شگرد های تبلیغاتی جدید روسیه


روزنامه نیویورک‌تایمز در یک مستند سه‌قسمتی اقدام به افشا و بررسی تکنیک‌های کا‌گ‌ب که اکنون در سرویس‌های امنیتی روسیه استفاده می‌شوند پرداخته استفیک‌نیوز، این واژه چندین دهه پیش اختراع شد، نام اصلی آن زمانی активные мероприятия بود و از دل KGB به وجود آمد. این پروسه مثل یک ویروس عمل می‌کرد؛ این ویروس سیاسی، پس از نفوذ، به‌آرامی دشمن خود را از درون نابود می‌کرد و این احتمال وجود دارد که شما نیز بدان مبتلا شده باشید.

برای شروع به جولای 1983 بازمی‌گردیم؛ به دهلی‌نو در هند. یک مقاله به‌ظاهر ساده اما بسیار مهم در یک مجله انگلیسی‌زبان محلی به چاپ رسید، این مقاله ادعا می‌کرد که ویروس ایدز توسط دولت ایالات‌متحده به‌صورت بیولوژیکی برای کشتن هم‌جنس‌گرایان و سیاه‌پوستان تولیدشده و در حال گسترش و توزیع است. این مقاله حتی محل این اتفاق را در ایالت مریلند معرفی کرده بود، پادگان دیتریک.

ممکن است بگویید که این‌یک مقاله زرد در یک روزنامه ناشناس است، اما بگذارید چند سال جلوتر برویم؛

12 سپتامبر 1985، این داستان در سرتاسر آفریقا پخش شد و سال بعدازآن در 1986،یک مقاله علمی توسط دو زیست‌شناس آلمانی شرقی به نام جیکوب و آلیس سیگال چاپ شد که ادعا می‌کرد ویروس ایدز در آمریکا تولیدشده است. یک ماه بعد، به دلیل وجود پشتوانه علمی، مقالات مشابه در کنیا، بنگلادش، بلغارستان، کامرون، فنلاند، پاکستان و روزنامه دیلی اکسپرس انگلستان به چاپ رسید. درنهایت آخرین حلقه این پازل تکمیل‌شده و در 30 مارس 1987، سخنگوی شبکه خبری CBS که شبکه‌ای ملی و تلویزیونی در آمریکاست در بخش خبر خود اعلام کرد، یک مقاله چاپ‌شده در شوری ادعا می‌کند ویروسی که باعث ایدز می‌شود، از یک پایگاه نظامی در آمریکا که برای تولید سلاح بیولوژیکیآزمایش انجام می‌داده، نشت کرده است.

تا اواخر سال 1987، تعداد بسیاری از کشورهای دنیا، این "فیک‌نیوز" را منتشر کرده بودند. در ادامه بررسی می‌کنیم که در پشت پرده این اتفاق چه بوده است. در تصویر یک، استنس لاولفچنکو، در وسط لاتیس لاویتمن و در راست، یوری بزمینوف را مشاهده می‌کنید. این سه نفر، برای KGB کار می‌کردند و سپس به دولت آمریکا پناهنده شدند. بیشتر اطلاعات موجود در مورد کاگ‌ب از این سه جاسوس به‌دست‌آمده است. بزمینوف می‌گوید که تنها 15% از زمان و انرژی افسران و کارمندان کاگ‌ب صرف عملیات تخریبی و فیزیکی می‌شد؛ باقی 85% از زمان و انرژی صرف یک پروسه بسیار طولانی به نام تغییر ایدئولوژی یا تغییر شرایط فعال یا انگلیسی آن، اکتیو مژر (активные мероприятия) می‌شد. درواقع اکتیو مژر، یک واژه محترمانه برای یاوه‌گویی بود استراتژیک‌ترین، ماهرانه‌ترین و مخرب‌ترین ادعای دروغی که شما بتوانید تصور کنید؛ هدفش این بود که در جامعه آمریکا، دید شما نسبت به واقعیت را آن‌گونه تغییر دهد که سوای وجود مقدار قابل‌توجه اطلاعات صحیح، شما نتوانید از خود، خانواده،اجتماع وکشورتان دفاع کنیددر چارت سازمانی کاگ‌ب، دپارتمانی به نام دپارتمان A وجود داشت که وظیفه آن، انتشار اطلاعات غلط از سه روش عمده زیر بود:

-جعل اطلاعات
-تأثیرگذاری بر، و یا ایجاد افراد مؤثر بر افکار عمومی (اینفلوئنسر
-چاپ و نشر مقالات دروغ در نشریات معتبر

این دپارتمان بودجه‌ای چندین میلیون دلاری داشت. به گفته لاولفچنکو، حدود 15000 نفر در شوروی و خارج از شوروی از زیرمجموعه‌های مستقیم این دپارتمان بودند. تعداد نفراتی بسیار بیشتر از تمام مجموعه وزارت خارجه آمریکا پس از حمله 11 سپتامبر 2001. از میان این سه، لاویتمن هنوز زنده است؛ این روزها، نام خود را به لری مارتین تغییر داده و 87 سال سن دارد. او می‌گوید اولین عملیاتش احداث یک فاحشه‌خانه در آلمان شرقی بود تا بتواند سیاستمداران را به دام انداخته و از آن‌ها فیلم و عکس تهیه کند. او حتی در یک عملیات، اسناد واقعی،متعلق به آلمان نازی را در یک دریاچه غرق کرد و آن‌ها را پس از مدتی "اتفاقی" دوباره پیدا کرده و به‌وسیله آن علیه آلمان غربی بحران سیاسی ایجاد کرد. تخصص اصلی او در تولید اطلاعات غلط بود (Disinformation)؛ ممکن است آن را با پروپاگانده اشتباه بگیرید،اما پروپاگاندا، تلاش می‌کند تا به شما بقبولاند چیزی که وجود دارد، درست یا غلط است. اما در Disinformation یک نگاه سامانمند وجود دارد، که در یک پروسه معمولاً طولانی شمارا به‌غلط فریب داده و به باور به چیزی مطمئن می‌کند. امروزه همه این موضوع را بانام فیک‌نیوز می‌شناسند. تولید اطلاعات غلط به‌قدری اهمیت داشت که هر عضو کا‌گ‌ب موظف بود 25% از زمان خود را در هرروز به تولید ایده‌ها برای انتشار اطلاعات غلط اختصاص دهد. در پایان هرسال، مأموران کا‌گ‌ب بر اساس تعداد پیشنهاد‌های خود برای ایجاد اطلاعات غلط (disinformation) ارزیابی می‌شدند. ازجمله ادعاهاییکه کا‌گ‌ب تخم آن‌ها را کاشت و هنوز هم میوه می‌دهد، ادعای قتل پرزیدنت کندی و ادعای اقدام به ترور پاپ توسط CIA، و ادعای خرید کودکان از آمریکای جنوبی توسط ثروتمندان آمریکایی برای استفاده از اعضای بدنشان همه و همه توسط کا‌گ‌ب منتشر شدند. در مصاحبه‌ای با یوری کلوچین، یکی دیگر از جاسوسان کا‌گ‌ب، او عنوان می‌کرد هدف و استراتژی ما همیشه این بود که برای اولین بار در یک کشور جهان سوم مقاله‌ای را منتشر کنیم، مانند هند یا تایلند؛ زیرا در این کشورها، خبرنگاران به‌راحتی فریب داده می‌شدند و یا رشوه قبول می‌کردند.
همان مقاله‌ای که در 1983 در هند چاپ‌شده بود، در 1985 دریکی از معروف‌ترین روزنامه‌های روسیه چاپ شد، و منبع این خبر کجا بود؟ درست حدس زدید، همان مقاله‌ای که در هند چاپ‌شده بود. حال به 1986 می‌رویم؛ کا‌گ‌ب تصمیم گرفت که به‌دروغ خود مشروعیت بیشتری ببخشد، برای همین به دنبال یک دانشمند می‌گشت، کسی که بتواند یک چهره انسانی برای ادعای آن‌ها بوده و دروغشان را با دیتا و فکت پشتیبانی کند. معرفی می‌کنم:
تصویر دو دکتر جاکوب سیگال و همسرش، آلیس. این دو نفر، چهره علمی پشتیبان ادعای دروغ کا‌گ‌ب و شوروی در مورد شیوع ایدز از آمریکا بودند. کا‌گ‌ب اطمینان حاصل کرد که این مقاله علمی در سرتاسر آفریقا توسط روزنامه‌نگاران مطالعه شود، و ازآنجا نیز این داستان به سرتاسر کره خاکی شیوع پیدا کرد. 100 گزارش خبری در 80 کشور دنیا! و در مارس 1987، کا‌گ‌ب به هدف خود رسید، اعلام خبر از رسانه رسمی در آمریکا. داستانی که در 1983 شروع کردند، پس از 5 سال در 1987 جواب داد.
نام این کمپین در کا‌گ‌ب، OPERATION INFEKTION نام داشت. وزارت خارجه آمریکا اقدام به مقابله با این کمپین کرد. آن‌ها یک کارگروه تشکیل دادند که افراد در آن به‌صورت نیمه‌وقت کار می‌کردند و هر هفته یا دو هفته یک‌بار جلسه داشتند؛ آن‌هم در مقابل یک ارتش 15 هزارنفره. همان کارگروه کوچک نیز جدی گرفته نمی‌شد. بااین‌حال تأثیر خود را می‌گذاشت. گزارش‌های این کارگروه به دست وزیر خارجه رسید و او این گزارش‌های را به میخائیل گورباچوف داد؛ او نیز چند روز بعد، در ملاقات با پرزیدنت ریگان، در کمال تعجب همه، قول داد که عذرخواهی کند و دپارتمان A را منحل سازد پس از 1991 که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید؛ همه گمان می‌کردند که مسئله حل‌شده است؛ اما این گروه از افسران کا‌گ‌ب، هنوز وجود داشتند و حکومت جدید روسیه آن‌ها را حمایت می‌کرد. فراموش نکنید که افسران کا‌گ‌ب 25% از زمان خود را صرف تولید اطلاعات غلط می‌کردند و در این کار مهارت داشتند. یکی از این افسران جوان که در 1975 به استخدام کا‌گ‌ب درآمده بود، ولادیمیر پوتین بود،

