مانده از‌ سال ۱۳۲۴ (قمری)، ۹۲نشریه شامل ۶۴عنوان در تهران، ۹عنوان در اصفهان، ۶عنوان در تبریز، ۴عنوان در همدان، لاهیجان و ارومیه هر کدام دو عنوان و کرمانشاه، شیراز، مشهد، بندر انزلی و شهر ری هرکدام یک عنوان منتشر می‌شد در دوره دوم مشروطیت قطع روزنامه‌های روزانه بزرگتر شد ولی تیراژ آنها کاهش پیدا کرد.

دریچه

برای بهبود وضع روزنامه‌های چاپی باید تلاش شود

برای پاسخ به این سوال که آیا روزنامه‌های ما آخرین روزهای خود را سپری می‌کنند یا خیر، با حمیدرضا اکرمی پژوهشگر رسانه‌هاى نوين و استاد  دانشگاه گفت‌وگو کرده‌ایم. این استاد پژوهشگر رسانه‌هاى نوين با اشاره به این‌که در جای‌جای دنيا بسیاری از مطبوعات متضرر شده‌اند که حتی منجر به تعطیلی برخی از آنها شده است، می‌گوید: «دراین میان بسیاری از رسانه‌های مکتوب خود را با شرایط انطباق داده‌اند. يكى از زمينه‌هاى انطباق، تغيير حوزه تمركز روزنامه است. برای مثال ما درگذشته شاهد چاپ خبر در روزنامه‌ها بودیم اما اکنون نباید چنین انتظاری را از روزنامه‌ها داشت، زیرا خبر بسیار فراتر از محدودیت‌های ذاتی روزنامه، درسايت‌هاى خبرى، ريزبلاگ‌ها، شبكه‌هاى اجتماعى و پيام‌رسان‌ها منتشر می‌شود. بنابراین روزنامه‌ها چاره‌اى جز منصرف‌شدن از خبرنامه‌بودن ندارند. به عنوان مثال، به جای آن بر تحلیل و گفت‌وگوهاى جذاب يا حتی حواشى خبر مانور دهند. استراتژى ديگر، به خدمت‌گرفتن قابليت‌ها و خودِ رسانه‌هاى اجتماعى توسط مطبوعات است که هم‌اکنون بسیاری از رسانه‌ها به صورت سرويس‌هاى تركيبى ارایه خدمات می‌كنند؛ به‌طورى كه بتوانند درعرصه مطبوع (سنتى) يا فضاى مجازى، مخاطبان رو همراه خودشون داشته باشند.» تبلیغات از دیگر مواردی است که توانسته مخاطبان مجازی را به خود جذب کند و به‌عنوان منبع درآمدی مورد استفاده قرار می‌گیرد، این استاد دانشگاه دراین زمینه می‌گوید: «هرچند خدمات ارایه‌شده درفضاى مجازى اغلب رايگان‌ است، اما تبليغات هميشه منبع خوبى براى درآمد خواهد بود. اگر يك نشريه بخواهد اين انطباق را ايجاد كند، بيش از هر چيز دیگری، نيازمند دانش فنى و حرفه‌اى مدرن است. البته همه اين ‌موارد درجامعه‌اى مطرح است كه شاخص‌هاى دسترسى به رسانه‌هاى جديد همچون ضريب نفوذ اينترنت درحدى باشد كه تأثير قابل‌توجهى روى فضاى رسانه‌اى گذاشته باشد، درغير اين صورت، هیچ‌گاه روزنامه‌نگاری چاپی از بین نخواهد رفت.» اکرمی درخاتمه با ابراز تأسف در زمینه این‌که توانمندی روزنامه‌نگاران به‌ حدی نیست که بتواند تکنولوژی و رسانه‌های سنتی را با یکدیگر انطباق دهد، بیان کرد: «يكى از ضعف‌هاى اصلى که مطبوعات دراين حوزه، ضعف توانمندى‌هاى روزنامه‌نگاران بوده که هم‌اکنون نیز ما شاهد آن هستیم. بنابراین مهم‌ترين نكته براى تداوم حيات روزنامه‌ها باید درنظر داشت استفاده از قابليت آنها در بهره‌مندى از فضاى جديد رسانه‌اى، توانمندشدن روزنامه‌نگاران ‌است. همچنین اگر به تجهيزات، دانش روز و البته درايت مديريت مجهز باشند. روزنامه‌ها هیچگاه منقرض نخواهند شد، اما درکشور معمولا تجهيزات تهيه می‌شود، اما خلاقیت و استفاده به‌هنگام از تکنولوژی وجود ندارد. همچنین باید درنظر داشت که جامعه آماری کشور ما نشان می‌دهد که آحاد جامعه از اينترنت استفاده نمی‌کنند. بنابراين دربرخى مناطق و براى برخى قشرهاى جامعه ما، روزنامه‌ها با همان روش سنتى همچنان تأثيرگذار خواهند بود، اما با تيراژ بسیار كمتر از گذشته است.»

