شگرد های تبلیغاتی جدید روسیه
روزنامه نیویورکتایمز در یک مستند سهقسمتی اقدام به افشا و بررسی تکنیکهای کاگب که اکنون در سرویسهای امنیتی روسیه استفاده میشوند پرداخته استفیکنیوز، این واژه چندین دهه پیش اختراع شد، نام اصلی آن زمانی активные мероприятия بود و از دل KGB به وجود آمد. این پروسه مثل یک ویروس عمل میکرد؛ این ویروس سیاسی، پس از نفوذ، بهآرامی دشمن خود را از درون نابود میکرد و این احتمال وجود دارد که شما نیز بدان مبتلا شده باشید.
برای شروع به جولای 1983 بازمیگردیم؛ به دهلینو در هند. یک مقاله بهظاهر ساده اما بسیار مهم در یک مجله انگلیسیزبان محلی به چاپ رسید، این مقاله ادعا میکرد که ویروس ایدز توسط دولت ایالاتمتحده بهصورت بیولوژیکی برای کشتن همجنسگرایان و سیاهپوستان تولیدشده و در حال گسترش و توزیع است. این مقاله حتی محل این اتفاق را در ایالت مریلند معرفی کرده بود، پادگان دیتریک.
ممکن است بگویید که اینیک مقاله زرد در یک روزنامه ناشناس است، اما بگذارید چند سال جلوتر برویم؛
12 سپتامبر 1985، این داستان در سرتاسر آفریقا پخش شد و سال بعدازآن در 1986،یک مقاله علمی توسط دو زیستشناس آلمانی شرقی به نام جیکوب و آلیس سیگال چاپ شد که ادعا میکرد ویروس ایدز در آمریکا تولیدشده است. یک ماه بعد، به دلیل وجود پشتوانه علمی، مقالات مشابه در کنیا، بنگلادش، بلغارستان، کامرون، فنلاند، پاکستان و روزنامه دیلی اکسپرس انگلستان به چاپ رسید. درنهایت آخرین حلقه این پازل تکمیلشده و در 30 مارس 1987، سخنگوی شبکه خبری CBS که شبکهای ملی و تلویزیونی در آمریکاست در بخش خبر خود اعلام کرد، یک مقاله چاپشده در شوری ادعا میکند ویروسی که باعث ایدز میشود، از یک پایگاه نظامی در آمریکا که برای تولید سلاح بیولوژیکیآزمایش انجام میداده، نشت کرده است.
تا اواخر سال 1987، تعداد بسیاری از کشورهای دنیا، این "فیکنیوز" را منتشر کرده بودند. در ادامه بررسی میکنیم که در پشت پرده این اتفاق چه بوده است. در تصویر یک، استنس لاولفچنکو، در وسط لاتیس لاویتمن و در راست، یوری بزمینوف را مشاهده میکنید. این سه نفر، برای KGB کار میکردند و سپس به دولت آمریکا پناهنده شدند. بیشتر اطلاعات موجود در مورد کاگب از این سه جاسوس بهدستآمده است. بزمینوف میگوید که تنها 15% از زمان و انرژی افسران و کارمندان کاگب صرف عملیات تخریبی و فیزیکی میشد؛ باقی 85% از زمان و انرژی صرف یک پروسه بسیار طولانی به نام تغییر ایدئولوژی یا تغییر شرایط فعال یا انگلیسی آن، اکتیو مژر (активные мероприятия) میشد. درواقع اکتیو مژر، یک واژه محترمانه برای یاوهگویی بود استراتژیکترین، ماهرانهترین و مخربترین ادعای دروغی که شما بتوانید تصور کنید؛ هدفش این بود که در جامعه آمریکا، دید شما نسبت به واقعیت را آنگونه تغییر دهد که سوای وجود مقدار قابلتوجه اطلاعات صحیح، شما نتوانید از خود، خانواده،اجتماع وکشورتان دفاع کنیددر چارت سازمانی کاگب، دپارتمانی به نام دپارتمان A وجود داشت که وظیفه آن، انتشار اطلاعات غلط از سه روش عمده زیر بود:
-جعل اطلاعات
-تأثیرگذاری بر، و یا ایجاد افراد مؤثر بر افکار عمومی (اینفلوئنسر