پس از سقوط شوروی، همه فکر می‌کردند که عملیات دروغ آن‌ها نیز متوقف‌شده است. معنی دیگرش این بود که دیگر کار ولادیمیر پوتین در کا‌گ‌ب به اتمام رسیده بود. اما پس از یک دهه، او بازگشت، ابتدا به‌عنوان ریاست سازمان کا‌گ‌ب که به FSB تغییر نام داده بود، و پس‌ازآن به‌عنوان رئیس‌جمهور روسیه پوتین فرزند کا‌گ‌ب بود، با آن بزرگ‌شده بود و ذره‌ذره وجودش با تاریخچه سیاه آن سازمان گره‌خورده بود. به‌محض رسیدن به ریاست جمهوری، او دست بکار شد. در چند سال اول ریاست جمهوری خود او تکنیک‌های قدیمی را بر روی مردم خودش در روسیه پیاده‌سازی کرد، پس‌ازآن محدوده نفوذ خود را گسترش داد
در سال 2005 شبکه جهانی راشاتودی را به شعار "بیشتر بپرسید" پایه‌گذاری کرد؛ او اکنون با این شبکه در خانه میلیون‌ها آمریکایی حضور داشت. (دقیقاً جمهوری اسلامی نیز با تقلید کورکورانه، چندین شبکه به زبان‌های مختلف با پول و سرمایه مردم ایران برای گسترش "عمق استراتژیک" احداث کرد). اختلاف بین اوکراین و گرجستان در سال 2008، به پوتین اجازه داد که تئوری‌های خود را در یک فضای بزرگ‌تر و بحران واقعی به آزمایش بگذارد، و در 2013، او به تأمین مالی و تأسیس نهادی به نام "آژانس تحقیقات اینترنتی" اقدام کرد. این‌ها همه تکه‌های پازلی بود که این شخصیت پلید در حال چیدن کنار هم بود. اقتصاد و نفوذ روسیه در مقابل دولت‌های غربی متحد، کوچک و ضعیف بود؛ پوتین به‌خوبی می‌داند که اگر کشورهای غربی را علیه یکدیگر بشوراند و آن‌ها را در مقابل یکدیگر قرار دهد، ناگهان قدرت روسیه چندین برابر خواهد شد و او می‌تواند یکی پس از دیگری این کشورها را تسخیر کند (مثلاً اوکراین را باقدرت نظامی، و آلمان را با کمک نیازش به گاز طبیعی). او می‌کوشد که نظم جهانی را با توجه به نیازهای خود تغییر دهد، و پخش اطلاعات غلط (Disinformation) نیز یکی از محبوب‌ترین ابزاری است که پوتین به آن علاقه دارد.

تصویر سه کارآگاه‌ها، تاد لونتال (چپ) و کاثلین بلی در زمان جوانی خود در دوران جنگ سرد و حتی پیش از آن به مبارزه با کمپین‌های فریب شوروی و اخیراً روسیه مشغول بوده‌اند، آن‌ها عنوان می‌کنند که برای پیاده‌سازی استراتژی خود، ولادیمیر پوتین همیشه به کتاب راهنمای خود که در کا‌گ‌ب آن رااز برکرده بود، دوباره و دوباره رجوع می‌کرد. این کتاب راهنما و دستورالعمل‌هایش به‌گونه‌ای طراحی‌شده بودند که تفکر، رفتار و درک افراد و دولت‌هایی که هدف قرار داده است را برای منافع مشخص تغییر دهد. کاثلین می‌گویند روس‌ها در آنچه انجام می‌دهند خبره شده‌اند؛

موضوعی را متذکر شوم: حال ممکن است با خود بپرسید که آیا آمریکا از این کارها انجام نمی‌دهد؟ پاسخ بله است، آمریکا بارها سعی کرده تا بر انتخابات دیگر کشورها تأثیر بگذارد، اما تفاوت آن‌ها این است که در آمریکا حتی سازمان‌های اطلاعاتی موظف به پاسخگویی به کنگره هستند، برخلاف روسیه و دیگرکشورهای دیکتاتوری که نه پاسخگو هستند و نه کسی شهامت پرسیدن سوأل از آن‌ها را دارد.

چند هفته پیش از انتخابات، ناگهان خبری پخش شد که در یک پیتزافروشی- تصویر چهار-، هیلاری کلینتون و دوستانش، روسپی‌خانه‌ای احداث کردند که در آن به تجاوز به کودکان مشغول‌اند. این خبر به‌قدری ریشه دواند که یک آمریکایی با اسلحه به آن رستوران رفته و در آنجا شلیک کرد. اما این خبر،یک فیک‌نیوز، متولدشده از کتاب راهنمای کا‌گ‌ب بود.
حال این کتاب راهنما چیست؟ برای این موضوع، سخنان متخصصان را کنار هم می‌گذاریم. در تصویر و سمت راست، شما اد لوکاس را می‌بینید، که برای دهه‌ها روسیه را ابتدا به‌عنوان ژورنالیست و اکنون به‌عنوان تحلیلگر ضداطلاعات مطالعه کرده است، در وسط شما خانم دکتر کلر والدوز را می‌بینید، ایشان دردانشگاه هاروارد متخصص تحقیقات اینترنتی است که دروغ‌های اینترنتی را به‌صورت علمی از 2008 دنبال می‌کند؛ در سمت چپ، شما کلین واتس را می‌بینید، افسر سابق ضداطلاعات @FBI و ارتش آمریکا که برای سالیان متمادی است این کمپین‌های دروغ روسیه را به همگان هشدار می‌دهد. با چیدن سخنان متخصصان، کارآگاه‌ها و جاسوسان (که در قسمت اول معرفی نمودیم) کنار یکدیگر، محتوای این کتاب راهنما را به روش مهندسی معکوس به دست آوردیم که در ادامه آن را مطالعه خواهید کرد؛ یک دستورالعمل قدم‌به‌قدم هفت مرحله‌ای که در طول زمان ضریب اطمینان عملیاتی بودن بارها اثبات‌شده

جلال الدین جعفر برزابادی فراهانی شاعر و دانشمند قرن هشتم هجری

سیّدجلال‌الدین علی بن ابی منصور جعفری طیّاری بُرزآبادی فراهانی، معروف به «جلال جعفری»[1] شاعری فنّان و منقبت‌سرایی مشهور در مرکز ایران و نیز بغداد و حِلّه در سدة هفتم و هشتم هجری بوده است. نام این شاعرِ شیعی را تذکره‌نویسانِ فارسی، به پیروی از دولتشاه، اشتباهاً جلال/ جلال‌الدین جعفر ثبت کرده‌اند که البته نادرست است و بر اساس آنچه از منابع دست اوّل بر‌می‌آید، «جلال» نامِ شاعر نبوده، بلکه لقبِ او و صورتِ تخفیف‌یافتة «جلا‌ل‌الدین» است. همچنین «جعفر» طبقِ قرائتِ دولتشاه، باید نام شاعر و یا اگر با کسرة بُنُوَّتِ قبل از آن بخوانیم، نام پدرِ شاعر بوده باشد؛ در حالی که بر اساس امضایی/ رقمی که در آغازِ نسخة قواعدالاحکامِ علاّمه حلّی، موجود در کتابخانة مدرسة صدرِ بابل به شمارة 96 مورّخ 755 هـ.ق. به نقل از خطّ جلال ثبت است، نام شاعر، «علی» است و بر اساس بیشترین منابعِ کهن، او به «جلال جعفری» شهرت داشته است. نسبت «جعفریِ طیّاری» که او در برخی رقم‌های خود از آن استفاده کرده، حکایت از وابستگی او به خاندان طالبیان یا به عبارتِ دقیق‌تر سادات جعفری از اعقابِ جعفرِ طیّار (ذوالجناحین، ابوالمساکین برادرِ حضرت علی (ع) و شهید غزوة موته) دارد.[2]

آنچه در این مجال کوتاه در پیِ عرضة آنیم، بررسی دو نمونه خطّ از این شاعر فراهانی است که تاکنون مورد توجّه نبوده و در نوع خود ارزشمند است. این دو نمونه، یکی نسخه‌ای از مصحف (قرآن) است که شاعر در 712 هـ.ق. از کتابت و احتمالاً تذهیبِ آن فارغ شده و دیگری یادداشت ِحدیثی مهمّی است که او بر روی نسخه‌ای از بصائر الدّرجات، به سال 733هـ.ق قمری (سه سال قبل از وفاتش) در قم نوشته است.