چشم انداز

وسایل ارتباط جمعی مکمل یکدیگر هستند

گر چه بسیاری بر این عقیده هستند که روزنامه‌نگاری مکتوب دیگر مانند گذشته نیست و جایگاه خود را از دست داده است، اما امید علی مسعودی، روزنامه‌نگار و استاد ارتباطات نظری متفاوت در این زمینه دارد و در گفت‌و‌گو با «شهروند» بیان می‌کند «معمولا وسایل ارتباط جمعی مکمل یکدیگر هستند؛ البته تجربه نشان داده است که برخی از این وسایل کارآیی خود را از دست داده و به‌ طور کامل از بین رفته‌اند. برای مثال تلگراف که تا همین اواخر در ایران مورد استفاده قرار می‌گرفت اکنون با وجود تکنولوژی‌های جدید نظیر ایمیل جایگاه خود را از دست داده است و دیگر مورد استفاده قرار نمی‌گیرد؛ زیرا سرعت بیشتر و هزینه  کمتر صرف از موارد حایز اهمیت در این مقوله است. این استاد دانشگاه با اشاره به رواج روزنامه‌های الکترونیکی و شبکه‌های اجتماعی در این زمینه ادامه می‌دهد: «به عقیده بنده فضای مجازی کمکی است در راستای انتشار روزنامه‌ها؛ اما نباید از این موضوع غافل شد که در چند سالی که نشریات الکترونیکی رواج یافته است، بسیاری نشریات الکترونیکی را جایگزین روزنامه‌های مکتوب کرده‌اند. از طرف دیگر عده‌ای بر این عقیده‌اند هنوز که هنوز است باید از رسانه‌های مکتوب استفاده کرد زیرا در رسانه‌های مکتوب صمیمیت بیشتری وجود دارد و به‌ندرت اتفاق می‌افتد اخباری که در روزنامه خوانده می‌شود، به‌زودی فراموش شود.» مسعودی با انتقاد از مشکلاتی که در روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاری وجود دارد در این زمینه معتقد است: «اگر چه روزنامه‌نگاری ما از ابتدای آن تاکنون دارای عدیده‌ای از مشکلات چون محتوا، نبود مطالب تحلیلی و تفضیلی و بی‌توجهی به سلیقه مخاطبان بوده است اما به‌طور قاطع می‌توان گفت هنوز مخاطبان خاص خود را دارد که این مشکل باید در رقابت با شبکه‌های اجتماعی رفع شود؛ البته لازم به ذکر است که تنها روزنامه‌ها هستند که گزارش‌های فیچر را دارند همین امر موجب سرپا ایستادن روزنامه‌های چاپی شده است.» این روزنامه‌نگار پیشکسوت مخاطبان را به دو دسته سنتی و مدرن تقسيم كرده که اگر روزنامه‌نگاری الکترونیکی رواج پیدا کند ما شاهد روزنامه‌نگاری شهروندی هستیم  در این زمینه ادامه می‌دهد: «به این صورت عده‌اي از مخاطبان از روزنامه‌های چاپی استفاده می‌کنند و تعداد زیادی از نسل جدید، نسلی که در شبکه‌های اجتماعی فعالیت دارند مخاطبان مجلات الکترونیکی هستند، زیرا در فضای مجازی فرصت بیشتری برای مطالعه دارند. همچنین باید دانست این مقوله هنوز به اثبات نرسیده است و زمانی که به اثبات برسد ما شاهد رشد روزنامه‌نگاری شهروندي خواهیم بود. در نتیجه سبک روزنامه‌نگاری نیز تغییر خواهد کرد و روزنامه‌نگاری به سمت‌وسوی خلاصه‌نویسی و موجزگویی پیش می‌رود؛ اما شکل روزنامه‌نگاری در فضای مجازی شکلی متفاوت به خود می‌گیرد همچون مختصرگویی، مختصرنویسی، عکس و فیلم. زیرا اگر به این سمت و سو نرود، خواندن مطالب خارج از حوصله مخاطب است. بنابراین در حال حاضر نمی‌توان گفت روزنامه‌نگاری سنتی در حال ازبین رفتن است. به‌طور کلی باید گفت روزنامه‌نگاری سنتی و روزنامه‌نگاری آنلاین حداقل تا ٢٠سال آینده تکامل‌بخش یکدیگر هستند و به‌طور طبیعی کسی از آینده خبر ندارد.»