-چاپ و نشر مقالات دروغ در نشریات معتبر
این دپارتمان بودجهای چندین میلیون دلاری داشت. به گفته لاولفچنکو، حدود 15000 نفر در شوروی و خارج از شوروی از زیرمجموعههای مستقیم این دپارتمان بودند. تعداد نفراتی بسیار بیشتر از تمام مجموعه وزارت خارجه آمریکا پس از حمله 11 سپتامبر 2001. از میان این سه، لاویتمن هنوز زنده است؛ این روزها، نام خود را به لری مارتین تغییر داده و 87 سال سن دارد. او میگوید اولین عملیاتش احداث یک فاحشهخانه در آلمان شرقی بود تا بتواند سیاستمداران را به دام انداخته و از آنها فیلم و عکس تهیه کند. او حتی در یک عملیات، اسناد واقعی،متعلق به آلمان نازی را در یک دریاچه غرق کرد و آنها را پس از مدتی "اتفاقی" دوباره پیدا کرده و بهوسیله آن علیه آلمان غربی بحران سیاسی ایجاد کرد. تخصص اصلی او در تولید اطلاعات غلط بود (Disinformation)؛ ممکن است آن را با پروپاگانده اشتباه بگیرید،اما پروپاگاندا، تلاش میکند تا به شما بقبولاند چیزی که وجود دارد، درست یا غلط است. اما در Disinformation یک نگاه سامانمند وجود دارد، که در یک پروسه معمولاً طولانی شمارا بهغلط فریب داده و به باور به چیزی مطمئن میکند. امروزه همه این موضوع را بانام فیکنیوز میشناسند. تولید اطلاعات غلط بهقدری اهمیت داشت که هر عضو کاگب موظف بود 25% از زمان خود را در هرروز به تولید ایدهها برای انتشار اطلاعات غلط اختصاص دهد. در پایان هرسال، مأموران کاگب بر اساس تعداد پیشنهادهای خود برای ایجاد اطلاعات غلط (disinformation) ارزیابی میشدند. ازجمله ادعاهاییکه کاگب تخم آنها را کاشت و هنوز هم میوه میدهد، ادعای قتل پرزیدنت کندی و ادعای اقدام به ترور پاپ توسط CIA، و ادعای خرید کودکان از آمریکای جنوبی توسط ثروتمندان آمریکایی برای استفاده از اعضای بدنشان همه و همه توسط کاگب منتشر شدند. در مصاحبهای با یوری کلوچین، یکی دیگر از جاسوسان کاگب، او عنوان میکرد هدف و استراتژی ما همیشه این بود که برای اولین بار در یک کشور جهان سوم مقالهای را منتشر کنیم، مانند هند یا تایلند؛ زیرا در این کشورها، خبرنگاران بهراحتی فریب داده میشدند و یا رشوه قبول میکردند.
همان مقالهای که در 1983 در هند چاپشده بود، در 1985 دریکی از معروفترین روزنامههای روسیه چاپ شد، و منبع این خبر کجا بود؟ درست حدس زدید، همان مقالهای که در هند چاپشده بود. حال به 1986 میرویم؛ کاگب تصمیم گرفت که بهدروغ خود مشروعیت بیشتری ببخشد، برای همین به دنبال یک دانشمند میگشت، کسی که بتواند یک چهره انسانی برای ادعای آنها بوده و دروغشان را با دیتا و فکت پشتیبانی کند. معرفی میکنم:
تصویر دو دکتر جاکوب سیگال و همسرش، آلیس. این دو نفر، چهره علمی پشتیبان ادعای دروغ کاگب و شوروی در مورد شیوع ایدز از آمریکا بودند. کاگب اطمینان حاصل کرد که این مقاله علمی در سرتاسر آفریقا توسط روزنامهنگاران مطالعه شود، و ازآنجا نیز این داستان به سرتاسر کره خاکی شیوع پیدا کرد. 100 گزارش خبری در 80 کشور دنیا! و در مارس 1987، کاگب به هدف خود رسید، اعلام خبر از رسانه رسمی در آمریکا. داستانی که در 1983 شروع کردند، پس از 5 سال در 1987 جواب داد.
