تاریخچه تشیع در فراهان  

تاریخچه تشیع در فراهان  

پژوهشگر : ابراهیم گودرزی فراهانی 4/3/1391

. تشيّع از نظر لغوى از ماده شيع گرفته شده كه به معناى متابعت و پيروى است . بنابراين ، تشيّع ، به معناى قبول پيروى و اطاعت  است .
اما اصطلاحاً به مكتب و مذهبى گفته مى شود كه پيروى از اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در جميع ابعاد اسلام ، اعم از اعتقادى ، سياسى ، فرهنگى ، اقتصادى ، مسائل عبادى و

حتّى در زندگى فردى و اجتماعى ، واجب و لازم مى داند .
مراد از پيروى اهل بيت عليهم السّلام اين نيست كه در مكتب تشيّع ، به قرآن و سنّت عمل نمى شود، بلكه مراد آن است كه قرآن و سنّت ، بايد از طريق اهل بيت عليهم السّلام به دست آورده شده ، وانگهى به آن دو عمل شود

براساس اعتقادات شیعیان باورهایشان  اهل بیت علیهم السلام  معصوم و از هر خطایی در امان هستند . این اعتقاد براساس مستندات شیعه و سنی و بصورت متواتر بیان شده است و مودت اهل بیت علیهم السلام برمسلمان واجب و فریضه است .

همین دید گاه احترام به اهل بیت موجب اشاعه تشیع در فراهان بوده است و منطقه فراهان و تفرش از قدیمترین مراکز تشیع هستند ولی براستی چگونه تشیع وارد فراهان شده است ؟

براساس مستندات چنین بنظر می رسد که منطقه فراهان قبل از ورود امام رضا (ع)به ایران شیعه بوده است عملکرد  حکام بنی امیه و رفتار تحقیر امیز انان با ایرانیان که انها را موالی می نامیدند بزودی حقیقت را برای منطقه ما و ایرانیان مشخص کرد  تا حدی که شعار سیاه جامکان "رضا من آل رسول "گردید که شعار ابومسلم۳و لشگریانش بود عملکرد حجاج یوسف ثقفی و مالیاتهای سنگین وی و بنی عباس تنفر از این خاندانها را در وجود ایرانیان  باهوش کاشت  و ارادت به خاندان علویون را در کشور و منطقه  ما ایجاد کرد  و بذر های تشیع با ورود خاندان اشعریون۴ به اطراف قم (ابرجس امروزی)۵ حاصل شده است .

اشعریون از فرزندان ابوموسی اشعری بودند که در اثر مخالفت با خلیفه وقت مجبور به کوچ ایران و به منطقه ابرشتجان (ابرجس)قم شدند و بخاطر حملات دیلمیان مورد توجه یزدانفاذار حاکم ابرشتجان قرار گرفتند و بعد ها در منطقه قدرتمند شدند و بمرور در اطراف قم ازجمله تفرش و فراهان و کوزدر و آشتیان فعلی نفوذ کردند. این جریان در تاریخ قم به شرح ذیل است :

 

به نقل از بُنان بن آدم اشعری آمده است که مُخسرهان از قول پدرش یزدان فاذار حاکم قدرتمند ابرشیجان3 آورده است که عرب به سال 82 یزدگردی برابر با 62 پارسی به سرزمین قم نزول کردند و به سال 99 هجری برابر با 87 یزدگردی و 67 پارسی یزدان فاذار ده سیجان را برای سکونت آنان در نظر گرفت و نیز روستای جمزرا با گاو و دراز گوش و وسایل کشت و کار در اختیار آنان قرار داد که از یک تخم یکصد تخم برداشت می شد. البته فتح نواحی شمال توسط ابوموسی اشعری و امیران لشکر او به همراه فتح نهاوند نبوده است که توسط سعد و قاصّ صورت گرفته است فتح منطقه جبال و بخصوص فراهان به راحتی و بروجه صلح نبوده است بلکه فتح نواحی عراق عجم بجنگ و محاربت بوده است.

علّت اصلی ساکن شدن اعراب در قم و بعد به

ادامه نوشته

خاندان ابو دلف

ابودلف قاسم بن عیسی عجلی

«226- 210 ﻫ / 840 -864 م»

ابودلف قاسم بن عیسی عجلی از اعراب بنی عجل بود که از طرف مأمون، ناحیه (زمین‏های بخشوده از خراج ) در مشرق نهاوند ، بین همدان و اصفهان به خاندان وی به اقطاع واگذار شده بود.