این نمونه‌ها زمانی ارزش خاص خود را باز می‌یابد که بدانیم جلال در خوشنویسی، شاگردِ یاقوت مستعصمی است و به انواع خطوط رایج زمان خود آشنا بوده است. منبع این اطّلاع، ابیاتی از منظومة «کارنامة جلال جعفری» است که در نوع خود منحصر به فرد به نظر می‌رسد:

... جلال جعفری رفته به بغداد
ز اشرف راهِ آزادی گرفته
چه طومار و چه ثلث و چه محقّق
بَسی مصحف نبشته روشن و خوش
ز چشم تیره، تاریکی زدودی
هزاران دُرج، هر یک دُرجِ گوهر
به نامه بر زدن تعلیق شیرین
قلم در دست او برق درخشان
اگر دعوی به سرعت درسرشتی
به یک هفته تمامش کرده بودی

که باد آن باغِ داد و دانش، آباد
خط از یاقوت بغدادی گرفته
چه ریحان و چه نسخی سِحر مطلق
به زیبایی چو دیبای منقّش
ز جان خیره، نادانی ربودی
خط و لفظش یک از یک دلگشاتر
عبارتــهـــــاء مصــــنوع نـــــگارین
نَبُد سوزان ولیکن بُد درفشان
به روزی سبعی از مصحف نوشتی
سوادش بر بیاض آورده بودی...[3]

***

ز نقّاشی همیدون داشت بخشی
ولی خطّاطیش بودی فزون‌تر

زدی بر دفتر و بر جامه نقشی
وزانش بیشتر حاصل شدی زر[4]

اگرچه تاریخ‌نویسان هنر خوشنویسی، به نام او در شمار شاگردان یاقوت اشاره نکرده‌اند، امّا اطّلاع مهمّی که ما از یک همعصرِ جلال (سرایندة منظومة «کارنامۀ جلال جعفری») در این زمینه در اختیار داریم، این خلأ را پر می‌کند. نوع نگارش نَسخ به سبک یاقوت، در تنها قرآنی که به خطّ جلال باقی مانده نیز مؤیّد این مدّعاست. در اینجا تصویر صفحة نخست این مصحفِ شریف که ویژگی‌های تذهیب و آرایش نسخه را در کنار خطّ شاعر نشان می‌دهد، به همراه تصویر رقم پایانی آن عرضه می‌شود. این نسخه در کتابخانة وزیری به شمارة 2806 نگهداری می‌شود و با وجود تلاش بسیار و درخواست‌های مکرّر، موفق نشدیم مسئولینِ کتابخانة آستان قدس رضوی ـ که هر درخواستی از کتابخانة وزیری یزد، با تأیید ایشان باید همراه شود ـ را راضی کنیم تا تصویری روشن و رنگی از صفحات آغاز و انجام دستنویس در اختیار ما و خوانندگان محترم بگذارند.[5] به نوشتة مرحوم محمد شیروانی، فهرست‌نگار کتابخانة وزیری، این نسخه در سه صفحة اوّل دارای قاب زر و شنگرف و لاجورد است؛ 208 برگِ 15 سطری دارد و اندازة آن 16× 24 س. است.[6] برای مزید فایده، رقم کتابت را که پس از سورة ناس، مرقوم کرده، بازنویسی می‌کنیم:

«تمّ الکتابُ العزیزُ و القرءانُ المجیدُ بِحمدِاللهِ و مَنِّهِ و حُسنِ تَوْفیقِهِ و عَوْنهِ، ضَحْوَةَ نَهارِ یَوْمِ السَّبْتِ ثالثَذی الحجّةِحِجّةَ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ وَ سَبْعَمِائَةٍ عَلَی یَدَیِ الـ...[ظ: العبد][…] المعروف بِجَلالِ الجَعْفَرِی ـ رَحِمَ اللهُ مَنْ تَرَحَّمَ عَلَیْهِ ـ ]...[عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ الطَّاهِرینَ و السَّلمُ.»

***

مورد دیگر که مورد اصلی بحثِ این مقال است، یادداشتی است از جلال در پایان نسخة کهن بصائر الدرجات صفّار قمی که در کتابخانة بزرگ حضرت آیة الله العظمی مرعشی نجفی به شمارة 1574 نگهداری می‌شود و اصلِ نسخه در غُرّة صفر 591 به دستِ علی بن محمد بن حسن بن ابی سعد طبیب کتابت شده است[7]. در پایان این نسخة بسیار نفیس و ارزشمند، یادداشتی پشت‌نسخه‌ای و کارساز از سدة هشتم هجری به خط «جلال جعفری طیّاری» نوشته شده که البته در فهرست کتابخانه بدان اشاره نرفته است، امّا در توصیف عکس همین نسخه که در مرکز احیاء قم به شمارة 2414 موجود است، ذکر یادداشت جلال دیده می‌شود.[8] با مراجعه به همین عکس، یادداشت مزبور نقل/ بازنویسی گردید:

«قال امیرالمؤمنین علیٌّ ـ علیه السّلام: عَلّمنی رسولُ الله ـ صلی الله علیه ـ ألف بابٍ مِن الحکمةِ و فتَحتُ مِن کلِّ بابٍ ألف بابٍ و کانَ أوّلُ کلامِهِ: قولوا إنّا عبادٌ مربوبون و قولوا فی فضلنا ما شئتم؛ امیرالمؤمین علی ـ علیه السّلام ـ فرموذ کی مصطفی ـ صلوات الله علیه ـ هزار باب از حکمت بمن آموزانید کی من از هر بابی هزار باب گشاذم و اوّل سخنِ او آن بوذ کی فرموذ کی ما را بـ[ـنـ.]ـدگان و پروردگان حق تعالی دانیذ و در فضایل ما هرآنچ می‌خواهیذ و در وهم و فهم شما می‌آیذ، دیذه و شنیذه، تقریر کنیـ[ـد] کی مرتبة ما از هر چه گوئیذ بآلاترست، الاّ خذاءی. آمنّا و صدّقنا.

و کتب الجلال الجعفریُّ الطّیّاریُّ، منتصف جمیدی الاخره سنة ثلث و ثلثین و سبعمائه، و هو یومئذٍ ابنُ ستٍّ و سبعین سنة. و قدأنعم الله علیه بَهجَةَ النَّظَرِ وَ قُوَّةَ الأنامل.»[9]

در این یادداشت که در آن، جملات دعایی برای امیرالمومنین علی (ع) به شیوة شیعی به کار رفته، نام و نسبتِ جلال به همان شکل درست («جلال جعفری طیّاری») و بر خلاف ضبط نادرستِ تذکره‌ها ثبت شده است. در یادداشت حاضر، نیمة جمادی‌الاخر سال 733 هـ.ق. به عنوان سال نگارش آن قید گردیده و در آن، جلال تصریح کرده که در آن زمان، 76 سال داشته است. بنابراین سال ولادت او 657 هـ.ق. خواهد بود؛ اطّلاعی که منحصراً از همین منبع به دست می‌آید و در جایی دیگر ثبت نشده است. عبارت پایانی هم که کاتب برای خود به کار برده، با روحیاتش و شناخت نسبی که از او داریم سازگار است. شاعر در این جمله از بهجت نظر (خوش‌بینی و شادی) و سرانگشتان نیرومند خود ـ که تا آن سال در وجودش باقی بوده و به سستی نگراییده ـ یاد کرده است که هم با روحیات شادمانة او می‌خواند و هم با خوش‌نویس بودنش ارتباط تامّ دارد.[10]

ستارگان درخشان افطسی

ستارگان درخشان افطسی:

کمال الدین سید حسین اخلاطی و سید علی زوردانی قاینی

در 1290 سال قبل در یکی از روستا های فراهان مردی به قتل رسید که به خونخواهی سالار شهیدان قد برافراشته بوداو را در کنار نهر ابی شاید همانند جد بزرگوارش در حوالی روستای  اسفین امروز به شهادت رساندند . این بزرگ مرد کسی نبود جز جناب حسن الافطس نوه امام سید الساجدین علیه السلام   پنج پسر داشته به نامهاي :عبدالله شهيد، علي، عمر، حسن و حسين مكفوف.
عبدالله به دست عمال بنی عباس  به شهادت رسيد. حسين مكفوف(نابينا) جد تعدادي از سادات هزاوه فراهان است. بنظر می رسد که یکی از فرزندان وی بنام عمر بن حسن الافطس اعقابی دارد که حدود 800 سال قبل به  شهر اخلاط در ارمنستان رحل اقامت بر گزیده اند این خاندان مهاجر در برخی از شهر های رحل اقامت بر می گزینند از جمله آوه ،حوالی خراسان ،شالی در حوالی تبریز و نهایتا به شهر اخلاط در شمال شرقی دریاچه وال در ترکیه مهاجرت می کنند .برخی  از سادات اخلاطی افطسی  از انجا به عراق و حوالی موصل ، دهوک  و برخی نیز به حما در سوریه مهاجرت می کنند  .