نام این کمپین در کاگب، OPERATION INFEKTION نام داشت. وزارت خارجه آمریکا اقدام به مقابله با این کمپین کرد. آنها یک کارگروه تشکیل دادند که افراد در آن بهصورت نیمهوقت کار میکردند و هر هفته یا دو هفته یکبار جلسه داشتند؛ آنهم در مقابل یک ارتش 15 هزارنفره. همان کارگروه کوچک نیز جدی گرفته نمیشد. بااینحال تأثیر خود را میگذاشت. گزارشهای این کارگروه به دست وزیر خارجه رسید و او این گزارشهای را به میخائیل گورباچوف داد؛ او نیز چند روز بعد، در ملاقات با پرزیدنت ریگان، در کمال تعجب همه، قول داد که عذرخواهی کند و دپارتمان A را منحل سازد پس از 1991 که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید؛ همه گمان میکردند که مسئله حلشده است؛ اما این گروه از افسران کاگب، هنوز وجود داشتند و حکومت جدید روسیه آنها را حمایت میکرد. فراموش نکنید که افسران کاگب 25% از زمان خود را صرف تولید اطلاعات غلط میکردند و در این کار مهارت داشتند. یکی از این افسران جوان که در 1975 به استخدام کاگب درآمده بود، ولادیمیر پوتین بود،
پس از سقوط شوروی، همه فکر میکردند که عملیات دروغ آنها نیز متوقفشده است. معنی دیگرش این بود که دیگر کار ولادیمیر پوتین در کاگب به اتمام رسیده بود. اما پس از یک دهه، او بازگشت، ابتدا بهعنوان ریاست سازمان کاگب که به FSB تغییر نام داده بود، و پسازآن بهعنوان رئیسجمهور روسیه پوتین فرزند کاگب بود، با آن بزرگشده بود و ذرهذره وجودش با تاریخچه سیاه آن سازمان گرهخورده بود. بهمحض رسیدن به ریاست جمهوری، او دست بکار شد. در چند سال اول ریاست جمهوری خود او تکنیکهای قدیمی را بر روی مردم خودش در روسیه پیادهسازی کرد، پسازآن محدوده نفوذ خود را گسترش داد
در سال 2005 شبکه جهانی راشاتودی را به شعار "بیشتر بپرسید" پایهگذاری کرد؛ او اکنون با این شبکه در خانه میلیونها آمریکایی حضور داشت. (دقیقاً جمهوری اسلامی نیز با تقلید کورکورانه، چندین شبکه به زبانهای مختلف با پول و سرمایه مردم ایران برای گسترش "عمق استراتژیک" احداث کرد). اختلاف بین اوکراین و گرجستان در سال 2008، به پوتین اجازه داد که تئوریهای خود را در یک فضای بزرگتر و بحران واقعی به آزمایش بگذارد، و در 2013، او به تأمین مالی و تأسیس نهادی به نام "آژانس تحقیقات اینترنتی" اقدام کرد. اینها همه تکههای پازلی بود که این شخصیت پلید در حال چیدن کنار هم بود. اقتصاد و نفوذ روسیه در مقابل دولتهای غربی متحد، کوچک و ضعیف بود؛ پوتین بهخوبی میداند که اگر کشورهای غربی را علیه یکدیگر بشوراند و آنها را در مقابل یکدیگر قرار دهد، ناگهان قدرت روسیه چندین برابر خواهد شد و او میتواند یکی پس از دیگری این کشورها را تسخیر کند (مثلاً اوکراین را باقدرت نظامی، و آلمان را با کمک نیازش به گاز طبیعی). او میکوشد که نظم جهانی را با توجه به نیازهای خود تغییر دهد، و پخش اطلاعات غلط (Disinformation) نیز یکی از محبوبترین ابزاری است که پوتین به آن علاقه دارد.
