تاقی و روستاهای کودزر و وروان
اول هر فصل یا میانه هر فصل یا برخی از جشن های ویژه مثل نوروز و مهرگان و سده باشد .
نخستین مطالعه و معرفی این بناهای باستانی، در سال 1316 توسط آندره پ. هاردی، معمار همکار کاوشگران موزه لوور در تپه سیلک کاشان انجام شد به عقیده هاری و گدار کاربرد این بنا احتمالا علامت راه یابی بوده است پژوهشگران این قسم بنا را از سازههای اواخر دوران اشکانی و یا اوایل دوران ساسانی میدانند.
گاهشماری و تقویم از ابدا عات ایرانیان و مصریان باستان است به دلیل
اهمیت داشتن کشاورزی افراد در سه فصل کاشت، داشت و برداشت
این بنا ها اعتدالین 3و انقلابین 4را مشخص می کردند .و به کشاورزان فصل کشت در بهار و پاییز و فصل برداست محصول در تابستان را معین می نمودند .
جالب اینکه در فاصله کوتاهی در شرق این مکان روستای وروان قرار دارد در کتاب تاریخ قم به صراحت به روستای وروان اشاره نشده است ولی نام قریه" درون" دو بار در این کتاب ذیل رستاق کوزدر5 وجود دارد که شاید وروان 6امروزی باشد و یا اینکه همان وروان است و در نوشتن نویسنده املای درستی نکرده است و درست آن "ورون" که کلمه ای نزدیک به وروان است بوده باشد.
اما بررسی های حسین فراهانی نکات جالبی را برای ما مشخص کرد ایشان باپیگیری های مدام از کلمه وروان چنین رمز گشایی کرده است که درست این است که این روستا را زروان1 بنامیم .
زروان در اعتقادات مردم ایران باستان آیینی است که منشاءخیر و شر و علت موجده هردو برادر اور مزد و اهریمن است . و همچنین یکی از ایزدان آیین مزدیسناست که در کتاب اوستا به صورت زروان آمده است .و در برخی از نوشته های زبان پهلوی از زروان به صورت موجودی برتر از اور مزد سخن رفته است . پیدایش آیین زروانی را به دوره های بسیار دور و پیش از ظهور زردشت نسبت می دهند . مانی5 با اقتباس از افکار زرتشتی زمان خود زروان را به خدای بزرگ که به تصور اوخود صاحب دو فرزند بود اطلاق کرده است و در وجود زروان دو گانگی مزدایی به وحدت تبدیل می شود و به همین دلیل اعتقاد براین است که آیین زروانی گونه ای یکتا پرستی است . زروان اصلاً فرشتهٔ زمان است و با صفت اکرانه (بیکرانه) از او یاد شده. از صفات زروان چنین پیداست که برای زمان آغاز و انجامی تصور نشده و آن را همیشه پایدار و قدیم و جاودانی دانستهاند. از این زمان بیکرانه است که زمان کرانمند آفریده شد و ادامهٔ خلقت از طریق توالد و تناسل میسر گردید. در آئین مهرپرستی نیز زمان بیکرانه در رأس قرار دارد و زروان معمولاً به صورت موجودی با سر شیر و جسمی که ماری دور آن پیچیده، تجسم یافتهاست. برای مدتی دراز آیین زروانی به عنوان یکی از کیشهای بدعتی تلقی می شد که عاری از اهمیت تاریخی بوده و در زمان ساسانیان در باختر ایران نشأت یافتهبود ولیکن در سالهای اخیر و بویژه در اثر کشف متنهای مانوی از آسیای میانه آیین زروانی اهمیتی کسب کرده و مورد توجه خاص واقع شدهاست. اینک میدانیم که به پیروی مستقیم از آیین زروانی است که در دین مانی زروان را آفریدگار و سرور گیهان و پدر اهرمزد انگاشتهاند.[۵]
زروان یا زمان در آیین ایرانی تاریخی مبهم و طولانی دارد. در لوحههای بابلی مربوط به قرن پانزدهم پیش از میلاد از ایزدی به نام زروان سخن رفتهاست. در اوستا نیز به اختصار از این ایزد یاد شده و در متون پهلوی هم دربارهٔ آن سخن رفتا است...[۴] نام خدای زمان در زبانهای ایرانی میانه زروان یا زوروان است. معنای اصلی این واژه زمان است. آئین زروانی صورتی از دین مزدائی است ولی مسلماً زرتشتی نیست.[۳] اسناد مستقیم دربارهٔ آئین زروانی تقریباً بدون استثنا مربوط به زمان ساسانیان هستند