نگاه کارشناس

تکنولوژی را تحت سلطه خود درآوریم

این‌گونه که به ‌نظر می‌رسد، اخیرا فضای مجازی جایگزینی برای رسانه‌های مکتوب شده است و روزنامه‌نگاری چاپی درحال تغییر شکل است. محمد سلطانی‌فر استاد علوم ارتباطات دراین زمینه معتقد است؛ «درست است که روزنامه‌نگاری چاپی همچون گذشته نیست ولی با این وجود، نمی‌توان گفت روزنامه‌نگاری مکتوب به‌طور کامل از بین رفته، بلکه روزنامه‌نگاری درحال تغییر شکل است.» این استاد ارتباطات با اشاره به پیشرفت تکنولوژی دراین زمینه می‌گوید: «یکی از ویژگی‌های تکنولوژی فراگیربودن آن است، فراگیری که ناگزیر از آن هستیم، اگرچه مزایا و معایبی نیز به همین فراگیربودن وارد است. دنیای تکنولوژی امروزه تمام ابعاد زندگی بشری را درخود غرق کرده است. همه ما دورانی را به یاد داریم که فکس وارد مشاغل شد و مسیری را برای آنها سهل کرد ولی امروزه با وجود شبکه‌های مجازی همچون تلگرام صحبت از فکس کمی کنایه از شوخ‌طبعی دارد؛ اگرچه این وسیله ارتباطی درحد محدود مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما باید اعتراف کرد که همه‌گیرشدن شبکه‌های مجازی که بخشی از آورده تکنولوژی هستند.» سلطانی‌فر درخاتمه با بیان این‌که روزنامه‌های چاپی از بین نرفته‌اند، ولی جایگاه خود را نسبت به گذشته از دست داده‌اند، ادامه داد: «رسانه‌های کاغذی قدمتی طولانی در زندگی آدمی دارند، رسانه‌هایی که در دورانی با ٤میلیون تیراژ میداندار اطلاع‌رسان بودند، اما همان‌ها امروز آمار زیر یک‌میلیون تیراژ را تجربه می‌کنند! وظیفه‌ای که امروز آنها ناگزیر بخشی از آن را به تکنولوژی سپرده‌اند، بنابراین مقاومت دربرابر تکنولوژی و فرآورده‌های آن کاری بیهوده و بی‌نتیجه است. پس بهترین کار این است که با آن هماهنگ پیش برویم تا بتوانیم آن را تحت ‌کنترل خود پیش ببریم.»

تجربه دیگران

روزنامه بریتانیایی ایندیپندنت آنلاین فعالیت می‌کند

گرچه کشور‌های دیگر از آزادی رسانه بیشتری برخوردارند، اما آنان نیز به دنبال کسب درآمد و جذب مخاطب هستند. «ایندیپندنت» روزنامه باسابقه بریتانیایی برای دستیابی به مخاطبان بیشتر، سال گذشته از دنیای کاغذ و چاپ خداحافظی کرد و به صورت آنلاین منتشر می‌شود. روزنامه «ایندیپندنت» روز شنبه آخرین شماره کاغذی‌اش را منتشر کرد و پس از ۳۰‌سال انتشار با دنیای چاپ و کاغذ خداحافظی کرد تا از این به بعد فقط به‌صورت آنلاین فعالیت کند. اوگنی لبدوف، صاحب امتیاز روزنامه ایندیپندنت، از نشریه‌های معتبر بریتانیایی در بیانیه‌ای اعلام کرد که چاپ این روزنامه متوقف شد و به‌صورت آنلاین انتشار پیدا می‌کند. به گزارش بی‌بی‌سی؛  این روزنامه تنها از طریق نسخه اینترنتی در دسترس است و چاپ کاغذی آن متوقف شد. آخرین نسخه کاغذی هفته‌نامه ایندیپندنت آن‌ساندی که روزهای یکشنبه منتشر می‌شود نیز در روز ٢٠ مارس انتشار پیدا کرد. قرار بود تعداد قابل‌توجهی از کارکنان این دو نشریه به موسسه انتشاراتی جانستون پرس منتقل شوند که درحال‌حاضر، مالک چندین نشریه است؛ هر چند انتظار می‌رود شماری از کارکنان ایندیپندنت کار خود را از دست بدهند. توقف انتشار کاغذی روزنامه ایندیپندنت نشانه‌ای از وضع مطبوعات است که با گسترش استفاده از اینترنت، با کاهش قابل توجه تقاضا مواجه شده است. ایندیپندنت را می‌توان نخستین روزنامه معتبر و نسبتا باسابقه‌ای دانست که گرفتار عواقب تحول فناوری و تأثیر آن بر عادات مخاطبان روزنامه‌ها می‌شود. تیراژ این روزنامه در اوج محبوبیت آن به حدود ٤٠٠‌هزار نسخه می‌رسید که در این اواخر تا حد ٤٠‌هزار نسخه هم کاهش یافته بود. اوگنی لبدوف، صاحب روسی ایندیپندنت در بیانیه‌ای روز جمعه گفت که تصمیم به توقف چاپ ایندیپندنت کاغذی با هدف حفظ عنوان این نشریه اتخاذ شده و به ما امکان آن را می‌دهد تا به سرمایه‌گذاری در ارتقای کیفی محتوای آن ادامه دهیم. وی گفت که مخاطبان اینترنتی این روزنامه رو به افزایش است و ابراز اطمینان کرد که این روند ادامه خواهد یافت. لبدوف افزوده است که صنعت تولید مطبوعات دستخوش تحولات سریع ناشی از خواست خوانندگان است که نشان می‌دهد مسیر آتی حرکت نشریات، مسیر دیجیتالی است. روزنامه ایندیپندنت در ‌سال ١٩٨٦ توسط سه تن از روزنامه‌نگاران سابق روزنامه دیلی تلگراف تأسیس شد که به نشانه قصدشان برای به چالش کشیدن گاردین و تایمز، دو روزنامه عمده متمایل به چپ و متمایل به راست، نام ایندیپندنت (مستقل) را بر این روزنامه جدید نهادند. انتشار این روزنامه با استقبال گسترده مواجه شد و در‌ سال ١٩٨٩، تیراژ آن به ٤٠٠‌هزار نسخه در روز رسید که موفقیت مالی این روزنامه را هم در پی داشت. اما با آغاز دهه ١٩٩٠، فشار رقابت از سوی سایر نشریه‌ها به‌خصوص برای جلب آگهی، این وضع را تغییر داد و ایندیپندنت نتوانست موقعیت مالی مناسبی داشته باشد. در‌ سال ٢٠١٠، ایندیپندنت به الکساندر لبدوف، میلیاردر روسی فروخته شد که روزنامه ایونینگ استاندارد که یک روزنامه محلی لندن است را هم خریداری کرد. علاوه بر این دو روزنامه، لبدوف مالک‌ «آی» ازجمله روزنامه‌های عامه‌پسند است که مانند ایونینگ استاندارد، سودده است و انتشار هر دو روزنامه همچنان به صورت کاغذی ادامه خواهد داشت.