دو شهر عمده این اقطاع ابی‏دلف، عبارت بودند، از کرج معروف به
کرج ابی‏دلف در حدود ساروق و فراهان فعلی که آنچه ولایت کوه رود خوانده می‏شود باقی‏مانده است، و هم چنین شهری به نام برج که بنا بر شهرتی که دارد یا به دلیل بنای بلندی است که آنجا وجود داشت یا به سبب قلعه‏یی که متضمن برج بلندی بود ، بدین نام خوانده می‏شد و از قرار اشارت ( ابن حوقل ) این شهر در فاصله دوازده فرسخی از کرج بر سر راه اصفهان واقع بود. در بین سایر توابع این اقطاع شهری به نام بروجرد (= ویروکرت) که ظاهرا" نام آن، یادگاری از عهد سلطه طوایف اشکانی را بر این نواحی به همراه داشت، به وسیله محوله؛ وزیر و کاتب ابی‏دلف توسعه و آبادی یافت، چنان که آنچه امروز به نام فرزیان در حدود جاپلق و الیگودرز وجود دارد و ظاهرا" در دوره بعد از بنی‏دلف بیشتر به نام قلعه فرزین خوانده می‏شد، است، چنانچه همان قلعه برج (فرزین فرز بان، برجیان ؟) نباشد به طور حتم باید بخش دیگری از توابع اقطاع ابی‏دلف بوده باشد.

به دلیل آن که کرج بر روی بلندیی بنا شده بود طول فاصله‏یی که بین ابنیه آن وجود داشت به دو فرسخ می‏رسید دو بازار با فاصله بسیار از یکدیگر و چندین گرمابه و قصر از این شهر نوساز که در عین حال خانه‏های خوش ساخت و باغ‏های زیبایی هم داشت، از آن شهری کوچک و مرغوب به وجود آورده بود. قلعه آن به وسیله عیسی بن ادریس بن عجلی از ماجراجویان و دلاوران عرب که از سالها پیش در این نواحی راهزنی و تاخت و تاز می‏کرد بنا شد و چون سالها بعد از او، حکومت این حدود با عنوان (ایغارین) به پسرش قاسم بن عیسی ، معروف به ابی‏دلف عجلی واگذار شد (حدود 210 ﻫ / 864 م) قلعه کرج که ابی‏دلف بنای نا تمام آن را به پایان رسانده بود، به نام وی نه کرج؛ کرج ابی‏دلف خوانده شد.


قلعه کرج مرکز جدید حکمرانی ابودلف عجلی

ابودلف عجلی که بعد از اتمام قلعه کرج با تمام اهل و عشیره و موالی خویش بدانجا نقل مکان کرد، آنجا را مرکز حکمرانی خویش در جمیع نواحی ایغارین ساخت و در دفع راهزنان و طرد اکراد که در این حدود از سالها پیش کاروانهایی را که از بغداد و خراسان به جبال می‏رفتند، در معرض غارت قرار داده بود، جلادت و شجاعت بسیار به خرج داد. چنان که آن نواحی به سعی و اهتمام او امنیت و آبادانی پیدا کرد. ابودلف که غیر از جنگجویی و سلحشوری، اهل شعر و غنا هم نیز بود، در بغداد از اصحاب امین و از نزدیکان وی محسوب می‏شد. در اختلاف بین مأمون و امین که علی بن عیسی بن ماهان سردار امین از جانب او ولایت جبال و حکومت نواحی همدان، نهاوند، قم و اصفهان را یافت، ابی‏دلف که با او سابقه دوستی دیرینه داشت به سبب مجاورت خویش با قلمرو حکومت وی، و همچنین به امر خلیفه که او را به التزام سپاه علی بن عیسی اشارت کرده بود، با عساکر و موالی خویش جانب امین را گرفت در تلاقی سپاه طاهر بن الحسین، سردار معروف مأمون با لشکر تحت فرمان علی بن عیسی (جمادی‏الثانی 195 ﻫ / مارس 811 م) ابی‏دلف فرمانده جناح راست لشکر عیسی بود. به دنبال قتل علی بن عیسی که منجر به شکست سپاه او شد ، ابی‏دلف به همدان رفت که بعد از آن هر چند طاهر کوشید تا نظر او را به بیعت با مأمون جلب نماید او از قبول دعوت طاهر خودداری ورزید و به این بهانه که نمی‏تواند بیعت امین را فسخ نماید سرانجام خود را از ماجرای دو برادر کنار کشید و به کرج رفت.