یکی از برجسته ترین دانشمندان  خاندان با کرامت افطسی کمال الدین حسین الحسینی  معروف به میر حسین اخلاطی می باشد او فرزند  سید علی موحد خراسانی و از اعقاب   سید حسن  افطس و از سادات شجره 1 محسوب میشود  در کتابی نسب  خود را از اهالی فراهان قم معرفی می کند کمال الدین حسین از دانشمندان بزرگ دوره تیموری است . بنا به تصریح کمال الدین پدرش سید علی معروف و مشهور به زوردانی و از اهالی  و اکابر زوردان قاینات بوده است سید علی زوردانی احتمالا از قاینات خراسان به روستای  شالی در شرق تبریز و از انجا به شهر چند ملیتی اخلاط ترکیه فعلی و ارمنستان قدیم  در حوالی قرن هفتم  مهاجرت کرده است .

از زمان تولد کمال الدین حسین  اخلاطی اطلاع دقیقی در دست نیست ولی  وفات وی در سال 808 هجری نبوی در قاهره مصر اتفاق افتاده و ظاهرا به دلیل تنفری که از تیمور لنگ داشته است به آن دیار مهاجرت کرده است تیمور به سید علی همدانی که از اعقاب امام زین العابدین علیه السلام میباشد هم اجازه فعالیت در خراسان و ماوراءالنهر را نداد  به همین خاطر هم سید علی همدانی به هند و کشمیر مهاجرت کرد .

القاب و اسامی سید حسین :

سید حسین اخلاطی را با اسامی والقاب  :کمال المله  ، کمال الدین ، سلطان حسین ،سید حسین جفری ، قطب الاقطاب و بضعه الزهراء بطول (ص)در کتب و نوشته ها می شناسند.

پدر و خانواده اخلاطی ها در زوردان :

به احتمال زیاد سید علی زوردانی ساکن  روستای افین  زیر کوه ،زردان امروزی یا روستایی در همان حوالی باید باشد شاید هم  روستای سادات یا روستای هاشمیه ولی روستای افین به دلیل تشابه با  اسفین فراهان محل شهادت جد بزرگوارش حضرت سید حسن افطس  محتمل تر است .

میرعلی ( زین العابدین) زوردانی خلیفه عبد الرحمن نورالدین اسفراینی و پدرش سید علی موحد خراسانی خلیفه و جانشین زین الدین  خوافی  بوده است و منطقه خواف به قرب زردان است . کمال الدین سید حسین نابغه دوران و نوادر روزگار با سید علی خراسانی پسر عم خود در محله ویجویه تبریز ملاقاتی داشته است که بنظر می رسد در اواخر عمر سید حسین اخلاطی حادث شده باشد .

سادات حسینی یا فطسی زوردان قاینات  یا شالی هریس تبریز و بطور کل از فراهان درا ستان مرکزی به شهر های همدان ، اوه و خراسان و حتی چالوس و حوالی آمل مهاجرت کرده اند وحامی سلسله علویان  آمل و داعی کبیر و ناصر کبیر بوده اند . سپس  از مناطق مذکور به اخلاط ترکیه و موصل عراق و حماء سوریه مهاجرت نموده اند برخی از سادات زوردان  نیز به نیشابور و هرات و افغانستان و پاکستان مهاجرت نموده اند این خاندان پر خیر و برکت عالمان بزرگی را در صحنه گیتی پراکنده اند .

خواجه نصیر الدین طوسی ، مدتی را در قلعه کوهستانی زردان و قاین مهمان ناصر الدین محتشم قهستانی بوده ،درست است که در نیشابور درس خود را تمام کرده  ولی خود از اهالی جیرود( طینوج دستجره ) قم در حوالی فراهان متولد شده بود و دروس مقدماتی را در قم تحصیل کرده که مقر اصلی یا ثانویه سادات افطسی بوده است . انچه از شواهد و قراین بر می اید ،نصیر الدین  احتمالا با سادات حسینی و افطسی زوردان اشنایی  داشته است و احتمالا با سید علی زوردانی یا پدرش همچنین . حتی سید  کمال الدین محمد الافطسی الاوی ( اوه )از شاگردان خواجه نصیر طوسی وزیر ایلخانان مغول در رصد خانه مراغه به کار اشتغال داشته   و با خواجه همکاری می نموده  .

پژوهش های اولیه  در باره سید علی زوردانی در همین حد در کتابها وجود داشته ولی امید است با همکاری دوستان پژوهشکر قایناتی به نتایج بهتری برسیم . 

کمال الدین حسین   از دانشمندان علوم غریبه از جمله علوم جفر،  حروف ،خافیه ،موسیقی‌دان و کیمیاگر بود. او از عرفای به نام کردستان و صوفیان سده ۱۳ میلادی بود. ،

از ابداعات او در موسیقی می‌توان به افزودن ۲۴ شعبه به ۱۲ مقام موسیقایی اشاره کرد. در واقع او به همراه شمس‌الدین کازرونی ،کمال‌الدین کازرونی ،اسحاق موصلی و میر فخرالدین موصلی هرکدام از ۱۲ مقام را به یک اوج و فرود تقسیم کردند. بنا به فرموده سید محمود اخلاطی بریفکانی : از سید 25 الی 30 اثار شناخته شده وجود دارد واحتمالا تا حدود 100 اثار ناشناخته هم تخمین زده می شود .

اخلاطی رهبری یک فرقه صوفی را در ارمنستان به عهده داشت که مؤسس آن نیز بود پس از مرگش بَدرالدین بن قاضی سَماوْنَه رهبری آن به عهده گرفتو شش ماه به جای او رهبری نمود 

در مجالس‌العشاق شرح احوال او اینگونه آمده است:

سید حسین اخلاطی به جوانی که خوشش آمد کیمیاگری آموخت… و عجیب اینکه سه تن از مشاهیر مرید او بوده‌اند و سال‌ها در زیرزمین خانه‌ای که مسکن او بود به ریاضت و مجاهدت اشتغال داشته‌اند «فاما به حسب ظاهر چون تنزه آن حضرت بسیار بود دیدار ایشان ندیدند.

شاگردان کمال الدین سید حسین اخلاطی :

از شاگردان او می‌توان به صائن الدین ترکه اصفهانی و بَدرالدین بن قاضی سَماوْنَه اشاره کرد. شاه نعمت‌اله ولی نیز در مصر به ملاقات او نایل آمد.شرف‌الدین علی یزدی نیز مدتی که در مصر بود هم‌نشین و مصاحب او بود. همچنین میر سید علی همدانی در محله ویجویه تبریز، بر سر مزار سراج‌الدین اخلاطی با او ملاقات کرد و از او اجازه ارشاد دریافت کرد.

آثار علمی کمال الدین :

ذخائر الاسماء - این کتاب در علم جفر است. محمود دهدار جواهر الاسرار را بر اساس آن نگاشته است

رموز الغرایب - در کیمیا

الصنعه - در کیمیا

با تشکر از، سید محمود اخلاطی بریفکانی افطسی از شهر استانبول ترکیه  که در تنظیم این مقاله  اطلاعات ارزشمندی را  در اختیارم قرار داد. 