منابع دیگر

روزنامه شهروند برای دستیابی راحت‌تر و سریع‌تر مخاطبان و علاقه‌مندان به تهیه سایر منابع برای مخاطبان خود اقدام کرده است، به همین جهت اگر به این موضوع علاقه‌مند هستید، دراین خصوص مطالب بیشتری بخوانید. می‌توانید به آدرس‌هایی که در زیر آمده است، مراجعه کنید تا در زمینه چالش‌های روزنامه‌نگاری سنتی و روزنامه‌نگاری اطلاعات بیشتری دراین زمینه به دست آورید. جام‌جم آنلاین http://www١.jamejamonline.ir/newstext aspx?newsnum=١٠٠٠٠٤٢١٧٨٠٨ همشری آنلاین http:  //hamshahrionline.ir/details/١٩٦٧٩١ مجله الکترونیکی ویستا http:  //vista.ir/article/٣١٨٤٢٩ کتاب روزنامه‌نگاری آنلاین نویسنده ابراهیم گودرزی فراهانی، سیداحمد حسنی، ولی‌الله گودرزی فراهانی روزنامه‌نگاری آنلاین (مفاهیم و چالش‌ها) گروه  مولفان:   جین بی. سینگر (نویسنده) - مارک دئوزه (نویسنده) - محمود سلطان آبادی (مترجم) درباره کتاب:   روزنامه‌نگاری آنلاین عنوان کتابی است از مارک دئوزه با ترجمه‌ محمود سلطان‌آبادی که در ١٤٤ صفحه و توسط انتشارات ثانیه در ‌سال ١٣٩٤ به چاپ رسیده است. موضوع اصلی این کتاب روزنامه‌نگاری الکترونیکی است.

شبکه الجزیره قطر تاثیر‌گذار و غیر قابل پیش بینی//ابراهیم گودرزی فراهانی- پژوهشگر

 

دیپلماسی رسانه‌ای

 شبکه الجزیره قطر تاثیر‌گذار و غیر قابل پیش بینی

ابراهیم گودرزی فراهانی- پژوهشگر

در جهان سوم نیز رسانه ها نقش مهمی در توسعه یافتگی و پیشرفت دارند . سمت و سو دهی به افکار عمومی در داخل مرزهای ملی و فراملی به جهت همراه کردن مردم از اولویت های مهم  رهبران کشورهای پیشرو است . در این مقاله سعی بر این است که ببینیم چگونه کشوری  کوچک که روزگاری هیچ ارزش استراتژیک نداشته در سایه تدبیر و خردمندی جایگاه بزرگی را به خود اختصاص می دهد.

در شرایط فعلی  بیشتر تحولات جهانی بر اساس افکار سازی و جلب افکار عمومی در تمام سطوح ملی و فراملی در دستور کار کشورهای توسعه یافته است. قبل از دهه 1980که که  شبکه سی.‌ان.‌ان تاسیس شود  هدایت افکار عمومی در سطح فرا ملی را خبرگزاری‌های رویترز، فرانس پرس، آسو‌شیتد‌پرس و یونایتد‌پرس انجام می‌دادند اما در اول دهه هشتاد با ظهور سی‌.ان.‌ان  قدرت رسانه‌ای به رخ کشیده شد . این شبکه تاثیر گذار هم افکار عمومی دمکرات‌های امریکا و هم افکار عمومی مردم جهان را هدایت می‌کرد و یکه‌تاز میدان رسانه‌ای بود و تا 1996 که یک خبر‌گزاری فوق حرفه‌ای چون قطره‌ای وارد جهان رسانه‌ها شد و این قطره کوچک شبکه الجزیره قطر بود  که توانست کفه رقابت و موازنه رسانه‌ای رادر سطح جهان تا حدودی  به نفع جهان سوم تغییر دهد. هوشمندی این رسانه با اعلام خبر فوت حافظ اسد یک ساعت قبل از شبکه‌های خبری  سوریه اعتبار  بالایی را به این رسانه داد و گفتار علی عبدالله صالح رییس جمهور وقت یمن مبنی بر اینکه من شبکه الجزیره را تماشا می کنم براعتبار این شبکه افزود، با اولین مصاحبه جنجالی  با بن لادن بعد از یازده سپتامبر در غرب به شهرت رسید و مصاحبه با رژیم اشغالگر قدس موجب شکستن تابو در جهان عرب شد. عربستان سعودی مکررا با این شبکه  مشکل داشته و در نهایت نیز با موسس این شبکه با چالش اخیر روبرو شده است.