بعد از غلبه طاهر و قتل امین که منجر به خلافت مأمون شد، خلیفه جدید که در ری بود، او را به خدمت خواند و به رغم آنچه مخالفانش انتظار داشتند، او را مورد اکرام و محبت خویش قرار داد. به این ترتیب حکومت آن نواحی را به او بخشید 210 ﻫ / 864 م که البته وجود سرداری مانند او در چنان ناحیه‏یی که دروازه راه
بغداد و معبر کاروان‏های شرق و غرب بود، می‏توانست برای خلیفه مایه امنیت خاطر شود که در این میان ابودلف نیز نشان داد می‏تواند شایسته اعتماد خلیفه باشد.


ابودلف سرداری لایق

ابودلف که سرداری لایق و در عین حال شاعری ادیب و اهل غنا و ذوق موسیقی بود، کرج و نواحی ایغارین را به یک کانون شعر و ادب عربی تبدیل کرد. تعدادی از شعرای آن عصر به محضر او می‏آمدند که غالبا" نیز از جود و شجاعت او در قصیده‏های خویش یاد می‏کردند. او خود نیز شعر می‏گفت که نمونه‏هایی از آن همچنان باقی است، گفته‏اند که مجموعه اشعارش به یکصد ورق می‏رسد . در عین حال کتابی به نام سیاست الملوک و کتاب دیگری تحت عنوان البزاه و الصید هم بدو منسوب است، هر چند که ظاهرا" نشانی از آنها باقی نمانده است، گویند عنوان آن کتابها، حاکی از تربیت اشرافی عصر و تا حدی متضمن فرهنگ ایرانی به نظر می‏رسد.


شرکت ابودلف در جنگ های علیه بابک خرم دین

در جنگ‏های بابک نیز ابودلف با عده‏یی از عساکر خویش که ظاهرا" برخی از آنها مسطوعه بودند، شرکت فعالی داشت که محرک او، غیر از بیم از توسعه دعوت خرمدینان در نواحی مجاور ایغارین ، تعصب عربی و تا حدی علاقه دینی نیز بود. اما افشین ، سردار خلیفه که مایل بود، دلاوران عرب را از اطراف خلیفه دور نگه دارد و به هر قیمتی که هست کار بابک را خود او با دسته‏های ترک و اشروسنه به پایان برساند، این شوق و حرارتی را که او در جنگ با بابک نشان می‏داد به دیده رضا نمی‏نگریست . او یک بار نیز از معتصم خلیفه درخواست کرد تا دست وی را بر ابودلف عجلی گشاده دارد به این ترتیب خلیفه علی‏رغم آن که از او به خاطر جانفشانی‏هایش محنت‏ها داشت، این درخواست را پذیرفت . ابودلف به امر افشین بازداشت شد و همان شب که افشین قصد جان او را داشت ، با مداخله قاضی احمد بن ابی داود، که با خاندان ابی‏دلف نسبت خویشاوندی نیز داشت، او را نجات بخشید. روایتی که مولف تاریخ بیهق به مناسبت از این ماجرا نقل می‏کند، احوال امارت و خلافت این ایام را که هر دو تن ؛ یعنی هم افشین و هم ابن ابودلف بازیچه هوس‏های بی‏لگام اهل قدرت شده بودند، به نحو جالبی به تصویر می‏کشد. ابودلف در 226 ﻫ / 840 م چشم از جهان فرو بست.

ادامه نوشته

حکايت افشين و خلاص يافتن بودلف عجلی

اشاره                                                        ابراهیم گودرزی فراهانی

در تاریخ بیهقی داستانی تحت عنوان "حکایت افشین و خلاص یافتن بودلف از وی" امده است که اشاره به قدرت گرفتن افشین شاهزاده ایرانی به دلیل شکست دادن بابک خرمدین و اعتبار پیدا کردن در نزد خلیفه عباسی معتصم با....لازم بذکر است که افشین نا جوانمردانه بابک خرمدین را به خلیفه عباسی تحویل داد بابک نیز در مقابل خلیفه قهر ما نانه ایستا دگی کرد و کشته شد . بعد از مرگ بابک افشین در صدد قدرت گرفتن بود وبه همین خاطر نیز در صدد بود تا افراد گردن کش و اعراب طرفدار خلیفه را به قتل برساند تا دیگر مدعیی در مقابل خود نداشته باشد ولی دیری نپایید که خود افشین نیز در قیام بر علیه خلیفه کشته شد .و این عاقبت خائنین می باشد .

این داستان را از این جهت انتخاب کرده ام که خاندان ابو دلف در فراهان و استانه و کرهرود (کرج)سکونت و حکومت داشتند و این منطقه را تحت عنوان ایغارین( مناطق معاف از مالیات )از هارون الرشید در مقابل خد مات خود به حکومت عباسی دریافت کرده بودند و  خد ماتشان هم معمولا" سرکوب افرادی مثل بابک خرمدین و مخالفان حکومت عباسی در خراسان و سایر نقاط بحران خیز بوده است.

