پردقان ؛کسراسف، چوگان و گورچان

پژوهشگران : حسین فراهانی و ابراهیم گودرزی

بنظرم این چهار منطقه در کنار هم معنا پیدا می کنند و مجموعه ای  بهم پیوسته را تشکیل می دادند و کارکردی  در ارتباط با هم را در گذشته دنبال می کردند و سه منطقه کسراس، چوگان و گورچان با هم ارتباط تنگا تنگی داشته اند مجموعه ای بهم پیوسته بودند که ورزشهای چوگان بازی و شکار گور را تداعی می کنند . ولی کسراسف کلمه ایست که مدتهاست  فکر و ذهن مرا به خود مشغول کرده است . کسرا لقب پادشا هان ساسانی و بخصوص لقب خسرو انوشیروان  پادشاه مقتدر ساسانی و فرزند قباد است .

در تاریخ قم چنین آمده است که قباد برای خود قصری ویژه در تل ماستر 1بنا کرد و منطقه فراهان  جزءمناطق 13 گانه خوش آب و هوای مورد تحقیق قباد بوده است2 و به همین جهت نیز برای خود در منطقه تل ماستر عمارت و یا قصری بنا کرده بود که این عمارت  در بلندی قرار داشته و به منطقه فراهان مشرف بوده است .آمد و شد قباد و پادشاهان ساسانی به منطقه تفرجگاههایی را نیز میطلبیدند که یکی از این تفرجگاهها بنظر می رسد که منطقه کسراسف چوگان و کورچان باشد که  هم منطقه ای محفوظ ومحاصره شده در کوهستان بوده و هم منطقه ای غنی که دارای شکار گاه و میدان بازی چوگان داشته است و شکار گور خر هم در این منطقه فراوان بوده است .

علاوه براین آتشکده آذر گشسب 10فردقان که آتشکده بزرگ ارتشتاران و شاهان بوده و قدمتی بیش از آتشکده آذر گشسب ارومیه و تکاب دارد و شاید قدمتی برابربا ظهور زردشت داشته باشد و بنا برتصریح تاریخ قم3 و اسناد معتبر در زمان قباد مزدک دستور داد که همه آتشکده ها را خاموش کنند بجز سه آتشکده قدیمی ا صیل9 که شامل آتشکده دهقا نان وموبدان و بزرگ ارتشتاران که بعد از قائله قباد و مرگ 000/20مزدکی به دستور انوشیروان  همه اتشها را به جای خود باز گرداندند و لی اتشکده آذر گشسب نا پدید شد و هرچه گشتند آنرا در ارومیه نیافتند و در نهایت آتشکده آذر گشسب فردقان را پیداکردند 4و این اتشکده ای بود که پادشاهان بسیار به آن اهمیت می دادند زیرا تمشیت سپاه را برعهده داشت .و حتی پادشاهان ساسانی این افتخار را داشتند که خود خادم آتشکده آذر گشسب باشند و اواخر عمر را در این محل به پایان برسانند 5

 

 

اما در باره اسم کسراس یا کسراسف که در کتاب تاریخ قم ذیل رستاق طبرش 6از آن به غلط تحت عنوان زیر آسف نام برده شده است ، نامگذاری غلطی است که اعراب ساکن قم به غلط  وعدم آشنایی نگارند ه 7با زبان پارسی "کسر"را زیر معنا کرده اند و" اسف" هم به نظر شان آمده که اسمی عبری و یا عربی است .در حالی که اخیرا" در صحبتهایی که با اقای حسین فراهانی داشتم ایشان تعبیر جالبی داشتند که این  اسم باید کسراسب5 باشد که ارتباطی با اسب کسرا دارد مثل جا ماسب و تهماسب و گشتاسب 8

-------------------------------------------------------------------------------------------

