قاليچههاي تصويري (شاپوري فراهان)-
آقاي پرويز شادلي معتقد است كه قاليچههاي تصويري در اواخر قرن دوازدهم هجري به دنبال تحولاتي كه در رشتههاي مختلف هنري در ايران بوجود آمد شكل گرفت و قاليبافان با به خدمت گرفتن امكانات جديد مثل تصاوير چاپي و عكس به بيان تازهاي در قاليبافي ايران نائل آمدند.[1]
اين قاليچهها كه تصويري نيمتنه يا كلي از پادشاهان، شاهاني كه گاهي بر روي اسبي يا تختي جلوس كرده يا ايستاده ديده ميشود. گويند كه پديد آورندگان و سفارش دهندگان اين فرشها خسته از صنعت و زبوي و بيمقداري شاهان قاجاري در برابر تعديّات خارجي خواستار تجديد روحيّات ايران باستان و عظمت گذشتة آن بوده به همين علّت از سبكها و نقشههاي دوران ساساني و هخامنشيان استفاده نمودهاند. اين قاليچهها كه طولانيترين زمان را به لحاظ تاريخي در بر ميگيرند از قاليچههاي هوشنگ شاهي گرفته تا شاهان هخامنشي و ساساني را شامل ميشده و البّته در بين اين شاهان به اصل و نسب و شاهان مشخصي توجّه داشتهاند كه عموماص شاهان پيروز ايراني و تاريخ ساز بودهاند. معمولاً نقشهايي چون شاهان اساطيري، تخت جمشيد، خشايار شاه، شاپور اوّل، تخت نادر، هوشنگ شاه ديده ميشود اما تصوير شاپور اوّل فرمانرواي مقتدر ساساني بحث جداگانه است كه با دسترنج هنرمندان فرهاني پيوند ميخورد. اين فرشها كه معمولاً در ساروق و روستاهاي همجوار بخصوص حوزان و مانيزان از توابع بخش ملاير بافته ميشده است. همه تحت تأثير بافندگان ساروق بوده است. امّا قاليچههاي شاپوري به دو دستة شاپورهاي ساروق و شاپورهاي فراهان تقسيم ميشود كه شاپورهاي ساروق قدمتِ ديرينه و تنوعِ فراوان دارند.
نوع پوشش و لباس اين شاپورها، مدل اروپايي كه متأسفانه اين قاليچهها با ورود به منطقة فراهان به دوره قاليهاي صادراتي بافت آنها بيرونق شد ديگر بافندگان ساروقي به طرف بافت اين نوع فرشها از 80 سال قبل تمايلي نشان ندادند. اين نوع فرشها در فراهان داراي يك طرح و نقشه ثابتي نداشته و تنوع فراواني در آنها وجود داشته است از اين فرشها براي تزيين طاقچههاي منازل استفاده ميشده است.
فرشهاي شاپوري فراهان بيشتر در روستاهاي شرق ساروق تهيه ميشدند و بافت فرشهاي ساروق تا مدت مديري سيماي اقتصادي شهر اراك و كشور ايران را متحول كردند. بطوري كه پس از مدت كوتاهي كه از پايهگذاري شهر اراك گذشت حدود 30 شركت خارجي در اين شهر داير شد كه مهمترين آنها شعبات شركت زيكلر بود كه مركز آن در شهر منچستر انگلستان قرار داشت و در آن زمان ظل السلطان اداره گمرك را جهت تسهيل امر صادرات فرش داير كرد. دگرگوني در حدي بود كه براساس كتاب استاد محتاط در سيماي شهر اراك و نوشته ظل السلطان ساليانه حدود 200 هزار ليره (پاوند)اند به خاطر صادرات فرش وارد اين شهر ميشده است.