ادامه نوشته

کرج ابو دلف

شهر آستانه در قرون گذشته نام های گوناگونی داشته است که از جمله آنها کرج ابودلف بوده است .شهر کرج ابودلف در گذشته جزیی از ناحیه پهناور بلاد جبال (عراق عجم)از اقلیم چهارم بود که در طول تاریخ نام های گوناگونی داشته است.

«دکتر کریشمن معتقد است در زمان سلوکیان در منطقه ماد بزرگ (بین همدان و ری)شهری بنام کره وجود داشته که نزدیک اراک فعلی بوده است و در دوران اسلامی به الکرح ،کرح وکرج تغییر نام یافته است.[محتاط ،سیمای اراک،13]

صاحب کتاب تاریخ قم (378ه ق)نیز اعتقاد دارد در قبل از دوره اسلامی نام شهر کرج بوهین کره بوده است[قمی،تاریخ قم،23]

مولف کتاب جفرافیای تاریخی ایران باستان از کرج با عنوان مرکز ولایت دو ایغار یاد کرده است ."در شرق نهاوند ولایت دو ایغار واقع است و مرکز آن کرج نام دارد و برای آنکه با نام دیگر کرج ها اشتباه نشود آن را کرج ابودلف گفتند که منسوب به ابودلف عجلی از سرداران اسلام است که در زمان معتمد خلیفه عباسی این ناحیه به  تیول او درآمد . محل این ناحیه در آستانه اراک بوده است"[مشکور،جغرافیای تاریخی ایران باستان،1319]

«ابن واضع یعقوبی کرج را در شمار شهر های بزرگ ایالت جبال مانند همدان ،نهاوند،قم،اصفهان،ری،دینور،حلوان،قزوین،زنجان و صیمره نام می برد"[یعقوبی ،البلدان،47-51]

یعقوبی (وفات290 ه ق)ذیل عنوان کرج می نویسد:از نهاوند تا شهر کرج دو منزل راه است و کرج همان منزل های ابودلف عیسی بن ادریس بن معقل بن شیخ بن امیر عجلی است و در دوران عجم ها شهر مشهوری نبوده و در شمار آبادیهای بزرگ روستایی از استان اصفهان به نام فائق قرار داشته است،پس عجلیان درآن فرود آمدندو دژها وقصرهاساختند وقصر های آن به ابودلف و برادران و خاندانش نسبت داده می شود و کرج میان چهارکوه واقع است  و اهل آن قومی از عجم اند مگر همانها   که از خاندان عیسی ابن ادریس عجلی بودند وکسانی که از سایر اعراب به آنها ملحق شدند"[یعقوبی،البلدان،48]

در مختصر البلدان نیز آمده است"امروز کرج خود در میان شهرها ،شهری است ،پیش از این از روستاهای اصفهان بود لیکن اکنون به تنهایی استقلال دارد و ایغارین نام گرفته است"[فرهادی،نامه کمره،22]

اصطخری (قرن چهارم ه ق)و دیگر جغرافی دانان هر یک به نوبه خود از کرج نام برده اند وآن را از بلاد جبال دانسته اند و عرض وطول آن را حتی به دو فرسخ تحدید نموده اند وآن را لشگرگاه ابودلف عجلی تلقی کرده اندو معتقدند در ایام پارسیان دهی بیش نبوده است تا آنکه عرب بر ایران مسلط گردیده است و ابودلف جّدقاسم در سفری به سوی جبل در یکی از قرا همدان موسوم به مسّ وارد شد و به گرفتن املاک و ضبط مزارع پرداختند و بر سر یکی از متعیین محل تاختند،او را خفه کردند و اموالش را بردند. وقوع این حادثه را در زمان هشام بن عبدالملک و حکومت یوسف بن ثقفی دانسته اند. پس از آن عیسی بن ادریس به قریه یاد شده آمد و در حوالی آن یعنی بوهن کره سابق مسکن گرفت و آنجا را آباد کرد و درآن قلعه ساخت و لشگرگاه خود کرد ازآن تاریخ نام بوئین کره به کرج ابودلف تغییر یافت و شهری شد وسیع و برای مدتی هم پایتخت خانواده آل عجل بوده است[دهگان،کرجنامه،2-3]