تلویزیون ماهواره‌ای الجزیره به ما درسی از غیر قابل پیش بینی بودن تاریخ دا د. کشور کوچک و شیخ نشین قطر در خلیج فارس در کنار سایر شیخ نشینان کوچک عربی به واسطه غرب به وجود آمد تا امنیت دستیابی به منابع نفت را تضمین کند. جمعیت قطر چیزی کمتر از 1میلیون نفر است که حدود 3/2 درصد مردم این کشور تابعیت خارجی دارند. اما قطر به دلیل درآمد‌های نفتی می‌تواند در جهان به خود ببالد. در اواخر دهه 1990 قدرت از پدر به پسر تحصیل کرده در دانشگاه نظامی انگلیس و بلند پرواز رسید. پسر در میان اصلاحات متفاوتش آرزو داشت که قطر روی نقشه  نمود پیدا کند. در  طول ۱۸ سال زمامداری شیخ حمد، قطر علاوه بر صدور نفت خام، به بزرگ‌ترین صادرکننده گاز مایع در جهان تبدیل شده و دارای سرمایه‌گذاری‌های کلان در سراسر جهان است. به‌خاطر فعال بودنش در عرصه دیپلماسی شهرت زیادی کسب کرده، و بسیاری از رسانه‌ها به او لقب هنری کیسینجر عرب داده‌اند. در سال 1996 یکی از ایده‌های درخشان وی تاسیس تلویزیون ماهواره‌ای پخش زنده به سبک بی. بی. سی بود. دولت قطر150 میلیون دلار برای این کار پر مخاطره هزینه کرد . امیر جوان تیم بی.بی.سی را برای را ه اندازی این ایستگاه استخدام کرد در زمانی نه چندان طولانی الجزیره تبدیل به پربیننده‌ترین ایستگاه تلویزیونی در جهان عرب شد. وب‌سایت انگلیسی این شبکه بیشتر از 30 دفتر و دو جین خبر‌نگار دارد که اخبار چهار گوشه جهان را پوشش می‌دهند. تاثیر شبکه الجزیره در خیابانهای کشور‌های عربی بسیار چشمگیر است . براساس وب‌سایت انگلیسی زبان شبکه الجزیره در ژانویه 2001، بخش عربی این شبکه که در واقع اولین منبع سایت اخبار عربی بود راه اندازی شد ودر اندک زمانی به برترین رسانه عربی تبدیل شد. در سال 2002 شبکه اینتر نتی عربی  الجزیره بیش از 811 میلیون تاثیر پذیر و 161میلون بازدید کننده داشت. یکی از مسئولین این شبکه فرامرزی خط مشی این شبکه را بطور مختصر چنین توصیف می‌کند : گروه ما شامل روزنامه نگاران متعهدی است که آموخته‌های چند‌ملیتی و پیش‌زمینه متنوع‌شان باعث شده تا در ویژگی‌هایی چون عینیت، درستی و عشق به حقیقت مشترک باشند.

این کشور تلاش‌های تبلیغاتی حکومت‌های عربی و غربی بسیار بزرگتر از خود را بتدریج تضعیف کرده است و به محل پخش پیام‌های بن‌لادن و گروهش، مقامات دولت‌های غربی و رژیم صهیونیستی و مفسر‌های عربی تبدیل شده است . این روش لیبرالی پخش خبر برای جامعه عرب تشنه خبر که اغلب تنها تبلیغات حکومت را از رسانه‌ها نظاره‌گر بودند بی‌سابقه بوده است.

عربستان سعودی به منظور تسلط بر بازار رسانه‌ای اعراب، تلویزیون ماهواره‌ای را برای رقابت با الجزیره راه اندازی کرد اما پس از مدتی بساط خود را بر چید. برای 62 درصد تماشاگران ماهواره‌ای در لبنان ، 66 درصد در مصر و 44 درصد در عربستان سعودی شبکه الجزیره  اولین انتخاب است.

قطر به عنوان یک کشور کوچک آسیب­پذیر، و به علت نداشتن منابع قدرت سخت افزاری، برای حفظ بقا و امنیت خود در تلاش است تا با پیروی از سیاست برند­سازی ملی، و از طریق شبکه الجزیره، ضمن تلاش برای انتقال از حاشیه به متن نظام بین­الملل، سعی در پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود نماید. با در نظر گرفتن این مبانی می­توان به تأثیر شبکه الجزیره در  نفوذ سیاست خارجی قطر پرداخت. این کشور با دیپلماسی رسانه‌ای در صدد فتح بلندی‌های دیگر می‌باشد.

مصاحبه ابراهیم گودرزی فراهانی با خبر گزاری فارس مشهد

استاد دانشگاه و نویسنده کتاب "جامعه‌شناسی تبلیغات" در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس:
تبلیغات کالا در کشور ما بیشتر اطلاع‌رسانی است/کودکان در مقابل تبلیغات تلویزیون کاملا منفعل‌اند
استاد دانشگاه و نویسنده کتاب "جامعه‌شناسی تبلیغات" با بیان اینکه تبلیغات کالا در کشور ما بیشتر اطلاع‌رسانی است تا تبلیغات، گفت: متاسفانه آثار مخرب تبلیغات بسیار زیاد است و کودکان در معرض آسیب بیشتری نسبت به بزرگسالان هستند زیرا کودکان برخلاف بزرگسالان فاقد نگاه نقادانه هستند و قادر به درک اشارات ظریف پیام‌ها نیستند.
                        