1- مطالعات میدانی عبارتست از مشاهده مستقیم محل و بازدید از آن
2- تقویم و گاهشماری از ابدا عات ایرانیان و مصریان باستان بوده که برای کشاورزی و زمان های کشاورزی کاربرد داشته است
3- اعتدالین به اول بهار و اول پاییز گفته می شود که زمان شب و روز برابرند
4- انقلابین تابستانی و زمستانی که در اول تیر ماه طولانی ترین روز سال است که به انقلاب تابستانی معروف است و شب اول دی ماه که طولانی ترین شب سال محسوب می گردد
5- تاریخ قم صفحه های 119و 141
6- وروان روستایی در فراهان امروزی که دارای حدود 40خانوار ساکن و در غرب کودزر و جنوب اشغل و شمال کمرک و در شمال غربی دستجان قرار دارد فاصله تا فرمهین 15 کیلومتر
شب چله در وروان
"شب زایش خورشید و آغاز سال نومیترایی , اولین شب زمستان و طولانی ترین شب سال "
معمولا اهالی روستا به مهمانی نزدبزرگترهای فامیل می روند و با آجیل شب چله که تشکیل شده از کشمش - نخودچی- گندم شاه دونه - گردو - بادام و کدو حلواوهندوانه و... پذیرایی می شوند.ولی مهمترین و لذیذترین خوراکی شب چله که مخصوص روستای وروان است نامش "قووت" است که تشکیل شده از شاهدونه وگردوی آسیاب شده به اضافه شیره که این مواد را باهم مخلوط میکنند و شب چله مصرف میکنند.
مراسم شب یلدا یا شب چله همچون تمام نقاط ایران در وروان نیز برگزار می شود و با توجه به برگزاری ۵۰۰۰ ساله ی این مراسم در ایران، عمر برگزاری این مراسم در وروان نیز به درازای زمان سکونت محل است.
آیین شب یلدا در وروان از دیرباز در سه شب متوالی باعناوین شب " چلهبزرگه"، "چله وسطی" و" چلهکوچیکه" برگزار میشده و خویشان و دوستان سفرهای از مهر را میگشودند و از هر دری سخنی میگفتند.اما هم اکنون شب یلدا را در یک شب برگزار میکنند. یکیازآیینهای ویژه یلدا، دیدار و بزرگان و سالخوردگان فامیل بودهاست. در شبهای چله افراد فامیل در همایشی صمیمی دور کرسی چوبی جمع میشدند و به قصههای بزرگترها گوش میدادند. زنان و دختران روستایی در گرگ و میش شبهای چله در تکاپو و هیجانی خاص ملزومات غذا و تنقلات ویژه این شب را مهیا میکردند وبرای گذران ساعات خوش در کنار فامیل لحظه شماری میکردند. آنان درسینیهای قدیمی مسی درفضای دودهگرفته آشپزخانههای قدیمی، انواع میوه و تنقلات به ویژه سیب ،گندم بوداده با شاه دانه، کدو حلوای پخته شده ، چغند پخته ، انگور ، تخمه و نخودچی کشمش، و گردو بادام را مهیا میکردند.دراین شب استثنایی پس از صرف شام و خواندن دعای شکر درپای سفره، همگان در کنار هم،از شادیها و غمها، موفقیتها ، اعتقادات، امیدها و بیمهاشان میگفتند. بزرگترها و ریش سفیدان فامیل در این شب علاوه بر خواندن برخی از اشعار محلی و خاطرات و داستانهای کهن ایران زمین را برای اعضای خانواده نقل میکردند.
در شب یلدا، بزرگترها با کودکان هم بازی میشدند،"گل یا پوچ" ،"شاه دزد بازی" و ...از جمله بازیهایی است که در شب چله با مشارکت همه اعضای خانواده رواج داشت.
بر افروختن آتش بر پشت بام ها و گاه تیراندازی یا سر و صدا کردن ، معمول ترین و رایج ترین آداب مربوط به چله دروروان است. گمان بر این است که با افروختن آتش و سر و صدا، پیرزن سرما یا «بوز نَـنـَسه» ترسیده و فرار می کند.متاسفانه این سنتها در حال فراموشی است.