آثار تمدن پیشرفته شهر کرج مورد تاکید مورخان و جغرافی نویسان بوده است .ولادیمیر مینورسکی درباره شهر کرج می گوید"در این شهر آثاری از پادشاهان ایران وجود ندارد بلکه آثار ساختمانهای با شکوه و زیبای تاریخی مربوط به خاندان ابودلف عجلی دیده می شود که از وجود دولت عظیمی در گذشته حکایت می کند"[ابودلف خزرجی،سفرنامه ابودلف در ایران با تعلیقات و تحقیقات ولادیمیر مینورسکی،71]

شهر کرج در قرن ششم و هفتم به بعد به کرهرود تغییر نام یافته است[دهگان،کرجنامه،10]. «در ابتدای قرن 10 هجری قمری(908ه ق)شاه اسماعیل صفوی ،سلطان مراد بایندری را که از مدعیان حکومت در منطقه بوده شکست و دستور داد آستانه امامزاده سهل بن علی را به دقت تعمیر کنند و برای آن گنبد و بارگاهی بسازندو از آن تاریخ شهر کرج را آستانه نامیده اند"[محتاط،سیمای اراک،26]

 

منبع:عباسی حجت اله. شهر باستانی آستانه .تهران:انتشارات آرون .1386 .

کرج ابودلف کجاست

همیشه این دو  سوال برایم مطرح بوده است شاید برای شما هم مطرح باشد ُاگر تا حدو دی با تاریخ فراهان آشنایی داشته باشید  که آ یا شهر کرج که در تاریخ به آن اشاره شده و بوسیله ابودلف عجلی(قاسم بن عیسی) سردار هارون الرشیدتاسیس شده  همان زلف آباد است یا نه این شهر در حدود کرهرود و آستانه می باشد؟و سوال دیگر اینکه ابرشتجان که در تاریخ قم به آن اشاره می شود همان آشتیان است یا نه ؟

در مورد سوال اول نیاز بیشتری به بررسی های تاریخی و جود دارد که در ذیل مقاله به آن اشاره خواهد شد.
 لسترنج شرق شناسدر انتهای فصل 13 کتابش با نام  جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی

در باره شهر کرج مینویسد:در خاور نهاوند ،ولایت "ایغارین"،یعنی دو ایغار ، واقع است و مرکز آن کرج نام داشت و برای این که با نقاط دیگری که کرج نام دارد اشتباه نشود آن  را کرج ابو دلف می گفتند . محل صحیح این کرج درست معلوم نیست آیا این کرج در نزدیکی ساروق و منطقه فراهان  است و به عبارتی همان زلف آباد است  ویا در نزدیکی کرهرود و آستانه می باشد ؟

ابن حوقل مورخ قرن چهارم در کتاب خود چنین آورده است: این شهر از بروجرد کوچکتر است ولی با این حال شهری مهم است که در روی بلندی ساخته شده است که دو فرسنگ طول دارد دو بازار دارد یکی مقابل در وازه بزرگ مسجد جامع و دیگری در کنار دروازه مقابل که انطرف در وازه بزرگ و فضایی هم بین دو بازار جا خوش کرده است . این شهر چندین گرمابه دارد و خانه های آن  خوش ساخت است که غالبا " از خشت و گل میباشند با غات زیادی نداشته و اندک زمین اطراف شهر حاصل خیز است  بر همین اساس مشخص است که شهر کرج ابودلف در منطقه ای حدودا" کوهستانی بنا شده است زیرا اشاره می کند که اندک زمین های اطراف شهر .

یا قوت حموی  اشاره ای دارد که مطالب ابن حوقل را کا ملتر می کند  وی چنین می گوید:کرج یک اسم فارسی است و اهالی انجا ،را کره می نامند و قلعه ای موسوم به فرزین دم دروازه کرج است .

حمد ا... مستوفی آدرس این شهر گمشده را بهتر و دقیق تر ترسیم می کند :کوه راسمند در شمال شهر کرج است و مانند کوه بیستون مشخص است و همانند سنگی سیاه است که به سقف سحاب در آمده است ....و چشمه ای که به خسرو منسوب است در انجا وجود دارد و در پای آن کوه مزارع کیستو که از مشاهیر مزارع عراق است به طول شش فرسنگ و عرض سه فرسنگ در شمال این کوه است وی دور این کوه را ده فرسنگ محاسبه می کند .

یاقوت حموی وحمدا... مستوفی معتقدند که شهر ساروق در امتداد رود خانه کرج و شمال این شهر می باشد و در عین حال ساروق را از توابع همدان محسوب می کند که واقعیت هم همین است زیرا هم فراهان و هم ساروق در تاریخ وابسته به همدان یعنی قدیمترین شهر ایرانی و مادی بوده است . در تاریخ ساروق را زینتستان و محل گنجینه هاو خزاین همدان دانسته اند و فراهان را پسر همدان خوانده اند .  