1-پشته و بلندی ایست که به فراهان مشرف است و همان کوه فناس واشقان است که در 4کیلومتری شمال این روستا است و استاد فتحعلی واشقانی در دوران جوانی این محل را دیده بود و گواهی میداد که در روزگار نه چندان دور حتی آثاری از بنا هم در این بلندی وجود داشته است واهالی واشقان این بلندی را که حدود 40 متر ازسطح زمین ارتفاع دارد بخوبی میشناسند و مساحت ان در حدود 200متر است که فرد مذکور اثار اجری انرا هم مشاهده کرده است

2-در تاریخ قم ص 91 :قباد از مداین تا شهر بلخ نقطه و مکانی پاکیزتر و خوش آب تر و نسیم او لذیذتر از ترمیسن تا عقبه همدان –فراهان- نیافت و بدین موضع از برای خاصه خود عمارتی پاکیزه بنا کرد که گرداگرد او هزار کرم و باغ بود

3— تاریخ قم ص 89 ، متو کلی گوید؛ یکی از مجوسیان که آنرا دیده بود مرا حکایت کرد که چون مزدک بر قباد پیروز شد گفت وظیفه آن است که تو همه آتش ها را باطل کنی مگر سه آتش اولین را، قباد این کار بکرده همچنین آن مجوس گفت! آتش آذرجشنسف بیرون آمد تا در آذربایجان به ما جشنسف رسید و با آن آمیخته گشت و هر گاه آنرا افروختندی آتش آذر جشنسف سرخ پیدا و ظاهر گشتی و آتش ما جشنسف سفید چون مزدک را بکشتند دیگر باره مردم آتش ها را به جاهای خود بازگردانیدند آتش آذر جشنسف را در آذربایجان نیافتند پیوسته آنرا بجستند و بر اثرش همی رفتند تا معلوم کردند که به فردجان باز آمده است.

4-  مختصر البلدان ترجمه مسعود انتشارات بنیاد خرهنگ ایران –

ایران ویج – بهرام خره وشی انتشارات دانشگاه تهران شهریور 1368 ص 155  

:چون مزدک را بکشتند دیگر باره مردم آتش ها را به جاهای خود بازگردانیدند آتش آذر جشنسف را در آذربایجان نیافتند پیوسته آنرا بجستند و بر اثرش همی رفتند تا معلوم کردند که به فردجان باز آمده است[2] 

5- ایران ویج – بهرام خره وشی انتشارات دانشگاه تهران شهریور 1368 ص 155  

6-تاریخ قم ص 139 .زیراسف

7-حسن ابن محمد حسن قمی مولف تاریخ قم

  8- طهماسب دارای اسب قوی-نام پسر منوچهر - گشتاسب صاحب اسب رمنده،پدر داریوش بزرگ هخامنشی. لهراسب : دارای اسب تندرو ، از پادشاهای کیانی و پدر گشتاسب .جاماسب : jamasb اسم پسر ریشه: اوستایی فراوانیبه معناي داراي اسب درخشان؛

9- آتش موبدان (روحانیون زردشتی) آتور فرنبغ= آذر فرنبغ

2- آتش ارتشتاران، آرتور گشسب = آذر گشب (آذر گشئب)

3- آتش کشاورزان، آتور برزین مهر = آذر برزین مهر در دوره ساسانی

اولی در فارس از خوارزم [خاستگاه اولیه آریایی ها] آورده بود

دومی در آذربایجان  کوه تخت سلیمان 

10-در کتاب ایران باستان اثر ماریان موله ص 76 آتش آذرگشسب که همان را آتش ارتشتاران می داند در تخت سلیمان در آذربایجان بوده که خرابه های آن هنوز پا برجاست.

ابن فقیه در مختصر البلدان درباره آتشکده آذرگشسب: در این روستا دهکده ایست به نام فردجان و در آن آتشکده ای کهن است و آن یکی از آتش هایست که مجوسیان در حق آن غلّو کرده اند. چونان آتش آذر خره و آتش جمشید و این نخستین آتش است و آتش ما جشنسف و این آتش کیخسرو است مجوسان درباره این سه آتش غلو کرده اند و سخنشان خردپذیر نبود. آذر جشنسف، آتش کیخسرو در آذربایجان بود انوشیروان آنرا به شیز آورد.