زندگی نامه محمد کرجی

زندگی نامه محمد کرجی

آنچه از زندگی کرجی میدانیم چندان زیاد نیست . باید در زادگاه خود کرهرود اراک فعلی  مقدمه های دانش را فراگرفته باشد و سپس در جست و جوی کتابهای مورد علاقه اش به شهر ری که در آن زمان مرکز دانشمندان بود و کتابخانه ای مجهز داشت رفته باشد . سپس به بغداد رفته است و به خدمت فخر الملک وزیر بهاء الدوله و پسرش سلطان الدوله در آمده باشد

کرجی بعد از کشته شدن بهاء الدوله عراق را ترک کرد و به زادگاه خود برگشت . در بازگشت به دستور ابو غاثم معروف به محمد کاتب و وزیر منوچهر قابوس که در طبرستان حاکم بود کتاب استخراج آب های پنهانی  را نوشت کرجی در حدود سال 408 - 420 هجری- چشم از جهان فرو بست  

محمد کرجی نه کرخه ای

محمد کرجی - با کنیه ابوبکر - ریاضیدانی که به قول فرانتس وپکه خاور شناس و ریاضیدان آلمانی سده نوزدهم به راستی شگفت انگیز است . وپکه یکی از کتابهای کرجی را به نام الفخری فی الجبر و مقابله - کتاب فخری در باب جبر و مقابله - از روی نسخه خطی که در پاریس موجود بود در سال 1853 در 265 صفحه با شرح آن منتشر میسازد .به دنبال آن آدوف هوخهایم کتاب  الکافی فی الحساب کرجی را در سه جلد  در سالهای 1878 و 1880 به آلمان ترجمه و منتشر کرد . این دو کتاب سر آغاز آشنایی اروپاییان با این دانشمند بزرگ ایرانی بود . کتاب الکافی فی الحساب دارای 75 بخش و درباره حساب و هندسه و جبر است

کتاب فخری به نام فخر الملک وزیر بهاءالدوله دیلمی نوشته شده است. کتاب وپکه به دلیل ارزش خود مورد توجه خاورشناسان قرار گرفت ولی در نسخه ای که مورد استفاده وپکه بود نسخه نویس نام کرجی را کرخی آورده بود و وپکه هم کرجی را اهل کرخ - یکی از محله های بغداد - دانسته است . این انتساب کرجی به عراق کنونی نزدیک به پنجاه سال در میان مورخان ریاضیات رواج داشت تا اینکه در سال 1934 لوی دلاویدا خاورشناس ایتالیایی ثابت کرد که کرخی اشتباه نسخه نویس بوده و در واقع کرجی اهل ایران و از ناحیه کرج نزدیک شهر ری - تهران کنونی - است نه عراق

لوی دلاویدا به کتابهای خطی الدیع فی الحساب - در کتابخانه واتیکان - و کتابی از کرجی  درباره جبر در کتابخانه آکسفورد و غیر آن  استناد میکند که همه جا نام کرجی به  ج  نوشته شده است . به جز این سموئیل فرزند یحیی مغربی که 70 سال بعد از مرگ کرجی میزیسته و کتاب الباهر فی الجبر را نوشته است در کتاب خود بارها از کرجی یاد کرده و همه جا او را کرجی مینامد نه کرخ ایی

کتابهای کرجی

از نوشته های او - که تا 80 اثر شمرده اند - تعداد اندکی باقی مانده است ولی از همین کتابهای باقی مانده میتوان درباره کرجی و نوآوری های او داوری کرد . کرجی یکی از بزرگترین ریاضیدانان ایرانی است و تا آنجا که آگاهی داریم بسیاری از دیدگاهای او تازه است و به تکامل ریاضیات به ویژه در زمینه جبر یاری فراوان رسانده است

کتابهایی که از کرجی به ما رسیده است نشان میدهد وی درباره حساب ، جبر ، معدله های سیال ، مساحی ، اختر شناسی و آبهای زیر زمینی کار میکرده است

کرجی مجهول x را شیء ، مربع آن را مال و مکعب ان را کعب ، توان چهارم را مال مال ، توان پنجم را کعب مال و غیره می نامد . برای هر x به توان n  عکس ان را جستجو می کند به نحوی که حاصل ضرب انها برابر واحد شود . کرجی خود را از قید سطح و حجم آزاد میکند و عبارت های جبری را مانند مال مال و 3 کعب یه اضافه 6 -   - را مورد بحث قرار میدهد . از این راه از قاعده های حساب برای جمع ، تفریق ريال ضرب و تقسیم چند جمله ای استفاده می کند  . او عدد منفی را عدد ناقص و عدد مثبت را عدد زیادتی یا عدد اضافی می نامد و از جمله از رابطه

a - ( - b ) = a + b

آگاهی داشته است ولی جبر چند جمله ای را نتوانست پیدا کند زیرا به آگاهی هایی از عمل هایی مانند  a - ( - b ) = -( a - b ) -

نیاز داشت . او نمیتوانست یک مقدار منفی را از مقدار منفی دیگری کم کند

وقتی کرجی خود را از قید سطح و حجم برای بیان   آزاد کرد توانست به سادگی عبارتهایی که شامل توان چهارم و یا پنجم مجهول باشد به کار برد زیرا مجذور x یعنی مربع یه ضلع و مکعب یعنی مکعبی به ضلع x   بود و فضای ما فضای سه بعدی است و برای نمونه   معانیی ندارد

میبینیم محمد کرجی در زمینه ریاضیات کاربردی کار کرده است و هم در زمینه ریاضیات نظری .کرجی با دید تازه ای به چند جمله ای ها به توان های بالای مجهول و به عدد های منفی نگاه می کرد درست همانگونه که ما امروز می اندیشیم

توضیح تکمیلی :

متاسفانه لوی دلاویدا هم اشتباه کرده ،محمد کرجی ریاضیات نامدار  را اهل کرج حوالی تهران دانسته است ،در حالی که در کتاب معظم تاریخ قم به بوهین کره (کرج) اشاره شده که مقصود همان کلهرود  حوالی اراک است، به کلهرود و آستانه کرج اطلاق می شده است . در همین کتاب و برخی کتابهای دیگر به کرج ابودلف اشارشده که توسط خاندان بودلف و فرمانده شاعر مسلک هارون الرشید   قاسم ابن بودلف  معقلی از دلف آباد فراهان تا  کلهرود تحت سیطره آن بوده است .و شاید هم بیشتر . خاندان ابودلف این منطقه را بصورت ایغارین (بخشوده شده از مالیات )اداره می کردند و حدود 200 سال در این منطقه سلطه داشتند . 

توضیحات تکمیلی از ابراهیم گودرزی فراهانی  

e_goodi@yahoo. com

www.farahan-online.blogfa.com. 

علامه اقبال لاهوری در رثای سید علی همدانی

علامه اقبال لاهوری، شاعر پارسی گوی شبه قاره، در جاویدنامه خود قطعه‌ای دارد زیر عنوان "زیارت امیر کبیر حضرت سید علی همدانی و ملا طاهر غنی کشمیری" که در آن نام سید علی همدانی را به عنوان کسی که از کشمیر هند "ایرانی صغیر" ساخت، جاودانه کرده است:

سید السادات، سالار عجم

دست او معمار تقدیر امم

تا غزالی درس ﷲ هو گرفت

ذکر و فکر از دودمان او گرفت

مرشد آن کشور مینو نظیر

میر و درویش و سلاطین را مشیر

خطه را آن شاہ دریا آستین

داد علم و صنعت و تهذیب و دین

آفرید آن مرد، ایران صغیر

با ھنر های غریب و دلپذیر

یک نگاہ او گشاید صد گرہ

خیز و تیرش را به دل راهی بدہ

جناب سید حسن افطس

سید حسن افطس  از فرزندان حسین اصغر و از نوادگان امام سجاد علیه السلام می باشد . مقبره نورانی این شهید والا مقام  که به خونخواهی امام حسین علیه السلام قیام کرد در روستای اسفین فراهان است . 

از این شهید والا مقام فرزندان بزرگی به منصه ظهور رسیده اند که هر کدام به تنهایی از نوادر روزگار و دوران خود بودند  شاخص ترین انها سید علی همدانی مدفون در شهر کولاب تاجیکستان و فردی مهاجر الی ا... بوده است که در کشمیر و قاینات و خراسان و هرات و الی ما شا ... سفر کرده است . از دیگر فرزندان سید حسن افطس ،میر حسین کمال الدین اخلاطی که به واقع کمال الدین متوفای سال 808 هجری نبوی  صاحب کتابهای متعدد در علم کیمیا و جفر و موسیقی و قطب دراویش در ارمنستان ان زمان و حدود شمال غربی دریاچه وان ترکیه  می باشد .  

کمال الدین سید حسین در یکی از کتابهای خود اصالت خود را از فراهان شهر قم مرقوم کرده است همانند نظامی گنجوی قلمداد کرده است .کمال الدین میر حسین خلاطی متجاوز از 30 کتاب و رساله داشته است . 

جای تاسف است که در باره  این ستارگان درخشان تحقیقاتی توسط ما فراهانی ها صورت نگرفته است . البته بنده هم در این زمینه اطلاعاتی نداشتم . یک روز سید محمود اخلاطی بریفکانی از ترکیه بمن زنگ زد و اظهار داشت که از سادات افطسی فراهان هست و این باب اشنایی بیشتر بنده با فرزندان این خاندان جلیل القدر شد که در جای خود و به یاری خدا بعد ها در این باره هم اطلاعاتی در اختیار اندیشمندان همشهری خواهم گذاشت .

 

شاه همدانی"، آرمیده در تاجیکستان

شاه همدانی"، آرمیده در تاجیکستان+تصاویر

 

 میرسیدعلی همدانی، عارف و عالم برجسته قرن هشتم که از هند تا ماورالنهر را به شور آورد در همدان زاده شد در هند بالید و در سرزمین‌های گوناگون زیست و در نهایت در کولاب آرام گرفت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در آسیای مرکزی، میرسیدعلی همدانی عارف و عالم ایرانی قرن هشتم و از مبلغان عمده اسلام در "کشمیر" هند و از بزرگان سلسله تصوف "کبرویه" در شهر "کولاب" تاجیکستان ( در 200 کیلومتری دوشنبه) آرمیده است.این عالم متبحر در 12 رجب 714 قمری در شهر همدان دیده به جهان گشود، پدرش امیر شهاب‌الدین از بزرگان آن دیار بود و به امور دیوانی و حکومتی مشغول بود.