در تاریخ و مشا بهت اسمی بین دلف آباد چنین استنباط میشود که ابودلف عجلی (قاسم بن عیسی) سردار هارون الرشید دَلَف آباد (ذلف آباد) فراهان را که روستایی دو طبقه بود بنا کرد که قسمتی از آن در روی زمین و قسمتی از آن در زیر زمین بوده که مردم در مواقع خطر به نقب های زیر زمینی پناه می بردند بنا کرده است. در این محل شهری ساخت که دو طبقه بود گر چه بنا به فرمایش استاد مجتبی بر ز آبادی و مقاله ارزشمند این که مقایسه ای بین شهر زیر زمینی شانکهای چین و زلف آباد که براین نظر می باشند که زلف آباد حتی بسیار قدیمی تر از این شهر چینی است و چنین  گفته می شود که همه روستاهای فراهان از راههای زیرزمینی به هم وصل بوده و در مواقع خطر به هم یاری می رساندند نظیر این حفره ها در روستاهای مشهد، فرمهین ،کودزر ،دستجان  ،تبرته ،ماسترو بورقان مشاهده شده است. و گاو خل معروفترین مثال در این باره استکه در صحبت های مردم منطقه در روستاهای کودزر دستجان هم شنیده ام و در کل فراهان هم می گویند که گاوی گم میشود و پس از ۷روز یا بیشتر از همدان سر در می آورد که پژوهشگر ارجمند  جناب آقای مرتضی فمی در کتاب تاریخ و جغرا فیای تفرش فراهان و آشتیان نیز به آن اشاره فرموده اند  . البته ساخت خُل ها یا راههای زیرزمینی بی تردید قبل از خاندان ابودلف بوده است و در ایران باستان هم رایج بوده در مطالعات میدانی و مشا هدات منطقه ای نگارنده در روستا کودزر که سر تاسر  روستا دارای نقب های  زیر زمینی است که حتی یک خانه قدیمی هم مستسنی نیست در خانه اجدادی نگارنده از این نقب ها در دهه ۴۰ ۱۳و ۵۰ 13 برای نگهداری زمستانی دام ها استفاده می شد و حتی یکبار هم در کوچه های کودزر ریزش آ وار و پیدا شده این نقب ها را دیده ام   و شنیده ها از مردم دستجان و تبرته  هم حکایت از این دارد که در این روستا ها نیز راههای زیر زمینی وجود دارد .

ابودلف از خانواده عجلی یکی از طوایف بزرگ عرب بوده و نسبت او پس از 38 پشت به آل عدنان می رسیده ادریس بن محقل بن شیخ بن عمیر العجلی اولین کسی است که از این خاندان وارد رساتیق اصفهان و سلسله جبال شده این شخص در همدان و رستاق کوزدر املاک و مزارع اشخاص را گرفت و در زمان هشام ابن عبدالملک افراد وی یکی از تجار منطقه را کشتند به همین علت ادریس را به کوفه فرستادند و در آنجا زندانی شد و پسرش عیسی روانه کرج (آستانه) شد و قلعه ای در آنجا بنا کرد و این خاندان از آن پس در رستاق فائق آمده در کنار کره (آستانه و کرهرود) ساکن شدند.

ابودلف در ابتدا برای سرکوبی بابک خرمدین به دستور خلیفه با افشین متحد شد ولی بعدها که مورد سوء ظن افشین قرار گرفت و توسط یکی از اقوام خود نجات یافت به علت بدبینی نسبت به خلیفه به سمت بابک متمایل شد و در لشکر بابک وارد گردید.

مرحوم استاد زرین کوب بروجرد ی در کتاب دو قرن سکوت اشاره فرموده :«ابودلف قاسم بن عیسی عجلی که بیشتر از یاران محمد امین (پسر هارون الرشید) بود بعدها نزد مأمون برادر امین تقرب و مکانتی یافت و از نامداران عرب محسوب می شد و به واسطه فضل و سخا و ذوق خود درباره معتصم، افشین ولایت جبل را داشت. ابودلف از جانب او در بلاد دیلم غزا می کرد در جنگ بابک با او در آذربایجان بود و دلاوری هایی در جنگ نشان  داد که او را منظور خلیفه قرار داده بود. امّا افشین پیشرفت های او را به دیده رشک نشان می داد و برای تباه کردن و برانداختن وی نقشه ها و نیرنگ ها بکار می برد».