به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد، تبلیغات در عصر رسانه مهمترین ابزار برای فروش کالا و خدمات است، شناختن تکنیک‌ها و روش‌های تبلیغ به ما کمک می‌کند که بتوانیم کالا و خدمات خود را به نحوی مطلوب عرضه کنیم و هم به عنوان خریدار به ما کمک می‌کند که با ذهنی آگاه به سراغ کالا یا خدمات عرضه شده برویم. در این میان چیزی که مهم است تاثیر تبلیغات بر رفتارهای مصرفی جامعه و تغییر سبک زندگی مردم به وسیله تبلیغات است. برای آشنایی بیشتر با دنیای تبلیغات، تهدیدها، خطرات و فواید آن گفت‌وگویی کرده‌ایم با ابراهیم گودرزی فراهانی، استاد دانشگاه و نگارنده کتاب‌هایی همچون جامعه شناسی تبلیغات، روزنامه نگاری نوین تحت فضای وب، اصول و فنون تبلیغات و مبانی ارتباط جمعی که در ادامه می‌آید.

فارس: نقش تبلیغات در زندگی امروز بشر چیست؟ گودرزی فراهانی: تبلیغات در جهان امروز دارای نقش بسیار مهمی است و بسیاری از کشورها و شرکت‌ها اهداف  خود را با تبلیغات و روش‌های تبلیغی پیش می‌برند چه اهداف سیاسی و چه اهداف تجاری، که درآمدزایی برخی کشورها از طریق تبلیغات، سالانه به میلیاردها دلار می‌رسد، تبلیغات در کشور ما به شکل علمی وجود ندارد اما نمونه‌های دیگری از تبلیغات را در رسانه‌های خود از فیلم گرفته تا رسانه‌های دیگر مشاهده می‌کنیم. به هر حال نقش تبلیغات، جهت‌دادن به جریانات و باورهای از پیش موجود است.

فارس: تبلیغات چه کارکردهایی می‌تواند داشته باشد؟ گودرزی فراهانی: این کارکردها در زمینه تبلیغات تجاری بیشتر شامل خرید کالاست، کارکردی که تبلیغات می‌تواند در این عرصه داشته باشد سبب کاهش قیمت کالاهای مصرفی می‌شود به این شکل که آگهی و تبلیغ سبب رونق فروش و به همین سبب موجب کاهش قیمت تمام شده کالاها می‌شوند یا اینکه این تبلیغ سبب بهبود کیفیت می‌شود و به این شکل است که به طور قطع کالاهایی تقاضا ندارند را نمی‌توان با تبلیغ فروخت به علاوه تاثیر آگهی این است که جا را برای کالاهایی که کیفیت بهتری ندارند، تنگ می‌کند. تبلیغات سیاسی هم شامل قانع کردن مردم برای رای دادن یا حمایت از حکومت‌ها، رژیم‌ها، احزاب و گروه‌ها و افراد است.

فارس: این بلوغ چیست و منظورتان رسیدن به چه نوعی از بلوغ است؟ گودرزی فراهانی: یعنی آن کالایی که در کشور ما تبلیغ می‌شود بیشتر اطلاع‌رسانی است تا تبلیغات، زیرامحتوای تبلیغ  نمی‌تواندمتقاعد کننده باشد. مخاطب قانع نمی‌شود که، کالا یا محتوای تبلیغی  ما خوب است و این عدم توانایی در ابعاد وسیع وجود دارد ،چه در تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری و چه در تبلیغات تجاری شیوه های تبلیغی در کشور، نشان می‌دهد ما آن بلوغ را هنوز نداریم، یعنی ما به آن جایی که باید نرسیده‌ایم و قدرت رقابت با روش‌های نوین تبلیغاتی را نداریم و یا اصلا به فعالیت در این حوزه علاقه نداریم و یا کمبودهایی داریم.

فارس: تبلیغات در کشور ما به چند مدت قبل باز می‌گردد؟ گودرزی فراهانی: مسلما تبلیغات در کشور ما نیز، سالیان سال است که وجود دارد ولی با وجود اینکه صنعت تبلیغات در جهان امروز ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است ولی این صنعت متاسفانه در کشور ما به صورت علمی و نیازسنجی انجام نمی‌گیرد.

اولین آگهی تبلیغات ایران سال 1850 در روزنامه وقایع اتفاقیه در زمان امیرکبیر انجام شد که 16 سال بعد از اولین آگهی در فیلادلفیا بود. در اواخر حکومت پهلوی تبلیغات به سبک و سیاق غربی رونق زیادی داشت که در دید مردم انقلابی نفرت انگیز تلقی می‌شد. به همین دلیل در آغاز انقلاب ما در رسانه‌های جمعی تبلیغات بازرگانی نداشتیم اما در دوره موسوم به سازندگی، تبلیغات در رسانه‌های همگانی کشور گسترش پیدا کرد و درآمد سرشار این صنعت و مزه و طعم آن رسانه‌های جمعی نظیر تلویزیون و گردانندگان آن را به این فکر انداخت که چرا از این بازار سرشار سود ببرند. البته همان طورکه قبلا اشاره کردم این تبلیغات بیشتر جنبه اطلاع رسانی دارد و شکل و شیوه درست تبلیغات نیست زیرا این نوع تبلیغات در کشور ما تنها معرفی و اطلاع رسانی هست  و به‌دور از اصول علم تبلیغات.