در سنین کودکی و نوجوانی اوقات خود را غالبا صرف نوشتن، مطالعه و تحصیل می‌کرد و تحت نظارت دایی خود به فراگیری تحصیلات مقدماتی و علوم متداول روی آورد.

فضلا و دانشمندان او را "سلطان العارفین" و مردم کشمیر وی را بانی اسلام" علی ثانی" و ارادتمندان و مریدانش او را "شاه همدان" لقب داده‌اند.

از او با نام امیر کبیر نیز یاد می‌شود و میر سید علی همدانی در تاجیکستان به عنوان "حضرت امیرجان" نیز معروف است.

"مجید اسدی" دانشجوی دکترای فلسفه فرهنگ آکادمی علوم تاجیکستان در مقاله‌ای که در فصلنامه ادبی–فرهنگی رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان با نام "گل بی‌خار" به چاپ رساند، چنین آورده است: " آنگونه که در برخی از ویژه‌نامه‌های سالگرد رحلت حضرت امام (ره) در سال 1384 آمده است و همچنین اشاره‌ای که حضرت آیت الله پسندیده برادر بزرگ‌تر حضرت امام در نقل خاطراتشان که در روزنامه اطلاعات مورخ 16 دیماه سال 1356 داشته‌اند، یکی از سفیران و مریدان میرسیدعلی همدانی در کشمیر که داماد و خواهرزاده ایشان هم بوده، سید حیدر موسوی صفوی اردبیلی می‌باشد که بنا بر روایتی جد اعلای حضرت امام خمینی (ره) است.

حاتم عصازاده مسئول مجتمع آثارخانه‌های شهر کولاب تاجیکستان ( آثارخانه 2700 سالگی کولاب، تاریخ کشورشناسی، آثارخانه میراث ادبی و خطی آثار میرسیدعلی همدانی و موزه شاعر مردمی تاجیکستان سید علی ولی‌زاده) در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در معرفی این مرد فاضل گفت:

میرسیدعلی همدانی ابن شهاب‌الدین ابن محمد، یکی از عارفان زبردست و یکی از شخصیت‌های مهم ادبیات، فرهنگ و فلسفه تاجیک و فارس بود و در رواج و نمو یک‌سری علوم زمان خود سهم بارز دارد.

وی در سال (714 هجری) در شهر همدان ایران چشم به جهان گشود و نزد 2 دانشمند بزرگ زمان خود، "تقی‌الدین علی دوستی" و "شرف‌ا‌‌لدین محمود مزدکانی" علوم زمان خود از جمله علم عرفان را آموخت.

علی همدانی برای مردم ختلان زمین و به خصوص مردم کولاب مایه افتخار و خرسندی است که این مرد فاضل، بیش ازهفت سال از عمر خود را در کولاب گذراند.

درباره دلیل به شهر کولاب آمدن علی همدانی بین محققان اختلاف نظری نیست و اکثر آنان معتقدند که وی به قصد زیارت "میرسید حسن‌شاه خاموش" که در ناحیه "مومن‌آباد" در 20 کیلومتری کولاب، آمده است.

"محمدحسین امیراردوش" رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و مدیر مسئول فصلنامه ادبی– فرهنگی "رودکی" در پیش‌گفتار شماره 32 این نشریه، میرسیدعلی همدانی را عارف و عالمی شوریده که از هند تا ماورالنهر را به شور درآورد در همدان زاده شد در هند بالید و در سرزمین‌های گوناگون زیست تا در نهایت در کولاب آرام گرفت، معرفی می‌کند.

در ابیاتی که منتسب به میرسیدعلی همدانی است، خود را این‌گونه معرفی می‌کند؛

پرسید عزیزی که علی اهل کجایی

گفتم به ولایات علی کز همدانم

نه زان همدانم که ندانند علی را

من زان همدانم که علی را همه دانم

تأثیر میرسیدعلی همدانی در گسترش اسلام و زبان و ادبیات فارسی در کشمیر

سید علی همدانی یکی از نوابغ و شخصیت‌های طراز اول ایرانی است که با سفر به شبه قاره هند و پاکستان، ماورالنهر، شام و بلاد عربی به فعالیت‌های گوناگون دینی و فرهنگی پرداخت به طوری که رواج و گسترش دین مبین اسلام و زبان ادبیات فارسی در میان مردم "کشمیر"، مرهون سعی و تلاش وی است.

استاد شهید "مرتضی مطهری" در کتاب "خدمات متقابل اسلام و ایران" درباره میرسیدعلی همدانی می‌نویسد: "یکی از کسانی که در کشمیر به اسلام خدمت کرده است، میر سید علی همدانی بوده، این مرد بزرگ که از مفاخر اسلامی است، هزاران شاگرد در کشمیر تربیت کرد که هر کدام برای خود استاد شدند، مقام سید علی هنوز در کشمیر محترم است و  مردم آنجا را زیارت می‌کنند."

اسدی دانشجوی ایرانی آکادمی علوم تاجیکستان به نقل از "هانری کربن" رواج و گسترش بسیاری از علوم و هنرها در کشمیر هند را به میرسیدعلی همدانی، نسبت داده و از قول وی می‌نویسد: "همدانی آغازگر راه نوینی است که در صورت نشر آثارش، فلاسفه می‌توانند چشمداشت بسیاری به آثار همدانی داشته باشند؛ همچنین جدای از آثار علمی، بسیاری از محققان و مورخین بر این باورند که رواج و گسترش بسیاری از هنرها در کشمیر، از جمله ثمرات حضور سید علی همدانی و هنرمندان همراهش بوده است."

حاتم عصازاده که دکترای رشته همدانی‌شناسی و دارای بیش از 10 تألیف درباره زندگی و کارنامه میرسیدعلی همدانی است، درباره سفرهای بیش از 25 ساله وی با اشاره به این که " شیخ مصلح‌الدین سعدی شیرازی" که بسیاری از عمر خود را در سفر و زیارت اماکن مقدس گذرانده است می‌گوید:

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

صوفی نشود صوفی تا در نکشد جامی

وی خاطرنشان کرد: دلیل این سفرها اگر از سویی اجرای دستور پیر و مرادش بود از سوی دیگر به‌جا آوردن رکنی از ارکان تصوف بود.

وی همچنین می‌نویسد: علامه در بیان تعلیمات تصوفی خویش از آثار و تألیفات و اندیشه‌های نمایندگان مشهور جریان‌های مختفل ادب و تصوف از قبیل ابوحامد غزالی، شیخ فریدالدین عطار، ابن عربی، سنایی، نجم‌الدین کبری، محمود شبستری، جلال‌الدین رومی، فردوسی، رودکی، شیخ‌الدوله سمنانی، عمرخیام، سعدی شیرازی، حافظ شیرازی و مانند این‌ها فراوان استفاده نموده است.

"ماهرخوجه سلطان اف" استاد علوم فلسفه در تاجیکستان، در مقاله‌ای که در فصلنامه رودکی رایزنی فرهنگی ایران منتشر شد، درباره توجه میرسیدعلی همدانی به مسائل مهم زندگی اجتماعی می‌نویسد: "علی همدانی با وجود علاقه‌ای که به تصوف و منسوب بودنش به یکی از جریان‌های آن نه تنها مسائل مهم زندگی اجتماعی را مانند صوفیان دنیاگریز و گوشه‌نشین رو گردانیده از خود، دور نینداخته است، برعکس به تغییرات و جزئیات حوادث زندگی اجتماعی، توجه زیاد نموده، در حل عاقلانه آنها سعی و کوشش به‌ خصوصی نموده است."

سفرهای مکرر میرسیدعلی همدانی

میر سید علی همدانی در طول حیات خود 3 بار به کشمیر سفر کرد که یک مرتبه آن در رأس 700 تن از یاران، شاگردان و پیروانش که غالبا از سادات، مشاهیر و عرفا و هنرمندان (شالبافی، بافندگی، سفالگری و خوش نویسی) چیره ‌دست بودند به کشمیر آمد و در آنجا نفوذ زیادی بدست آورد.

سید علی همدانی در کشمیر با عالمان و کاهنان مذاهب مختلفی چون هندوها و بودایی‌ها مناظره‌های پیچیده‌ای انجام می‌داد و بر آنان غالب آمد.

سید در این منطقه به گونه‌ای مردم را شیفته اسلام نمود که آنان معبدهای خود را تبدیل به مسجد کردند.

تمامی فعالیت‌های پر دامنه تبلیغی، فرهنگی و اجتماعی سید علی همدانی که در کشمیر سازنده، رشد دهنده و پر فایده بود، محتوا و روحی اسلامی داشت و ظرف و کالبد آن زبان فارسی بود.