(برای کسب اطلا عات بیشتر به تاریخ بیهقی-ماجرای بودلف و افشین - مراجعه شود)

خاندان ابودلف در ایالت جبال در حکم   مرز دار بودند و حکومت نیمه مستقلی تشکیل دادند. خاندان ابودلف در حومه فراهان و کرج (کرهه) کره که حدود آستانه فعلی باشد قصری را بنا کردند و مدتها در آن حکم رانی کرده و افراد خاندان خود را به اطراف می فرستادند.

منطقه فراهان  کوزدر دور آخر (مشک آباد) و  نهاوند جزء منطقه ایغارین بوده است ایغا ربه معنی زمین های بخشوده شده از مالیات بوده است که از جانب مأمون خلیفه عباسی به ابودلف قاسم بن عیسی عجلی حاکم اصفهان و فراهان واگذار شده بود (210 هـ) که به تصریح یا قوت حموی و معجم البلدان بوده و با متن تاریخ قم مغایرت دارد.

شهر کرج بر روی بلندی بنا شده بود و به علت فاصله یی که بین ابنیه آن وجود داشت دو فرسخ طول آن می شد، در بازار با فاصله بسیار و چندین گرمابه و قصر از این شهر نوساز که خانه های خوش ساخت و باغهای زیبا داشت شهری کوچک ولی ارزشمند بوجود آورده بود قلعه آن به وسیله عیسی بن ادریس بن معقل عجلی از دلاوران و ماجراجویان عرب که از سالها قبل در این نواحی تاخت و تاز می کرد بنا شد ولی در سالهای بعدی حکومت این نواحی به پسرش قاسم بن عیسی معروف به ابی دلف عجلی واگذار شد (حدود 210 هـ) و وی بنای ناتمام قلعه کرج را به پایان برد و به نام وی کرج ابی دلف خواهنده شده وی پس از پایان بناء به همراه تمام عشیره و موالی خویش به آنجا نقل مکان کرد و کرج را مرکز حکمرانی خویش در همه نواحی ایغا رین ساخت و در دفع راهزنان و طرد اکرادکه در این حدود از سالها قبل کاروانهایی را که  به خراسان و جبال می رفتند غارت می شدند شجاعت و جدیت بسیار به خرج داد و با سعی وی امنیت و آبادی یافت وی علاوه بر جنگجویی و سلحشوری اهل شعر و غنا هم بود در بغداد از اصحابو نزدیکان خلیفه امین فرزند ار شد هارون الرشید بود و از مقربان وی محسوب می شد. و در اختلافی که بین دو برادر امین و مأمون پدید آمد جانب امین را داشت وی در ابتداء از جانب علی بن عیسی بن ماهان سردار امین  ولایت جبال و حکومت نواحی همدان و اصفهان قم و نهاوند را یافت. [سیوطی – تاریخ الخلفاء 298

ابودلف علاوه بر اینکه فرمانده و سرداری شایسته برای خلیفه عباسی بود در عین حال شاعر و ادیبی توانا و اهل غنا و ذوق موسیقی بود وی فراهان و منطقه کرج (کرهرود) را به یک کانون شعر و ادب عربی تبدیل کرد و قطران نحوی با وی دوستی داشت و معلم و مربی فرزندان وی بود شعرای زیادی به محضر او می آمدند و از شجاعت و دلاوری های وی قصاید و اشعار می خواندند. خود وی اهل شعر بود که نمونه هایی از آن باقی است که بر صد ورق بالغ می شده است کتابهایی بنام سیاست الملوک و البزاه والمیر هم به او منسوبست [الفهرست 185] که آثاری از آنها وجود ندارد و عناوین آنها حکایت از تربیت اشرافی و تا حدی مبین تاثیر پذیری وی از  فرهنگ اشرافی ایرانی است .جد وی ادریس ابن معقل از حدود حیره به نواحی جبال آمده بود و در اطراف کرج (کرهرود) ساکن شد.