فارس: تبلیغات چه آثار مفید و مخربی بر جامعه اعم از کودک و بزرگسال می‌تواند داشته باشد؟ گودرزی فراهانی: متاسفانه آثار مخرب تبلیغات بسیار زیاد است و کودکان در معرض آسیب بیشتری نسبت به بزرگسالان هستند زیرا کودکان برخلاف بزرگسالان فاقد نگاه نقادانه هستند و قادر به درک اشارات ظریف پیام‌ها نیستند. با توجه به این واقعیت که ساختار منبع تصویری مورد استفاده تغییرپذیر است تمیز بین واقعیت و تخیل برای کودکان مشکل‌تر است. توانایی تمیزدادن برنامه از تبلیغ با افزایش سن رشد می‌کند و کودکان خیلی وقت‌ها تبلیغات را با اطلاعات مفید و اطلاعات کاربردی اشتباه می‌گیرند و تصورشان بر این است که این حرف‌هایی که اینجا گفته می‌شود واقعیت‌های زندگی هستند در صورتی که واقعیت‌های زندگی با واقعیت‌های رسانه دارای تفاوت‌هایی است، واقعیت‌های زندگی آنهایی هستند که فکر می‌کنیم اولویت‌های واقعی اند اما واقعیت‌های رسانه، واقعیت‌هایی هستند که سیاسی یا معمولا مردمی هستند که ژورنالیست‌ها به مردم ارائه می‌دهند، البته بزرگسالان اگر بتوانند سواد رسانه ای بالایی داشته باشند از این آسیب‌ها در امان می‌مانند اما در جامعه کنونی ما بسیار خطرناک و مخرب است به دلیل اینکه سواد رسانه‌ای بالایی در جامعه وجود ندارد و افراد در حدی نیستند تا اهداف پنهان یک پیام را تشخیص دهند که این پیام در حقیقت چه هدفی را دنبال می‌کند. بنابراین آثار مخرب تبلیغات هم کودک و هم بزرگسال را که در معرض آن قرار دارد تهدید می‌کند و می‌تواند سبب ایجاد مشکلاتی در جامعه شود. بنابراین به این نتیجه می‌رسیم که کودکان در مقابل تبلیغات و به خصوص تبلیغات تلویزیونی کاملا منفعل‌اند و این تشخیص را ندارند که آنچه تماشا می‌کنند جدا از واقعیت‌های زندگی است، سواد رسانه‌ای هم ندارند و بنابراین سبب ایجاد مشکلات می‌شود. مورد دیگرخشونت‌های تلویزیونی است که طبق پژوهش ها آثار مخربی دارد اگر در نگاه خوشبینانه بگوییم دیدن صحنه‌های فراوان خشونت توسط کودکان ضرورتا منجر به رفتار خشونت آمیز از سوی کودک نمی‌شود اما این عقیده را در کودک به طور قطع به وجود می‌آورد که خشونت دارای جایگاه عادی در زندگی روزمره است و علاوه بر آن، این ترس را در کودک ایجاد می‌کند که در خیابان مورد حمله قرار گیرد. با تمامی آنچه گفته شد می‌توان گفت که محتوای تبلیغات کودکان باید دارای قانون‌هایی باشد بنابراین باید قوانینی برای آن وضع شود یا اینکه والدین اجازه دسترسی به بچه‌ها را ندهند در کشورهای دیگر در ساخت تبلیغ برای کودکان از روش‌های مختلفی استفاده می‌کنند که در پژوهش‌هایی که از سال 1992 توسط کانکل انجام شده است نشان می‌دهد که بچه‌ها باید از شبکه‌های خاصی استفاده کنند و آنچه را استفاده می‌کنند دارای تبلیغات تجاری نباشد و یا اگر باشد خیلی کم باشد.

فارس: خصوصیات یک تبلیغ صحیح چیست؟ گودرزی فراهانی: تبلیغ خوب تبلیغی است که اقناع   و ترغیب کنند، دو جانبه و دو سویه باشد، پیام‌های دوسویه چند آوایی هستند. یعنی در آن‌ها دو یا چند نظر ارائه شده است. تبلیغات محیطی در ایران در واقع تبلیغات نیست بلکه گرافیک‌های بزرگی است که هیچ ایده‌ای در آنها نمی‌بینید. تبلیغات موثر تبلیغی است که بر روی ذهن مخاطب اثر بگذارد در کشور نمی‌توان به نمونه‌های عینی اشاره کرد که در ذهن باقی بماند و حک شود، عموما تبلیغات سینمایی ما در تابلوهای بزرگ انجام می‌شود.  متاسفانه تبلیغ ضعیف نمی‌تواند راهنمای مناسبی در تشخیص محتوای فیلم باشند. متاسفانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با صدور مجوزهای پی در پی به تسریع نابهنجاری‌های محیطی پرداخته است چرا که سالیانه مجوزهای زیادی برای تاسیس شرکت‌های تبلیغاتی صادر می‌شود که تنها با هدف کسب درآمد بیشتر و سودآوری کلان این طرح‌ها به فعالیت می‌پردازند در حالی که تمام تابلوها و پوسترهای تبلیغاتی می‌توانستند از نظر اندیشه حائز اهمیت باشند و بعد از آن اندیشه اثر است که می‌تواند بر روی مخاطبان  تاثیر بگذارد. روزانه تابلوها و بیلبوردهای رنگارنگی را می‌بینیم که نه تنها مخاطب را جذب نمی‌کند بلکه او را دلزده هم  می‌کند.