مرحوم محمدحسن خان امير نظام (برادر اميركبير) كه عامل احياي اراك و ايجاد رونق اقتصادي در اين شهر شده بود و ساختار اقتصادي شهر به طبع آن روستاهاي اراك را متحول نمود. به حدي كه در اوايل قرن 14 هجري قمري در شهر اراك حدود 50 شركت خارجي فعاليت داشتند كه باعث ارز آوري به منطقه و كشور بودند. دكتر فوريه در سال 1309 ـ 1310 ه.ق (72 ـ 1271 ه.ش) به همراه ناصرالدين شاه از اراك ديدار كرد. دكتر فرانسوي سلطان آباد را شهري معرفي ميكند كه قبلاً اهميت نظامي داشته (در زمان فتحعليشاه) ولي در زمان ناصرالدين شاه مركز تجارت قالي بوده و اهميت ديگري نداشته است. در اين زمان نايب الحكومه عراق ميرزا حسن خان برادر اميركبير بوده است.
كمپاني زيكلر كه در سال 1299 ه.ق معادل 1261 ه.ش شعبه خود را در شهر سلطانآباد و حوالي خيابان محسني فعلي ايجاد كرد. با تأسيس اين شركت نقطه عطفي در اقتصاد منطقه مستقيماً با سرمايهداري جهاني پيوند خورد.
موفقيت چشمگير اين شركت موجب شد كه تعدادي كمپانيهاي روس، امريكايي، اروپايي و بويژه انگليسي در اين شهر شعباتي داير نمايند. پس از گذشت سه دهه حدود 50 شركت خارجي در سلطانآباد به تجارت قالي و برخي فرآوردههاي كشاورزي مبادرت ورزيدند. در طي اين دوره تعداد دار قالي از 40 در سال ُِ به حدود 3000در سال 1310 به 5000 در سال 1344 ه.ق رسيد و كمپانی زيكلر مهمترين سهم در اين توسعه داشت. لردكر وزون تعداد دار قالي كمپاني زيكلر را در اواخر قرن 19 م حدود 2500 دار قالي ذكر كرده است.
امّا با پايان گرفتن جنگ جهاني اول، تقاضاي بازار آمريكا براي مدت كوتاهي مجدداً حركتي در توليد قالي منطقه عراق بويژه، قالي بافت ساروق پديد آورد و اقتصاد شهر سلطان آباد نيز رونقي گرفت. ليكن عمر اين دوره كوتاه بود زيرا بروز بحران تحريم كه از سال 1919 كشورهاي درگير جنگ و خصوصاً امريكا را در بر گرفت با عث تعطيلي تجارت خارجي سلطانآباد شد و شركتهاي امريكايي نيز ورشكست شدند و شهر را ترك كردند.
بين سالهاي 1933 ـ 1937 م (1312 ـ 1316ه.ش) پس از سپري شدن بحران اشباع در آمريكا تقاضاي مجدد بازار اين كشور رونقي مجدد به توليد قالي تجاري عراق داد. امّا در اين مرحله سلطه تجار و سرمايهداران ايراني و بويژه تجار محلي بر بازار سلطانآباد فرصت فعاليت به شركتها و دفاتر تجاري خارجي نداد و از آن پس كمپانيهاي خارجي هرگز به صورت گذشته امكان حضور در سلطانآباد را نيافتند. به دليل بياطلاعي تجار محلي و سودجوئي و اتخاذ روشهاي نادرست در تهيه و صدور فروش باعث ركود و بيرونقي و عدم رقابت در منطقه گرديد و ديگر آن درآمدهاي سرشار عايد نشد.
امروزه به علت وقبضبه بازار فرش ايران توسط كشورهاي پاكستان، چين، تركيه گراني مواد اوليه تغيير سليقهها دختران هزينههاي ديگر بازار فرش در فراهان كساد شده است. با اين وضع بيشتر افرادي كه قبلاً از قاليبافي كسب درآمد مينمودند و به تقويت بنيه اقتصادي خانوارهاي در كنار زراعت و دامداري كمك ميكردند امروزه ديگر رغبتي به اين كار ندارند و به نظر ميرسد كه خانوادهها اهميت چندان به درآمد فرش نميدهند.
قاليبافي عمدهترين صنعتدستي فراهان در طول 200 سال گذشته بوده است. امّا علاوه بر اين گليمبافي، گلدوزي، بافت جوراب، دستكش، و كلاه پشمي نيز در منطقه مرسوم است كه داراي اهميت كمتري است و در سالهاي اخير از رونق آنها كاسته شده است.
نوشته: ابراهیم گودرزی فراهانی