ارتباط این روح و بدن در این نقطه به اندازه‌ای چشمگیر گردید که وی "حواری کشمیر" نامیده شد و کشمیر به ایران صغیر ملقّب گشت و با آنکه مردمان این ناحیه دیرتر از غالب مناطق شبه قاره هند با زبان فارسی آشنا شدند، تعداد نویسندگان و شاعران پارسی گویی که از این ناحیه برخاسته‌اند افزون‌تر است.

سیّد علی همدانی یک سازمان تبلیغی هدف دار و برنامه ریزی شده در کشمیر پدید آورد و تحت نظارت دقیق او، واعظان و مبلّغان برای ارشاد مردم، مهیّا می گردیدند، سپس به نواحی گوناگون اعزام می شدند تا معارف قرآن و عترت را به مردم معرفی کنند.

او خدمات ارزنده و ماندگاری در منطقه جامو و کشمیر انجام داد، مدرسه القرآن، مدرسه‌ای وسیع و مهم بود که به درخواست سید در کشمیر ساخته شد و از تمامی نواحی کشمیر، طالبان علم و معرفت گرد آمدند و بزرگترین معاریف و شاگردان سید در همین مدرسه پرورش یافتند.

درباره دلایل سفرهای مکرر این شخصیت بزرگ جهان اسلام، در مقاله‌ای با عنوان "سیاست و آئین دولتداری از نگاه میرسیدعلی همدانی" که در فصلنامه رودکی رایزنی فرهنگی ایران در تاجیکستان به ثبت رسیده چنین آمده است: "علی همدانی هم به مثل متفکران دیگر که بیشتر عمرشان در مسافرت سپری می‌شد، مرد غریب بود، ضمن سفرهایش به ممالک مکه و مدینه، هند و پاکستان، مصر و آسیای صغیر، آسیای میانه و کشورهای عالم، او با افراد گوناگون از جهت علم و فرهنگ، دین و مذهب، رسم و آئین گوناگون دیدار داشته از صحبت عالمان بزرگ معاصر خود فیض بسیار برده بود."

ترویج دین مبین اسلام و تبلیغ و انجام وظایف الهی و انسانی هدفی مقدس بود که سید علی در سفرهایش با اصرار و استواری آن را تعقیب می نمود و محورهایی را برای عملی ساختن آن در پیش گرفت: تدریس معارف اسلامی و اصول اعتقادی، تربیت شاگردانی که هر کدام مبلغی دانشور بودند، تشکیل مجالس وعظ و خطابه، برپا کردن حوزه هایی برای تهذیب نفوس و رویش فضایل اخلاقی، آموزش دادن به مبلغان و واعظان و ایجاد سازمانی وسیع و منظم برای رساندن پیام توحید به طالبان حقیقت، اهتمام به احیای عنصر حیاتی امر به معروف و نهی از منکر و مقاومت در برابر مفاسد.

او حکام و والیان را راهنمایی می کرد و آنان را به عدل و انصاف و رعایت قوانین دینی فرا می‌خواند، احداث مسجد و مدرسه و تأسیس کتابخانه، کوشش‌هایی بود که این عارف مبلّغ انجام داد.

غلبه بر رهبران فرقه‌های غیر مسلمان در مقام مباحثه و از طریق بیان حجت‌های قوی و منطقی و الهام گرفته از قرآن، سنت نبوی و سیره ائمه هدی علیه السلام ، ارائه نمونه عینی و کاملی از اخلاق اسلامی و بروز خصالی چون شجاعت، استقامت، قاطعیت، اراده ای قوی، همتی فوق العاده، صراحت لهجه، زهد و قناعت، نان خوردن از دسترنج خویش، فداکاری و مقدم داشتن دیگران برخود، وقف دارایی‌های خویش برای کمک به نیازمندان جامعه و نیز احیای اماکن مذهبی و تبلیغی، تألیف و تصنیف ده‌ها کتاب و رساله در موضوعات گوناگون علوم اسلامی و ... از ویژگی‌ها و اقدامات آن بزرگوار است.

استاد ماهر"خواجه سلطان اف" درباره ویژگی تعلیمات اجتماعی میرسیدعلی همدانی در مقاله‌اش چنین آورده است: " در تعلیمات اجتماعی او ( میرسیدعلی همدانی) ظلم و تعدی، نابرابری، بی‌عدالتی و یک قطار (یک‌سری) عامل‌های نامطلوب حیات اجتماعی مورد نکوهش قرار گرفته است."

وی همچنان در کشمیر و تاجیکستان، هواداران فراوانی دارد. لقب شاه همدان در کشمیر به وی داده شده و هنوز هواداران او در "خانقاه مولا" یا "زیارتگاه شاه همدان" در کنار رود جهلم کشمیر حضور می‌یابند.

به علاوه تبلیغ و ترویج دین مقدس اسلام در مناطق شمالی پاکستان یعنی منطقه بلتستان توسط میر سید علی همدانی انجام پذیرفت.

آثار میرسیدعلی همدانی

از میرسیدعلی همدانی کتاب و رساله‌های بسیاری در موضوعات گوناگون تفسیری، روایی، اخلاق، فلسفه و حکمت، عرفان و ادبیات به جا مانده است.

حاتم عصازاده درباره آثار به جا مانده از این شخصیت بزرگ جهان اسلام به خبرنگار فارس گفت: با وجود سفرهای طولانی، میرسیدعلی همدانی امکان یافت که در طی 73 سال عمر پربرکت خود، یک سلسله آثاری برجای گذارد.

از جمله آثار ارزشمند وی می‌توان به "ذخیره‌الملوک"، "منهاج‌العارفین"، "آداب‌‌المشایخ"، "دوایرالقلوب"، "رساله قدسیه" و "رساله درویشیه" اشاره کرد.

در مورد فهرست کامل آثار میرسیدعلی همدانی، "شمس‌الدین احمد" چنین عقیده دارد که تعداد آنها بیش از 140 اثر است.

هم اکنون در شعبه آثار خطی پژوهشگاه خاورشناسی فرهنگستان علوم تاجیکستان بیش از 56 عنوان رساله علی همدانی محفوظ است و همچنین چند کتاب او در کتابخانه فردوسی موجود است و آن گونه که ما آگاهی داریم در شهر همدان ایران نیز، 96 رساله این مرد فاضل محفوظ مانده است.

این همدانی‌شناس تاجیک همچنین در مقاله‌ای که در فصلنامه رودکی به طبع رسانده، خاطرنشان می‌کند که با وجود آن که بعضی از اثرهای میرسیدعلی همدانی در میان اهل سواد جمهوری تاجیکستان موجود است، ولی بسیاری از دست‌خط‌ها در سال‌های سلطه حکومت شوروی به سبب روش یک طرفه خاص آن زمان نابود یا پنهان و نایاب گردیده‌اند.

وی همچنین نوشته است که در میان گنجینه آثارخانه (موزه) میراث خطی و ادبی کولاب که به نام میرسیدعلی همدانی است، جای اساسی را آثار این مرد فاضل به خود اختصاص داده که بخشی دست‌خط و بخش دیگر چاپ سنگی است.

موضوعات اساسی در آثار میرسیدعلی همدانی

درباره موضوعات کلی که در آثار متعدد میرسیدعلی همدانی وجود دارد، عصازاده می‌نویسد: او بیشتر به موضوع‌های حقوق والدین و مناسبات بین زن و شوهر، مقام و مرتبه زن، برادری و دوستی، عدل و شاه عادل، موقع شکر نعمت و مرتبه صبر و انواع صبر و غیره سخن گفته است.

در شماره 32 فصلنامه رودکی رایزنی فرهنگی ایران در تاجیکستان به نقل از عالم روان‌شناس و استاد تربیت عبدالرحیم‌اف، درباره دیدگاه میرسیدعلی همدانی در تربیت خانوادگی چنین آمده است: " علی همدانی همچون فرزند پیش‌قدم زمان خود مسئله نقش خانواده را در تعلیم و تربیت نسل نورس ازهمین جهت تحلیل و تحقیق نمود. از همین رو، عقیده تربیتی و پند اخلاقی که علی همدانی در اثرهایش درباره مسئله تربیت خانوادگی به میان گذاشته بود در اصل آرزو و امید و مراد و مطلب مردم بود از این رو، اندیشه‌های علی همدانی درباره مسائل تربیت خانوادگی، تاکنون ارزش آموزش و تربیتی خود را نگاه داشته‌اند."

میرسیدعلی همدانی معاصر با سلسله تیموریان

عصازاده زمان زندگی و تألیفات میرسیدعلی همدانی را دوران حکمرانی سلسله تیموریان دانسته و در این باره می‌نویسد: هر چند که ارتباط امیر تیمور و بعضی نمایندگان خاندان او با علامه میر سیدعلی همدانی خوب نبوده و پیوسته از آنها آزار و شکنجه می‌دید، اما با وجود این، وی زبان از نصیحت باز نمی‌داشت و بی‌ترس و واهمه به شاهان و حاکمان زمانش سخن حق را ابراز می‌داشت، لذا این همه فاش‌گویی‌ها و حقیقت‌خواهی‌ها عاقبت باعث فرار و گرفتاری و مصیبت و اذیت او می‌گردید.