فارس: آیا ایران چون در تبلیغات خود تخریب ندارد بهتر است یا سایر ملاک‌های تبلیغات خوب را دارد؟ گودرزی فراهانی: ایران از لحاظ محتوای تبلیغات ضعیف است یعنی نسبت به اواخر قرن  19 اروپا هم از آنها عقب‌تر  است زیرا وقتی به تبلیغات آنها نگاه می‌کنید می‌بینید که آنها مثلا در معرفی کالای تبلیغاتی خود زمینه‌های خیلی خوبی را استفاده و انتخاب می‌کنند تا آن را بفروشند اما ایران هر چند این محتوا را ندارد ولی  به لحاظ برخی قوانین و مقررات بهتر از آن کشورهاست.

فارس: آیا ممکن است تبلیغات سبب تغییر سبک زندگی شود؟ اگر چنین چیزی وجود دارد به چه صورت است؟ گودرزی فراهانی: بله قطعا ممکن است زیرا زبان، فرهنگ، سنت، باورها و ارزش‌هایی که در گذشته معرف قومیت و نژاد هر ملت بود اما امروزه ماهیت اصلی خود را از دست داده است و می‌توان علت اصلی این امر را در تاثیرات رسانه‌ها جستجو کرد. خرده فرهنگ‌هایی که در گذشته در درون یک قوم باقی می‌ماند و شخصیت پایه آن

قوم را تشکیل می‌داد به تدریج جنبه ملی یافته و مرحله قبیله‌گرایی را دستخوش تغییر کرده است. در گذشته اگر از یک کرد سوال می‌شد که اهل کجاست؟، می‌گفت «من یک کرد هستم» در حالی که امروزه می‌گویند «من یک ایرانی هستم» بدین معنی که کم کم پوشاک، زبان و فرهنگ او هم جنبه ملی پیدا می‌کند و به ندرت می‌توان یک کرد یا یک لر را تشخیص داد. در واقع می‌توان گفت قبیله‌گرایی وارد مرحله دوم که همان توده‌سازی است شده است. به تدریج قومیت‌ها  از طریق رسانه‌ها با شیوه‌های دیگر زندگی آشنا می‌شوند و خود را با آن وفق می‌دهند به عبارت دیگر، کم‌کم لباس، فرهنگ و زبان خود را کنار می‌گذارند و به توده مردم می‌پیوندند یعنی لباس مشترک، فرهنگ مشترک و زبان مشترک. این بدان معناست که  آنچه در این میان فدا می‌شود نسل بشر نیست، بلکه اعتقادات، باورها، ارزش‌ها و فرهنگ اوست. علت اصلی این رویداد هم رسانه‌ها و به ویژه تلویزیون است به این خاطر که جذابیت‌های زندگی مصرفی  را خیلی برای مردم پر رنگ تر  می‌کنند، بنابراین باعث ایجاد مشکل در سطح ملی می‌شود و افراد را وادار می‌کند تا خودشان را با مادر شهری چون تهران مقایسه کنند. عدم دسترسی به ارزش‌های تبلیغی در سانه‌ها موجب سرخوردگی و افسردگی می‌شود. این ضرورت پیش می‌آید که در ساخت تبلیغات و حتی سریال‌های  تلویزیونی از کارشناس و افراد مجرب استفاده شود از کسانی که تجربه و اطلاعات در زمینه‌های جامعه‌شناسی، روان‌شناسی  و مسائل اقتصادی دارند مشورت گرفته شود.  چگونه یک الگو برای سبک زندگی ایرانی اسلامی را پیاده کنند و بتوانندبا این الگوسازی  یک زندگی خوب را برای مردم ارائه دهند و از طریق رسانه فرهنگ‌سازی صحیح داشته باشند. رسانه‌ای که دروغ را به مردم تبلیغ کند این رسانه نه کار پایدار و نه کار صحیحی کرده است و در نهایت سبب ایجاد مشکلات زیادی در جامعه می‌شود همانطور که می‌بینیم که خیلی‌ها به خاطر تبلیغات نادرست و ارائه سبک زندگی غلط و مخالف الگوی اسلامی با مشکلات زیادی روبه‌رو شده‌اند در صورتی که تلویزیون به فرموده امام خمینی(ره) یک دانشگاه است. در نتیجه رسانه باید درراستای فرهنگ هر جامعه حرکت کند و خود را عقل کل نداند و همچنین باید قوانینی وضع شود که از فرهنگ بومی حمایت شود تا از تخریب فرهنگ بومی هر منطقه جلوگیری شود زیرا آثار مخرب آن دامن‌گیر همه جامعه می‌شود. ================= گفت‌وگو از : بتول پادام =================