آئين كوسَه (كِسِه) در روستاي فشک

درست چهل روز از زمستان گذشته و پنجاه روز به نوروز مانده(چله كوچک) يعني دهم بهمن ماه هرسال در روستاي فشك همانند برخي از مناطق كشور آئين و مراسم برپايي كوسه اجرا مي شود. کوسه نمادی از دیو خشکسالی و سرما است که نقش اول نمایش را فردي به نام كوسَه (كِسِه) برعهده دارد. در اين آئين و مراسم شعرهايي براي شادي و خوش يمن بودن توسط افراد شركت كننده سروده مي شود كه مضمون اين اشعار رخت بربستن زمستان وآمدن بهار همراه با خير و بركت را مي باشد.

قِرخ گِده آله قالده  / پانبوق جووالده قالده /  چارخوم دووارده قالده /كِسه گِنَه پانبوق آلده

  (40 روز از زمستان رفت و 50 روز ماند    پنبه ها توي جوال ماند    چرخ پنبه زنم رو ديوار آويزان ماند    باز با اين حال كوسا رفته دوباره پنبه خريده)

بيرقوش گَلده هَوادَن /قاناته چهل قوودَن    /ييدوق ايشدوق  گده روق خانمانيز آوادان       قوين آله باش قوين  قارله داغلر آش قوين   قارانقولوق گِجَده چوپانَه يولداش قوين       قوين گِدر دَرينَنَ  بير پيالَه كَرَينَن       اوشاقلَر آلا ديي قِزلَر ماشا الله ديي.

(يه گنجشكي اومد از آسمان    بسيار قوي و پر قدرت    خورديم و نوشيديم داريم ميريم زندگيتون پربركت باشه    گوسفند ابلق(سياه و سفيد) از توي كوههاي پر برف بيا پائين    توي شبهاي تار و تاريك يار و رفيق چوپان باش    گوسفند از دره ها عبور ميكنه و از علفها ميخوره و به صاحبش كره ميده بچه ها خدا خدا كنيد دخترها بهش ماشا الله بگوئيد) .

كـسـه گلیب هاوادان، بُرکو دو یل قوادان     (کوسه به هوای انعام آمده کلاهش را ببینید!)

كـسـه نی، پایون  ورین  اویز اُلسون آبادان   ( پس از داشته های خود سهمی به کوسَه بدهید  خانه شما آباد باد.)

كِسَه دو خان دو خان دو    باغچده قوش قوندو   حضرت يالوارندو   حضرت ياره اولسون   بير توله آته اولسون    مينسون گِدسون اودونه     قارقه باتسون بودنه    قله قله جاندو       مازه قله جاندو.

كسه درون يك خانه توي باغچه ها نگهباني ميده براي بركت و رزق و روزي دعا ميكنه  خدا دعاشا مستجاب كنه تا يه طويله اسب و احشام داشته باشه  سوار شه و بره دنبال رزق و روزي .

نحوه اجراي مراسم كوسَه (كِسه) در روستاي فشک:

روز چهلم زمستان (چله كوچيكه) يك نفر(اين فرد بيشتر از چوپانان انتخاب مي شود) به‌عنوان كوسَه انتخاب شده مراسم كوسه گرداني را به اجرا درمي آورد. اين فرد ظاهر خود را به طرز عجيبي آراسته كرده و با حركات تمسخرآميز و سرودن شعرهايي نويد رفتن سرماي طاقت فرسا و آمدن بهار همراه با خير و بركت را مي دهد. كوسه يك كلاه نمدي بر سر مي گذارد و دور تا دور اين كلاه را جارو(آغ بوتا) مي بندد طوري كه قسمت پهن و رشته اي اين نوع جارو به سمت بالا باشد و يک حالت بوته اي يا تاجي شكل به سر كوسه بدهد. اين فرد اغلب لباس‌هاي ژوليده و كهنه به تن مي كند. اكثر اوقات چند دست كت بلند و پاره پاره به تن كرده و سرو صورت خود را با زغال سياه كرده و با پشم گوسفند ريش و سبيلي بزرگ براي خود درست مي‌کند تا بيشتر خنده دار شود. كفش‌هاي او بزرگ پاره و تا به تا مي باشد. يك چوب‌دستي نتراشيده اي به دست گرفته كه اكثر اوقات بلندي اين چوب‌دستي از قد كوسَه بيشتر است. همچنين بر روي دست و بازوي خود چند عدد زنگوله زبانه دار مي بندد. به همراه كوسَه يك نفر ديگر كه او هم مي تواند چوپان بوده يا از دوستان كوسَه باشد به عنوان زن يا همسر كوسَه به اجراي اين مراسم شيرين و به ياد ماندني مي پردازد. زن كوسَه هم با لباسهاي رنگاوارنگ خود را آراسته نموده و پشت سر كوسه به راه مي افتد. در بعضی مواقع دو نفر همراه نيز با كوسه و زنش براي جمع كردن هدايا و پول به چشم مي خورد.

مردم ده (بيشتر بچه ها) به دنبال گروه كوسَه را مي افتند و مراسم كوسَه اجرا مي شود. كوسَه كه در پيشاپيش گروه حركت مي كند با دستان خود صداي زنگ‌هاي بسته شده به خود را در مي‌آورد و سپس وارد خانه‌ها  مي شود و با پاشنه كفش و يا چوب‌دستي خود ضربه اي به در طويله مي زند با اين اعتقاد كه اين كار شگون دارد و برای صاحب خانه خير و بركت مي‌آورد. كوسَه همچنان صداي زنگوله‌ها را در مي آورد و اشعاري را مي خواند و هنرنمائي مي كند و صاحب‌خانه مبلغي پول يا خوراكي و ارزاق به كوسَه مي دهد. در اين روز در اكثر خانه براي ورود كوسَه باز مي باشد. كوسَه نيز سعي مي كند وارد خانه هايي شود كه بز و گوسفند دارند. در بعضي از خانه ها مثل خانه هايي كه دام زيادي دارند يا تازه داماد درآن خانه باشد كوسَه خود را به غش زده و زنش با داد و فرياد طلب پول كفن و دفن كوسَه را از صاحب‌خانه مي نمايد.

لازم به ذكر است مراسم كوسَه در ايران به چند شكل صورت مي گيرد، مراسم كوسَه برنشين به جهت استقبال از نوروز است. مراسم كوسَه توسط چوپانان اجرا شده و در چله كوچک انجام مي شود و نمونه ديگر آن مراسم كوسَه گلين است كه براي طلب باران اجرا مي شود. از ديگر مراسم ها مي توان به مراسم كوسَه ناقالدي اشاره كرد مردم معتقد بودند كه آمدن ناقالدي شگون دارد و با خود خير و بركت به همراه مي‌آورد و موجب باروري و زايش ميش و بزها و گاوها مي‌شود.

از سوي ديگر چوپانان و بعضاً افراد فقير و بي‌چيزي كه اجرا كنندگان اين مراسم بودند از اين راه چيزي بدست مي‌آوردند تا زمستان را راحت تر بگذرانند با فرارسيدن ايام كوسه گرداني و چله كوچيكه كودكان و نوجوانان و حتي مردم خوشحال مي‌شدند چون براين باور بودند كه كمر زمستان شكسته و بهار نزديك است و اين مراسم موجب تفريح، سرگرمي و تفنن آنها نيز بوده است.