 

بعد از ابودلف (وفات 226 هـ) پسرش عبدالعزیزبن قاسم به حکومت همدان را نیز ضمیمه ایغارین کرد وی علیرغم میل باطنی خلیفه که حکومت نواحی همدان و اصفهان را به امیران و ترکان خانه زاد و وابسته به خودمی - از جمله وصیف و موسی بن بغا – واگذار کرده بود قدرت و عظمت خود را در منطقه حفظ کرد و تا حدی که وصیف ترکی وقتی حکومت جبال را از جانب خلیفه بدست آورد عبدالعزیز را به نیابت خویش انتخاب نمود. حاکم منطقه فراهان و کرهرود به همراه پسرش احمد در اصفهان مبادرت به ساختن قصرها و بناهای عالی اقدام نمودند که مدتها بعد از آنها باقی بود به حدی که وقتی مرداویج بن زیاد دیلمی اصفهان را به پایتختی انتخاب نمود باغها و قصرهای احمدبن عبدالعزیز را برای سکونت خود مهیا کرد عبدالعزیز در جنگی که با لشکر موالی بن بغا و به فرماندهی مفلح غلام خلیفه که برای تسخیر منطقه جبال در سال 253 فرستاد شکست خورد و مادرش هم در کرج به اسارت ترکان مقرب خلیفه درآمد با وجود اینکه اصفهان را از دست داد ولی حکومت کرج و فراهان را توانست برای سالها حفظ نماید.

در شعبان سال  280 هـ رافع به علت ترس از عمر و لیث از در دوستی با عمرولیث برآمد و با وی مصالحه نمود و متعر ض وی نشد خلیفه عباسی معتضد در سال 281 هـ به علت تهدید دائم علویان طبرستان و درگیریهای رافع و عمر و لیث برای رسیدگی به امور نواحی شرقی خلافت و سر و سامان دادن آن به حدود ولایت جبال سفری کوتاه انجام داد. خلیفه ری را با همدان و قزوین به پسرش علی بن معتضد به نام المکتفی بالله که بعدها خلیفه شد واگذار کرد و اصفهان ، نهاوند ، کرج کوزدر و فردجان را هم به عمربن عبدالعزیز تفویض نمود و خود با عجله به بغداد بازگشت. 

 بنا به استناد [مروج الذهب و تاریخ قم] خاندان ابودلف مثل جد خود ابودلف عجلی غالباً به تشیع معروف بوده اند در مورد ابودلف (قاسم بن عیسی) آنچه از علاقه او به اولاد علی (ع) نقل است حاکی از صدق و اخلاص به نظر می رسد گرچه خلاف این علاقه از پسرش دلف بن قاسم نقل است. به هر حال دلف بن قاسم یک استثنا می باشد ولی از سایر امراء خاندان هم تولای اهل بیت نقل شده است از جمله احمد بن عبدالعزیز که یکی از سادات موسوی علی بن الحسین رابر قسمتی از لشکر خویش فرماندهی داده بود ه که این امر مورد رضایت خلیفه نبود همچنین وی در حق ابوجعفر موسی بن محمد که از کوفه به قم و کاشان آمده بود احتمالاً وی از فرزندان امام رضا (ع) بود که مورد احترام احمدبن عبدالعزیز از خاندان عجلی قرار گرفت و به وی خلعتهای بسیار و هدایای فراوانی بدو بخشید و مقرّر کرد که هر سال یک هزار مثقال طلا با یکسراسب مسرج بدو دهند و وی را بسیار عزیز می داشت.

و با مدنظر قرار دادن تاریخ قم بنظر می رسد که شیعه مذهب بوده باشند ود و یا ارادتی به  خاندان عصمت و طهارت  داشتند. برای نمونه ابن جعفر موسی بن محمدبن علی بن موسی علیهم اسلام قصد عبدالعزیز ابن دلف کرد و عبدالعزیز او را اعزاز و اکرام نمود و خلعتها و مرکبها بخشید و وظیفه (حقوق) سالیانه معین کرد چنانچه مستغنی شد و بعد از آن احتیاج نبود که به شهرهای دیگر رود به جهت وجه معاش و بقم املاک خرید و آب و زمین پیدا کرد و متوطن شد. ابن جعفر از سادات حسینیه از سادات رضائیه و از فرزندان، امام رضا (ع) بود و اولین کسی که از سادات رضویه به قم آمد.[1]

به هر تقدیر شکی نیست که زلف آباد را قاسم ابن عیسی اجلی بنا کرده است و خود نیز مدتی در آن ساکن شده. خاندان ابو دلف مدت دو قرن در فراهان حکومت داشته اند و افرادی از این خاندان در منطقه ساکن بودند و به عمران و آبادانی هم علا قمند بودند . اما شهر کرج که مورخان اشاره زیادی به آن کرده اند که در مسیر جاده اصفهان بوده است  بدون تردید در جنوب غربی اراک فعلی و در استانه و حدود کرهرود دایر بوده است که جنوب ساروق می باشد . ولی این کرج که با شهر کرج در نزدیک تهران مشا بهت اسمی دارد



[1]- ص 216 تاریخ قم

نویسنده : ابراهیم گودرزی فراهانی زمستان ۱۳۸۹