تصویر سه کارآگاهها، تاد لونتال (چپ) و کاثلین بلی در زمان جوانی خود در دوران جنگ سرد و حتی پیش از آن به مبارزه با کمپینهای فریب شوروی و اخیراً روسیه مشغول بودهاند، آنها عنوان میکنند که برای پیادهسازی استراتژی خود، ولادیمیر پوتین همیشه به کتاب راهنمای خود که در کاگب آن رااز برکرده بود، دوباره و دوباره رجوع میکرد. این کتاب راهنما و دستورالعملهایش بهگونهای طراحیشده بودند که تفکر، رفتار و درک افراد و دولتهایی که هدف قرار داده است را برای منافع مشخص تغییر دهد. کاثلین میگویند روسها در آنچه انجام میدهند خبره شدهاند؛
موضوعی را متذکر شوم: حال ممکن است با خود بپرسید که آیا آمریکا از این کارها انجام نمیدهد؟ پاسخ بله است، آمریکا بارها سعی کرده تا بر انتخابات دیگر کشورها تأثیر بگذارد، اما تفاوت آنها این است که در آمریکا حتی سازمانهای اطلاعاتی موظف به پاسخگویی به کنگره هستند، برخلاف روسیه و دیگرکشورهای دیکتاتوری که نه پاسخگو هستند و نه کسی شهامت پرسیدن سوأل از آنها را دارد.
چند هفته پیش از انتخابات، ناگهان خبری پخش شد که در یک پیتزافروشی- تصویر چهار-، هیلاری کلینتون و دوستانش، روسپیخانهای احداث کردند که در آن به تجاوز به کودکان مشغولاند. این خبر بهقدری ریشه دواند که یک آمریکایی با اسلحه به آن رستوران رفته و در آنجا شلیک کرد. اما این خبر،یک فیکنیوز، متولدشده از کتاب راهنمای کاگب بود.
حال این کتاب راهنما چیست؟ برای این موضوع، سخنان متخصصان را کنار هم میگذاریم. در تصویر و سمت راست، شما اد لوکاس را میبینید، که برای دههها روسیه را ابتدا بهعنوان ژورنالیست و اکنون بهعنوان تحلیلگر ضداطلاعات مطالعه کرده است، در وسط شما خانم دکتر کلر والدوز را میبینید، ایشان دردانشگاه هاروارد متخصص تحقیقات اینترنتی است که دروغهای اینترنتی را بهصورت علمی از 2008 دنبال میکند؛ در سمت چپ، شما کلین واتس را میبینید، افسر سابق ضداطلاعات @FBI و ارتش آمریکا که برای سالیان متمادی است این کمپینهای دروغ روسیه را به همگان هشدار میدهد. با چیدن سخنان متخصصان، کارآگاهها و جاسوسان (که در قسمت اول معرفی نمودیم) کنار یکدیگر، محتوای این کتاب راهنما را به روش مهندسی معکوس به دست آوردیم که در ادامه آن را مطالعه خواهید کرد؛ یک دستورالعمل قدمبهقدم هفت مرحلهای که در طول زمان ضریب اطمینان عملیاتی بودن بارها اثباتشده
- را مورد بحث قرار میدهد . از این راه از قاعده های حساب برای جمع ، تفریق ريال ضرب و تقسیم چند جمله ای استفاده می کند . او عدد منفی را عدد ناقص و عدد مثبت را عدد زیادتی یا عدد اضافی می نامد و از جمله از رابطه
آزاد کرد توانست به سادگی عبارتهایی که شامل توان چهارم و یا پنجم مجهول باشد به کار برد زیرا مجذور x یعنی مربع یه ضلع و مکعب یعنی مکعبی به ضلع x بود و فضای ما فضای سه بعدی است و برای نمونه
معانیی ندارد