عارف بزرگ بر این عقیده بود که اگر پادشاهان و حاکمان اهل خرد و ادب باشند به سلطنت رعیت حق دارند وگرنه، نه.

اکنون در کنار آرمگاه میرسیدعلی همدانی در زیر سایبانی سنگی منقش به نوشته‌هایی وجود دارد که گفته می‌شود به دستور امیر تیمور در آنجا گذاشته شده است.

استادان و شاگردن میرسیدعلی همدانی

سید علی همدانی از دوازده سالگی به تعلیم مقدمات معارف اسلامی روی آورد وی تحصیلات مقدّماتی را تحت راهنمایی دایی خویش پی گرفت.

استادان دیگروی عبارتند از: "شیخ محمود مزدقانی"، "شیخ تقی الدین علی دوستی سمنانی"، "شیخ نجم الدین محمد اسفرائینی"، "شیخ علاء الدّوله سمنانی"، "قطب الدین یحیی نیشابوری"، "شیخ الاسلام شرف الدین درگزینی"، "نظام الدین یحیی غُوری خراسانی" و "شیخ رکن الدین سعید حبشی"، سید علی همدانی نزد این بزرگان علم و معرفت حدیث، حکمت و عرفان را آموخت و در تزکیه، تعالی معنوی و سلوک ملکوتی از آنان تأثیر پذیرفت و بر اثر استعداد ذاتی و اساتید صاحب نفس به درجات عالیه‌ای از علم و کمالات نفسانی دست یافت.

معروف ترین و فاضل‌ترین شاگردان وی، نورالدین جعفر بدخشی (متوفی 797 ه . ق) است که وقتی سید در ختلان (آسیای میانه) بسر می‌برد به خدمتش رسید و از محضر علمی و معنویش بهره برد.

او مشاهدات خویش را از اخلاق و رفتار استاد در کتابی تحت عنوان «خلاصة المناقب» گرد آورد. خواجه اسحاق ختلانی (متوفی 827 ه . ق) علاوه بر آنکه حوزه درسی همدانی را مغتنم شمرد به افتخار دامادی وی نایل گردید و در بسیاری از سفرهای تبلیغی و زیارتی ملازم استادش بود.

خواجه اسحاق در نیم قرن فعالیت ارشادی و آموزشی، جمع کثیری از افراد مشتاق معارف اسلامی را تربیت کرده است، میر سید حسین سمنانی که منابع رجالی از او به عنوان فاضل، عارف و صاحب کرامات یاد کرده اند در برابر سیّد علی همدانی زانوی ادب بر زمین زد و از سوی استادش برای فعالیت‌های تبلیغی چندین بار روانه کشمیر گردید.

دیگر شاگردان سید علی همدانی عبارتند از: "میر سید محمد طالقانی"، "میر سید حسین سمنانی"، "شیخ زین العابدین نیشابوری"، "سید جمال الدین عطایی"، "سید محمد کاظم معروف" به سید قاضی، شیخ رکن الدین شیرازی و برهان الدّین بغدادی.

بازماندگان میرسیدعلی همدانی

میرسید علی همدانی در اسفراین شیخ محمد بن ارکانی (استاد خود) را ملاقات نمود و وی سید را به ازدواج توصیه نمود و چون متأهل گردید، خداوند فرزندی به نام سید محمد به وی داد، سید محمد پس از اتمام  تحصیلات وارد کشمیر گردید و تلاش‌های پدرش را پی گرفت.

او "سوها بَهَت" نخست وزیر سلطان اسکندر را در این قلمرو به اسلام در آورد و نامش را سیف الدین نهاد. این زمامدار پس از اسلام آوردن، معابد بودایی و هندو را خراب کرد.

میر محمد در سال 800 ه . ق از هندوستان به مکه رفت و حج گذارد و سرانجام در سال 809 ه . ق درگذشت و در کنار پدرش دفن گردید.

حاتم عصا زاده، یک پژوهشگر تاجیک، می گوید: "سال 1374 میلادی، یک سال پس از ورود میرسید علی همدانی به شهر کولاب، پسرش سید محمد به دنیا آمد. وی دخترش 'ماه خراسان' را در همین منطقه به یک جوان محلی که خواجه ابو اسحاق بود به زنی داد."

در جوار آرامگاه میرسیدعلی همدانی، مزار همسر و فرزندان وی نیز جای گرفته است.

وفات میرسیدعلی همدانی

حاتم عصازاده درباره وفات میرسیدعلی همدانی در گفت‌وگو با فارس گفت: پس از 7 سال زندگی در کولاب عازم سفر حجاز می‌شود که در مضافات "کنر" افغانستان با نظر "سلطان محمود" حاکم "پاخلی" چند وقتی آنجا می‌ماند (1388م) و به دلیل بیماری که داشته و از آن رنج می‌برده است، 6 روز در این ناحیه بیماری‌اش سخت می‌شود و در ذیحجه 786 هجری قمری با الفاظ یا رحمان، یا کریم و یا صمد این جهان فانی را بدرود می‌گوید.

سید علی همدانی در شهر کنر افغانستان کنونی درگذشت و بنا به وصیت او پیکرش به منطقه "ختلان" تاجیکستان آورده شد و در مدرسه‌ای که خود در شهر کولاب تاجیکستان بنا نهاده بود به خاک سپرده شد.

آرامگاه میرسیدعلی همدانی در خیابان اصلی کولاب و در باغ مصفایی قراردارد و درآرامگاهش 10 نفر از افراد خاندانش نیز آرمیده‌اند.

در زمان شوروی سابق به بزرگداشت شخصیت‌های دینی و اسلامی توجهی نمی‌شد و حتی برای آن محدودیت ایجاد می‌کردند، ولی پس از فروپاشی شوروی بود که نام میرسید علی همدانی بیش از پیش بر سر زبان‌ها افتاد و درباره‌اش مطالب فراوانی منتشر شد.

بنا به گفته یکی از ساکنان شهر کولاب، مردم روزهای چهارشنبه به زیارت میرسیدعلی همدانی که در تاجیکستان به "حضرت امیرجان" معروف است می‌روند و تاکنون هیئت‌های سیاسی و فرهنگی بسیاری از کشورهای اسلامی برای زیارت این آرامگاه به کولاب سفر کرده‌اند.

در کنار آرامگاه وی آثارخانه میراث ادبی و آثار خطی میرسیدعلی همدانی تأسیس شد که امروز تحت سرپرستی وزارت فرهنگ جمهوری تاجیکستان قرار دارد.

در بنای این آثارخانه، کتابخانه "امیر کبیر" است که در خود بیش از 2000 نسخه کتاب به خط نیاکان را جای داده است.

میرسیدعلی همدانی در ایران، تاجیکستان، پاکستان و هندوستان بسیار خوب شناخته شده و مورد احترام است و این مرد فاضل، سمبل دوستی این کشورها گردیده است.

آرامگاه میرسیدعلی همدانی که در کولاب قرار دارد، امروز زیارتگاه خاص و عام شده است و مخلصان بسیاری از سراسر دنیا، هم به زیارت وی می‌آیند و هم از آثارخانه آن دیدن می‌کنند.

اکنون در شهر کولاب در دانشگاه دولتی ابوعبدالله رودکی و دانشگاه تکنیکی وفنی این شهر، درس همدانی‌شناسی برای شناخت دانشجویان به آنان ارائه می‌شود.

بیت های زیر روی اسکناس ده سامانی تاجیکستان ( به خط سریلیک) به میرسیدعلی همدانی منتسب است:

هر که ما را یاد کرد ایزد مر او را یار باد

هر که ما را خوار کرد از عمر برخوردار باد

هر که اندر راه ما خاری فکند از دشمنی

هر گلی از باغ وصلش بشکفد بی خار باد

در دو عالم نیست ما را با کسی گرد و غبار

هر که ما را رنجه دارد، راحتش بسیار باد

سیدعلی همدانی در زمان حیات، عزت و احترامی بسزا داشت و در غالب شهرهای ایران، ترکستان و هندوستان و عموم طبقات مردم مقام و منزلتی خاص به دست آورده است. مردم همدان نیز برای وی احترام فوق العاده ای قائل بودند.

علامه اقبال لاهوری، شاعر پارسی گوی شبه قاره، در جاویدنامه خود قطعه‌ای دارد زیر عنوان "زیارت امیر کبیر حضرت سید علی همدانی و ملا طاهر غنی کشمیری" که در آن نام سید علی همدانی را به عنوان کسی که از کشمیر هند "ایرانی صغیر" ساخت، جاودانه کرده است:

سید السادات، سالار عجم

دست او معمار تقدیر امم

تا غزالی درس ﷲ هو گرفت

ذکر و فکر از دودمان او گرفت

مرشد آن کشور مینو نظیر

میر و درویش و سلاطین را مشیر

خطه را آن شاہ دریا آستین

داد علم و صنعت و تهذیب و دین

آفرید آن مرد، ایران صغیر

با ھنر های غریب و دلپذیر

یک نگاہ او گشاید صد گرہ

خیز و تیرش را به دل راهی بدہ